آینده پژوهی روابط ایران و عربستان تا 2028
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 77-110
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.436153.1320
محمد ترزم پور
چکیده رابطه امروز ایران و عربستان رابطه قدرت و امنیت است، نه دوستی و همسایگی. روند نزولی ۱۵ سال اخیر، ایران را از قدرتی منطقهای و رقیبی مورد احترام، به کشوری عادی و ابزار بازدارندگی عربستان تبدیل خواهد نمود. درحقیقت ایران بازی قدرت را به آقای فعلی خاورمیانه (عربستان) باخته است. ایران درجهت بهبود شرایط خویش از فلسطین به نفع عربستان عبور کرده است، اما ازسویدیگر، شرایط فعلی عربستان نیز پایدار نخواهد ماند. با توجه به نظریه تقارب که ریمون آرون و گالبریت نظریهپردازان مشهور آن هستند، قدرتهای بزرگ بهرغم تفاوتهای صوری ایدئولوژیک، درمورد مسائل مربوط به امنیت ملی و حفظ منافع، رفتاری مشابه یکدیگر دارند. پس هدف پژوهش این است که ایران و عربستان باید آگاه به این موضوع باشند که در دنیایی که قدرتهای بزرگ درنهایت به نفع یکدیگر از کشورهای ضعیف عبور میکنند، توامان قدرتمند بودن و همکاری این دو، تنها گزینه آیندهای روشن برای این دو کشور و بهتبع آن منطقه خاورمیانه است. سوال پژوهش نیز در این راستا قرار دارد که در نظم جدید جهانی چه واکنشی لازم است تا این دو کشور ضمن بازگشت به شرایط مطلوب گذشته از فرصتهای نظم جدید دور نمانند؟ که در این زمینه آیندهنگاری را برگزیدهایم که در ذیل آن از روش امتداد حال به آینده و تحلیل ماتریسی استفاده شده است و درنهایت دو کشور همزمان قدرتمند را تجویز خود در این پژوهش یافتیم.
تحلیل ژنومهای ژئوپلیتیکی اثرگذار ایران و عربستان سعودی بر درگیریهای منطقهای دو کشور (مطالعۀ موردی سه کشور: یمن، سوریه و بحرین)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.385231.1245
فرزاد احمدی دوازده امامی، زهرا احمدی پور
چکیده ژنومهای ژئوپلیتیکی پدیدههای جغرافیایی مربوط به واحدهای سیاسی مستقل دارای حاکمیت یا همان کشورها هستند که تفکر راهبردی و سیاست داخلی و خارجی آن را میسازند. این ژنومها که مختص به هر کشور هستند، تحلیل سیاست خارجی و شیوۀ کنش بازیگران در سطوح ملی، منطقهای و جهانی را پیشبینیپذیر میکنند. از آنجا که ایران و عربستان سعودی دو بازیگر اصلی منطقۀ جنوب غربی آسیا هستند، شناخت ژنومهای ژئوپلیتیکی آنان برای تحلیل سیاست خارجی و کدهای ژئوپلیتیکی آنان اهمیت فراوان دارد. در این پژوهش در پی شناسایی ژنومهای تأثیرگذار دو کشور هستیم تا ضمن پیبردن به شیوۀ تأثیر آنها در شکلدادن به سیاست خارجی آنها، نقش این ژنومها در مهمترین فضاهای درگیری میان ایران و عربستان را تشریح کنیم. فرضیۀ پژوهش بدین شکل مطرح میشود که بهنظر میرسد ژنومهای ژئوپلیتیکی متفاوت ایران و عربستان زمینهساز منازعات دو کشور در سطح منطقه هستند. روش پژوهش نیز توصیفیتحلیلی و بر پایۀ اطلاعات و منابع کتابخانهای است. نتیجۀ پژوهش نشان میدهد میان ژنومهای دو کشور و توسعۀ رقابت و منازعات دو کشور رابطۀ مستقیمی برقرار است.
روابط امارات و عربستان در نظم جدید غرب آسیا: از همگرایی تا واگرایی
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 97-118
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.364463.1210
آرش شقاقی، مهدی زیبائی، قربانعلی قربان زاده،
چکیده ملاحظات ناشی از تغییر مناسبات قدرت در منطقۀ خاورمیانه در دورۀ پساناآرامیهای عربی به همراه جابهجایی قدرت در بدنۀ نظام سیاسی دولتهای امارات متحدۀ عربی و عربستان سعودی زمینهساز تغییر جهتگیریهای منطقهای این دو بازیگر در دهۀ اخیر بوده است؛ بهطوری که این بازیگران هماکنون یک بلوک قدرت منطقهای را شکل دادهاند. اگرچه افزایش نقشآفرینی جریانهای اسلامی دارای گرایشهای انقلابی مانند اخوانالمسلمین و دغدغههای ناشی از سیاستهای منطقهای ایران در دورۀ پساناآرامیهای عربی موجب همسویی بیشتر کشورهای مورد بحث شده است؛ اما نگرش متفاوت نسبت به کارکرد سیاسی اسلام یا اختلافات ریشهدار مرزی بین این بازیگران میتواند در آینده، سبب ایجاد شکافهایی در راهبرد منطقهای بهظاهر همسوی آنها شود. این پرسش مطرح است که چرا این دو بازیگر منطقهای با وجود برخورداری از اشتراکات فراوان، به چشم رقیب به یکدیگر مینگرند؟ بهنظر میرسد برخی از مؤلفههای مشترک مانند ساختار نظام سیاسی همسان سبب آسیبپذیری مشترک و در نهایت همسویی آنها شده است؛ در حالی که اختلافاتی از جمله نگاه متفاوت به کارکرد اسلام سیاسی، زمینهساز رقابت با یکدیگر برای فائقآمدن بر یکدیگر بهعنوان بازیگر برتر منطقهای شده است. در این مقاله میخواهیم در چارچوب نظریۀ موازنۀ تهدید و در چارچوب روش پسااثباتگرایی با توجه به نظریۀ مورد استفاده به واکاوی مؤلفههای تأثیرگذار بر همگرایی و واگرایی این دو کشور در دهۀ گذشته و آینده بپردازیم.
.منافع ژئوپلیتیکی بازیگران منطقهای در بحران یمن
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 163-193
https://doi.org/10.2203/FASIW.2023.384450.124.3
امیررضا مقومی، مهدی فیروزکوهی، کاظم ذوقی بارانی، محمدعلی حسننیا
چکیده یمن بهدلیل موقعیت ویژۀ ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی که دارد همواره قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در آن دخالت کردهاند. شکلگیری خیزشهای عربی و پس از آن دخالت قدرتهای منطقهای و بینالمللی در آن، یمن را بیشازپیش به بحران کشاند و این کشور را به میدان جنگ داخلی و خارجی تبدیل کرد. در این مقاله در پی پاسخ این پرسش هستیم که چهار بازیگر مهم منطقهای، یعنی جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی، امارات متحدۀ عربی و اسرائیل، چه منافع ژئوپلیتیکی را در بحران یمن دنبال میکنند؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که با وجود انگیزههای سیاسی و ایدئولوژیکِ هرکدام از بازیگران، بیشتر اهداف اساسی آنان در این بحران، متوجه مزیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی یمن است. ایران علاوه بر اهداف ایدئولوژیک در کمک به مستضعفین، این بحران را عرصهای برای گسترش عمق ژئوپلیتیک محور مقاومت میداند و عربستان سعودی نیز که مهمترین بازیگر منطقهای دخیل در بحران یمن است، یمن را برای جاهطلبیهای منطقهای و بینالمللی و همچنین متوقفشدن مشکلات ژئوپلیتیکیاش ضروری میداند. امارات متحدۀ عربی که سیاست خارجیاش را بر دیپلماسی دریایی و تنگهای بنا کرده است، ژئوپلیتیک یمن را محور سیاستهایش برای نقشآفرینی مؤثرتر در منطقه میداند. اسرائیل نیز که یکی از واحدهای سیاسی ذینفع در دریای سرخ محسوب میشود، موقعیت ژئوپلیتیکی یمن را برای امنیت کشتیرانی و افزایش قدرت بازدارندگیاش در برابر جبهۀ مقاومت مهم میداند.
سیاست خارجی عربستان در قبال ایران در دورۀ پسابرجام
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 31-59
https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.329363.1122
مهدی ذوالفقاری، اسماء امامی
چکیده از سال 2015 تغییراتی در سیاست خارجی عربستان سعودی ایجاد شد که با دورههای پیشتر متفاوت بود. یکی از عواملی که در تغییر رفتار سیاست خارجی عربستان تأثیر گذاشت، توافق هستهای بین ایران و کشورهای 1+5 (ایالات متحده، روسیه، چین، فرانسه، انگلستان و آلمان) بود. این پرسش مطرح است که فضای پسابرجام چگونه بر سیاست خارجی عربستان سعودی تأثیر گذاشته است. برای پاسخ به این پرسش، با استفاده از نظریۀ واقعگرایی نوکلاسیک این فرضیه مطرح میشود که فضای پسابرجام سیاست خارجی عربستان سعودی را تهاجمی کرده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که مقامات و تصمیمگیرندگان سعودی از ترس تغییر وضعیت و قدرت منطقهای بهنفع جمهوری اسلامی ایران، بهسوی استخراج منابع خود (بیشتر نفت) رفته و با استفاده از این منابع، اقداماتی مانند افزایش خرید تسلیحات، بهکارگیری سیاستهای تهاجمی در منطقه و متنوعسازی شریکهای جهانی برای تغییر موازنۀ قدرت به سود خود انجام دادهاند.
سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
دوره 2، شماره 6، زمستان 1399، صفحه 49-72
رضا سیمبر، دانیال رضاپور، صدیقه آذین
چکیده
شورای همکاری خلیج فارس از مهمترین سازمانهای منطقهای در محیط منطقهای ایران است و سیاستهای ایران همواره نقش مهمی در جهتگیریها و اهداف شورا داشته است. مقاله حاضر سعی کرده است با واکاوی سیاستهای ج.ا. ایران در 20 سال گذشته براساس تحولات خاورمیانه و تئوری امنیت منطقهای به این سوال پاسخ دهد که مولفه و محور اصلی ج.ا. ایران پس از دفاع مقدس مخصوصا در دوران ریاست جمهوری آقای روحانی در قبال شورای همکاری خلیج فارس چه چیزی بوده است؟ این پژوهش نشان میدهد که در دوره دولت آقای روحانی، بهبود روابط با شورای همکاری خلیج فارس محور اصلی تلاشهای ایران برای بهبود امنیت منطقه خلیج فارس بوده است. با این وجود، تعدادی از موانع ساختاری، عدم اعتماد تاریخی و تحرکات ایران در منطقه، روابط تهران با کشورهای شورای همکاری را شدیدا خصمانه کرده و باعث افزایش بیشتر ناامنی در منطقه شده است زیرا نفوذ فزاینده ایران در منطقه عربی همراه با سیاست ضد هژمون، به این معنی است که ابتکارات صلح ایران با شورای همکاری با موانع بزرگی روبرو شده و موفقیت ایران در کاهش تنشها و برنامه ترویج طرحهای صلح با شورای همکاری خلیج فارس ثمرهای نداشته است. این مقاله با روش تحقیق تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای سعی در بررسی این موضوع دارد.
