رویکرد سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا درقبال چین و تاثیر آن در جمهوری اسلامی ایران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 113-137
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.479723.1384
عارف ضرغامی، مهدی جاودانی مقدم، داود کیانی
چکیده در دهههای اخیر، چین بهعنوان یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی و سیاسی جهان شناخته شده و نقش خود را در نظام بینالملل بهطور قابلتوجهی تقویت کرده است. این روند نهتنها در روابط جهانی تأثیر گذاشته، بلکه بهویژه برای اتحادیه اروپا، چالشها و فرصتهای جدیدی را ایجاد کرده است. اتحادیه اروپا، بهعنوان یک نهاد چندملیتی با منافع اقتصادی و سیاسی گسترده، بهدقت درحال مدیریت روابط خود با چین است تا ضمن بهرهمندی از مزایای اقتصادی، نگرانیهای مربوط به مسائل حقوق بشر، امنیت و اثرات ژئوپلیتیکی را نیز مدنظر قرار دهد. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران بهعنوان کشوری که در موقعیت جغرافیایی استراتژیکی واقع شده و دارای منابع طبیعی غنی است، به روابط با چین توجه ویژهای دارد. ایران در تلاش است تا از این روابط برای مقابله با تحریمهای بینالمللی و بهبود وضعیت اقتصادی خود بهرهبرداری کند. بااینحال، تغییرات در سیاستهای اتحادیه اروپا و رویکردهای چین میتواند تأثیرات عمیقی در آینده روابط ایران با این دو بازیگر مهم داشته باشد. این مقاله رویکرد سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا درقبال چین و تأثیر آن در جمهوری اسلامی ایران را بررسی کرده است. از یکسو، تحلیل استراتژیهای کلیدی اتحادیه اروپا در تعامل با چین و از سوی دیگر، بررسی تأثیر این رویکردها در سیاستهای اقتصادی و خارجی ایران، مباحث اصلی این تحقیق را تشکیل میدهند. هدف این پژوهش، ارائه یک درک جامع از تعاملات پیچیده بین این بازیگران و تحلیل پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران است.
جایگاه حقوق بشر در سیاست خاورمیانهای اتحادیه اروپا
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 109-133
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.430397.1309
ابراهیم سرخه
چکیده ایجاد و شکلگیری اتحادیه اروپا، در قالب ساختاری فعلی، این اتحادیه را به یکی از بازیگران مهم عرصه بینالملل تبدیل کرده است. اتحادیه اروپا از بدو تاسیس تلاش کرده با مدلهای مختلف اقتصادی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی و حقوقی اقدامات نظاممندی را در عرصههای مختلف برنامهریزی و ترسیم کند. تحولات نظام بینالملل در دوران اخیر، گسترش جایگاه حقوق بشر و تغییر ماهیت این حقوق را از مسئلهای فکری و ذهنی به رویکردی حیاتی و استراتژیک، که با حیات سیاسی کشورها پیوند داشته، نشان میدهد. امروزه شاهد تعمیق جایگاه حقوق بشر در سیاست خارجی کشورها در معنای عمودی و بهتبع آن، تحول حاکمیت مطلق دولتها و تبلور آن در معنای مسئولیت دولت هستیم. موضوع حقوق بشر یکی از هنجارهای مورد پذیرش اتحادیه اروپا است که بر رعایت آن بهعنوان یکی از پیششرطهای اتحادیه برای تعمیق روابط خارجی خود با طرف ثالث در مناطق مختلف از جمله خاورمیانه تاکید شده است. در این راستا، سوال اصلی این پژوهش این است که مسئله حقوق بشر چه جایگاهی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال کشورهای خاورمیانه داشته است؟ یافتههای این مقاله نشان میدهد که برخلاف آنچه بیان میشود، حقوق بشر یک ابزار کاملاً سیاسی است و برای گسترش قدرت نرم اتحادیه اروپا استفاده میشود. به عبارتی، مسئله حقوق بشر نزد اتحادیه اروپا بیش از آنکه مسئلهای هنجاری باشد، ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی و افزایش قدرت نرم است. یافتهها همچنین حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی و اقتصادی، همچنین برنامه مشارکت شرقی از مهمترین مواردی است که اتحادیه در پیشبرد اهداف حقوق بشری خود از آنها بهره میبرد.
