کلیدواژه‌ها = ایران

نقش توانمندی پزشکی هسته‌ ای بر همگرایی میان ایران و کشورهای حوزه خلیج‌فارس.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245548

حسن اسداله پور، رسول نوروزی فیروز، محمد حسین فلاح

چکیده پژوهش حاضر با تمرکز بر توانمندی‌های پزشکی هسته‌ای ایران و نقش آن در تقویت همگرایی منطقهای، به تحلیل ابعاد فنی، درمانی و سیاستی همکاری‌های میان ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس می‌پردازد. با اتکا به چارچوب نظریه کارکردگرایی میترانی، مطالعه حاضر درصدد است تا چگونگی تأثیر همکاری در حوزه پزشکی هسته‌ای، بهویژه در تولید و کاربرد رادیوداروها، را بر تعمیق روابط منطقهای و ارتقای همگرایی میان ایران و کشورهای همسایه بررسی کند. روش تحقیق مورد استفاده، تحلیل محتوای کیفی است که از طریق بررسی اسناد علمی، گزارش‌های بین‌المللی و مصاحبه با متخصصان ایرانی حوزه پزشکی هسته‌ای انجام شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که ایران با بهره‌گیری از مزیت‌های فناورانه خود در تولید رادیوداروها و ارائه خدمات درمانی مقرون‌به‌صرفه، می‌تواند به عنوان قطب همکاری‌های علمی و فنی در منطقه عمل نماید. چنین همکاری‌هایی نه تنها به بهبود شاخص‌های سلامت در کشورهای خلیج فارس منجر می‌شود، بلکه زمینه را برای شبکه‌سازی دانشی، تبادل اطلاعات و توسعه توریسم درمانی فراهم می‌آورد. بر این اساس، تقویت همکاری‌های علمی در حوزه پزشکی هسته‌ای می‌تواند به عنوان ابزاری کارآمد برای گسترش تعاملات سیاسی و اقتصادی در منطقه مورد توجه قرار گیرد.

تحلیل سناریوی روابط ایران و رژیم صهیونیستی(۲۰۲۵-۲۰۳۵) : شناسایی عوامل کلیدی، طراحی سناریوهای آینده، و ارائه پاسخ‌های استراتژیک.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 25 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245620

امین صادقی بکیانی

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر در روابط ایران و رژیم‌صهیونیستی، طراحی سناریوهای احتمالی آینده (۲۰۲۵-۲۰۳۵)، ارزیابی احتمال وقوع و پیامدهای‌آنها، وارائه راهکارهای‌استراتژیک انجام شد. این مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع آینده‌پژوهی باروش تحلیل سناریو است. جامعه آماری منابع علمی مرتبط بود و نمونه‌گیری هدفمند انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که عوامل کلیدی شامل ایدئولوژی، برنامه هسته‌ای، ژئوپلیتیک، امنیت، اقتصاد، جنگ سایبری و نقش قدرت‌های بزرگ هستند که با تلفیق متغیر تعدیل‌کننده «تحولات سیاسی داخلی در ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی» چهار سناریو طراحی شد: ۱) جهان موازنه قدرت، ۲) جهان دیپلماسی و تنش محدود، ۳) جهان جنگ پنهان، و ۴) جهان درگیری مستقیم. ارزیابی احتمالات نشان می‌دهد که سناریوی «جنگ پنهان» با احتمال بسیار بالا به‌عنوان حالت تعادل پویا و مقاوم در برابر شوک‌های سیاسی عمل می‌کند. سناریوی «دیپلماسی و تنش محدود» در کوتاه‌مدت محتمل است اما در بلندمدت ناپایدار است. سناریوی «موازنه قدرت» احتمال پایین تا متوسط و سناریوی «درگیری مستقیم» احتمال کم دارد، هرچند به‌عنوان یک ریسک دنباله‌دار با پیامدهای فاجعه‌بار قابل توجه است. نتیجه‌گیری حاکی از آن است که احتمال جنگ گسترده پایین است، اما تنش‌های غیرمستقیم ادامه خواهد داشت. استراتژی‌های واکنشی برای ایران پیشنهاد گردید.

جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ تحلیل پیامدهای ژئوپلیتیک- امنیت منطقه‌ای بر اساس رویکرد شبکه‌ای و انتقادی در روابط بین‌الملل.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 30 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245934

مرتضی بندری، حسن محمدی منفرد، عبدالرضا عالیشاهی

چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل پیامدهای جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران بر امنیت منطقه‌ای، تعادل قدرت در غرب آسیا و واکنش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. سوال اصلی پژوهش عبارت است از: «چگونه جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران را می‌توان از منظر ژئوپلیتیک شبکه‌ای و امنیت انتقادی تحلیل نمود؟ و پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی آن چه خواهد بود؟» فرضیه پژوهش دلالت بر این موضوع دارد که جنگ کوتاه‌مدت رژیم صهیونیستی علیه ایران، با ایجاد اختلال در شبکه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه، پیامدهای بلندمدت ژئوپلیتیکی و تهدیدات امنیت انسانی و منطقه‌ای را تشدید می‌کند. یافته‌های پژوهش با بهره‌گیری از ترکیب نظریه ژئوپلیتیک شبکه‌ای (برای تحلیل روابط پیچیده بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای) و رویکرد امنیت انتقادی (برای بررسی پیامدهای انسانی، اجتماعی و فراتر از تهدیدات نظامی) و با استفاده از روش تحلیل کیفی مبتنی بر مطالعات موردی، منابع ثانویه و تحلیل محتوای داده‌های سیاسی و امنیتی نشان داد که جنگ ۱۲ روزه، شبکه‌های منطقه‌ای را مختل کرده، امنیت جمعی و همکاری‌های منطقه‌ای را تضعیف و ثبات ژئوپلیتیکی غرب آسیا را تهدید می‌کند. این مطالعه بر اهمیت تحلیل شبکه‌ای و رویکرد انتقادی در فهم بحران‌های منطقه‌ای تأکید دارد و راهکارهایی برای تقویت امنیت جمعی و دیپلماسی پیشگیرانه ارائه می‌کند.

الگوهای مصون سازی در دیپلماسی اقتصادی؛ بررسی تطبیقی جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی..

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 17 تیر 1405

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.246859

داود کریمی پور، رستم ضیائی، محمدمهدی احسان طلب

چکیده نظریه هجینگ در سال های اخیر، نقش برجسته ای در تحلیل رفتار واحدها در سیاست بین الملل یافته است. درحالی که در مطالعات گذشته، این رفتارها جسته و گریخته از سوی کشورها دنبال شده، اما نظریه های منسجمی برای بررسی الگوهای متفاوت در زمینه وجود نداشته است. اکنون و با تغییر محیط همکاری های اقتصادی و دگرگونی های ساختاری در نظام بین الملل، هریک از کشورها، مسیر هجینگ خود را متفاوت از دیگران پیش می برند. در این زمینه، مسأله پژوهش پیش رو، تحلیل الگوی هجینگ در ایران و عربستان سعودی به عنوان دو قدرت همسایه در منطقه غرب آسیا و قدرت سیاسی نسبتا یکسانی است. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: دو کشور براساس چه الگوهایی از هجینگ در دیپلماسی اقتصادی رفتار می کنند و هر یک از این الگوها چه پیامدهایی را به همراه دارد؟ یافته‌های پژوهش بیانگر این واقعیت است که ایران در شرایطی به سمت الگوی هجینگ واکنشی سوق یافته که از یک سو فشارهای خارجی و از سوی دیگر عدم انسجام تصمیم سازی، این کشور را وارد سطحی از واکنش پذیری در مقابل الگوهای مسلط جهانی کرده است. در مقابل، دولت سعودی، مبتنی بر استراتژی توسعه خود، الگوی هجینگ منسجم را در پیش گرفته است. در عین حال که هر دو الگو در ایران و عربستان به طور نسبی پیاده شده و تحقق کامل آن منوط به حفظ وضع موجود در سال های آتی است. روش پژوهشی این مقاله بر اساس روش تحلیل داده‌ها و مبتنی بر الگوی توصیفی- تحلیلی است.

..تبیین ضرورت های ژئوپلیتیک حضور ایران درمعادلات جهان اسلام (منطقه مورد مطالعه: جنوب غرب آسیا)

دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 1-30

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.544622.1513

آیه شعبانی کوچصفهانی، علیرضا محرابی، سید یحیی صفوی

چکیده کشور ایران با تکیه بر ضرورت و بنیانهای ژئوپلیتیکی خویش اعم ازموقعیت استراتژیک وتراتزیتی ،ویژگی های انسانی ،طبیعی و محوریت تاریخی در جهان اسلام ، بعنوان یک قدرت منطقه ای در جنوب غرب آسیا محسوب می شود.
بااین توصیف قطعا قدرتهای جهانی و فرا منطقه ای همچون ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نیر که بر اساس اصل منفعت جویی خود در این منطقه حضورداشته درتلاش هستند و یا ایران را تحت هژمونی وسلطه خود قراردهند یااز رفتارمستقلانه ایران درمنطقه جنوب غرب آسیا کاسته وجلوگیری نموده و با اولویت حذف ایران بعنوان قطب رهبری جهان اسلام که در تلاش برای تقابل با حوزه نفوذ استکبار انها در کشورهای منطقه همچون عراق ، سوریه ، لبنان حضوردارد به منافع خود دست یابند .
دراین مقاله با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای و روش توصیفی _ تحلیلی در تلاش برای پاسخ به این سئوال هستیم که حضورایران درمنطقه جنوب غرب آسیا تاچه میزان دارای منطق وضرورت ژئوپلتیکی لازم بوده ورفتارمستقلانه ایران وحضور در این منطقه چه نتایج وابعاد ژئوپلتیکی دارد؟ قطعا ایران در منطقه جنوب غرب آسیا با تاکید بر ویژگیهای ژئوپلیتیکی خود می تواند نقش افرینی ویژه خود را داشته باشد.

جهان اسلام

روابط جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی: از همکاری تا رقابت.

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 60-87

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.564800.1547

سیدحمزه صفوی:، سید علی نجات

چکیده روابط میان جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی طی پنج دهه اخیر تحت تأثیر عوامل داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با پیچیدگی‌های فراوان و روندی بسیار متغیر و اغلب متنازع همراه بوده است. دوره ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ از حیث شدت تقابل سیاسی، دیپلماسی خصومت‌آمیز و اختلافات سرزمینی و امنیتی، نقطه‌عطف تنش‌ها میان تهران و ابوظبی محسوب می‌شود. اما شدت خصومت و تنش‌های سیاسی بین ابوظبی و تهران اوایل ۲۰۲۱ و پس از آغاز کار دولت دموکرات در آمریکا و تشکیل دولت سیزدهم در ایران به‌طور محسوسی کاهش یافت. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تبیینی و تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و الکترونیکی به دنبال پاسخ به این پرسش کلیدی است که آینده روابط ایران و امارات در میان مدت و بلند مدت چه الگوهایی را می‌تواند ترسیم کند؟ فرضیه‌ پژوهش در قالب سه الگو طرح شده است: اول، الگوی روابط دوستانه و همکاری‌جویانه با برتری فرهنگ کانتی؛ دوم، رقابت مدیریت‌شده با غلبه فرهنگ لاکی؛ و سوم، تشدید خصومت، تنش فزاینده و غلبه فرهنگ هابزی که با فعال‌شدن متغیرهای امنیتی و ژئوپلیتیک، امکان صعود به سوی رویارویی مستقیم و نظامی وجود دارد. این سناریو می‌تواند هزینه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر دو طرف تحمیل کند و معماری امنیتی خلیج فارس را به سمت بی‌ثباتی فزاینده سوق دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که الگوی رقابت مدیریت‌شده، محتمل‌ترین حالت آینده‌ روابط ایران و امارات است. زیرا از یک‌سو هزینه‌ رویارویی مستقیم بسیار بالاست و از سوی دیگر موانع ساختاری و رقابت‌های ژئوپلیتیک مانع شکل‌گیری همگرایی سیاسی استراتژیک بین دو کشور خواهد شد.

.تبیین نقش جمهوری اسلامی ایران در رویکرد جهانی چین

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 90-116

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.238091

محسن کشوریان آزاد، مهرشاد غفاری زاده

چکیده قدرت جهانی در حال رشد جمهوری خلق چین و تلاش این کشور برای برتری در منابع قدرت ساز عرصه بین‌الملل موجب گشته تا تبیین نقش دیگر کشورها در رویکرد جهانی آن اهمیت به خصوصی داشته باشد. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به دلیل جایگاه و نفوذ منطقه ای آن، برخورداری از مزیت ژئوپلیتیکی و ژئوکونومیکی و نقش آن در ساختار قدرت در نظام بین‌الملل برای قدرت های بزرگ در ادوار مختلف و برای چین در وضعت کنونی نظام جهانی اهمیت به سزایی دارد. همچنین توسعه روابط روبه رشد جمهوری اسلامی ایران و چین درنتیجه اشتراکات و الزامات ساختاری نظام بین‌الملل، قابلیت حوزه های مختلف همکاری و زمینه های در حال ظهور مشترک موجب افزایش توجه به روابط این دو کشور در عرصه بین‌الملل شده است. هدف از این مقاله تبیین نقش جمهوری اسلامی ایران در رویکرد جهانی چین است و با روش تحلیلی-تبیینی به این ُسؤال پاسخ داده است که جمهوری اسلامی ایران در رویکرد جهانی چین و راهبردهای منشعب از آن از چه نقشی برخوردار است؟ در پاسخ فرض بر این است که بر مبنای واقعیت های موجود، رویکرد جهانی چین نسبت به عرصه بین‌الملل و منطقه غرب آسیا مشارکت محور است که جمهوری اسلامی ایران در این رویکرد و راهبردهای منشعب از آن نقش پراهمیتی دارد. براساس یافته ها، دو کشور در چارچوب های توسعه ای مشترک و رفع موانع و چالش های مشترک می توانند مشارکت راهبردی را در سال های آینده ادامه دهند.

جهان اسلام

از دشمنی تا دوستی: تحلیلی روایتی از دگرگونی سیاست‌خارجی ایران در قبال طالبان

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 118-145

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.238092

بهاره داودی، سید یوسف قرشی

چکیده روایت یا داستان‌پردازی سیاسی ابزاری برای شکل‌دهی به واقعیت‌ها و در نهایت تأثیرگذاری بر مخاطبان در جهان سیاست است. رهبران و شخصیت‌های سیاسی به عنوان روایت‌گر این داستان‌ها، تلاش می‌کنند تا از طریق ساخت واقعیت مورد نظرخود، سیاست‌های مطلوبشان را به اجرا گذارند. سیاست‌های اِعمالی دولت‌ها در حوزه خارجی نیز این‌گونه است و تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی هم با استفاده از روایت‌ها، دوستان و دشمنان خود را تعریف می‌کنند و به یک سیاست‌گذاری مشخص دست می‌زنند. سیاست خارجی ایران در قبال افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست. این ارتباط از دیرباز برقرار بوده و در مقاطعی، به شدت دچار فراز و نشیب شده است. مقطع به قدرت رسیدن طالبان در 1996 و تجدید حکمرانی این گروه در 2021 از این قاعده پیروی می‌کند. سیاست ایران در قبال طالبان از 1996 تا 2001 به صورت تقابلی و به محض سقوط سقوط طالبان و در ادامه، با تشکیل امارت دوم طالبان در سال 2021 این رابطه به سمت تعامل‌گرایی تغییر یافته است. سوال اصلی این پژوهش عبارتست از: چگونه و با چه کیفیتی روایت سیاست ‌خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال طالبان در بازه زمانی 1996 تا 2021 دچار دگرگونی شده است؟ پاسخ آن است که روایت‌های مطرح شده توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران با اتکا به سه عنصر محیط، شخصیت‌پردازی و پیرنگ‌سازی، دچار تحول و به روایت مسلط تبدیل شده است. روایت‌پژوهی به عنوان روش پژوهش استفاده شده است.

جهان اسلام

.تحلیل کیفیت نقش آفرینی ج.ا. ایران. در جنگ کریدورها؛ مداخله فعال یا انزوای ژئوپلیتیک

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 236-268

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.485976.1400

احسان کاظمی، فرشاد رومی، آرش سعیدی راد

چکیده امروزه کریدورهای بین المللی و منطقه ای با توجه به دگرگونی های ژئوپلیتیکی و مزایای اقتصادی، سیاسی و امنیتی اهمیت مضاعفی یافته اند. در این میان، کشور ایران از دیرباز در مرکز مهم ترین مسیرهای ترانزیتی قرار داشته و با سیاستگذاری مدون این مهم می توانست ضمن ارتقاء جایگاه ژئوپلیتیک ایران، مزیت های فراوانی برای کشور به ارمغان بیاورد. اما تحولات یک دهه اخیر گویای آن است که ایران به نوعی عامدانه از سوی دولت های خارجی از دالان اصلی کریدورها حذف شده است. سوال اصلی پژوهش از این قرار است که «عملکرد ایران در طرح های کریدوری منطقه چگونه بوده و چه پیامدهایی را به دنبال داشته است ؟» فرضیه پژوهش اینگونه تدوین یافته که: « جمهوری اسلامی ایران به رغم داشتن مزیت های ژئوپلیتیکی، به دلایل داخلی و خارجی نتوانسته است سهم چندانی از کریدورهای منطقه ای را نصیب خود کند که پیامد آن انزوا و تضعیف اقتصاد ملی، کاهش ضریب امنیتی و فرشایش ژئوپلیتیکی ایران خواهد بود.» چارچوب نظری پژوهش، نظریه ژئوپلی نومیک دمکو، وود و کازی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و از طریق منابع کتابخانه ای – اسنادی به گردآوری، طبقه بندی و در نهایت تحلیل و تبیین داده ها پرداخته می شود. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که «ایران با داشتن مزیت های ژئوپلیتیک نسبت به سایر کشورهای منطقه عملا نتوانسته سهم چندانی از جغرافیای کریدورها را نصیب خود سازد که این مهم می تواند موجب تنهایی ژئوپلیتیکی شده و اثرات امنیتی، سیاسی و اقتصادی بسیار منفی داشته باشد.

ظرفیت‌ های پارادیپلماتیک دیاسپورای ایرانی در ترکیه.

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 270-295

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.525692.1483

عبدالمجید سیفی، مریم خالقی نژاد

چکیده جهانی‌شدن و جهان‌منطقه‌ای شدن، موجب خلق ابزارها و فرصت‌های جدید دیپلماتیک در عرصه بین‌المللی مانند پارادیپلماسی و فرصت‌های ناشی از دیاسپورا شده است. تلفیق این فرصت‌ها منجر به گشایش دریچه‌های نوینی در علم سیاست، روابط بین‌الملل و دولت‌ها می‌شود. این مقاله به بررسی ظرفیت‌های پارادیپلماتیک ایرانیان دیاسپورا در ترکیه می‌پردازد و توانایی آنها را در تقویت روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بین دو ملت بررسی می‌کند. پارادیپلماسی به‌عنوان پل غیررسمی بین کشورها و اشاعه همکاری‌های فرامرزی عمل می‌کند و اهمیت استفاده از جوامع دیاسپورا در سه محور اقتصاد، سیاست و فرهنگ در سراسر جهان امری در حال افزایش است. با روند تصاعدی اهمیت به کارگیری این موضوع در دستگاه سیاست خارجی کشورها، مقاله پیش رو با هدف معرفی افق جدیدی از فرصت‌های نوین به منظور تحقق منافع ملی به بررسی ظرفیت-های پارادیپلماتیک دیاسپورای ایرانی در ترکیه می‌پردازد. از این منظر پرسش اصلی مقاله مطرح می‌شود که دیاسپورای ایرانی در ترکیه چه ظرفیت‌های پارادیپلماتیکی دارد و این ظرفیت‌ها چگونه می‌تواند بر روابط دو کشور تاثیرگذار باشد؟ یافت‌های پژوهش بر این امر تاکید دارد که «دیاسپورای ایرانی در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بعضا سیاسی دارای ظرفیت بالای پارادیپلماتیک است که می‌تواند سبب تقویت روابط ایران و ترکیه شود». قابل ذکر است روش نگارش این مقاله به صورت علی که مبتنی بر زنجیره علت و معلول است و ابزار گردآوری داده‌ها به صورت کتابخانه‌ای و مصاحبه‌ای می‌باشد.

جهان اسلام

تبیین نقش موقعیت ژئوپلیتیکی گذرگاهی، بر امنیت ملی با تاکید بر حمل‌ونقل هوایی جمهوری اسلامی ایران

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 2-30

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.499208.1424

جواد امینی، سید یحیی صفوی همامی، ابراهیم رومینا، ریباز قربانی نژاد

چکیده موقعیت گذرگاهی تولید کننده قدرت است .به تبع تولید قدرت در عرصه های مختلف،امنیت شکل می گیرد .موقعیت ؤئوپلیتیکی به وضعیتی اطلاق می گرددکه رقابت قدرتی در ارتباط با فضای جغرافیایی بین بازیگران ژئوپلیتیکی در جریان باشدچنانچه بازیگران ژئوپلیتیکی در رقابت با یکدیگر بتوانند مزیت مورد نظر خود را جذب نمایند از برتری ژئوپلیتیکی نسبت به دیگر بازیگران برخوردار شده و بر امنیت ملی خود خواهند افزود. در این پؤوهش به نقش موقعیت ژئوپلیتیکی ایران از نوع گذرگاهی در ارتباط با خطوط هوایی پرداخته است. موقعیت جغرافیایی ایران می تواند به عنوان کوریدورهای هوایی جهانی نقش افرینی نماید ولی تاکنون این مزیت فراوری نشده و رقبای منطقه ای ان را نصیب خود کرده اند . پژوهش حاضر با موقعیت کنونی حمل و نقل هوایی و کوریدورهای فعال، به ظرفیت های کنونی سرزمین ایران پرداخته است. در این مقاله روش تحقیق داده ها توصیفی تحلیلی است و شیوه گرداوری داده ها اسنادی کتابخانه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که موقعیت ژئوپلیتیکی ایران تا کنون نتوانسته است موجب تولید قدرت وبه تبع ان امنیت ملی گردد. چنانچه این موقعیت با توجه به ظرفیت های جغرافیایی ایران فراوری گردد می تواند در تولید قدرت و امنیت ملی تاثیر گذار گردد .


 

جهان اسلام

مولفه‌های اقتصاد سیاسی رقابت ایران و ترکیه در حوزه عراق(2020-2003)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 248-273

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.500039.1425

سجاد بهرامی مقدم، احمد ستارزاده

چکیده سقوط صدام و اشغال نظامی عراق توسط آمریکا در مارس 2003 موجب شکل‌گیری رقابت‌های منطقه‌ای در فضای سیاسی اقتصادی این کشور شد. در اثر ایجاد خلاء قدرت در عراق، رقابت‌های منطقه‌ای دو همسایه آن یعنی ترکیه و ایران در این کشور افزایش یافت. پژوهش حاضر به تبیین عناصر و متغیرهای اثرگذار بر افزایش رقابت‌های آنکارا با تهران در عراق می‌پردازد. براین اساس سؤال مقاله آن است که چه عواملی زمینه گسترش رقابت‌های ترکیه و ایران را در عراق از سال 2003 تا 2020 فراهم کرده است؟ در پاسخ به نظر می‌رسد که خلاء قدرت به وجود آمده در عراق پس از صدام، دستیابی به انرژی و انتقال آن در منطقه، تصاحب بازارهای عراق در اثر نیازمندی‌های عمرانی و اقتصادی ناشی از خرابی‌های جنگ در گسترش رقابت بین ایران و ترکیه در عراق مؤثر واقع شده است. سند چشم‌انداز هر دوکشور، تبدیل شدن به قدرت اول منطقه در سال 1404 برای ایران و 2023 برای ترکیه، این دو کشور را در یک فرایند تحصیل موقعیت سیاسی و اقتصادی مناسب در منطقه و رقابت بر سر الگو شدن در آن قرار داده است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی داده‌ها و تجزیه و تحلیل آمار تعاملات اقتصادی، به ابعاد رقابت ایران و ترکیه در عراق پس از سال 2003 پرداخته شده است.


 

جهان اسلام

تحلیل مضمون روابط قدرت در رسانه اجتماعی سیاست‌مداران: مطالعه موردی توییت‌ های ترامپ درباره ایران

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 298-334

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.475739.1473

محمد گاپله، جعفر امینی کوشک

چکیده در عصر رسانه‌های اجتماعی، سیاست‌مداران از پلتفرم‌هایی نظیر توییتر(شبکه ایکس) برای شکل‌دهی به افکار عمومی و پیشبرد اهداف سیاسی بهره می‌گیرند. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون بارویکرد شبکه مضامین به بررسی روابط قدرت در توییت‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، درباره ایران می‌پردازد. جامعه زبانی پژوهش شامل بیش از 240 توییت است که در بازه ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱ منتشر شده‌اند. در مجموع 27کد پایه از توییت‌ها استخراج شد که تعداد کل تکرار آن‌ها به ۶۷۸ مورد می‌رسد. این کدها در قالب 10 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان‌دهنده: 1.نمایش هژمونی آمریکا و تهدید مستقیم ایران2.تخریب گذشته برای ساختن قدرت حال: برجام و دولت اوباما 3.اعمال فشار حداکثری:تحریم‌ها و انزوای اقتصادی 4.مشروعیت‌زدایی از نظام ایران و حمایت از اپوزیسیون داخلی 5. شخصی‌سازی قدرت و نمایش اقتدار فردی ترامپ) و یک مضمون فراگیر(بازنمایی و اعمال روابط قدرت در توییت‌های ترامپ درباره ایران) استخراج شد که همگی ذیل یک مضمون فراگیر (بازنمایی و اعمال روابط قدرت در توییت‌های ترامپ درباره ایران) قرار دارند. نتایج نشان می‌دهد گفتمان ترامپ در توییتر درباره ایران، شدیداً مبتنی بر نمایش قدرت یک‌جانبه، شخصی‌سازی سیاست خارجی، و بازنمایی دوگانه “ما قدرتمند – آنها ضعیف” است. این گفتمان با استفاده از ابزارهایی چون تهدید، تحریم، مشروعیت‌زدایی و روایت‌های شخص‌محور، سعی در تثبیت یک روایت سلطه‌گر از روابط آمریکا و ایران دارد. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی چگونه می‌توانند به بستری مؤثر برای تولید و بازنمایی پیچیده قدرت سیاسی در سطوح بین‌المللی تبدیل شوند.


 

جهان اسلام

آسیب‌شناسی نقش شبکه‌ های اجتماعی در جنگ ترکیبی علیه ایران

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 364-393

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.490457.1405

محمد جواد موسی نژاد، مهسا تاتاری، افشین متقی، سمانه موحدی

چکیده اینستاگرام به دلیل قابلیت‌های فروان و جذاب خود یکی از محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی در ایران و جهان است، اما در کنار جذابیت‌ها، این شبکه اجتماعی آسیب‌های فراوانی را به جوامع بشری وارد کرده است. این پژوهش با استفاده از مدل آسیب‌شناسی تجزیه و تحلیل میدان – نیرو لوین به شناسایی نیروهای فشار مثبت و منفی اینستاگرام در جنگ ترکیبی علیه ایران پرداخته‌است. با وجود فیلتر شدن این شبکه در ایران همچنان این شبکه اجتماعی مورد اقبال بسیاری از کاربران ایرانی است. مناقشات اجتماعی سال‌های اخیر ایران، منتج از جنگ ترکیبی تمام عیار نظام سلطه و مخالفین سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی علیه ایران بود. اینستاگرام با توجه به ماهیت خود و به عنوان ابزاری در اختیار نظام سلطه و مخالفین نظام سیاسی حاکم بر ایران به رهبری مناقشات داخلی، جهت دادن به اعتراضات با انجام عملیات روانی بر اذهان عمومی و تبدیل آن به جنگ داخلی نقش اساسی داشته است. همچنین به دلیل عدم سواد رسانه‌ای برخی از کاربران، این بستر آسیب‌های فراوانی را بر فرهنگ جامعه ایران تحمیل کرده است و به مسائل اساسی جامعه ایران دامن زده است، این شبکه‌ اجتماعی بستری برای کسب اطلاعات، اخبار و مبادله اندیشه بوده است اما عموماً اخبار و اطلاعات این فضا با سو گیری‌های فراوانی نسبت به جامعه و نظام سیاسی ایران همراه بوده است. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، نیروهای فشار منفی بیش از نیروهای فشار مثبت اینستاگرام بر جامعه ایران اثرگذار است و در ایجاد چالش‌های اساسی در جامعه نقش مهمی را ایفا کرده است


 

جهان اسلام

روابط ایران و اتحادیه اوراسیا از منظر نظریه ژئوپلیتیک انتقادی

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 209-236

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.469959.1368

شیرین مسعودی، کیهان برزگر، داوود کیانی

چکیده امروزه کشورها تلاش می‌کنند از طرق مختلف و با اتکا به روش‌های نوین ازجمله توجه به مزیت‌های رقابتی‌ای که از آن بهره‌مند هستند، مسائل منطقه‌ای خود را حل‌وفصل کنند. در این راستا، همگرایی منطقه‌ای به‌عنوان یک استراتژی مهم می‌تواند آن‌ها را علاوه‌بر دستیابی به بازارهای منطقه‌ای و جهانی در حل‌وفصل مسائل مبتلابه تجاری و اقتصادی یاری دهد. پس از شکل‌گیری همگرایی منطقه‌ای، گام بعدی کم‌رنگ کردن خطوط مرزی و تشکیل بلوک‌های تجاری با کشورهای هدف است که این امر زمینه‌ساز توسعه روابط تجاری و همگامی با فرایند جهانی شدن شده و موجب باز شدن اقتصاد کشورها می‌شود به‌نحوی‌که می‌توان از این مزیت در مراحل بعد نیز بهره برد. در همین راستا، به نظر می‌رسد تشکیل یک شبکه جهانی که در آن نقشه کریدورهای متصل، جایگزین نقشه‌های سنتی مرزهای ملی شده در دستورکار جهانی قرار گرفته است. این شبکه‌ها در حال ایجاد سیستم‌های پیچیده‌ای هستند که از مرزهای ملی فراتر می‌روند و روابط ژئوپلیتیکی را بازتعریف می‌کنند. به همین جهت، در این شکل نوین، از منطقه‌گرایی تنها برای تکمیل یا ادغام اقتصادهای محلی آن هم صرفا برای پیشبرد سیاست خارجی استفاده نمی‌شود، بلکه می‌توان آن را درراستای تقویت راه‌های ترانزیتی و اتصالی یا همان زنجیره انتقال منطقه‌ای کالا به‌عنوان یک هدف مهم به کار برد. به عبارت دیگر، کشورها با بهره‌برداری مطلوب از موقعیت مناسب ژئواستراتژیک خود می‌توانند با محوریتی که در اتصال راه‌های مبادلاتی و ترانزیت کالا ایجاد کرده‌اند علاوه‌بر توسعه روابط با کشورهای منطقه، از آن برای پیشبرد اهداف اقتصادی و نیز سیاسی و امنیتی خود استفاده بهینه کنند. در این راستا، مقاله پیش رو با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و پس از توصیف عناصر اصلی نظریه ژئوپلیتیک انتقادی و بررسی نقش آن در ارتباطات اقتصادی و همگرایی منطقه‌ای تلاش می‌کند به این پرسش پاسخ می‌دهد که چگونه می‌توان از اتصال به‌عنوان ابزاری برای پیشبرد اهداف اقتصادی در گسترده روابط ایران و اوراسیا استفاده کرد؟ مقاله حاضر در پاسخ به این سوال مهم معتقد است؛ موقعیت ویژه و کم‌نظیر جغرافیایی ایران ظرفیت و فرصت بسیار مناسبی را در اختیار این کشور قرار داده است تا بتواند با بهره‌مندی از موهبت قرارگیری در مسیر کریدورهای شمال- جنوب و شرق- غرب به‌عنوان شاهراه ژئوپلیتیکی منطقه‌ای و جهانی نقش مهمی در اتصال خاورمیانه، آسیا و اروپا داشته باشد و در پرتو محوریتی که در ترانزیت و اتصال کالا پیدا می‌کند، اقتصاد خود را نیز سروسامان ببخشد.

جهان اسلام

جایگاه عراق در سیاست همسایگی ایران: اوّلیت یا اولویّت

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 313-338

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.506792.1441

سید محمد هوشی سادات، علی شمس آبادی

چکیده ایران با 15 کشور مرزهای دریایی و خشکی دارد که از این حیث، در دسته پنجم کشورهای با همسایگان زیاد در جهان قرار می‌گیرد.. در میان این همسایگان، عراق به‌عنوان کشوری که باید در اولویت سیاست خارجی ایران قرار داشته باشد، قابلیت رسیدن به اوّلیت در سیاست همسایگی ایران را دارد. سرزمین عراق در طول تاریخ، بخشی از جغرافیای سیاسی (ایران‌زمین) و سپس جغرافیای فرهنگی (ایران‌شهر) بوده و در حال حاضر این کشور در چارچوب جغرافیای پیرامونی اقتصادی و امنیتی ایران قرار می‌گیرد. مسئله اصلی مقاله این است که: «چگونه جایگاه عراق در سیاست همسایگی ایران از اولویت به اوّلیت تغییر می‌یابد؟». این فرضیه طی فرایند تحقیق، با داده‌هایی که از حاصل مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانه‌ای نویسندگان است، مورد آزمون قرار خواهد گرفت. طی این پژوهش شاخص‌های چهارگانه ژئوپلتیک، ژئواکونومیک، ژئوکالچر و ژئواستراتژیک به همراه ۱۸ زیرشاخص استخراج‌شده و بر أساس آن‌ها جایگاه عراق در رده‌بندی کشورهای همسایه ایران بررسی می‌شود.


 

جهان اسلام

رویکرد سیاسی و اقتصادی اتحادیه‌ اروپا درقبال چین و تاثیر آن در جمهوری اسلامی ایران

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 113-137

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.479723.1384

عارف ضرغامی، مهدی جاودانی مقدم، داود کیانی

چکیده در دهه‌های اخیر، چین به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین قدرت‌های اقتصادی و سیاسی جهان شناخته شده و نقش خود را در نظام بین‌الملل به‌طور قابل‌توجهی تقویت کرده است. این روند نه‌تنها در روابط جهانی تأثیر گذاشته، بلکه به‌ویژه برای اتحادیه اروپا، چالش‌ها و فرصت‌های جدیدی را ایجاد کرده است. اتحادیه اروپا، به‌عنوان یک نهاد چندملیتی با منافع اقتصادی و سیاسی گسترده، به‌دقت درحال مدیریت روابط خود با چین است تا ضمن بهره‌مندی از مزایای اقتصادی، نگرانی‌های مربوط به مسائل حقوق بشر، امنیت و اثرات ژئوپلیتیکی را نیز مدنظر قرار دهد. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان کشوری که در موقعیت جغرافیایی استراتژیکی واقع شده و دارای منابع طبیعی غنی است، به روابط با چین توجه ویژه‌ای دارد. ایران در تلاش است تا از این ‌روابط برای مقابله با تحریم‌های بین‌المللی و بهبود وضعیت اقتصادی خود بهره‌برداری کند. بااین‌حال، تغییرات در سیاست‌های اتحادیه اروپا و رویکردهای چین می‌تواند تأثیرات عمیقی در آینده روابط ایران با این دو بازیگر مهم داشته باشد. این مقاله رویکرد سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا درقبال چین و تأثیر آن در جمهوری اسلامی ایران را بررسی کرده است. از یک‌سو، تحلیل استراتژی‌های کلیدی اتحادیه اروپا در تعامل با چین و از سوی دیگر، بررسی تأثیر این رویکردها در سیاست‌های اقتصادی و خارجی ایران، مباحث اصلی این تحقیق را تشکیل می‌دهند. هدف این پژوهش، ارائه یک درک جامع از تعاملات پیچیده بین این بازیگران و تحلیل پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران است.
 
 
 

جهان اسلام

تأثیر محور مقاومت در تغییر راهبرد ها و توازن قدرت در منطقه غرب آسیا (2023-2011)

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 309-332

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.480843.1387

سید محمدرضا موسوی، احسان جعفری‌فر

چکیده انقلاب اسلامی ایران به‌عنوان یکی از رویدادهای مهم و تأثیرگذار قرن بیستم شناخته می‌شود، زیرا نه‌تنها تحولات عمیقی در سیاست داخلی ایران به وجود آورد، بلکه آرمان‌ها و اهداف این انقلاب تأثیرات گسترده‌ای در سیاست خارجی کشور و تحولات منطقه‌ای، به‌ویژه در غرب آسیا، داشته است. یکی از مهم‌ترین پیامدهای انقلاب اسلامی شکل‌گیری محور مقاومت است که به‌عنوان یک الگوی جدید در تعاملات سیاسی و نظامی در منطقه ظاهر شده و تأثیرات عمیق‌تری در تغییر معادلات قدرت و ساختارهای منطقه‌ای داشته است. حال برای بررسی چگونگی تأثیرگذاری محور مقاومت در منطقه غرب آسیا این پژوهش درصدد آن است تا موضوع را واکاوی کند. سؤال اصلی این است که تأثیر محور مقاومت در تغییر راهبردها و توازن قدرت در منطقه غرب آسیا (2023-2011) چه بوده است؟ فرضیه عبارت است از اینکه محور مقاومت با ایجاد اتحادهای استراتژیک و گسترش نفوذ ایران در کشورهای منطقه، به تغییر راهبردهای بازیگران فرامنطقه‌ای و بازتعریف توازن قدرت در غرب آسیا کمک کرده، درنتیجه، منجر به شکست راهبردهای غربی در شکل‌دهی و تثبیت نظم منطقه‌ای شده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اسناد کتابخانه‌ای انجام ‌شده است. درنهایت، نتایج نشان می‌دهد که محور مقاومت در هر مرحله تحول نظم منطقه‌ای با به چالش کشیدن نظم غربی نه‌تنها به گسترش نفوذ ایران و حمایت از گروه‌های وابسته در کشورهای مختلف کمک کرده، بلکه زمینه‌ساز یک نظم جدید و چندقطبی در این منطقه شده است.

جهان اسلام

تحلیلی بر چالش‌ها و محدودیت‌ های دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق از 2003 تا 2024

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 139-164

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.463833.1357

خلیل اله سردارنیا، شبر قحطان عدنان عبدالحسین، قریشی جمیل

چکیده پرسش این نوشتار آن است که مهم‌ترین چالش‌ها و محدودیت‌های دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق پسا صدام از سال ۲۰۰۳ تا 2024 چه بوده‌اند؟ این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی با رویکرد جامعه‌شناختی تاریخی به روابط بین‌الملل و با تکنیک کتابخانه‌ای، اینترنتی و اسنادی انجام شده است. یافته‌های این مطالعه نشان داد که ایران تلاش کرده با استفاده از گفتمان جامع روابط تاریخی با اعراب عراق به‌طورکلی و با شیعیان به‌طور خاص بر اساس مشترکات فرهنگی و مذهبی و رویکرد مبتنی بر مقاومت در مقابل توسعه و سلطه گرایی قدرت‌های فرا منطقه‌ای البته با همکاری دولت عراق، فضای مناسبی برای دیپلماسی فرهنگی و بهبود روابط دو ملت ایجاد کند. بااین‌وجود چالش‌ها و موانعی بر سر راه دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق از 2003 تا 2024 وجود داشته است که مهمترین آنها عبارت‌اند از: فعالیت‌ها و نقش‌آفرینی منفی رسانه‌های آمریکایی- سعودی با محوریت ایران هراسی در منطقه، فعالیت‌ها و اقدامات مخرب گروه‌های تروریستی تکفیری به‌ویژه داعش، شکل‌گیری و شکاف‌های سیاسی- فکری بین تشکل‌های شیعی به‌ویژه گروه صدر با بقیه شیعیان، شیعه هراسی در منطقه در چارچوب رقابت‌های ژئوکالچری بین هلال شیعی به رهبری ایران و بلوک سنی به رهبری عربستان، فعال بودن جریان‌های ضد ایرانی در عراق و بقایای حزب بعث، مداخلات خارجی در امور عراق برای شکننده سازی دولت، استمرار برخی آثار روحی- روانی ناشی از آثار و پیامدهای جنگ ایران و عراق، عدم تلاش جدی دو کشور برای گسترش دیپلماسی فرهنگی به پیروان اهل سنت و فقدان افق بلندمدت برای همکاری‌ها بین دوکشور

جهان اسلام

آینده پژوهی روابط ایران و عربستان تا 2028

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 77-110

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.436153.1320

محمد ترزم پور

چکیده رابطه امروز ایران و عربستان رابطه قدرت و امنیت است، نه دوستی و همسایگی. روند نزولی ۱۵ سال اخیر، ایران را از قدرتی منطقه‌ای و رقیبی مورد احترام، به کشوری عادی و ابزار بازدارندگی عربستان تبدیل خواهد نمود. درحقیقت ایران بازی قدرت را به آقای فعلی خاورمیانه (عربستان) باخته است. ایران درجهت بهبود شرایط خویش از فلسطین به نفع عربستان عبور کرده است، اما ازسوی‌دیگر، شرایط فعلی عربستان نیز پایدار نخواهد ماند. با توجه به نظریه تقارب که ریمون آرون و گالبریت نظریه‌پردازان مشهور آن هستند، قدرت‌های بزرگ به‌رغم تفاوت‌های صوری ایدئولوژیک، درمورد مسائل مربوط به امنیت ملی و حفظ منافع، رفتاری مشابه یکدیگر دارند. پس هدف پژوهش این است که ایران و عربستان باید آگاه به این موضوع باشند که در دنیایی که قدرت‌های بزرگ درنهایت به نفع یکدیگر از کشورهای ضعیف عبور می‌کنند، توامان قدرتمند بودن و همکاری این دو، تنها گزینه آینده‌ای روشن برای این دو کشور و به‌تبع آن منطقه خاورمیانه است. سوال پژوهش نیز در این راستا قرار دارد که در نظم جدید جهانی چه واکنشی لازم است تا این دو کشور ضمن بازگشت به شرایط مطلوب گذشته از فرصت‌های نظم جدید دور نمانند؟ که در این زمینه آینده‌نگاری را برگزیده‌ایم که در ذیل آن از روش امتداد حال به آینده و تحلیل ماتریسی استفاده شده است و درنهایت دو کشور هم‌زمان قدرتمند را تجویز خود در این پژوهش یافتیم.
 
 
 
 
 

جهان اسلام

ژئوپلیتیک انرژی گاز مایع در قرن بیست‌ویکم با تأکید بر ژئوانرژیک گاز مایع ایران

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 135-166

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.427323.1301

غلامرضا شفیعی، حجت مهکویی، امیر گندمکار، رضا سیمبر

چکیده ایران علی‌رغم‌ داشتن رتبه دوم جهانی از نظر ذخایر گاز طبیعی، عملاً نقش فعال و تأثیرگذاری در تجارت جهانی و صادرات گاز طبیعی و گاز مایع ندارد و علی‌رغم‌ موقعیت ممتاز ژئواکونومیک و ژئوانرژیک، به جایگاهی متناسب با ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های اقتصاد جغرافیایی خود دست نیافته است. مسئله اصلی تحقیق این است که میزان نقش و اهمیت گاز مایع در تجارت جهانی گاز و ژئوپلیتیک انرژی طی دهه‌های آینده در سطوح منطقه‌ای و جهانی چگونه است؟ هدف اصلی این پژوهش تحلیل نقش و اهمیت فزاینده گاز مایع در تجارت جهانی گاز و ژئوپلیتیک انرژی در سطوح منطقه‌ای و جهانی طی دهه‌های آینده است. روش تحقیق بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت از نوع توصیفی- تحلیلی است. نتایج یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که با توجه به مزیت‌ها، تقاضا و مصرف روزافزون گاز مایع در دوره انتقال از یک سو و موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های کم‌نظیر ژئوانرژیک ایران برای تولید و صادرات گاز مایع از سوی دیگر، توسعه زیرساخت‌های تولید و صادرات گاز مایع می‌تواند کاهش صادرات و درآمدهای نفتی ایران را در دوره انتقال از سوخت‌های فسیلی به انرژی‌های تجدیدپذیر جبران کند.
 
 
 
 

جهان اسلام

تبیین جایگاه امنیت غذایی در مناسبات آبی ایران و عراق

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 291-321

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.434384.1317

صدیقه نصری فخرداود، حسن صدرانیا

چکیده امنیت غذایی یکی از مولفه‌های مهم در روابط میان کشورها شده و در رابطه با تاثیر آن در مناسبات هیدروپلیتیک میان کشورها مطالعات مختلفی انجام شده است. این نوشتار با هدف واکاوی نقش امنیت غذایی و تحلیل تاثیر آن در روابط میان کشورها به دنبال پاسخ به این پرسش است که امنیت غذایی و منابع آب در روابط میان ایران و عراق چه تاثیری دارند؟ استدلال فرضیه پژوهش بر آن است که امنیت غذایی یکی از متغیرهای راهبردی در مناسبات هیدروپلیتیک میان دو کشور است. بدین منظور با رویکرد ترکیبی از منابع کتابخانه‌ای، اسناد و روش دلفی متمرکز بر مصاحبه‌های باز و نیمه‌ساختاریافته با متخصصان ایرانی و عراقی متغیرها شناسایی شده، سپس با روش تحلیل ساختاری و نرم‌افزار میک‌مک نتایج تحلیل و ارزیابی شده است. نتایج نشان می‌دهند پس از شناسایی و تحلیل ساختاری رابطه میان متغیرها، اهمیت منابع آبی برای امنیت غذایی یکی از متغیر‌های راهبردی و کلیدی به‌شمار می‌رود. روابط متقابل بیانگر آن است که امنیت غذایی با حوزه‌های مربوط به توسعه و امنیت در هر دو کشور توامان در ارتباط است و این نشان‌دهنده اهمیت بالای این جستار موضوعی در روابط بین دو کشور دارد.
 
 
 
 

جهان اسلام

بررسی تأثیر بازاریابی سیاسی در تقویت عمق‌بخشی خارجی انقلاب اسلامی ایران

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 323-351

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.397275.1259

پژمان نوروزی، مهدی فیروزکوهی

چکیده یکی از مهم‌ترین انقلاب‌های معناگرا در جهان انقلاب سال 1357 ایران بوده است. در گام دوم انقلاب اسلامی یکی از راهبردی‌ترین اهداف انقلاب، موضوع عمق‌بخشی خارجی انقلاب اسلامی بوده؛ اما کمبود چهارچوب‌ و الگوها در این زمینه، همواره یکی از موانع عملیاتی شدن این مهم بوده است. در این پژوهش با استفاده از مفهوم بازاریابی سیاسی سعی شده گامی به سوی طراحی چهارچوبی در راستای عملی کردن موضوع عمق‌بخشی خارجی انقلاب اسلامی برداشته شود. سؤال اصلی در این پژوهش این است که «چگونه می‌توان با استفاده از نظریه بازاریابی سیاسی موجبات تقویت عمق‌بخشی خارجی انقلاب اسلامی را فراهم کرد؟­» در این پژوهش فرا­نظریه بازاریابی سیاسی مبتنی بر مفهوم بنیادین «حفظ»، «تعمیق» و «نگهداشت» محصول در نظر گرفته شده است؛ به‌نحوی‌ که شناخت و مدیریت فرایند برندینگ، رسانه، بازاریابان حرفه‌ای و بازاریابی استراتژیک عوامل اصلی موفقیت بازاریابی سیاسی در عمق‌بخشی خارجی انقلاب اسلامی در نظر گرفته شده است. این پژوهش از نوع توسعه‌ای- کاربردی است و برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای و پیمایشی استفاده شده است.
 

جهان اسلام

آسیب‌شناسی عملکرد ایران در مواجهه با جریانات نوسلفی در منطقۀ خاورمیانه

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 215-239

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.355607.1196

مرتضی نورمحمدی، سعید کریمی ،

چکیده افق تمدنی انقلاب اسلامی و به‌تبع آن ضرورت تعیین جایگاه کنشگران اسلام‌گرا در میان عناصر تمدن، آرمان وحدت اسلامی و نقش‌آفرینی ایران به‌شکل یک دولت انقلابی که به‌طبع به ارجحیت جنبش‌های دینی بر دولت‌‌های محافظه‌کار می‌انجامد، ایجاب می‌کند که جریانات اسلام‌گرا به‌شیوۀ عام و اسلام‌گرایان سیاسی به‌‌شکل خاص در هدف‌گذاری‌های سیاسی و امنیتی و راهبردهای کلان نظام جایگاه ویژه‌ای داشته باشند. در این پژوهش می‌خواهیم با درنظرگرفتن این الزام به آسیب‌شناسی عملکرد ایران در مواجهه با یکی از اثرگذارترین و پربسامدترین جنبش‌های معاصر اسلام‌گرای سنی یعنی «جنبش نوسلفیه» بپردازیم. با این هدف و با کاربست رویکرد توضیحی‌تبیینی، تعامل و تعارضات جریانات نوسلفی و نهضت انقلابی شیعی در ایران در سه دورۀ تاریخی (پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پس از شکل‌گیری نظام اسلامی تا تحولات عربی در سال ۲۰۱۱ و پس از آن) و در قالب سه سطح کنشگری (جنبش ـ جنبش، جنبش ـ دولت و دولت ـ دولت) را بررسی می‌کنیم. در پژوهش به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از منظر کارکردی چه عواملی موجب واگرایی ایران با جریانات نوسلفی شده است؟ فرضیۀ پژوهش این است که شناخت ناکافی و یکسان‌انگاری بین جریانات سلفی در قالب وهابیگری، محو تدریجی رگه‌های کنشگری نهضتی در میان نخبگان فکری و ابزاری دستگاه سیاست خارجی ایران، ارجحیت ارتباط با جریانات اسلام‌گرای سکولار و صوفی به‌جای اسلام‌گرایان سیاسی و عدم تلاش برای برقراری گفت‌وگوهای راهبردی و تعامل انتقادی فعال با جنبش‌های نوسلفی، سبب واگرایی ایران با جریان‌های مورد نظر را فراهم کرده است.
 
 

جهان اسلام

بازگشت سرمایه، نقش ژئواکونومی سوریه بر وضعیت راهبردی ایران در منطقۀ غرب آسیا؛ با نگاه ویژه به بندر لاذقیه (2018-2023)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 241-264

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.399230.1265

مهدی هدایتی شهیدانی، صدیقه آذین

چکیده کنش میان دو کشور ایران و سوریه در غرب آسیا برخواسته از تاریخچۀ دیپلماسی فعال میان آنان در زمینه‌های مختلف است. در این میان بیش از هر موضوعی، ارتباط میان تهران با دمشق پس از گذار از بخش‌های سخت و نظامی در جنگ داخلی سوریه و تولد داعش از میانۀ آن، از ویژگی‌های مطلوب جغرافیای اقتصادی سوریه متأثر بوده است. این پرسش طرح می‌شود که تأثیر جایگاه ژئواکونومیکی سوریه بر وضعیت راهبردی ایران در منطقۀ خاورمیانه در سال‌های 2018 تا 2023 چه بوده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می‌شود که ژئواکونومی سوریه پس از سقوط داعش موجب تثبیت نفوذ ایران در سوریه و افزایش نقش‌آفرینی منطقه‌ای در دو بعد سیاسی و اقتصادی شده است. با تکیه بر نظریۀ ژئواکونومی، نتایج پژوهش نشان می‌دهد که ویژگی‌های سوریه همانند قرارگرفتن در کناره‌های مدیترانه، حلقۀ اتصال میان سه قاره و بندرهای بزرگ اقتصادی و راهبردی همچون لاذقیه، موجب تقویت وضعیت راهبردی ایران در منطقه شده است. این مقاله با استفاده از داده‌های اسنادی و آماری با روش توصیفی‌تحلیلی فرضیه فوق را مورد آزمون قرار داده است.