توسعه رسانه ها و سیاست خارجی نگاهی به راهبردهای ارتقاء دیپلماسی رسانه ای عراق.
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 208-234
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.246244
هاتف پوررشیدی علیبیگلو، علی اصغر احمدزاده
چکیده عراق جدید برای تاثیرگذاری در عرصه بین الملل نیازمند حضور فعال تر در عرصه سیاست خارجی و ارتباطاتی جهان است تا از این طریق بتواند منافع ملی خود را در سطوح مختلف تحقق بخشد. عدم توسعه رسانه ای در دوران دیکتاتوری صدام حسین و حزب بعث، اثرات خود را امروز نمایان کرده و باعث شده است دولت عراق قادر به اتخاذ استراتژی مشخصی در حوزه دیپلماسی رسانه ای و عمومی نباشد. این در حالی است که بهره گیری از توان رسانه ها در عرصه سیاست خارجی به عنوان عامل قدرت نرم، در چند دهه گذشته روند صعودی داشته و مبنایی برای ارزیابی سطح دیپلماسی کشورها قرار گرفته است. در این تحقیق که به روش تحلیل مضمون مصاحبه های 20 تن از کارشناسان رسانه، ارتباطات و دیپلمات های عراقی صورت پذیرفته، تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که چه راهکارهایی برای توسعه دیپلماسی رسانه ای عراق و بهبود جایگاه آن می توان ارائه کرد. بر اساس نتایج حاصل، تولید محتوای مطلوب رسانه ای، اتخاذ استراتژی مطلوب رسانه ای و تمرکز رسانه ای بر موضوعات سیاست خارجی از جمله این راهکارهای که می تواند ارتقا دیپلماسی رسانه ای عراق را در پی داشته باشد.
بنیان های سیاست خارجی عمان و جایگاهیابی منطقهای در نظام منطقه ای خلیج فارس (2010-2023)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 32-60
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.521018.1475
فرشاد آئینه دار، فریبرز ارغوانی پیرسلامی، سیدجواد صالحی
چکیده معادلات منطقهای در زیرسیستم خلیجفارس همواره اصلیترین متغیر تعیینکننده در نظم و ثبات در خاورمیانه بوده و در این میان، نقش قدرتهای منطقهای همواره جزئی جداییناپذیر از این فرایند بوده است. کشور عمان اگرچه هیچگاه در مقام قدرت منطقهای ظاهر نشده اما در یک دهه اخیر الگوهایی از رفتار را در سیاست خارجی نمایانده که تردیدی در تلاش این سلطاننشین در جایگاهیابی منطقهای باقی نمیگذارد. مقاله حاضر با هدف تبیین روندها و بنیانهای سیاست خارجی عمان در تحقق این جایگاهیابی با طرح این پرسش که چه بسترهایی برای تحقق این هدف در سیاست خارجی مسقط وجود دارد؟ بر این نظر است عملکرد این کشور در سه حوزه تمایل، ظرفیت و پذیرش برای جایگاهیابی منطقهای در حدود یک دهه گذشته زمینه را برای این ایفای نقش مهیا کرده است. این مقاله با بهرهگیری از چارچوب مفهومی جایگاهیابی منطقهای و روش علت کاوی در استنتاج دلایل و بسترهای این ایفای نقش به این نتیجه دست یافته است که عملکرد عمان در تلاش برای میانجیگری در بحرانهای منطقهای، اتخاذ رویکرد میانه برای حل چالشهای ساختاری، عملکرد غیرایدئولوژیک در مواجهه با مسائل منجر شده است تا ظرفیت و پذیرش منطقهای این کشور ارتقا یافته و مسیر جایگاهیابی منطقهای برای این کشور تسهیل شود.
جایگاه عراق در سیاست همسایگی ایران: اوّلیت یا اولویّت
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 313-338
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.506792.1441
سید محمد هوشی سادات، علی شمس آبادی
چکیده ایران با 15 کشور مرزهای دریایی و خشکی دارد که از این حیث، در دسته پنجم کشورهای با همسایگان زیاد در جهان قرار میگیرد.. در میان این همسایگان، عراق بهعنوان کشوری که باید در اولویت سیاست خارجی ایران قرار داشته باشد، قابلیت رسیدن به اوّلیت در سیاست همسایگی ایران را دارد. سرزمین عراق در طول تاریخ، بخشی از جغرافیای سیاسی (ایرانزمین) و سپس جغرافیای فرهنگی (ایرانشهر) بوده و در حال حاضر این کشور در چارچوب جغرافیای پیرامونی اقتصادی و امنیتی ایران قرار میگیرد. مسئله اصلی مقاله این است که: «چگونه جایگاه عراق در سیاست همسایگی ایران از اولویت به اوّلیت تغییر مییابد؟». این فرضیه طی فرایند تحقیق، با دادههایی که از حاصل مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانهای نویسندگان است، مورد آزمون قرار خواهد گرفت. طی این پژوهش شاخصهای چهارگانه ژئوپلتیک، ژئواکونومیک، ژئوکالچر و ژئواستراتژیک به همراه ۱۸ زیرشاخص استخراجشده و بر أساس آنها جایگاه عراق در ردهبندی کشورهای همسایه ایران بررسی میشود.
.واکاوی نسبت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران با نظام بینالملل و بازخورد آن در جهتگیری سیاست خارجی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.480637.1386
رضا اختیاری امیری، حسین دوستمحمدی، محمدتقی قزلسفلی
چکیده کانون اصلی سیاست خارجی هر کشوری تأمین منافع ملی است، اما تأمین منافع ملی در خلأ رخ نمیدهد و نیازمند تعامل دولتها با نظام بینالملل و هنجارهای برخاسته از آن است. در همین ارتباط، از زمان وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 علیرغم بروز و ظهور رگههایی از واقعبینی در برخی ادوار، بعد آرمانباوری در سیاست خارجی غلبه داشته است. به همین جهت، جمهوری اسلامی ایران در تأمین منافع ملی در عرصه سیاست خارجی با چالشهای جدی مواجه شده است. در همین راستا سوال اصلی پژوهش بر این مبنا قرار دارد که باتوجهبه ناسازواری منافع ملی با ساختار نظام بینالملل، چه راهبردی در عرصه سیاست خارجی بهتر میتواند منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تأمین کند؟ یافتهها مبین این واقعیت هستند که باتوجهبه ماهیت ایدئولوژیک نظام و ضرورت حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی از یکسو و ساختار واقعگرایانه نظام بینالملل و الزامات آن از سوی دیگر، اتخاذ راهبرد عملگرایی نتیجهمحور در سیاست خارجی میتواند به بهترین نحو تأمینکننده منافع ملی باشد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی بوده و دادهها از منابع اسنادی و کتابخانهای جمعآوری شده است. همچنین از مبانی نظری پراگماتیسم برای تبیین موضوع پژوهش بهرهبرداری شده است.
آفریقا در اسناد بالا دستی سیاست خارجی امارات متحده عربی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 55-86
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.488092.1404
نجمیه پوراسمعیلی
چکیده سیاست خارجی امارات متحده عربی در آفریقا را میتوان از ابعاد مختلفی تبیین کرد. نگارنده در این مقاله سیاست خارجی امارات در آفریقا را براساس اسناد بالادستی این کشور تبیین میکند. با مطالعه اسناد بالادستی میتوان به درک عمیقتری از انگیزهها، استراتژیها، اقدامات و تأثیرات سیاست خارجی امارات در آفریقا دست یافت و درنهایت از این طریق شناخت بهتر الگوهای تعاملی امارات با کشورهای مختلف آفریقایی حاصل میشود.
اسناد بالادستی امارات (شامل اسناد کلان و ابتکارات)، ازطریق مدون کردن استراتژی کلان این کشور، به دنبال ترسیم اهداف و منافع آن در عرصه سیاست خارجی در حوزه چندگانه سیاسی، اقتصادی، امنیتی- نظامی و فرهنگی در آفریقاست. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه میتوان ازطریق اسناد بالادستی امارات، سیاست خارجی این کشور را در آفریقا تبیین کرد؟ ضمن ارائه مدل استخراجی از دوایر متحدالمرکز برای اهداف سیاست خارجی امارات در آفریقا، در پاسخ، فرضیهای که مطرح میشود این است که هدف مرکزی همه اسناد و ابتکارات امارات در آفریقا، درنهایت توسعه اقتصادی در این قاره است که در قلب آن بهبود زندگی مردم آفریقا قرار دارد. روش بهکاررفته در این مقاله، روش تحلیل اهداف است؛ تحلیل اهدافی که از مطالعه ابتکارات، برنامهها و اسناد طراحیشده دولت امارات متحده عربی حاصل شده است.
تحلیل ژئوپلیتیکی روابط عراق و عربستان در سه دهه اخیر
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 165-193
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.472563.1371
ریام عبدالله جونی، سید هادی زرقانی، زهرا احمدی پور
چکیده روابط کشورها با یکدیگر اساساً در قالب سیاست خارجی آنها نمود پیدا میکند و سیاست خارجی هر کشوری تحت تأثیر ویژگیهای جغرافیایی و ژئوپلیتیکی آن است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانهای و مطالعه میدانی، به دنبال بررسی و تحلیل نقش عوامل ژئوپلیتیکی در روابط عراق و عربستان سعودی در طی سه دهه گذشته است. برای بررسی دادههای میدانی تحقیق از روش تحلیل عامل تأییدی نوع اول در نرمافزار LISREL و برای آزمون استنباطی و آمار توصیفی از نرمافزار SPSS استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد در بین متغیرها و عوامل تأثیرگذار در روابط دو کشور، بهترتیب متغیرهای بُعد فرهنگی دارای بیشترین تأثیر، متغیرهای بُعد سیاسی- امنیتی در رتبه دوم و درنهایت متغیرهای بُعد اقتصادی دارای کمترین تأثیر بودهاند. نتایج تحلیل عاملی در بُعد سیاسی- امنیتی نشان میدهد متغیرهای «حمایتهای عربستان از گروههای بنیادگرای افراطی، داعش و ...» و متغیر «ایدئولوژی سیاسی متفاوت دو کشور (شیعه- وهابیت) بیشترین تأثیر را در تضعیف روابط و متغیرهای «سازمانهای منطقهای حوزه خلیجفارس و کشورهای عربی» و «تشکیل شورای همکاری عراق- عربستان» بیشترین تأثیر را در بهبود روابط دو کشور داشتهاند. در بُعد اقتصادی، متغیرهای «بازگشایی گذرگاههای مرزی و احداث منطقه اقتصادی آزاد» و همچنین متغیر «تأمین نیازهای عراق از عربستان» بیشترین تأثیر را در بهبود روابط داشتهاند و متغیر با تأثیر منفی باتوجهبه مقدار کمتر آن از حد استاندارد تأیید نشده است. درنهایت در بُعد فرهنگی متغیرهای «فرهنگ و زبان مشترک (ملیگرایی عربی)» و متغیر «حضور عراقیها در مراسم حج» در بهبود روابط دو کشور تأثیر مثبت داشته و متغیر «حمایت عربستان از اهل سنت در عراق» و متغیر «اکثریت جمعیت شیعی عراق» نقش منفی در روابط دو کشور داشته است.
تحلیلی بر چالشها و محدودیت های دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق از 2003 تا 2024
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 139-164
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.463833.1357
خلیل اله سردارنیا، شبر قحطان عدنان عبدالحسین، قریشی جمیل
چکیده پرسش این نوشتار آن است که مهمترین چالشها و محدودیتهای دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق پسا صدام از سال ۲۰۰۳ تا 2024 چه بودهاند؟ این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی با رویکرد جامعهشناختی تاریخی به روابط بینالملل و با تکنیک کتابخانهای، اینترنتی و اسنادی انجام شده است. یافتههای این مطالعه نشان داد که ایران تلاش کرده با استفاده از گفتمان جامع روابط تاریخی با اعراب عراق بهطورکلی و با شیعیان بهطور خاص بر اساس مشترکات فرهنگی و مذهبی و رویکرد مبتنی بر مقاومت در مقابل توسعه و سلطه گرایی قدرتهای فرا منطقهای البته با همکاری دولت عراق، فضای مناسبی برای دیپلماسی فرهنگی و بهبود روابط دو ملت ایجاد کند. بااینوجود چالشها و موانعی بر سر راه دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق از 2003 تا 2024 وجود داشته است که مهمترین آنها عبارتاند از: فعالیتها و نقشآفرینی منفی رسانههای آمریکایی- سعودی با محوریت ایران هراسی در منطقه، فعالیتها و اقدامات مخرب گروههای تروریستی تکفیری بهویژه داعش، شکلگیری و شکافهای سیاسی- فکری بین تشکلهای شیعی بهویژه گروه صدر با بقیه شیعیان، شیعه هراسی در منطقه در چارچوب رقابتهای ژئوکالچری بین هلال شیعی به رهبری ایران و بلوک سنی به رهبری عربستان، فعال بودن جریانهای ضد ایرانی در عراق و بقایای حزب بعث، مداخلات خارجی در امور عراق برای شکننده سازی دولت، استمرار برخی آثار روحی- روانی ناشی از آثار و پیامدهای جنگ ایران و عراق، عدم تلاش جدی دو کشور برای گسترش دیپلماسی فرهنگی به پیروان اهل سنت و فقدان افق بلندمدت برای همکاریها بین دوکشور
تحلیل تاثیر ایدیولوژی هندوتوآ بر موضع هندوستان در قبال بحران غزه.
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 191-210
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.211446
نوذر شفیعی
چکیده بحران غزه که از اکتبر 2023 اتفاق افتاد در نوع خود پیچیده ترین، طولانی ترین، و پرتلفات ترین بحران میان رژیم صهیونیستی و مقاومت فلسطین بوده است. به همین دلیل این بحران بازتاب گسترده ای در سطح جهان داشت. بعضی از کشورها بوِیژه امریکا و انگلیس در کنار اسراییل قرار گرفتند و بعضی از کشورها مثل افریقای جنوبی در کنار فلسطین ایستاد و تا کشاندن پرونده اسراییل به دادگاه لاهه به جرم نسل کشی هم پیش رفت. موضع دولت هند به نخست وزیری ناراندرا مودی در قبال بحران غزه نیز در نوع خود بی نظیر بود. دولت هند بر خلاف سنت رهبران استقلال این کشور که معمولا از آرمان فلسطین حمایت می کردند، در کنار اسراییل ایستاد. این موضع گیری بدنبال خود این پرسش را به همراه داشت که چرا دولت مودی چنین موضعی را اتخاذ کرده است؟ یکی از فرضیه های مهم در پاسخ به این سوال آن است که قرابت ایدیولوژی هندوتوآ بعنوان ایدیولوژی دولت راستگرای هند و صهیونیسم بعنوان ایدیولوژی دولت راستگرای اسراییل در موضع گیری مودی نقش برجسته ای داشته است. یافته های مقاله نیز نشان داد که همسویی دو جناح راستگرا در هند و اسراییل تازگی ندارد و قرابت ایدیولوژیک آنها، در مقاطع تاریخی مختلف، این دو را در کنار یکدیگر قرار داده است.
تحول قدرت نرم عربستان سعودی در دوره محمد بنسلمان.
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 257-282
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.445150.1333
سید امیر نیاکویی، سید حسین موسوی کردمیری، سجاد کریمی پرشه
چکیده عربستان سعودی به عنوان یکی از اصلیترین کشورهای آسیای جنوب غربی از لحاظ تاریخ، مساحت، جمعیت و تأثیرگذاریهای مختلف در ابعاد گوناگون، دارای پتانسیلهای بینظیری در حوزه قدرت نرم میباشد. میزبانی از آثار و اماکن مذهبی مهم، سابقه تاریخی و نقش محوری در منطقه و جهان عرب و اسلام باعث شده تمرکز بسیاری در حوزه قدرت داشته باشد. با این وجود از زمان روی کار آمدن محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد پادشاهی سعودی، دگرگونی بسیاری در این زمینه صورت گرفته است و برنامه و استراتژیهای گوناگونی در حوزه قدرت نرم و ابعاد آن عملی شده است. بر این اساس پژوهش حاضر با تأکید بر قدرت نرم عربستان سعودی در دوره بن سلمان به دنبال پاسخ به این سؤال مهم میباشد که مهمترین ابعاد تحول قدرت نرم عربستان سعودی در چه حوزههایی بوده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح شده که در دوره محمد بن سلمان، ریاض علاوه بر استفاده از مؤلفهها و ابزارهای موجود سابق، با تمرکز بر حوزههای جدیدی همچون ورزش، گردشگری خارجی فرامنطقهای، اقتصاد و در نهایت نقشآفرینی نوین در سیاست خارجی در مناطق مختلف، اقدامات گسترده و کمنظیری در حوزه قدرت نرم انجام داده است. روش این پژوهش، تبیینی و شیوۀ گردآوری دادهها مبتنی بر منابع کتابخانهای است.
واکاوی سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال جنگ اوکراین
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 305-328
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.405512.1274
عماد هلالات، مهدی جاودانی مقدم
چکیده جنگ روسیه و اوکراین از مهمترین تحولات قرن جدید است که با واکنشهای متفاوت دولتها مواجه شده است. در این میان، عربستان سعودی بهعنوان یکی از بازیگران استراتژیک منطقه خاورمیانه، رویکرد محافظهکارانهای را باوجود شراکت راهبردی با ایالاتمتحده آمریکا پیگیری کرده است. این پژوهش در پی پاسخ به این سوال اصلی است که سیاست خارجی عربستان در قبال جنگ اوکراین چه بوده و تحت تأثیر چه متغیرهایی شکلگرفته است؟ یافتههای این پژوهش که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و در چهارچوب واقعگرایی نئوکلاسیک مورد ارزیابی قرار گرفته نشان میدهد که مجموعهای از متغیرها مانند برداشت نخبگان حاکم در عربستان از ماهیت جنگ اوکراین در کنار عملکرد ایالاتمتحده در سالهای اخیر در قبال تحولات منطقه غرب آسیا بهویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران و پیگیری دکترین اِحاله مسئولیت و کاهش تعهدات آن در این منطقه، تغییرات ساختاری در نظام بینالملل و الزامات چشمانداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی باعث شده که این کشور سیاست «متوازن» (نه «خنثی») را در قبال جنگ اوکراین پیش بگیرد تا روابط خود را با دو طرف منازعه حفظ کند.
جایگاه حقوق بشر در سیاست خاورمیانهای اتحادیه اروپا
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 109-133
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.430397.1309
ابراهیم سرخه
چکیده ایجاد و شکلگیری اتحادیه اروپا، در قالب ساختاری فعلی، این اتحادیه را به یکی از بازیگران مهم عرصه بینالملل تبدیل کرده است. اتحادیه اروپا از بدو تاسیس تلاش کرده با مدلهای مختلف اقتصادی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی و حقوقی اقدامات نظاممندی را در عرصههای مختلف برنامهریزی و ترسیم کند. تحولات نظام بینالملل در دوران اخیر، گسترش جایگاه حقوق بشر و تغییر ماهیت این حقوق را از مسئلهای فکری و ذهنی به رویکردی حیاتی و استراتژیک، که با حیات سیاسی کشورها پیوند داشته، نشان میدهد. امروزه شاهد تعمیق جایگاه حقوق بشر در سیاست خارجی کشورها در معنای عمودی و بهتبع آن، تحول حاکمیت مطلق دولتها و تبلور آن در معنای مسئولیت دولت هستیم. موضوع حقوق بشر یکی از هنجارهای مورد پذیرش اتحادیه اروپا است که بر رعایت آن بهعنوان یکی از پیششرطهای اتحادیه برای تعمیق روابط خارجی خود با طرف ثالث در مناطق مختلف از جمله خاورمیانه تاکید شده است. در این راستا، سوال اصلی این پژوهش این است که مسئله حقوق بشر چه جایگاهی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال کشورهای خاورمیانه داشته است؟ یافتههای این مقاله نشان میدهد که برخلاف آنچه بیان میشود، حقوق بشر یک ابزار کاملاً سیاسی است و برای گسترش قدرت نرم اتحادیه اروپا استفاده میشود. به عبارتی، مسئله حقوق بشر نزد اتحادیه اروپا بیش از آنکه مسئلهای هنجاری باشد، ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی و افزایش قدرت نرم است. یافتهها همچنین حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی و اقتصادی، همچنین برنامه مشارکت شرقی از مهمترین مواردی است که اتحادیه در پیشبرد اهداف حقوق بشری خود از آنها بهره میبرد.
.اصول و قواعد حاکم بر اساسیسازی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (رهیافتها و دریافتها)
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 53-77
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.428381.1304
محمدرضا بدرگرمی، محمد حبیبی مجنده
چکیده قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اعلام سیاست خارجی شامل اصولی است که تبیینکنندۀ مبانی و اهداف برآمده از مکتب اسلام و انقلاب اسلامی و دارای ماهیت خاص مذهبی و سیاسی است که آن را از سایر قوانین اساسی نظامهای سیاسی تا حدود زیادی متمایز میکند. با اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصول راهبردی سیاست خارجی احصا شده است، تأمل در خصوص ارزیابی نظاممند تنظیم و اجرای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس میزان التزام مجریان سیاست خارجی به اصول و موازین قانون اساسی حوزهای است که هنوز آنطور که باید مورد توجه پژوهشگران عرصۀ سیاست خارجی قرار نگرفته است. با وجود این، مروری بر ورودیهای قانون اساسی مربوط به موضوعات سیاست خارجی نشاندهندۀ نبود منابع خاص پژوهشی در راستای عینیتبخشیدن به ظرفیتهای موجود در قانون اساسی (اساسیسازی) برای ارتقای سیاست خارجی با هدف تأمین بیش از پیش منافع ملی در چارچوب حقوق اساسی است. این امر نشان میدهد که در این زمینه دستکم کم کار شده است. با آگاهی از این وضعیت در قالب این پژوهش به این پرسش پاسخ میدهیم که تأثیرپذیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی از قانون اساسی در چارچوب اساسیگرایی چگونه است؟ در این زمینه، با استفاده از منابع کتابخانهای، اسنادی و اینترنتی توضیح داده میشود که با توجه به ظرفیتهای همهجانبۀ قانون اساسی، سیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در راستای تأمین منافع ملی با تأکید بر واژۀ سعادت بشری از جمله هر ایرانی در چارچوب قانوناساسی، تکاملی است.
تحلیل جایگاه نئوپاتریمونیالیسم در سیاست خارجی عربستان سعودی
دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 163-187
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.414114.1283
محمدرضا محمدی، کیهان برزگر، نفیسه سادات قادری
چکیده شناخت نقش، جایگاه و میزان تأثیرگذاری متغیرهای داخلی و اهمیت آن بر فرایند تصمیمسازی در عرصۀ سیاست خارجی اهمیت ویژهای دارد. سیاست خارجی در امتداد سیاست داخلی قرار دارد و تصمیمات این حوزه برخواسته از شرایط و متغیرهای داخلی مانند ساختار ادارۀ دولت، سازوکارهای انتقال قدرت، تأثیر افراد، نهادها و ساختار و فرهنگ سیاسی کشور است. از دیگر سو، پاتریمونیالیسم بهعنوان بخشی از ساختار سنتی کشورهای حاشیۀ جنوبی خلیج فارس که انتقال قدرت بهصورت موروثی را بههمراه دارد و تأثیر آن بر سیاست خارجی این کشورها بهویژه عربستان سعودی، موضوعی است که کمتر بدان پرداخته شده است. در این پژوهش با این فرض که کاربست رویکردهای مختلف در سیاست خارجی عربستان، از ابتدای شکلگیری بر عنصر پادشاه بهعنوان هستۀ اصلی قدرت بناشده، بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که نوپاتریمونیالیسم و تأثیر آن در سیاست خارجی این کشور چیست؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که مفاهیم هویتی، جانشینی و ساختاری و فرهنگ سیاسی از مهمترین عوامل در رویکردهای مختلف سیاست خارجی عربستان هستند که از ابتدای شکلگیری آن تاکنون بر عنصر پادشاه بهعنوان هستۀ اصلی قدرت بناشده و رفتار دولت در حوزۀ خارجی را همواره تابعی از وضعیت و شرایط قدرت پادشاه در نظام سیاسی، فرایندهای جانشینی در این کشور و سیستمهای تابعۀ آن کرده است. در حالی که تصمیمسازان سیاست خارجی نسل پیشین عربستان، احتیاط، محافظهکاری و شکیبایی را در سیاست خارجی مهم میدانستند، انتقال قدرت در قالب نوپاتریمونیالیسم به نسل جدید نخبگان سیاسی عربستان، به درپیشگرفتن سیاستهای جدید و تهاجمی منجر شده است.
تحلیلی بر رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ آسیای جنوبی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 107-131
https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.341682.1153
علی طهماسبی، حجت مهکویی، علیرضا عباسی، رضا سیمبر
چکیده رویکرد سیاست خارجی، نقش مهمی در توسعۀ روابط منطقهای و جهانی برای کشورها دارد. بهویژه در عصر جهانیشدن که پیوندها و مناسبات میان کشورها در عرصۀ بینالملل، کاملاً درهم تنیده شدهاند. ماهیت ویژۀ دورۀ جهانیشدن این است که کمترین ظرفیت موجود برای برقراری ارتباط با کشورهای دیگر، اثری مثبت بر تصویر بینالمللی آن کشور دارد. در روابط منطقهای، رفتار سیاست خارجی ایران، نسبت به مناطق ژئوپلیتیکی پیرامونش، رویکردهای متفاوتی داشته است. منطقۀ آسیای جنوبی بهعنوان منطقۀ ژئوپلیتیکی مستقل، بر اساس نظریۀ سول کوهن و تبدیلشدن آن به قلمروی ژئواستراتژیک سوم، میتواند از مناطقی باشد که در تغییر رویکرد سیاست خارجی کشور نسبت به این منطقه ظرفیت لازم را ارائه دهد. هدف اصلی در این مقاله، تحلیل رویکرد سیاست خارجی ایران در روابط منطقهای با منطقۀ آسیای جنوبی است. این پرسش مطرح است که جایگاه منطقۀ آسیای جنوبی در روابط و رویکرد سیاست خارجی ایران چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش از روش و رویکرد پژوهشی توصیفیتحلیلی و ابزار گردآوری دادههای کتابخانهای و سایتهای اینترنتی استفاده میکنیم. نتایج یافتههای پژوهش نشان میدهند منطقۀ ژئوپلیتیکی آسیای جنوبی، در سیاست خارجی ایران جایگاه و اولویت مناسبی ندارد و سیاست خارجی این کشور در بهرهبرداری از موقعیت این منطقه برای توسعۀ روابط منطقهای، اقدامات لازم و جدی نکرده است.
هویت و بیطرفی در سیاست خارجی عمان در خاورمیانه
دوره 3، شماره 8، تابستان 1400، صفحه 149-176
محمد نصیرزاده، فریده محمدعلیپور
چکیده سیاست خارجی عمان در مواجهه با موضوعات مختلف منطقهای در خاورمیانه از الگوی رفتاری دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس متمایز است. رویکرد این کشور در قبال ایران، برخورد متمایز تاریخی با مسئله اعراب و اسرائیل و بحران دیپلماتیک قطر جملگی مواردی هستند که عمان در برخورد با آنها نوعی استقلال رفتاری از خود نشان داده و سیاست خارجی متمایزی را پیگیری کرده است. یکی از مهمترین مؤلفههایی که سبب تکوین این الگوی رفتاری گردیده، بستر اجتماعی منحصربهفرد عمان و هویتی است که در این بستر اجتماعی قوام یافته و بهعنوان یک ارزش سبب انتخاب الگوی رفتاری خاصی گردیده است. بر این اساس، این پژوهش در راستای پاسخ به پرسش چگونگی تأثیرگذاری هویت بر سیاست خارجی عمان، این فرضیه را بررسی میکند که هویت عمان با پذیرش تکثرگرایی بر سیاست خارجی این کشور تأثیر گذاشته و منجر به اتخاذ رویکرد بیطرفی و میانجیگری شده است. پژوهش حاضر با استفاده از نظریه سازهانگاری، به این نتیجه رسیده است که تکثرگرایی ناشی از تساهل دینی/زبانی/قومیتی بهعنوان متغیر مداخلهگر از جزمگرایی عمان در عرصه سیاست خارجی ممانعت به عمل آورده و موجب رویکرد بیطرفی در برخورد با مسائل مختلف منطقه گردیده است.
الگوهای سیاست خارجی عربستان سعودی بر اساس سند چشمانداز 2030
دوره 2، شماره 5، پاییز 1399، صفحه 100-130
علی آدمی، الله کرم مشتاقی
چکیده پیوند نفت، قبیله، پادشاه، اسلام وهابی و تعامل سنتی با ایالات متحده موجب شده است که عربستان سعودی همواره بهعنوان کشوری محافظهکار و موافق وضع موجود شناخته شود. عربستان تنها کشور موجود در غرب آسیا و شمال آفریقا است که از زمان تأسیس در سال 1932 تاکنون با هیچ کودتا، انقلاب و تغییر بنیادینی مواجه نشده است. این کشور با وجود تغییرات تاکتیکی، رفتار مشابهی در سطح راهبردی در دورههای مختلف تاریخی از خود بروز داده است که شناخت آن میتواند به تحلیل، تبیین و آیندهپژوهی سیاست خارجی ریاض کمک زیادی کند. در این پژوهش با روش کیفی و رویکرد توصیفیتحلیلی ضمن مبنا قراردادن چشمانداز 2030 عربستان سعودی، در پی استخراج الگوهای رفتاری این کشور در منطقۀ غرب آسیا و شمال آفریقا هستیم. از اینرو میکوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که به قدرت رسیدن نخبگان جدید حکومتی در سال 2015 و بهدنبال آن اصلاحات داخلی این کشور در قالب چشمانداز 2030، چه تحولی (تغییر و تثبیت) در الگوها و روندهای سیاست خارجی عربستان سعودی ایجاد کرده است.
