سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در خصوص عراق پس از ظهور داعش بر مبنای رهنامۀ مسئولیت حمایت
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 91-112
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.381035.1239
عباس فقیه عبداللهی، مهدی ذاکریان، هادی تاجیک
چکیده در پی جنایات متعدد گروه تروریستی داعش در عراق، جمهوری اسلامی ایران به درخواست رسمی دولت عراق به کمک این کشور شتافت و در نهایت متصرفات داعش آزاد و این گروه جنایتکار سرکوب شد. هدف از انجام این پژوهش بررسی حمایتهای ایران در بحران عراق پس از ظهور داعش با گامهای سه گانۀ رهنامۀ مسئولیت حمایت شامل پیشگیری، مداخله و بازسازی به روش تحلیلی و توصیفی است. بررسی الگوی رفتاری سیاست خارجی جمهوری اسلامی در عراق پس از ظهور داعش نشان میدهد گرچه مرحلۀ پیشگیری رهنامۀ مسئولیت حمایت کاملاً توسط جمهوری اسلامی ایران اعمال نشده است، شواهد کافی از اعمال مراحل مداخله و بازسازی توسط جمهوری اسلامی ایران بر مبنای رهنامۀ مسئولیت حمایت در عراق وجود دارد. حضور ایران در عراق در کنار توجیهات امنیت ملی جنبۀ حقوق بشری و امنیت انسانی دارد. مقابله ایران با گروه تروریستی داعش در عراق که همۀ جنایات ذیل رهنامۀ مسئولیت حمایت را مرتکب شده است، مصداق حمایت جمهوری اسلامی ایران از مظلومان و مستضعفان مصرح در قانون اساسی ایران است و اعمال حقوق بشر انسانی در مقابل حقوق بشر ابزاری است.
روابط افغانستان و چین: تغییر بهسمت شراکت استراتژیک
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 1-29
https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.344912.1165
سمیه مروتی، حمید احمدی، مهدی ذاکریان
چکیده روابط چین و افغانستان در دهههای گذشته براساس رویکرد پکن به تحولات منطقهای و بینالمللی تنظیم شده است. خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و تصرف کابل از سوی طالبان موجب تغییر رویکرد چین در قبال افغانستان از دیدگاههای مختلف شد. خروج آمریکا موجب تغییر موازنۀ قدرت در افغانستان و بهتبع آن مناطق پیرامونی آن خواهد شد. رویکرد چین نسبت به افغانستان همواره برمدار ملاحظات امنیتی بوده و در حال حاضر ملاحظات اقتصادی نیز به آن افزوده شده است. طرح بزرگ اقتصادی چین در پاکستان و آسیای مرکزی در کنار نگرانی از پیوند میان گروههای افراطی در افغانستان با ایغورها در همسایگی این کشور از مهمترین نگرانیهای امنیتی چین است. حضور طالبان در قدرت و خروج آمریکا از افغانستان منجر به تغییر الگوی روابط از بیتفاوتی حسابشده به شراکت استراتژیک شده است. مؤلفههایی مانند قطعیتنداشتن محیطی و انطباق استراتژیک، زمینهساز پذیرش این الگو از سوی چین شد. در پژوهش حاضر به بررسی چرایی تغییر رویکرد چین در قبال افغانستان از بیتفاوتی حسابشده به شراکت استراتژیک میپردازیم و میخواهیم با بیان کنشگری چین در افغانستان تصویر روشنی از این تحولات ارائه دهیم.
