کلیدواژه‌ها = ترکیه

ظرفیت‌ های پارادیپلماتیک دیاسپورای ایرانی در ترکیه.

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 270-295

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.525692.1483

عبدالمجید سیفی، مریم خالقی نژاد

چکیده جهانی‌شدن و جهان‌منطقه‌ای شدن، موجب خلق ابزارها و فرصت‌های جدید دیپلماتیک در عرصه بین‌المللی مانند پارادیپلماسی و فرصت‌های ناشی از دیاسپورا شده است. تلفیق این فرصت‌ها منجر به گشایش دریچه‌های نوینی در علم سیاست، روابط بین‌الملل و دولت‌ها می‌شود. این مقاله به بررسی ظرفیت‌های پارادیپلماتیک ایرانیان دیاسپورا در ترکیه می‌پردازد و توانایی آنها را در تقویت روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بین دو ملت بررسی می‌کند. پارادیپلماسی به‌عنوان پل غیررسمی بین کشورها و اشاعه همکاری‌های فرامرزی عمل می‌کند و اهمیت استفاده از جوامع دیاسپورا در سه محور اقتصاد، سیاست و فرهنگ در سراسر جهان امری در حال افزایش است. با روند تصاعدی اهمیت به کارگیری این موضوع در دستگاه سیاست خارجی کشورها، مقاله پیش رو با هدف معرفی افق جدیدی از فرصت‌های نوین به منظور تحقق منافع ملی به بررسی ظرفیت-های پارادیپلماتیک دیاسپورای ایرانی در ترکیه می‌پردازد. از این منظر پرسش اصلی مقاله مطرح می‌شود که دیاسپورای ایرانی در ترکیه چه ظرفیت‌های پارادیپلماتیکی دارد و این ظرفیت‌ها چگونه می‌تواند بر روابط دو کشور تاثیرگذار باشد؟ یافت‌های پژوهش بر این امر تاکید دارد که «دیاسپورای ایرانی در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بعضا سیاسی دارای ظرفیت بالای پارادیپلماتیک است که می‌تواند سبب تقویت روابط ایران و ترکیه شود». قابل ذکر است روش نگارش این مقاله به صورت علی که مبتنی بر زنجیره علت و معلول است و ابزار گردآوری داده‌ها به صورت کتابخانه‌ای و مصاحبه‌ای می‌باشد.

جهان اسلام

مولفه‌های اقتصاد سیاسی رقابت ایران و ترکیه در حوزه عراق(2020-2003)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 248-273

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.500039.1425

سجاد بهرامی مقدم، احمد ستارزاده

چکیده سقوط صدام و اشغال نظامی عراق توسط آمریکا در مارس 2003 موجب شکل‌گیری رقابت‌های منطقه‌ای در فضای سیاسی اقتصادی این کشور شد. در اثر ایجاد خلاء قدرت در عراق، رقابت‌های منطقه‌ای دو همسایه آن یعنی ترکیه و ایران در این کشور افزایش یافت. پژوهش حاضر به تبیین عناصر و متغیرهای اثرگذار بر افزایش رقابت‌های آنکارا با تهران در عراق می‌پردازد. براین اساس سؤال مقاله آن است که چه عواملی زمینه گسترش رقابت‌های ترکیه و ایران را در عراق از سال 2003 تا 2020 فراهم کرده است؟ در پاسخ به نظر می‌رسد که خلاء قدرت به وجود آمده در عراق پس از صدام، دستیابی به انرژی و انتقال آن در منطقه، تصاحب بازارهای عراق در اثر نیازمندی‌های عمرانی و اقتصادی ناشی از خرابی‌های جنگ در گسترش رقابت بین ایران و ترکیه در عراق مؤثر واقع شده است. سند چشم‌انداز هر دوکشور، تبدیل شدن به قدرت اول منطقه در سال 1404 برای ایران و 2023 برای ترکیه، این دو کشور را در یک فرایند تحصیل موقعیت سیاسی و اقتصادی مناسب در منطقه و رقابت بر سر الگو شدن در آن قرار داده است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی داده‌ها و تجزیه و تحلیل آمار تعاملات اقتصادی، به ابعاد رقابت ایران و ترکیه در عراق پس از سال 2003 پرداخته شده است.


 

جهان اسلام

مسئله هویت‌طلبی کرد ها در ترکیه و چالش‌های کردی برای حزب عدالت و توسعه

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 87-111

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.266146.1052

احمد جانسیز، دانیال رضاپور، رضا ریحانی کلاچاهی

چکیده یکی از مهم‌ترین معضلات امنیتی دولت ترکیه از زمان پیدایش این کشور، منازعه ترکیه و کردها بوده است. هویت‌طلبی کردی در داخل و خارج از مرزهای ترکیه، در مقابله با ایدئولوژی کمالیسم با تاکید بر ملی‌گرایی و جذب دیگر هویت‌ها در هویت مورد تایید، به حاشیه‌ای شدن کردها در ترکیه دامن زد. روند فوق با اقدامات حزب عدالت و توسعه، که البته خواهان تغییر در رویکرد کمالیسم پیرامون اقلیت‌های قومی بود، تشدید شد. هدف پژوهش، بررسی ناموفق بودن مسئله فوق بر مبنای نظریه سازه‌انگاری است و باتوجه‌به رویه و مواضع نسبتاً اصلاح‌گرایانه اردوغان، این پرسش پیش می‌آید که چرا این مناسبات پس از یک دهه آرامش نسبی به تیرگی و کشمکش بدل شد؟ و به عبارت دقیق‌تر، علت فعال شدن مجدد شکاف قومی ترک- کُرد پس از یک دهه سیاست آشتی ملی و کاهش حمایت کردها از حزب عدالت و توسعه چه بوده است؟ فرضیه مورد آزمون پژوهش این است که به نظر می‌رسد ناتوانی دولت ترکیه به رهبری حزب عدالت و توسعه در امر بازنگری هویت در مواجهه با هویت کردی در پیگیری و تأمین کامل مطالبات اقلیت کرد پس از مذاکرات آشتی ملی و دست نیافتن کردها به مطالبات اصلی‌شان و همچنین گرایش کردها به همبستگی فرامرزی با کردهای سوریه، باعث خصمانه شدن مواضع طرفین و فعال شدن شکاف ترک- کُرد در سال‌های اخیر شده است که این ناکامی‌ها و مواضع خصمانه برای حزب حاکم نتیجه‌ای جز مواجهه قهرآمیز و نظامی با کردهای ترکیه نداشته است.
 
 
 
 

جهان اسلام

تبیین ابعاد مؤلفه‌های امنیتی طرح گاپ ترکیه از منظر مکتب کپنهاگ

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 111-135

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.432539.1312

شیلان خاکی، جهانگیر کرمی، سید اسدالله اطهری

چکیده امروزه خاورمیانه از یک‌سو شاهد جابه‌جایی نسبی منبع قدرت از نفت به آب و از سوی دیگر، سوءمدیریت حکمرانی بین‌حوضه‌ای آن است. این مسئله در کنار کم‌یابی این منبع و تغییرات اقلیمی جهانی سبب شده است ترکیه با اجرای کلان‌پروژۀ گاپ از کنترل خود بر منابع آبی برای به‌نتیجه‌رساندن سیاست‌های توسعه‌طلبانۀ خود در منطقه به‌ویژه کشورهای منتفع از آب دجله و فرات، به‌عنوان ابزار فشار بهره‌برداری کند. همچنین هم‌زمان به درخواست‌های مکرر همسایگان (ایران، سوریه و عراق) مبنی بر حقابه بی‌اعتنا است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی و منابع کتابخانه‌ای و رسانه‌ای به‌دنبال پاسخ به این پرسش است چگونه طرح گاپ ترکیه موجب ایجاد بحران در خاورمیانه به‌ویژه کشورهای پایین‌دست این طرح خواهد شد؟ براساس مکتب کپنهاگ، یافته‌ها نشان می‌دهد اجرای طرح گاپ منجر به وابستگی سیاسی کشورهای پایین‌دست به ترکیه و آسیب‌ها و پیامدهای گسترده در این کشورها با عنوان تهدیدات پنجگانۀ امنیت (زیست‌محیطی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی) می‌شود و این پیامدهای مخرب با نگاه ایدئولوژیک ترکیه و تبدیل آب به منبع اعمال قدرت همچون نفت، محقق می‌شود.
 
 

جهان اسلام

تجزیه‌وتحلیل تطبیقی قدرت نرم ایران و ترکیه در قبال بحران سوریه

دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 69-90

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.355083.1193

بهمن ربیعی‌نیا، حسین هرسیج

چکیده بحران سوریه یکی از پیچیده‌ترین مسائل بین‌‌المللی در دهۀ‌ اخیر بوده است که به‌دلیل طولانی‌شدن زمان و تعدد بازیگران مؤثرش به آوردگاه رقابت‌ قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است. این کشور از یک‌سو به‌عنوان کانونی‌ترین کشور محور مقاومت برای ایران و از سوی دیگر به‌عنوان عمق راهبردی در سیاست نوعثمانیگری ترکیه از اهداف راهبردی سیاست خارجی بوده است. در این مقاله در چارچوب نظریۀ قدرت نرم با رویکرد مقایسه‌ای می‌خواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که بین دو کشور ایران و ترکیه چه اشتراک‌ها و تفاوت‌هایی در کاربرد قدرت نرم در قبال بحران سوریه وجود دارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می‌شود که بنای قدرت نرم دو کشور بر زمینۀ تاریخی، مذهبی و ارزش‌های سیاسی متفاوت، موجب شباهت‌ها و تضادها در کاربرد قدرت نرم دو کشور پس از بحران سوریه شده است. داده‌ها از منابع کتابخانه‌ای و اسنادی، گردآوری شده و چالش‌ها و فرصت‌های قدرت نرم دو کشور در قبال بحران سوریه به‌صورت توصیفی‌تحلیلی مقایسه شده است.

بررسی علایق و نگرانی‌های ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه

دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 131-160

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.349834.1180

زهرا سادت مهرابیان، سیروس احمدی نوحدانی، مصطفی قادری حاجت

چکیده کشورهای جهان با توجه به درک موقعیت خود و منافع ملی که از قبل برای خود تعیین کرده‌اند و با توجه به ارزیابی عملکرد دیگر قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای اقداماتی انجام می‌دهند و نقش سیاسی و بین‌المللی ایفا می‌کنند. سوریه به‌عنوان همسایۀ جنوبی ترکیه از دیر باز جزو مناطق مهم و حیاتی برای این کشور محسوب می‌شده است، موضوعی که اهمیت خود را در پی تحولات سوریه و درگیری‌های داخلی در این کشور به خوبی نشان داد. محور اصلی این مقاله شناخت نگرانی‌های و علایق ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه است. از این‌رو با بهره‌گیری از رویکرد توصیفی‌تحلیلی و تکیه بر منابع کتابخانه‌ای در پی شناسایی و تحلیل نگرانی‌ها و علایق ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه از زمان شروع جنگ و بحران در این کشور در سال‌های 2011 تا 2020 هستیم. به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که نگرانی‌ها و علایق‌ ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه کدامند؟ یافته‌های کتابخانه‌ای و استنباطی که با استفاده از نرم افزار Spssو آزمونT-Test انجام دادیم نشان می‌دهد که علائق ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه عبارت از علایق سیاسی، ژئوکالچری، هیدروپلیتیکی و هیدروکربنی از جمله افزایش عمق راهبردی، رهبری جهان اسلام در منطقه، استفادۀ راهبردی از رود فرات و منابع نفتی است و نگرانی‌های ژئوپلیتیکی ترکیه در سوریه شامل نگرانی‌های ژئواستراتژیکی، سیاسی، امنیتی خودمختاری کردهای سوریه، نفوذ رقبای منطقه‌ای مانند ایران و وجود نیروهای تروریستی و تکفیری است.

جهان اسلام

دیپلماسی اقتصادی ترکیه در آسیای مرکزی در دوران حزب عدالت و توسعه در سال‌های 2000 تا 2020

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 148-176

https://doi.org/10.22034/fasiw.2022.152739

رحمت حاجی مینه، مریم نوری

چکیده توسعۀ اقتصادی به‌شدت تحت تأثیر عوامل فرهنگی و هویتی است؛ بنابراین به‌دست‌آورن شهرت و نفوذ در یک کشور یا منطقه از هدف‌های مهم دولت‌ها در دیپلماسی اقتصادی است که متناسب با موقعیت، فرصت‌ها و ظرفیت‌های فرهنگی هر کشور از راه‌ها و سازوکارهای گوناگون دنبال می‌شود. ترکیه به‌دلیل پیشینۀ فرهنگی با کشورها و برخورداری از سطح بالای توسعۀ اقتصادی در منطقه، ظرفیت مناسبی برای همکاری با جمهوری‌های آسیای مرکزی در زمینۀ اقتصادی دارد. یکی از اصول سیاست خارجی ترکیه در دورۀ حزب عدالت و توسعه داشتن روابط نزدیک با کشورهای آسیای مرکزی است. برای ترکیه تقویت دیپلماسی اقتصادی با کشورهای این منطقه به‌دلیل داشتن فرهنگ مشترک با آن‌ها اهمیت فراوانی دارد. در این پژوهش به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که مهم‌ترین متغیرها یا شاخص‌ها در روابط اقتصادی ترکیه با منطقۀ آسیای مرکزی کدامند؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می‌شود که دیپلماسی اقتصادی ترکیه در منطقه در دورۀ حزب عدالت و توسعه را می‌توان با شش شاخص دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی دولت توسعه‌گرا تبیین کرد که عبارت‌اند از: 1. رشد تجارت بر اساس راهبرد توسعۀ صادرات؛ 2. جذب سرمایه‌گذاری و سیاست پیمانکاری خارجی؛ 3. موافقت‌نامه‌های تجارت آزاد و ترجیحی؛ 4. ارتباط هماهنگ با حداکثری؛ 5. تعامل مثبت با نهادهای اقتصادی بین‌المللی؛ 6. ایجاد تصویر مثبت. در این مقاله، سطح این رابطه را با چارچوب مفهومی دیپلماسی اقتصادی با تمرکز بر این 6 عامل تحلیل می‌کنیم. روش پژوهش کیفی و روش گردآوری داده‌ها اسنادی، کتابخانه‌ای و اینترنتی است.

جهان اسلام

اقتصاد سیاسی توسعه و دموکراسی در ترکیه در دوران تورگوت اوزال (۱۹۸۳-۱۹۹۳)

دوره 3، شماره 9، پاییز 1400، صفحه 62-89

وحید ذولفقاری

چکیده تجربۀ چرخش سیاسی و اقتصادی ترکیه در دوران زمامداری اوزال، برایندی از آزادسازی اقتصادی و سیاسی بود. برگرفته از این تحول، فهم نسبت توسعۀ اقتصادی و توسعۀ سیاسی در این دوره، پیشران درک تجربۀ ترکیه در سال‌های اخیر است. مطالعۀ چنین نسبتی با آغاز نخست‌وزیری اوزال در سال ۱۹۸۳ اهمیت بیشتری می‌یابد که توسعۀ اقتصادی به‌عنوان «معجزۀ ترکی» و توسعۀ سیاسی به‎عنوان «دموکراسی‌خواهی» ظهور یافت. روند توسعۀ ترکیه در شش دهۀ حکمرانی نظامیان و غیرنظامیان از زمان تکوین جمهوری در سال ۱۹۲۴ تا اوایل دهۀ 1980 به همراه رشد و توسعۀ به‌نسبت پایدار در دوران اوزال، نسبت میان توسعۀ اقتصادی و سیاسی در این زمان را دوچندان نیازمند تحلیل می‌کند. از این‌رو، این پرسش مطرح می‌شود  که چه نسبتی بین رشد و توسعۀ اقتصادی و توسعۀ سیاسی ترکیه در سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۳ وجود دارد؟ ایدۀ اصلی مقاله این است که عمل‌گرایی اقتصادی، سیاست درهای باز و استخدام سیاست‌ خارجی توسعه‌گرا و اصلاح‌گرایی سیاسی و تشویق فرهنگ سیاسی مشارکتی، سبب اجرای آیین نوعثمانی‌گرای اوزالیستی و احیای موقعیت (فرا)منطقه‌ای ترکیه شد. بنابر یافتۀ پژوهش، شکنندگی توسعۀ اقتصادی بدون توسعۀ سیاسی در جمهوری اول و دوم و ناپایداری توسعۀ سیاسی بدون توسعۀ اقتصادی نشان می‌دهد که تنها با برقراری توازن نسبی توسعه‌ای بین اقتصاد و سیاست، ترکیه شاهد رشد و ثبات ‌پایدار در دوران اوزال بود.      

عوامل فرهنگی موثر بر آینده روابط ایران و ترکیه

دوره 2، شماره 4، تابستان 1399، صفحه 160-184

الهه کولایی، سید مهدی نبوی

چکیده ایران و ترکیه دو کشور بازیگر مهم منطقه با این ویژگی هستند که در طول تاریخ، بیشتر کشورهای غرب آسیا جزئی از سرزمین یکی از این دو کشور بوده‌اند. همین موضوع باعث نفوذ فرهنگ این دو کشور در سایر کشورهای منطقه شده است. البته به دلیل شرایط خاص منطقه، بیشتر جنبه‌های مختلف سیاسی، امنیتی و اقتصادی در روابط دو کشور برجسته شده و سطح روابط فرهنگی دو کشور چندان متناسب با ظرفیت‌های فرهنگی دو کشور نیست.
این پژوهش با رویکرد آینده‌پژوهی به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که عوامل مهم فرهنگی مؤثر بر آینده روابط ایران و ترکیه در افق ده ساله کدامند؟ روش تحقیق این پژوهش آمیخته(کمی-کیفی) است. در این پژوهش متغیرهای فرهنگی مؤثر بر روابط دو کشور  بررسی شده و با  توزیع پرسشنامه میان 35 نفر از خبرگان روابط ایران و ترکیه و استفاده از روش تحلیل آی پی اِی(IPA) عواملی که اهمیت و عدم قطعیت آن‌ها بالاتر از ارزش آستانه بود مشخص شد. درنهایت پنج عامل پیوندهای قومی میان ایران و ترکیه، پان‌ترکیسم و احتمال حمایت ترکیه از جریان­های پان‌ترکی در ایران، رقابت برای نفوذ نرم در غرب آسیا و نیز رقابت برای نفوذ نرم در آسیای مرکزی و قفقاز و هم‌چنین ارتباط ایران با شیعیان و حامیان انقلاب اسلامی در ترکیه به‌عنوان عوامل مهم فرهنگی مؤثر بر آینده روابط ایران و ترکیه مشخص گردید.
 

قدرت‌های منطقه‌ای و آینده جهان اسلام

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 1-16

مائده ارکان، اسدالله اطهری

چکیده کشورهای مهم جهان اسلام ـ ایران، ترکیه و عربستان سعودی ـ با سه گفتمان شیعی، اخوانی و وهابی هریک در صدد تأثیرگذاری بر مسلمانان و کسب رهبری جهان اسلام هستند. سه کشوری که با سیاست‌های خود تلاش می‌کنند با ایجاد نظم نوین منطقه‌ای، هژمون مسلط بر جهان اسلام شوند. ایران با داشتن ذخایر عظیم انرژی، موقعیت مهم ژئوپولتیکی و استراتژیکی، تأکید بر دین و انقلاب اسلامی، عربستان سعودی با منابع بزرگ نفتی، حرمین شریفین و زادگاه اسلام و ترکیه به دلیل اهمیت استراتژیکی و گفتمان نوعثمانی‌گرایی هریک سیاست‌های خاص خود را در منطقه اعمال می‌کنند. این سه رقیب تلاش می‌کنند وزنشان را در معادلات منطقه و جهان از طریق افزایش قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی و فرهنگی افزایش دهند تا بر تصمیمات جهان اسلام تأثیرگذار باشند. در این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که آینده جهان اسلام چگونه توسط قدرت‌های منطقه‌ای که با یکدیگرسازگاری ایدئولوژیک ندارند، رقم خواهد خورد. از دیدگاه آینده‌پژوهی، شناخت و معرفت از روندهای مستمر در منطقه جهان اسلام باعث تأثیرگذاری بر این جهان خواهد بود. در واقع آینده جهان اسلام وابسته به این است که قدرت‌های اسلامی و امت مسلمان در چارچوب اندیشه‌ها و خواسته‌های خود چه تصمیمات می‌گیرند و چه اقداماتی را در این راستا انجام خواهند داد.