نقش داوری بینالمللی درحلوفصل اختلافات ناشی از تجارت الکترونیکی فرامرزی ایران
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 58-84
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.248179
مریم اندوز، رضا داودی، سیده سمیه مرتضوی، مارال فلاحی
چکیده رشد فزاینده فناوریهای دیجیتال و گسترش اینترنت، ساختار سنتی تجارت بینالمللی را متحول ساخته و زمینهی توسعهی تجارت الکترونیکی فرامرزی را فراهم آورده است. این نوع تجارت با حذف محدودیتهای جغرافیایی، افزایش سرعت مبادلات، کاهش هزینهها و تنوعبخشی به الگوهای معاملاتی، به یکی از ارکان اساسی اقتصاد جهانی تبدیل شده است. بااینحال، ماهیت مجازی و فراملی آن، مسائل حقوقی و فنی پیچیدهای از قبیل تعیین قانون حاکم، تشخیص مرجع صالح، اعتبار اسناد و امضاهای دیجیتال، حفاظت از دادهها، امنیت سایبری، نحوهی ارائهی ادلهی دیجیتال و اجرای تعهدات در بسترهای غیرمتمرکز را به همراه داشته است که حلوفصل آنها در نظامهای حقوقی سنتی با چالشهای جدی مواجه است. شیوههای سنتی حل اختلاف، بهویژه دادرسی قضایی، به دلیل طولانیبودن فرایند رسیدگی، هزینههای بالا، کمبود تخصص فنی و دشواری اجرای احکام در خارج از مرزهای ملی، کارایی لازم را ندارند. در مقابل، داوری بینالمللی با ویژگیهایی چون سرعت، محرمانگی، انعطافپذیری، امکان انتخاب داوران متخصص در حوزههای حقوقی و فناوری، و قابلیت اجرای گستردهی آرا بر اساس کنوانسیون نیویورک ۱۹۵۸، بهعنوان سازوکاری کارآمد و راهبردی برای حل اختلافات ناشی از تجارت الکترونیکی فرامرزی مطرح شده است. همزمان با تحولات فناورانه، داوری الکترونیکی و حلوفصل اختلافات برخط (ODR) نیز توسعه یافتهاند و امکان مدیریت آنلاین پرونده، ارائهی مستندات دیجیتال، برگزاری جلسات مجازی و صدور رأی الکترونیکی را فراهم ساختهاند. با وجود این مزایا، چالشهایی همچون تفاوت نظامهای حقوقی در پذیرش ادلهی دیجیتال، مخاطرات سایبری و نقض محرمانگی، ابهام در تعیین مکان داوری، دشواری اجرای آرای الکترونیکی در برخی حوزههای قضائی، و کمبود داوران متخصص در زمینهی فناوری اطلاعات، همچنان از موانع اساسی فراروی داوری بینالمللی در حوزهی تجارت الکترونیکی بهشمار میروند. پژوهش حاضر با رویکردی توصیفی-تحلیلی و تطبیقی، ضمن تبیین ظرفیتها و محدودیتهای داوری بینالمللی در حل اختلافات تجارت الکترونیکی فرامرزی، چالشهای حقوقی و نهادی جمهوری اسلامی ایران در این زمینه را بررسی کرده و چارچوبی سیاستی برای تقویت نظام داوری الکترونیکی و هماهنگی با استانداردهای بینالمللی ارائه میدهد.
هوش مصنوعی و هویت ملی در ایران؛ چشمانداز و بایستههای سیاستگذاری.
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 178-207
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245618
سیدمهدی حسینی تقیآباد، بهروز قزل
چکیده هوش مصنوعی، بهویژه در صورتبندیهای جدیدِ مولد و مدلهای زبانی بزرگ، نهتنها ابزاری فنی در کنار سایر فناوریها، بلکه سازکاری فعال است که در گزینش محتوا، رتبهبندیِ اعتبار و حتی قالبهای زبانیِ بیانِ تجربه اجتماعی، بهطور روزمره نقشآفرینی میکند. از اینرو، این فناوری را نه صرفا در سطح «کاربرد»، بلکه میبایست با توجه به لایههای عمیقتری در سطح داده، استانداردهای ارزیابی و قواعد دسترسی در نظر گرفت که بهصورت ساختاری، تعیین میکند که چه چیزی «قابل گفتن»، «قابل دیدن» و «قابل اتکا» است. در چشمانداز سیاستگذاریِ عمومی، میتوان هوش مصنوعی را هم «فناوریِ حکمرانی» و هم «شکلی نوظهور از حکمرانی» دانست؛ شامل مجموعهای از سازکارهای طبقهبندی و هماهنگسازی که پیامدهای سیاسی و فرهنگی آن، از بسیاری تنظیمگریهای کلاسیک فراتر است. بر همین اساس، مسئله اصلیِ این مقاله نیز چنین صورتبندی شده است: ایران چگونه میتواند در عصر هوش مصنوعی، توسعه فناورانه را با صیانتِ فعال و بازآفرینیِ خلاقِ هویت ملی (در ترکیبِ ایرانی ـ اسلامی ـ انقلابی) همراستا کند، بیآنکه به انسداد فرهنگی یا خودبسندگیِ زیانبار دچار شود؟ در پاسخ، مقاله کوشیده است تا با روشی تحلیلی و سیاستمحور، قالب «عدالت فرهنگی در هوش مصنوعی» و شش محور سیاستیِ مکمل را پیشنهاد کند: (۱) تعریف حوزههای حساس هویتی و تعیین سطح ریسک، (۲) ایجاد پیکرهدادهها و داراییهای دادهایِ فارسیِ قابل اتکا، (۳) طراحی معیارهای ارزیابی فرهنگی ـ هویتی و سازکار ممیزی، (۴) حکمرانی مشارکتی و دیپلماسی داده، (۵) ارتقای دانش هوش مصنوعی در نهادهای هویتی و آموزشی و (۶) اجرای پایلوتهای سیاستی در حوزههای منتخب و یادگیری تدریجی.
نقش فناوری هوش مصنوعی در دگرگونی ماهیت جنگ ؛ براساس مطالعه اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 285-307
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.483659.1394
حسن محمدی منفرد، تیرداد تقیپور جاوی
چکیده درسالهای اخیر، هوش مصنوعی تغییرات چشمگیری در حوزههای مختلف زندگی بشر ایجاد کرده و احساسات متفاوتی نسبت به آینده آن در دولتها و جوامع به وجود آورده است. از مهمترین حوزههای حیاتی که تحت تأثیر این تحولات قرار گرفته، مسئله جنگ و امنیت است. ظهور فناوری هوش مصنوعی نهتنها مزایای قابلتوجهی برای دولتها به همراه داشته، بلکه نگرانیهایی جدی درباره تهدیدات امنیتی نیز ایجاد کرده است. ازاینرو، شناخت دقیق ابعاد و پیامدهای هوش مصنوعی در این زمینه برای مدیریت و پیشبینی شرایط آینده ضروری است. برایناساس، سوال اصلی که دغدغه انجام این پژوهش بوده عبارت است از اینکه از نگاه اسناد رژیم صهیونیستی، هوش مصنوعی چه تأثیری در ماهیت جنگ دارد؟ برای پاسخ به این سوال با یاری اندیشههای کارل فون کلاوزویتس[1] که معتقد بود ماهیت جنگ همچون مثلثی دارای سه ضلع است که اضلاع آن عبارت است از خشونت، شانس و احتمال و سیاسی بودن، محتوای اسناد این رژیم را بررسی و تحلیل کرده و با استفاده از نرمافزار مکس کیودیای کدگذاری کرده و پس از آن، تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از نگاه اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی، سه شاخص ماهیت جنگ کلاوزویتس تحت تأثیر هوش مصنوعی دچار تغییرات مثبت و منفی میشود. این تغییرات نشاندهنده آن است که هوش مصنوعی میتواند تمامی ابعاد جنگ را تحت تأثیر قرار دهد و ماهیت آن را در چهارچوب جدیدی که تکنولوژیهای پیشرفته تعریف میکنند، بازتعریف کند.
