کلیدواژه‌ها = بحران سوریه
جهان اسلام

راهبرد سیاست خارجی امارات در بحران سوریه. 2011 - 2024

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 255-278

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.494048.1412

نجات سید علی

چکیده شکل‌گیری موج انقلاب‌های عربی در پایان سال 2010 در خاورمیانه، الگوی نظم منطقه‌ و کنش برخی از بازیگران منطقه‌ای را متحول و دگرگون ساخت. تحولات ناشی از خیزش‌های مردمی و افول قدرت‌های کلاسیک منطقه نظیر مصر، سوریه و عراق،امارات متحده عربی را ترغیب نمود تا با افزایش ثقل ژئوپلیتیک خود، به عنوان قدرت نوظهور و بازیگر کلیدی در معادلات منطقه‌ای نقش‌آفرینی کند. امارات که تا سال 2011 روابط خوبی با دولت بشار اسد برقرار کرده بود و یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران خارجی در سوریه به شمار می‌رفت، با آغاز بحران، روابط دیپلماتیک خود را با دمشق قطع کرد و به‌ حمایت از اپوزیسیون سوریه پرداخت. سال‌های 2012 تا 2014، دوران سیاست خارجی تهاجمی و اوج تلاش‌های امارات برای سرنگونی دولت بشار اسد بود، اما از ابتدای 2018 رویکرد ابوظبی از سیاست تهدید و فشار به سیاست تنش‌زدایی و عادی‌سازی روابط تغییر یافت.سفر وزیر خارجه امارات به دمشق در پایان سال 2021 و سفر بشار اسد به امارات در آغاز سال 2022 نقطه عطفی در روابط امارات و سوریه به شمار می‌رود. از این‌رو، پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و الکترونیکی به دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش است که دلیل چرخش امارات از سیاست تهاجمی به عادی‌سازی روابط با سوریه چیست؟ در پاسخ به این پرسش، نویسنده با کاربست چارچوب مفهومی پراگماتیسم، این فرضیه را مورد آزمون قرار می‌دهد که ملاحظات منطقه‌ای و بین‌المللی و مؤلفه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی، منجر به تغییر رویکرد سیاست خارجی امارات در قبال بحران سوریه شده است


 

ارزیابی نقش و عملکرد سازمان ملل متحد در بحران سوریه

دوره 3، شماره 9، پاییز 1400، صفحه 35-61

احسان جعفری، مسعود خدیمی

چکیده با مرور نقش و عملکرد سازمان ملل متحد در بحران‌ها و بررسی تطبیقی آن‌ها درمی‌یابیم همچنان عملکرد سازمان ملل متحد نمی‌تواند مستقل و مجزا از نقش قدرت‌های بزرگ باشد. با آغاز بحران سوریه در سال 2011 و ایجاد مجموعۀ پیچیده‌ای از معادلات سیاسی و امنیتی، سازمان ملل متحد برای حل‌وفصل آن وارد عمل شده و کوشیده است به پایان خشونت و درگیری‌ها دست یابد. در این مقاله به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که نقش و عملکرد اقدامات سازمان ملل متحد و میزان تأثیرگذاری آن در حل‌وفصل بحران سوریه چگونه بوده است؟ همچنین ضمن بررسی تلاش‌های این نهاد بین‌المللی به واکاوی و ارزیابی علمی آن بر مبنای تحلیل آیین و بررسی اسناد بین‌المللی صادرشده در این خصوص مانند قطعنامه‌های شورای امنیت می‌پردازیم. این مقاله به روش تحلیلی‌توصیفی و با استفاده اسناد کتابخانه‌ای نوشته شده است.  یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، سازمان ملل با تصویب قطعنامه‌های متعدد و ارسال کمک‌های بشر دوستانه کوشیده است نقش فعالی در حل بحران سوریه داشته باشد، ولی اقداماتش منجر به ترک فوری و دائمی مخاصمه در سوریه نشد و به سبب منافع و رقابت قدرت‌های بزرگ عضو شورای امنیت میزان تأثیرگذاری آن محدود شده و نفرت و کشتار و آوارگی در سوریه ابعاد گسترده‌ای یافته است. بنابراین شورای امنیت سازمان ملل با وجود ظرفیت بالقوۀ فصل هفتم منشور ملل متحد نتوانسته است نسبت به این بحران عملکرد مناسبی داشته باشد.