جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ تحلیل پیامدهای ژئوپلیتیک- امنیت منطقهای بر اساس رویکرد شبکهای و انتقادی در روابط بینالملل.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1405
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245934
مرتضی بندری، حسن محمدی منفرد، عبدالرضا عالیشاهی
چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل پیامدهای جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران بر امنیت منطقهای، تعادل قدرت در غرب آسیا و واکنش بازیگران منطقهای و بینالمللی است. سوال اصلی پژوهش عبارت است از: «چگونه جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران را میتوان از منظر ژئوپلیتیک شبکهای و امنیت انتقادی تحلیل نمود؟ و پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی آن چه خواهد بود؟» فرضیه پژوهش دلالت بر این موضوع دارد که جنگ کوتاهمدت رژیم صهیونیستی علیه ایران، با ایجاد اختلال در شبکههای سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه، پیامدهای بلندمدت ژئوپلیتیکی و تهدیدات امنیت انسانی و منطقهای را تشدید میکند. یافتههای پژوهش با بهرهگیری از ترکیب نظریه ژئوپلیتیک شبکهای (برای تحلیل روابط پیچیده بازیگران منطقهای و فرامنطقهای) و رویکرد امنیت انتقادی (برای بررسی پیامدهای انسانی، اجتماعی و فراتر از تهدیدات نظامی) و با استفاده از روش تحلیل کیفی مبتنی بر مطالعات موردی، منابع ثانویه و تحلیل محتوای دادههای سیاسی و امنیتی نشان داد که جنگ ۱۲ روزه، شبکههای منطقهای را مختل کرده، امنیت جمعی و همکاریهای منطقهای را تضعیف و ثبات ژئوپلیتیکی غرب آسیا را تهدید میکند. این مطالعه بر اهمیت تحلیل شبکهای و رویکرد انتقادی در فهم بحرانهای منطقهای تأکید دارد و راهکارهایی برای تقویت امنیت جمعی و دیپلماسی پیشگیرانه ارائه میکند.
نقش دیپلماسی علمی در توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اسراییل و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز.
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 2-32
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.558527.1540
شیوا علی زاده، حمیدرضا جوادی قلعه
چکیده با رشد تصاعدی پیشرفتها در حوزههای علم و فناوری، تلاش دولتها برای بهرهبرداری از این دستاوردها در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجیشان افزایش یافته و متقابلاً یاری گرفتن از روابط خارجی در جهت ارتقای توانمندیهای علم و فناوری نیز به یکی از مهمترین اهداف دستگاه دیپلماسی کشورها بدل شده است؛ رویکردی که بهمثابه جنبهای دارای اولویت از دیپلماسی، با عنوان دیپلماسی علمی جایگاهی با اهمیت روزافزون یافته و بهمنزله وجهی از قدرت نرم توسط بسیاری از بازیگران جهانی و منطقهای بهخدمت گرفته شده است. در این میان کنشگری همچون اسرائیل بهمحض رسیدن به این تلقی که بر تهدیدهای امنیتی ابتدایی چیره شده، نام ملت استارتاپ را برای خود برگزیده است. یکی از پهنههای مناسب برای قدرتنمایی اسرائیل در این حوزه، آسیای مرکزی و قفقاز بود. مفروض نویسندگان پژوهش حاضر در پاسخ به چیستی نقش دیپلماسی علمی در توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اسرائیل در آسیای مرکزی و قفقاز بر این است که دیپلماسی علمی گرانیگاه مناسبات اسرائیل در این منطقه است و اسرائیل توانسته با شناسایی نیازهای فنی و علمی کشورهای این منطقه در حوزههای مختلف امنیتی، کشاورزی، انرژی، نظامی، سایبری و پزشکی ُ جایگاه خود را در عرصه روابط خارجی این کشورها تثبیت و تعمیق کند. این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانهای و اینترنتی به انجام رسیده است.
فضای سایبری در راهبرد آفندی و پدافندی اسرائیل از منظر اسناد بالادستی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 139-164
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.481812.1390
سید امین حبیبی، عارفه عباسی کرافشانی
چکیده تهدیدات امنیتی نوین همچنین مفهوم امنیت موسع، امروزه چالشهای فراوانی را پیش روی بازیگران منطقهای قرار داده است. در این بین، فضای سایبری طی دهه گذشته تبدیل به یکی از مهمترین میدانهای نبرد شده است. فضای سایبری در کنار فرصتهای بیشماری که برای بشر ایجاد میکند، درعینحال خالق تهدیدات نوین و چالشهای جدی برای امنیت جوامع انسانی نیز است. اسرائیل با درک اهمیت فضای مذکور، هم در نقش محافظ امنیت و جبرانکننده ضعفهای ژئوپلیتیکی و هم در نقش عامل بازدارنده و تهاجمی، علاوهبر سرمایهگذاریهای شگرف مادی و انسانی، راهبردهای منظم و دقیقی در رابطه با آن تدوین کرده است. این پژوهش درصدد است که با مطالعه اسناد راهبردی اسرائیل در حوزه سایبر، به سؤال «فضای سایبر چه نقشی در راهبردهای نظامی اسرائیل بازی میکند؟» پاسخ دهد. باتوجهبه یافتههای پژوهش، اسرائیل با ایجاد همکاریهای نزدیک میان نهادهای نظامی- امنیتی و شرکتهای فعال خصوصی در حوزه امنیت سایبری و با تعریف کردن آنها زیر یک چتر واحد توانسته حوزه آفندی و پدافندی خود را توأمان پوشش دهد و همچنین تا حد زیادی تهدیدات این حوزهها را کنترل و اقدام به خلق بازدارندگی سایبری کند. اسرائیل در چهار بعد اقتصادی، نظامی- اطلاعاتی، اجتماعی و سیاسی بهصورت تفکیکشده راهبردهای سایبری خود را طرحریزی کرده است. همچنین اسرائیل توانسته با تواناییهای خود در حوزه سایبر، اشراف اطلاعاتی، جاسوسی و خرابکاری خود را در منطقه و جهان بسط و گسترش دهد.
بررسی تطبیقی سیاست ایران و اسرائیل در قبال بحران اوکراین.
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 169-196
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.389669.1250
عماد هلالات، حمید حکیم
چکیده جنگ روسیه و اوکراین (بحران اوکراین) از مهمترین بحرانهای قرن جدید است که کشورهای مختلف سیاست خارجی متفاوتی را در قبال این بحران داشتهاند. ایران و رژیم اسرائیل، بهعنوان دو بازیگر تأثیرگذار در منطقۀ خاورمیانه و نظام بینالملل، سیاست خارجی متفاوتی را در قبال این بحران بهکار گرفتهاند. این پژوهش با استفاده از روش مقایسهای و در قالب چارچوب نظری واقعگرایی، در پی پاسخ به این سؤال است که ایران و اسرائیل بهعنوان دو قدرت منطقهای خاورمیانه سیاست خود را در قبال بحران اوکراین چگونه تنظیم کردهاند؟ این مقاله استدلال میکند که ایران بهعنوان یک بازیگر چالشگر نظام بینالملل، بحران اوکراین را بحرانی در راستای تغییرات در نظام بینالملل و شکلگیری یک نظام بینالملل جدید میبیند که موجب تحدید قدرت، قدرتهای بزرگ از جمله ناتو و آمریکا و روسیه میشود. از سوی دیگر، اسرائیل بهدنبال حداقل حفظ ساختار موجود و تغییرنکردن موازنۀ قدرت است و از آن حمایت میکند، هرچند شاید شکست روسیه برای اسرائیل مطلوب باشد. براین اساس ایران و اسرائیل در حوزههای سیاسی، نظامی و امنیتی، انرژی و تجاری سیاست متفاوتی را در قبال بحران اتخاذ کردهاند.
.منافع ژئوپلیتیکی بازیگران منطقهای در بحران یمن
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 163-193
https://doi.org/10.2203/FASIW.2023.384450.124.3
امیررضا مقومی، مهدی فیروزکوهی، کاظم ذوقی بارانی، محمدعلی حسننیا
چکیده یمن بهدلیل موقعیت ویژۀ ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی که دارد همواره قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در آن دخالت کردهاند. شکلگیری خیزشهای عربی و پس از آن دخالت قدرتهای منطقهای و بینالمللی در آن، یمن را بیشازپیش به بحران کشاند و این کشور را به میدان جنگ داخلی و خارجی تبدیل کرد. در این مقاله در پی پاسخ این پرسش هستیم که چهار بازیگر مهم منطقهای، یعنی جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی، امارات متحدۀ عربی و اسرائیل، چه منافع ژئوپلیتیکی را در بحران یمن دنبال میکنند؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که با وجود انگیزههای سیاسی و ایدئولوژیکِ هرکدام از بازیگران، بیشتر اهداف اساسی آنان در این بحران، متوجه مزیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی یمن است. ایران علاوه بر اهداف ایدئولوژیک در کمک به مستضعفین، این بحران را عرصهای برای گسترش عمق ژئوپلیتیک محور مقاومت میداند و عربستان سعودی نیز که مهمترین بازیگر منطقهای دخیل در بحران یمن است، یمن را برای جاهطلبیهای منطقهای و بینالمللی و همچنین متوقفشدن مشکلات ژئوپلیتیکیاش ضروری میداند. امارات متحدۀ عربی که سیاست خارجیاش را بر دیپلماسی دریایی و تنگهای بنا کرده است، ژئوپلیتیک یمن را محور سیاستهایش برای نقشآفرینی مؤثرتر در منطقه میداند. اسرائیل نیز که یکی از واحدهای سیاسی ذینفع در دریای سرخ محسوب میشود، موقعیت ژئوپلیتیکی یمن را برای امنیت کشتیرانی و افزایش قدرت بازدارندگیاش در برابر جبهۀ مقاومت مهم میداند.
اثرسنجی نظام موازنۀ دور آمریکا در روابط راهبردی عربستان سعودی و اسرائیل
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 129-154
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.360744.1201
امیر رضا مقومی ،، شهروز شریعتی
چکیده منطقۀ غرب آسیا یکی از مهمترین مناطق بینالمللی است که در دهههای اخیر با تحولات عمیق و گستردهای روبهرو شده است. پویاییهای سریع منطقهای و فرامنطقهای، روابط بین دولتها را متحول ساخته و صفبندیهای جدیدی را در غرب آسیا بهوجود آورده است. یکی از این تحولات بنیادی را در دگرگونی روابط بین عربستان سعودی و اسرائیل میبینیم. در این مقاله به روش تحلیل پسارویدادی در پی تبیین جایگاه نظام مفهومی موازنۀ دور آمریکا بر روابط رو به رشد عربستان و اسرائیل و ارزیابی پیامدهای توسعۀ این روابط بر منطقۀ غرب آسیا هستیم و میخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که سیاستگذاری ایالات متحده در غرب آسیا چگونه روابط عربستان سعودی و اسرائیل را متأثر کرده است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح میشود که آمریکا میکوشد با احیای رهنامۀ دوستونی پیشین خود در قالب نظام موازنۀ دور در غرب آسیا، امنیت این منطقه را در چارچوب راهبرد ثبات هژمونیک ایالات متحده تداوم بخشد. یافتههای مقاله مبتنی بر روندپژوهی تحولات، همچنین نشان میدهد گسترش روابط اسرائیل و عربستان سعودی میتواند منجر به تغییر ژئوپلیتیک انتقال انرژی در غرب آسیا شود و ژئوپلیتیک این منطقه را با تحولاتی احتمالی روبهرو سازد که این تغییرات در راستای منافع کلان ایالات متحده برای کنترل منابع انرژی جهان خواهد بود.
ارزیابی نقش ژئوپلیتیک جمعیت در امنیت ملی رژیم صهیونیستی
دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 120-147
https://doi.org/10.22034/fasiw.2022.152738
امیررضا مقومی مقومی، مهدی جاودانی مقدم
چکیده ژئوپلیتیک جمعیت، یکی از مهمترین عناصر مؤثر در قدرت و امنیت ملی در روابط بینالملل است. این موضوع امروزه با افزایش اهمیت روزافزون دانش و فناوری و تحدید عناصر قدرت سخت، اهمیت کمتری نسبت به گذشته دارد، اما همچنان بهعنوان یکی از عوامل تأثیرگذار بر سیاست داخلی و خارجی در سیاست جهانی مورد توجه است. ژئوپلیتیک جمعیت بیشک یکی از مهمترین دغدغههای دائمی اسرائیل از ابتدای تأسیس آن تاکنون بوده است. این موضوع با توجه به ماهیت بستۀ دین یهود و محدودیت کمی یهودیان جهان و همچنین بهدلیل اینکه این رژیم، حضور و قوام خود را بر اساس وجود جمعیت فقط یهودی استوارساخته، اهمیت بیشتری یافته است. علاوه بر این، تداوم اشغالگری این رژیم در سرزمین فلسطین و چالشهای ناشی از بحران مهاجرت و همچنین بروز مسائل جدید در درون مرزهای فلسطین اشغالی نیز بر نگاه ویژۀ اسرائیل به مسئلۀ جمعیت و تغییر و تحولات دائمی آن افزوده است. در این چارچوب، این پرسش مطرح است که ژئوپلیتیک جمعیتی اسرائیل چگونه امنیت ملی این رژیم را تحت تأثیر قرار داده است؟ یافتههای این پژوهش که به روش توصیفیتحلیلی انجام شده است، نشان میدهد ژئوپلیتیک جمعیتی اسرائیل، همزمان فرصتها و چالشهایی را برای این رژیم بهوجود آورده است که اگرچه فرصتها، بیشتر در بُعد کیفی بروز یافتهاند، ابعاد کمی، الگوی پخش و ترکیبات جمعیتی این رژیم به کاهش ضریب امنیت ملی آن منجر شده است.
تأثیر ظهور داعش بر وضعیت اقتصادی کشورهای منطقۀ لوانت مطالعۀ موردی اسرائیل
دوره 2، شماره 5، پاییز 1399، صفحه 131-160
حجت مهکویی، سارا فلاح، یوسف زین العابدین عموقین، مهدی محمدیان
چکیده یکی از مسائلی که در جهان کنونی میتواند معادلات اقتصادی را برای یک طرف/طرفها نسبت به طرف/طرفهای دیگر، سنگینتر کند، تشکیل گروههای تروریستی و اقدامات تروریستی است. دولتهایی که تحولات اقتصادی را بهشدت دنبال میکنند و خواستار تغییرات شگرف اقتصادی درون کشورشان هستند با شناسایی مناطق ژئوپلیتیکی زمین، راهکار را در راهبرد شکلگیری تروریسم در این مناطق میبینند. در منطقۀ ژئوپلیتیکی خاورمیانه، گروه تروریستی داعش که بهعنوان قدرتمندترین گروه تروریستی سازمانیافته شکل گرفت، معادلات سیاسی و اقتصادی چندی را برای منطقه و نظام جهانی رقم زد. ظهور این گروه تروریستی سازمانیافته بر وضعیت اقتصادی کشورهای منطقۀ لوانت تأثیرات متفاوتی گذاشت. هدف اصلی ما در این مقاله بررسی تأثیر ظهور داعش بر وضعیت اقتصادی اسرائیل بهعنوان یکی از کشورهای منطقۀ لوانت است. این پرسش اصلی مطرح است که ظهور داعش بر وضعیت اقتصادی اسرائیل بهعنوان یکی از کشورهای منطقه لوانت چه تأثیری داشته است؟ بنابراین با روش پژوهشی توصیفیتحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و وبگاههای اینترنتی و با بهرهگرفتن از نظریۀ بازیها با تأکید بر چانهزنی بهدنبال بررسی این هدف هستیم. البته وضعیت اقتصادی اسرائیل با تأکید بر حوضۀ انرژی فسیلی تحلیل شده است. نتایج یافتههای پژوهش نشان میدهد، آنگونه که اقتصاد دیگر کشورهای حوضۀ لوانت از ظهور داعش متأتر و تضعیف شدهاند، اقتصاد اسرائیل تضعیف نشده است.
