کلیدواژه‌ها = منطقه غرب آسیا
جهان اسلام

الزامات راهبردی محور مقاومت برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران.

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 80-111

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.355455.1195

مهدی نبوی، حسن خداوردی، گارینه کشیشیان سیرکی، رضا سیمبر

چکیده محور مقاومت با توجه به گسترش کمی و کیفی که در دو دهه اخیر یافته است، توانسته خود را به عنوان عنصر مؤثر درفرآیندهای سیاسی و نظامی منطقه غرب آسیا نشان دهد و قابلیت‌های ویژه‌ای در این خصوص کسب نماید. این مسئله سبب ایجاد ترتیبات امنیتی مشخص پیرامون جمهوری اسلامی ایران و یا به عبارت بهتر، برقراری نوعی موازنه تهدید درحوزه کشورهای منطقه غرب آسیا شده است، تا حدی که می‌توان گفت به صورت «خودکار» تهدیدات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران را دفع می‌نماید. این پژوهش با هدف بررسی الزامات راهبردی محور مقاومت؛ برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته است. با توجه به روش‌‌ تحقیق توصیفی مورد استفاده در این پژوهش، از شیوه‌های میدانی (پرسشنامه) و کتابخانه‌ای (اسنادی) برای آزمون فرضیه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را به تعداد 60نفر تشکیل می‌دهند که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 50 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که چندبردارسازی و چندوجهی نمودن محور مقاومت با تاکید بر فعال‌سازی ظرفیت اقتصادی، تثبیت قدرت نظامی و دفاعی و تعمیق همکاری با قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‎ای (روسیه و چین) وهمچنین تعامل وبرقراری ارتباط سازنده و در چارچوب سیاست همسایگی برای دکترین سیاست خارجی و اتخاذ راهبرد مطلوب درمنطقه غرب آسیا، مهمترین الزامات راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با محور مقاومت است.

جهان اسلام

بررسی مؤلفه‌های فرهنگی و اجتماعی رژیم‌صهیونیستی برای نفوذ در منطقه

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 25-60

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.420586.1290

امیرحسین الهامی، ابوالفضل کاوندی کاتب، محمدصادق جلالی راد، محمود شیخ حسنی

چکیده رژیم‌صهیونیستی با بهره‌گیری از ابزارهای متعدد و متنوع در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی، در تلاش است تا نفوذ گسترده‌ای در میان دولت‌ها و به‌ویژه مردم کسب کند. در این میان، یکی از مهمترین ابزارهای رژیم، بهره‌گیری از مؤلفه‌های فرهنگی و اجتماعی است. پرسش اصلی مقاله آن است که رژیم‌صهیونیستی تا چه اندازه از ابزارها و مؤلفه‌های فرهنگی و اجتماعی برای گسترش نفوذ خود در منطقه استفاده می‌کند؟ مقالۀ حاضر از جنبۀ هدف، جزء پژوهش‌های کاربردی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است. همزمان با منابع کتابخانه‌ای، مصاحبه‌ای نیز با 6 نفر از متخصصان صورت گرفت. همچنین مبنای این مقاله بر نظریه کاستا برانلی است که با تأسی از واقع‌گرایی مکتب انگلیسی نفوذ، تکیه بر ساختارهای اجتماعی دارد. در ساختارهای اجتماعی هژمونی بین «نفوذگذار» و «تأثیرپذیر» ارائه می‌شود و قوانین همزیستی مورد بحث، مناقشه و مصالحه قرار می‌گیرد. یافته‌های پژوهش نشان داد، ارتباطات رژیم‌صهیونیستی با کشورهای منطقه در پنج طیف تقابل قوی، تقابل، میانه، تعامل و تعامل قوی است و راهبردهای فرهنگی و اجتماعی این رژیم در برابر کشورهای منطقه در چهار عامل: 1) کاستن از فشار افکار عمومی منطقه؛ 2) نفوذ در نهادهای فرهنگی کشورهای منطقه؛ 3) برتری رسانه و 4) نفوذ فرهنگی با ابزارهایی همچون سینما است. اما با وجود راهبردها و ابزارهای متعدد و متنوع، هرچند به ظاهر روابط با برخی دولت‌های منطقه توسعه یافته، اما به دلیل مقاومت مردم منطقه، رژیم نتوانسته در ابعاد فرهنگی و اجتماعی در منطقه غرب آسیا حرفی برای گفتن داشته باشد.

امکان سنجی شکل گیری جامعه امن در غرب آسیا

دوره 2، شماره 4، تابستان 1399، صفحه 54-74

رحمت حاجی مینه، ابراهیم معراجی

چکیده نظریه جامعه امن از جمله تئوری‌های مبتنی بر همکاری و همگرایی می‌باشد که در حوزه امنیت، مخصوصاً امنیت منطقه‌ای ارائه شده است. بر اساس این تئوری کشورها چنان وارد فرآیند همگرایی می‌شوند که اصولاً راه‌های غیر مسالمت‌آمیز در حل و فصل اختلافات میان آنها رنگ می بازد و تعامل سازنده میان بازیگران موجبات پیروی از قوانین و اجرای تعهدات فی مابین را فراهم می‌سازد. با توجه به روابط ناپایدار میان بازیگران منطقه غرب آسیا و تنش‌های فزاینده میان آنها، سوال اصلی پژوهش حاضر ناظر به کاربست تئوری جامعه امن در این منطقه می‌باشد و در پی پاسخ به این سوال هستیم که «بر اساس نظریه جامعه امن، امکان شکل‌گیری این جامعه در منطقه غرب آسیا به چه صورت می‌باشد؟» و در پاسخ به این سوال، فرضیه اصلی نیز بر اساس روش کیفی یا رویکرد توصیفی-تحلیلی است که «منطقه غرب آسیا، با توجه به زمینه‌های بالقوه‌ تنش و واگرایی آن در بهترین شکل می‌تواند شاهد شکل‌گیری جامعه امن سست پیوند و نوظهور ‌باشد». رویکردهای چند جانبه جهت حل‌وفصل مسائل منطقه‌‌ای، درک مشترک از تهدیدات، مقابله با معضلات منطقه‌ای بدون توسل به ‌زور در روابط فی مابین، گسترش همکاری‌های چندجانبه با احترام به حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر از الزامات شکل‌گیری انواع دیگری از جامعه امن است که می‌تواند کشورها را به ‌سمت هویتی مشترک سوق دهد. درحالی که در منطقه غرب آسیا امروزه از این ظرفیت ها به نحو شایانی استفاده نشده است