تحلیل سناریوی روابط ایران و رژیم صهیونیستی(۲۰۲۵-۲۰۳۵) : شناسایی عوامل کلیدی، طراحی سناریوهای آینده، و ارائه پاسخهای استراتژیک.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 خرداد 1405
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245620
امین صادقی بکیانی
چکیده این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر در روابط ایران و رژیمصهیونیستی، طراحی سناریوهای احتمالی آینده (۲۰۲۵-۲۰۳۵)، ارزیابی احتمال وقوع و پیامدهایآنها، وارائه راهکارهایاستراتژیک انجام شد. این مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع آیندهپژوهی باروش تحلیل سناریو است. جامعه آماری منابع علمی مرتبط بود و نمونهگیری هدفمند انجام گرفت. یافتهها نشان داد که عوامل کلیدی شامل ایدئولوژی، برنامه هستهای، ژئوپلیتیک، امنیت، اقتصاد، جنگ سایبری و نقش قدرتهای بزرگ هستند که با تلفیق متغیر تعدیلکننده «تحولات سیاسی داخلی در ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی» چهار سناریو طراحی شد: ۱) جهان موازنه قدرت، ۲) جهان دیپلماسی و تنش محدود، ۳) جهان جنگ پنهان، و ۴) جهان درگیری مستقیم. ارزیابی احتمالات نشان میدهد که سناریوی «جنگ پنهان» با احتمال بسیار بالا بهعنوان حالت تعادل پویا و مقاوم در برابر شوکهای سیاسی عمل میکند. سناریوی «دیپلماسی و تنش محدود» در کوتاهمدت محتمل است اما در بلندمدت ناپایدار است. سناریوی «موازنه قدرت» احتمال پایین تا متوسط و سناریوی «درگیری مستقیم» احتمال کم دارد، هرچند بهعنوان یک ریسک دنبالهدار با پیامدهای فاجعهبار قابل توجه است. نتیجهگیری حاکی از آن است که احتمال جنگ گسترده پایین است، اما تنشهای غیرمستقیم ادامه خواهد داشت. استراتژیهای واکنشی برای ایران پیشنهاد گردید.
بررسی رویکرد فرانسه نسبت به مسئله فلسطین..
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 16 تیر 1405
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.246820
فرزاد سلطانی
چکیده کشور فرانسه با توجه به روابط و حضور دیرینهای که در منطقه غرب آسیا دارد، تاکنون نقش مهمی در مسئله فلسطین بازی کرده است. این کشور، همواره رویکرد خود نسبت به مسئله فلسطین را با تعهد تاریخی و تمایل به ترویج راه حل مسالمت آمیز برای مناقشه بین رژیم صهیونیستی و فلسطین تعریف کرده است. در همین راستا، پژوهش حاضر در پی بررسی رویکرد فرانسه نسبت به مسئله فلسطین است. این مقاله به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که فرانسه نسبت به مسئله فلسطین چه رویکردی اتخاذ کرده است؟ فرضیه تحقیق این است که دیپلماسی فرانسه در قبال مسئله فلسطین در ظاهر منعکس کننده تعادل بین حمایت از حقوق فلسطینیان برای تشکیل دولت فلسطین و نیاز به تضمین امنیت دولت عبری است، ولی در باطن با تحلیل اقدامات فرانسه در حوزههای حقوق بشر، شهرکسازیهای غیر قانونی رژیم صهیونیستی، راهحل دو دولت، به شکاف عمیقی بین گفتار و عمل در رویکرد این کشور پیخواهد برد. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی صورت گرفته و گردآوری اطلاعات به صورت مطالعات کتابخانهای و اسنادی شامل کتابها، مقالات تخصصی و اینترنت بوده است.
..تبیین ضرورت های ژئوپلیتیک حضور ایران درمعادلات جهان اسلام (منطقه مورد مطالعه: جنوب غرب آسیا)
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-30
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.544622.1513
آیه شعبانی کوچصفهانی، علیرضا محرابی، سید یحیی صفوی
چکیده کشور ایران با تکیه بر ضرورت و بنیانهای ژئوپلیتیکی خویش اعم ازموقعیت استراتژیک وتراتزیتی ،ویژگی های انسانی ،طبیعی و محوریت تاریخی در جهان اسلام ، بعنوان یک قدرت منطقه ای در جنوب غرب آسیا محسوب می شود.
بااین توصیف قطعا قدرتهای جهانی و فرا منطقه ای همچون ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نیر که بر اساس اصل منفعت جویی خود در این منطقه حضورداشته درتلاش هستند و یا ایران را تحت هژمونی وسلطه خود قراردهند یااز رفتارمستقلانه ایران درمنطقه جنوب غرب آسیا کاسته وجلوگیری نموده و با اولویت حذف ایران بعنوان قطب رهبری جهان اسلام که در تلاش برای تقابل با حوزه نفوذ استکبار انها در کشورهای منطقه همچون عراق ، سوریه ، لبنان حضوردارد به منافع خود دست یابند .
دراین مقاله با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای و روش توصیفی _ تحلیلی در تلاش برای پاسخ به این سئوال هستیم که حضورایران درمنطقه جنوب غرب آسیا تاچه میزان دارای منطق وضرورت ژئوپلتیکی لازم بوده ورفتارمستقلانه ایران وحضور در این منطقه چه نتایج وابعاد ژئوپلتیکی دارد؟ قطعا ایران در منطقه جنوب غرب آسیا با تاکید بر ویژگیهای ژئوپلیتیکی خود می تواند نقش افرینی ویژه خود را داشته باشد.
.بازاندیشی درباره «بازدارندگی» در منازعه جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 166-192
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.517688.1470
سعید ساسانیان
چکیده با تشدید منازعه میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی پس از 7 اکتبر 2023، مفهوم بازدارندگی بیش از پیش در تحلیلها محوریت یافته است. بسیاری با محوریت قراردادن بازدارندگی بهعنوان چهارچوبی برای تحلیل این منازعه، از تغییرات آن در ایران میگویند. اما سؤال اساسی آن است که آیا این مفهوم راهبردی، برای تبیین منازعه میان این دو بازیگر، از کفایت نظری برخوردار است؟ هدف از طرح این سؤال، ارائه چهارچوبی است که بتواند این منازعه را با دقت بیشتری تبیین کند تا امکان آسیبشناسی آن از منظر امنیت ملی، بیشتر فراهم شود. در پاسخ، این فرضیه درنظر گرفته شده که بازدارندگی ذیل سیاستهای دفاعی یک بازیگر قرار میگیرد و بنابراین باتوجه به محوریت سیاست تهاجمی ایران و رژیم صهیونیستی در تقابل با یکدیگر، اگرچه تحت چهارچوبی قابل بهرهبرداری است اما برای تبیین این منازعه، از کفایت نظری برخوردار نیست. این فرضیه با رویکرد توصیفی و تحلیلی و با دادههای حاصل از جمعآوری اسنادی، مورد پردازش قرار گرفته است.
.واکاوی مزایای استراتژیک روابط با جمهوری قبرس برای رژیم صهیونیستی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 195-234
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.475957.1377
ابوالفضل صفری، امیررضا مقومی
چکیده قبرس بهواسطه جایگاه ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکاش در منطقه مدیترانه شرقی و مجاورت جغرافیایی با سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا همواره مورد توجه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بوده است. رژیم صهیونیستی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و سعی دارد قدرت خود را با برقراری روابط راهبردی با جمهوری قبرس بیشینهسازی کند. بر همین اساس، مقاله حاضر با بهکارگیری چهارچوب نظری رئالیسم تهاجمی و با روش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ دادن به این پرسش اصلی است که جمهوری قبرس چه مزیتهای راهبردی میتواند برای رژیم صهیونیستی داشته باشد؟ یافتههای پژوهش با بررسی ابعاد سهگانه همکاریهای امنیتی- اطلاعاتی، نظامی و انرژی بین رژیم صهیونیستی و جمهوری قبرس نشان میدهد که این رژیم در چهارچوب مشارکت استراتژیک با قبرس، درصدد افزایش عمق استراتژیکاش برای ارتقای میزان تابآوری، انعطافپذیری و قدرت نظامیاش است. رژیم صهیونیستی از بدو اشغال فلسطین تاکنون، به قبرس بهعنوان راه تنفسی غیراسلامی و غیرعربی نگریسته که تحت سلطه قدرتهای جهانی مانند آمریکا و انگلیس است و از این جزیره برای فرار از انزوای منطقهای، افزایش قدرت و نفوذ سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی بهره برده است.
تاثیر هستیشناسی گتویی بر روان گسیختگی سیاست خارجی رژیم صهیونیستی پس از عملیات طوفان الاقصی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 285-309
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.451757.1345
مهدی هدایتی شهیدانی، امیررهام شجاعی
چکیده رژیمصهیونیستی بهعنوان یک موجودیت استثنایی در خاورمیانه؛ از رویکردها و راهبردهای خاصی در سیاستخارجی خود استفاده کرده است. راهبردهایی مانند افزایش عمق استراتژیک، گسترش دامنهی جنگها و رویکرد ایجاد جنگ در جنگ، بیتوجهی نسبت به هنجارها و حقوق بینالمللی و انسانی در سیاستهایخارجی و نظامی، انباشت تسلیحات اتمی، جنگ پیشدستانه و...؛ از جمله مواردی هستند که بیانگر استثناگرایی در سیاستخارجی اسرائیل، متعاقب استثنایی بودن موجودیت آن میباشند. در این مقاله، ریشههای رفتارهای تهاجمی و استثنایی اسرائیل را، در روانشناسیاجتماعی صهیونیستهای ساکن سرزمینهای اشغالی، جستجو میکنیم. بر همین اساس پرسش اصلی این پژوهش بهاین شرح است که: خصوصیات روانشناختی یهودیان و شیوهی زیست گتویی آنها در جوامع میزبان و در نهایت زندگی صهیونیستها در گتوی بزرگی به نام اسرائیل، چه تأثیری بر افعال جنونآمیز سیاستخارجی اسرائیل داشته است؟ برای پاسخ به این پرسش با واکاوی چیستی گتو و تأثیر آن بر روان جمعی یهودیان، با بهرهگیری از مفاهیم روانشناسی جمعی و مفاهیمی مانند سایه در روانشناسی یونگ، این فرضیه را مطرح میسازیم که: سبک زندگی گتویی یکی از عوامل مهمی است که موجب بروز افعال خاص و تهاجمی در سیاستخارجی این رژیم شده است. یافتههای پژوهش نیز به این شرح است که: زندگی گتویی و خصوصیات روانشناختی خاص یهودیان، موجب پرورش یک هیولای سیاسی در روان جمعی تودههای آنان شده که در مرحله اول موجب تولد صهیونیسم و تشکیل اسرائیل گردیده و در وهله بعدی منجر به اتخاذ سیاستهای خارجی خاص و جنونآمیزی توسط دولتهای مختلف حاکم در اسرائیل شده است. شیوه پژوهش نیز تبیینی-تحلیلی با یک رویکرد میانرشتهای است.
چرخش به آسیا رژیم صهیونیستی: زمینهها، دلایل و مصادیق
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 167-194
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.412628.1282
سجاد عطازاده، محمد حسن شیخ الاسلامی
چکیده در سالیان گذشته بهتدریج شاهد افزایش روابط رژیم صهیونیستی و کشورهای آسیایی بودهایم؛ امری که پس از جنگ سرد آغاز شد و در هزاره جدید شدت بیشتری گرفت؛ بهطوریکه در سال 2017 نتانیاهو به طور رسمی و در سفر به سنگاپور اتخاذ سیاست "چرخش به آسیا" را اعلام نمود. پژوهش حاضر با کاربست روش کیفی و استفاده از منابع کتابخانهای در پی پاسخ به این سؤال است که "چرخش به آسیا رژیم صهیونیستی و افزایش روابط آن با کشورهای آسیایی محصول چه عواملی است؟" برای پاسخ به این پرسش پس از بررسی زمینههای تاریخی روابط اسرائیل و کشورهای آسیایی، تحلیلی از عواملی که باعث افزایش روابط دو طرف در سالهای اخیر شدهاند، ارائه میگردد و سپس سیر روابط رژیم صهیونیستی با 3 کشور مهم آسیایی- ژاپن، چین و هند- بررسی میگردد. نتایج حاصله حاکی از آن است که فروپاشی نظام دوقطبی پس از پایان جنگ سرد، افزایش نقش منطقه آسیا-اقیانوسیه در تعاملات جهانی، افول جایگاه اروپا در ساختار رابطهای اسرائیل و افزایش اختلاف بین اوباما و نتانیاهو دلایل این افزایش رابطه به شمار میروند.
امکانسنجی پیوستن اندونزی و مالزی به توافق نامه های ابراهیم و عادیسازی روابط با رژیم صهیونیستی
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 79-104
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.365819.1213
محمدحسن شیخالاسلامی، سجاد عطازاده
چکیده یکی از مسائل بسیار مهم در سالهای اخیر، تلاش رژیم صهیونیستی برای برقراری رابطه با کشورهای مسلمان بوده است؛ بهطوری که از اوت 2022 شاهد عادیسازی روابط امارات متحدۀ عربی، بحرین، مراکش و سودان، بهعنوان چهار کشور مسلمان، با رژیم صهیونیستی در قالب توافقنامههای ابراهیم بودهایم. در این میان گمانهزنیهایی دربارۀ پیوستن اندونزی و مالزی، بهعنوان دو کشور مسلمان و مهم منطقۀ آسیای جنوب شرقی به این روند عادیسازی وجود دارد و گفته میشود در صورت این پیوستن و با توجه به اهمیت و ویژگیهای این دو کشور، شاهد آغاز موج جدیدی از روند عادیسازی روابط بین کشورهای مسلمان و اسرائیل خواهیم بود. در این مقاله با استفاده از روش امکانسنجی و استفاده از شیوۀ توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانهای در پی پاسخ به این پرسش هستیم که امکان پیوستن اندونزی و مالزی به قراردادهای ابراهیم چقدر است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که با توجه به دلایل مختلف، بهویژه احساسات شدید ضداسرائیلی مردم این دو کشور، پیوستن اندونزی و مالزی به پیمان ابراهیم و عادیسازی روابط با اسرائیل محتمل نیست. یافتههای پژوهش ضمن تأیید فرضیه نشان میدهد که پیوستن این دو کشور به توافقنامههای ابراهیم محتمل نیست، اما مسیر پیوستن اندونزی هموارتر از مالزی است. البته در این میان باید به عواملی مانند تأثیر بازیگران ثالث، بهویژه ایالات متحده و عربستان سعودی هم توجه کرد.
تحلیل اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی (استراتژی امنیت ملی، استراتژی آیزنکوت و استراتژی نظامی)
دوره 3، شماره 8، تابستان 1400، صفحه 9-38
رحمان حبیبی، مجید یوسفی، علی رودباری
چکیده روش معمول اکثر بازیگران برای تعیین اولویتهای مهم امنیت ملی، ارائه اسناد راهبردی است که به تعیین منافع، ادراک آنها از تهدیدات و تعدادی از راهحلهای مناسب برای حفظ امنیت ملی میپردازد. با توجه به آنکه اهداف رژیم صهیونیستی به طور مستقیم و غیرمستقیم منافع ایران را تحت تأثیر قرار میدهد، بررسی اسناد راهبردی و فهم ادراکات این بازیگر ضروری است. لذا سؤال تحقیق آن است که محتوای اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی چگونه است؟ ماهیت این تحقیق توصیفی-تحلیلی از نوع مطالعه موردی کیفی میباشد و از روش تجزیه و تحلیل محتوای کیفی برای بررسی موضوع مد نظر استفاده شده است. جامعه آماری این پروژه اسناد راهبردی اخیر رژیم صهیونیستی میباشد. برای بررسی این موضوع سعی شده است که مفاهیم اساسی از ادبیات موجود و اسناد راهبردی استخراج شود. پنج مقوله اصلی که در این بررسی استفاده شده-اند شامل «دیدگاه استراتژیک»، «اهداف و منافع»، «تهدیدات»، «ابزارها» و «روشهای اقدام» هستند و تعداد زیر مقولههای فرعی ۱۴ و زیر مقولههای فرعی سطح دو نیز ۵۸ مورد میباشند. یافتههای حاصل از بررسی اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی نشان میدهد که این بازیگر محیط پیرامونی خود را رقابتی میبینند. اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی در مقولههای اهداف به «حفظ دوره آرامش، تمامیت ارضی و امتیازات امنیتی اسرائیل» و «بهبود قابلیتهای نظامی»، تهدیدات به «نظامی-متعارف و غیرنظامی-خشونتآمیز و غیر خشونتآمیز»، ابزارها به «ابزار نظامی و اطلاعات» و روش بهکارگیری از ابزارها در رویکرد به «آمادگی و تسلیم کردن» و در شیوه اقدام به «یکجانبهگرایی یا چندجانبه گرایی دروغین» اشاره دارد.
