نویسنده = مصطفی قادری حاجت
جهان اسلام

بنیان های قدرت گیری دوباره طالبان در افغانستان

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 177-208

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.508901.1450

مصطفی قادری حاجت، مهدی کریمی، ریحانه صالح آبادی

چکیده قدرت‌گیری مجدد طالبان در افغانستان، یکی از تحولات مهم سیاسی و امنیتی منطقه است که پیامدهای گسترده‌ای برای ثبات داخلی و ژئوپلیتیک منطقه دارد. درک دقیق عوامل مؤثر بر این پدیده می‌تواند به تحلیل ریشه‌های بحران و ارائه راهکارهای مناسب برای جلوگیری از تکرار آن کمک کند .این پژوهش با هدف بررسی عوامل داخلی و خارجی مؤثر بر بازگشت طالبان به قدرت، بر اساس رویکرد عدالت فضایی و مدل سیستمی تحلیل بحران، به تبیین این مسئله پرداخته و چگونگی تعامل این عوامل را در فرآیند قدرت‌گیری طالبان تحلیل می‌کند. این مطالعه از روش توصیفی-تحلیلی بهره می‌برد و با استفاده از تکنیک ویکور، میزان عدالت فضایی در ولایت‌های افغانستان را ارزیابی کرده است. همچنین، داده‌های کیفی و مشاهدات میدانی برای تحلیل نقش مذهب، قومیت، زبان، نفوذ خارجی، نفوذ جنگ‌سالاران و واکنش‌های داخلی و بین‌المللی به طالبان در یک چارچوب سیستمی مورد استفاده قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد، بی‌عدالتی فضایی، شکاف‌های قومی، سیاست‌های زبانی، حمایت‌های خارجی، ضعف دولت مرکزی و نفوذ جنگ‌سالاران از مهم‌ترین عوامل زمینه‌ساز بازگشت طالبان به قدرت بوده‌اند. تحلیل سیستمی نشان داد که این عوامل در یک چرخه علّی و بازخوردی به یکدیگر متصل بوده و خروج نیروهای خارجی، خلأ قدرت را ایجاد کرده که طالبان با استفاده از آن، بر کشور مسلط شده‌اند. مدل سیستمی ارائه‌شده در این پژوهش نشان می‌دهد که قدرت‌گیری مجدد طالبان یک فرآیند چندعاملی و پیچیده است که در صورت عدم اصلاح ساختارهای حکمرانی و سیاست‌گذاری، امکان تکرار بحران‌های مشابه در آینده وجود دارد.


 

جهان اسلام

تحلیل جنبش‌های مدنی در شهر کابل در چهارچوب نظریه عدالت فضایی

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 25-53

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.401347.1268

محمد علی جعفری، زهرا احمدی‌پور، مصطفی قادری حاجت

چکیده  انزوای اجتماعی در ارتباط شبکه‌ای با بقیه سیاست‌های اجتماعی چون سیاست‌های مربوط به آموزش، سلامت، مسکن، اشتغال، جرم، رفاه، فقرزدایی و... است و آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و از آنها تأثیر می‌پذیرد. در افغانستان با استقرار حاکمیت جدید این برابری منافع و عدالت جغرافیایی همیشه مطرح بوده و شهرها به‌عنوان نماد مدنیت مکان بروز اعتراضات کم و بیش بوده که منجر به تشکیل جنبش‌هایی در شهر شده است. با دو جریان عمده اعتراض مدنی یعنی «جنبش تبسم» به‌دنبال کشته شدن دختری نوجوان به‌دلیل قومیت و مذهب و همچنین ناامن بودن مسیرهای منتهی به پایتخت و دیگری «جنبش روشنایی» به‌دلیل تغییر انتقال شبکه برق از مسیر ولایت بامیان، برای اولین‌بار توسط قومیت هزاره گام‌های مدنی در فضای شهر کابل شکل گرفت. این مقاله با انتخاب روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اطلاعات میدانی (مشاهده) در پی پاسخگویی به سوال اصلی مقاله انجام شده است: آیا جنبش‌های مدنی در شهر کابل با زمینه قومی واکنشی به بی‌عدالتی فضایی در توزیع خدمات شهری است؟ نتایج نشان از آن دارد که دگرگونی‌های فضایی کابل بیشتر تحت تاثیر اقوام جلوه‌گری می‌کند. در این جنبش‌ها گروه قومی با تبلیغات و گفتمان‌های متعدد توانستند گروه‌های قومی و اجتماعی گوناگون به ویژه دانشگاه‌ها، مدارس، اداره‌های دولتی را برای شرکت در جنبش جذب کنند و اولین جنبش‌های شهری کابل بدون خشونت و ناهنجارهای اجتماعی شکل بگیرد.  
 
 

بررسی علایق و نگرانی‌های ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه

دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 131-160

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.349834.1180

زهرا سادت مهرابیان، سیروس احمدی نوحدانی، مصطفی قادری حاجت

چکیده کشورهای جهان با توجه به درک موقعیت خود و منافع ملی که از قبل برای خود تعیین کرده‌اند و با توجه به ارزیابی عملکرد دیگر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اقداماتی انجام می‌دهند و نقش سیاسی و بین‌المللی ایفا می‌کنند. سوریه به‌عنوان همسایۀ جنوبی ترکیه از دیر باز جزو مناطق مهم و حیاتی برای این کشور محسوب می‌شده است، موضوعی که اهمیت خود را در پی تحولات سوریه و درگیری‌های داخلی در این کشور به خوبی نشان داد. محور اصلی این مقاله شناخت نگرانی‌های و علایق ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه است. از این‌رو با بهره‌گیری از رویکرد توصیفی‌تحلیلی و تکیه بر منابع کتابخانه‌ای در پی شناسایی و تحلیل نگرانی‌ها و علایق ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه از زمان شروع جنگ و بحران در این کشور در سال‌های 2011 تا 2020 هستیم. به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که نگرانی‌ها و علایق‌ ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه کدامند؟ یافته‌های کتابخانه‌ای و استنباطی که با استفاده از نرم افزار Spssو آزمونT-Test انجام دادیم نشان می‌دهد که علائق ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه عبارت از علایق سیاسی، ژئوکالچری، هیدروپلیتیکی و هیدروکربنی از جمله افزایش عمق راهبردی، رهبری جهان اسلام در منطقه، استفادۀ راهبردی از رود فرات و منابع نفتی است و نگرانی‌های ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه شامل نگرانی‌های ژئواستراتژیکی، سیاسی، امنیتی خودمختاری کردهای سوریه، نفوذ رقبای منطقه‌ای مانند ایران و وجود نیروهای تروریستی و تکفیری است.

جهان اسلام

موقعیت اقدام راهبردی گام نخست تدوین سیاست همسایگی بهینه

دوره 3، شماره 10، زمستان 1400، صفحه 82-114

مصطفی قادری حاجت، حسین امیر ابراهیمی، مهدی نجفی، حیدر علی فیضی، میلاد برفی، کتایون آروان

چکیده در سیاست خارجی فعال و پویا شناخت صحیح و مبتنی بر رهیافت‌های علمی، رکنی غیر قابل بحث است، از این رو مسائل سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران در محیطی با ویژگی‌های منحصربه‌فرد ژئواستراتژیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچری، خارج از این چارچوب نخواهد بود. همسایگان ایران مشتمل بر 15 کشور در حدود27409کیلومتر مربع وسعت، 707میلیون نفر جمعیت و  3238 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی است که نشان از ظرفیتی شگرف در صورت شناخت الزامات راهبردی مبتنی بر تعیین موقعیت اقدام است. چنین ظرفیتی، اهمیت سیاست همسایگی پویا و اثرگذار را برای کشورمان آشکار می‌سازد. در فضای پیرامونی ایران روسیه در شمال، ترکیه در غرب، عربستان در جنوب و پاکستان در شرق قابلیت بیشتری برای اثرگذاری بر تعاملات و مختصات روابط منطقه ای دارند. از این رو لازم است موقعیت اقدام ایران مبتنی بر نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها متناسب با هر یک از بازیگران مورد بررسی قرار گیرد. این مقاله با رویکرد توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از روش SWOT  در پی شناخت نقاط ضعف، قوت، تهدید ها و فرصتهای ایران در مواجهه با قدرتهای اصلی منطقه و تعیین موقعیت اقدام راهبردی در راستای سیاست گذاری همسایگی بهینه است. یافته ها نشان می دهد متاثر از شرایط مختلف داخلی و خارجی و در  وضعیت کنونی ایران در سپهر همسایگی خود و به ویژه در ارتباط با کشورهای اصلی منطقه بیشینه در موقعیت تدافعی  است.

جهان اسلام

جایگاه ژئوپلیتیکی تنگۀ هرمز در راهبرد دفاع دریای ایران

دوره 3، شماره 7، بهار 1400، صفحه 113-146

سهراب عسگری،، مصطفی قادری حاجت

چکیده با تشکیل نیروی دریایی در سال 1303 اعمال حاکمیت بر قلمروی دریایی کشور شروع شد. تصویب نخستین قانون مناطق دریایی ایران در سال 313 ، اعمال حاکمیت را قانونمند کرد. در دهه‎های بعد قانون مناطق دریایی ایران بازنگری شد. در تکمیل آن، حقوق و قوانین بین‎الملل دریاها مؤثر بود. موضوع قوانین دریایی کشور، همواره خلیج فارس و دریای عمان بوده است و تنگۀ هرمز به‌عنوان آبراه مهم جهانی از نظام حقوقی ویژه‎ای برخوردار نشده است. در نتیجه، عبور از آن دارای نظام حقوقی خاصی نیست و قوانین کنوانسیون 1982 حقوق بین‏الملل دریاها به تنگۀ هرمز نیز تعمیم داده می‏شود. تنش‎های سیاسی پیش‌آمده در دهه‎های اخیر و اقدامات خصمانۀ کشورهای متخاصم، سبب شده است بستن تنگۀ هرمز به‌عنوان اهرم بازدارندۀ تدافعی مورد توجه مسئولان کشور قرار بگیرد.
در این مقالۀ توصیفی و تحلیلی که به شیوۀ کتابخانه‏ای انجام داده‌ایم، ضمن بررسی وضعیت و روند اقدامات ایران در عرصۀ قلمروهای  دریایی، به نقش ژئوپلیتیک تنگۀ هرمز در سیاست‎های دفاعی کشور می‎پردازیم که به‌عنوان متغییر مستقل در این پژوهش مطرح است و پیامد‎های  بستن تنگۀ هرمز نیز به‌عنوان متغییر تابع است. این پرسش مطرح است که تنگۀ هرمز چه جایگاهی در راهبرد دفاع دریایی ایران داشته است و طرح  بستن تنگه از منظر راهبرد دفاعی دریایی چه پیامدهایی دارد؟ براساس یافته‎های پژوهش، طرح بستن تنگۀ هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران، همواره واکنش‎های زیادی در پی داشته است. ساخت خطوط لولۀ جایگزین، ابراز مخالفت‎های بین‏المللی، تهدید به‌کارگیری نیروی نظامی با بازنگهداشتن تنگه از جمله آن‌ها بوده است.