هوش مصنوعی و هویت ملی در ایران؛ چشمانداز و بایستههای سیاستگذاری.
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 178-207
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245618
سیدمهدی حسینی تقیآباد، بهروز قزل
چکیده هوش مصنوعی، بهویژه در صورتبندیهای جدیدِ مولد و مدلهای زبانی بزرگ، نهتنها ابزاری فنی در کنار سایر فناوریها، بلکه سازکاری فعال است که در گزینش محتوا، رتبهبندیِ اعتبار و حتی قالبهای زبانیِ بیانِ تجربه اجتماعی، بهطور روزمره نقشآفرینی میکند. از اینرو، این فناوری را نه صرفا در سطح «کاربرد»، بلکه میبایست با توجه به لایههای عمیقتری در سطح داده، استانداردهای ارزیابی و قواعد دسترسی در نظر گرفت که بهصورت ساختاری، تعیین میکند که چه چیزی «قابل گفتن»، «قابل دیدن» و «قابل اتکا» است. در چشمانداز سیاستگذاریِ عمومی، میتوان هوش مصنوعی را هم «فناوریِ حکمرانی» و هم «شکلی نوظهور از حکمرانی» دانست؛ شامل مجموعهای از سازکارهای طبقهبندی و هماهنگسازی که پیامدهای سیاسی و فرهنگی آن، از بسیاری تنظیمگریهای کلاسیک فراتر است. بر همین اساس، مسئله اصلیِ این مقاله نیز چنین صورتبندی شده است: ایران چگونه میتواند در عصر هوش مصنوعی، توسعه فناورانه را با صیانتِ فعال و بازآفرینیِ خلاقِ هویت ملی (در ترکیبِ ایرانی ـ اسلامی ـ انقلابی) همراستا کند، بیآنکه به انسداد فرهنگی یا خودبسندگیِ زیانبار دچار شود؟ در پاسخ، مقاله کوشیده است تا با روشی تحلیلی و سیاستمحور، قالب «عدالت فرهنگی در هوش مصنوعی» و شش محور سیاستیِ مکمل را پیشنهاد کند: (۱) تعریف حوزههای حساس هویتی و تعیین سطح ریسک، (۲) ایجاد پیکرهدادهها و داراییهای دادهایِ فارسیِ قابل اتکا، (۳) طراحی معیارهای ارزیابی فرهنگی ـ هویتی و سازکار ممیزی، (۴) حکمرانی مشارکتی و دیپلماسی داده، (۵) ارتقای دانش هوش مصنوعی در نهادهای هویتی و آموزشی و (۶) اجرای پایلوتهای سیاستی در حوزههای منتخب و یادگیری تدریجی.
