تبیین ابعاد و مولفه های راهبرد منطقه گرایی جمهوری اسلامی ایران در دوره گذار نظام بینالملل.
مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 خرداد 1405
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245545
رهبر طالعی حور، امیرحسین مهدی پور
چکیده جمهوری اسلامی ایران به دلیل قرار گرفتن در منطقه غرب آسیا و نزدیکی با مناطق آسیای مرکزی و قفقاز نیازمند راهبرد منطقهگرایی مطلوب است. بنابراین این پژوهش با هدف تبیین علمی و تحلیلی ابعاد و مؤلفههای کلیدی راهبرد منطقهگرایی جمهوری اسلامی ایران در بستر دوره گذار نظام بینالملل انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که در چارچوب نظری نوواقعگرایی و در شرایط خاص گذار نظام بین الملل، راهبرد منطقهگرایی ایران چگونه و با چه مؤلفههایی قابل ترسیم است. در پاسخ به سئوال پژوهش، فرضیه به این صورت طرح می گردد که راهبرد منطقه گرایی جمهوری اسلامی ایران در پنج بُعد سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و با مؤلفههای مشخص در هر بعد، قابلیت عملیاتیشدن دارد. پژوهش با رویکرد تبیینی–تحلیلی و با بهرهگیری از دادههای کتابخانهای، اسناد سیاستی و شواهد بهروز منطقهای، این ابعاد و مؤلفهها را شناسایی و ارزیابی کرده است. نتایج پژوهش نشان میدهد ترکیب و همافزایی این پنج بُعد، ضمن افزایش تابآوری و قدرت موازنهسازی ایران، فرصتهای نوینی را برای ارتقای جایگاه کشور بهعنوان بازیگری محوری در نظم منطقهای در حال شکلگیری فراهم میآورد.
تحلیلی بر رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ آسیای جنوبی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 107-131
https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.341682.1153
علی طهماسبی، حجت مهکویی، علیرضا عباسی، رضا سیمبر
چکیده رویکرد سیاست خارجی، نقش مهمی در توسعۀ روابط منطقهای و جهانی برای کشورها دارد. بهویژه در عصر جهانیشدن که پیوندها و مناسبات میان کشورها در عرصۀ بینالملل، کاملاً درهم تنیده شدهاند. ماهیت ویژۀ دورۀ جهانیشدن این است که کمترین ظرفیت موجود برای برقراری ارتباط با کشورهای دیگر، اثری مثبت بر تصویر بینالمللی آن کشور دارد. در روابط منطقهای، رفتار سیاست خارجی ایران، نسبت به مناطق ژئوپلیتیکی پیرامونش، رویکردهای متفاوتی داشته است. منطقۀ آسیای جنوبی بهعنوان منطقۀ ژئوپلیتیکی مستقل، بر اساس نظریۀ سول کوهن و تبدیلشدن آن به قلمروی ژئواستراتژیک سوم، میتواند از مناطقی باشد که در تغییر رویکرد سیاست خارجی کشور نسبت به این منطقه ظرفیت لازم را ارائه دهد. هدف اصلی در این مقاله، تحلیل رویکرد سیاست خارجی ایران در روابط منطقهای با منطقۀ آسیای جنوبی است. این پرسش مطرح است که جایگاه منطقۀ آسیای جنوبی در روابط و رویکرد سیاست خارجی ایران چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش از روش و رویکرد پژوهشی توصیفیتحلیلی و ابزار گردآوری دادههای کتابخانهای و سایتهای اینترنتی استفاده میکنیم. نتایج یافتههای پژوهش نشان میدهند منطقۀ ژئوپلیتیکی آسیای جنوبی، در سیاست خارجی ایران جایگاه و اولویت مناسبی ندارد و سیاست خارجی این کشور در بهرهبرداری از موقعیت این منطقه برای توسعۀ روابط منطقهای، اقدامات لازم و جدی نکرده است.
امکان سنجی شکل گیری جامعه امن در غرب آسیا
دوره 2، شماره 4، تابستان 1399، صفحه 54-74
رحمت حاجی مینه، ابراهیم معراجی
چکیده نظریه جامعه امن از جمله تئوریهای مبتنی بر همکاری و همگرایی میباشد که در حوزه امنیت، مخصوصاً امنیت منطقهای ارائه شده است. بر اساس این تئوری کشورها چنان وارد فرآیند همگرایی میشوند که اصولاً راههای غیر مسالمتآمیز در حل و فصل اختلافات میان آنها رنگ می بازد و تعامل سازنده میان بازیگران موجبات پیروی از قوانین و اجرای تعهدات فی مابین را فراهم میسازد. با توجه به روابط ناپایدار میان بازیگران منطقه غرب آسیا و تنشهای فزاینده میان آنها، سوال اصلی پژوهش حاضر ناظر به کاربست تئوری جامعه امن در این منطقه میباشد و در پی پاسخ به این سوال هستیم که «بر اساس نظریه جامعه امن، امکان شکلگیری این جامعه در منطقه غرب آسیا به چه صورت میباشد؟» و در پاسخ به این سوال، فرضیه اصلی نیز بر اساس روش کیفی یا رویکرد توصیفی-تحلیلی است که «منطقه غرب آسیا، با توجه به زمینههای بالقوه تنش و واگرایی آن در بهترین شکل میتواند شاهد شکلگیری جامعه امن سست پیوند و نوظهور باشد». رویکردهای چند جانبه جهت حلوفصل مسائل منطقهای، درک مشترک از تهدیدات، مقابله با معضلات منطقهای بدون توسل به زور در روابط فی مابین، گسترش همکاریهای چندجانبه با احترام به حاکمیت و عدم مداخله در امور داخلی یکدیگر از الزامات شکلگیری انواع دیگری از جامعه امن است که میتواند کشورها را به سمت هویتی مشترک سوق دهد. درحالی که در منطقه غرب آسیا امروزه از این ظرفیت ها به نحو شایانی استفاده نشده است
