تحلیل تاریخی-جامعه شناختی پدیده قاچاق در بنادرخلیج فارس درپرتو نظریه جهان – نظام (نیمه نخست قرن 20)
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 110-136
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.246822
محمد حسن نادری، سید هاشم آقاجری
چکیده این پژوهش با رویکردی تاریخی–تحلیلی، فرآیند شکلگیری و نهادینهشدن شبکههای قاچاق کالا را در بنادر شمالی خلیج فارس طی نیمه نخست قرن بیستم میلادی بررسی میکند. یافتهها مبتنی بر اسناد آرشیوی، گزارشهای کنسولی و مطبوعات دوره نشان میدهد که ترکیب سهگانهی سیاستهای مالی دولت مرکزی، ساختارهای معیشتی–اجتماعی منطقه و مداخلات هدفمند قدرتهای خارجی (به ویژه بریتانیا)، به ایجاد شبکهای سازمانیافته از قاچاق کالاهای استراتژیک انجامید. در چارچوب نظریهی «نظام جهانی» والرشتاین، این پدیده، بازتاب موقعیت نیمهپیرامونی ایران و فشارهای ساختاری مرکز جهانی بر حاشیه بود. پیامدهای آن فراتر از زیان اقتصادی، شامل تضعیف حاکمیت ملی، انتقال سرمایه به شیخنشینهای جنوب خلیجفارس، شکلگیری شبکههای فراملی و دگرگونی ساختار اجتماعی–سیاسی منطقه شد. این پژوهش قاچاق را نه صرفاً به عنوان یک معضل اقتصادی، بلکه به مثابه یک پدیده سیاسی-اجتماعی بازتابدهنده گفتمان قدرت در مرزهای جهان اسلام تفسیر میکند و درکی از چگونگی شکلگیری روابط نابرابر و نیز ظرفیتهای کنشگری جوامع محلی در مناطق پیرامونی جهان اسلام ارائه میدهد.
