کلیدواژه‌ها = جمهوری اسلامی ایران

ظرفیتها و مولفه های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 دی 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.238758

سیدمحمد موسوی

چکیده قدرت نرم شکلی از قدرت ملی است که مبتنی بر جذابیت فکری و فرهنگی است. قدرت نرم فراتر از قدرت فرهنگی صرف است و شامل قدرت سیاسی و اقتصادی نیز می‌شود. هدف از نوشتار حاضر، تبیین ظرفیت ها و مولفه های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن است. در این پژوهش تلاش می کنیم با استفاده از چارچوب نظری قدرت نرم جوزف نای و روش توصیفی -تحلیلی به سئوال اصلی پژوهش مبنی بر چیستی ظرفیت های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن پاسخ دهیم. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قدرت نرم فرهنگی محصول و برآیند تصویرسازی مثبت، ارائه چهره موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و خارجی است. جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلفی زمینه ها و شرایط لازم را برای کسب قدرت نرم و ارتقای حد نصاب محبوبیت خود در میان کشور های منطقه به ویژه یمن فراهم ساخته است. در نتیجه ظرفیت فرهنگی ایرانیان در نسبتی که میان خود و سایر کشورها به ویژه یمن برقرار کرده است، در میان دو ضلع منابع هویتی: «اسلامیت، ایرانیت » شکل یافته است. جمهوری اسلامی ایران تواسته است با بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و نیروهای متحد محلی یمن، استراتژی مبتنی بر محورمقاومت و بازدارندگی را پیش ببرد.

تبیین ابعاد و مولفه های راهبرد منطقه گرایی جمهوری اسلامی ایران در دوره گذار نظام بین‌الملل.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 خرداد 1405

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245545

رهبر طالعی حور، امیرحسین مهدی پور

چکیده جمهوری اسلامی ایران به دلیل قرار گرفتن در منطقه غرب آسیا و نزدیکی با مناطق آسیای مرکزی و قفقاز نیازمند راهبرد منطقه‌گرایی مطلوب است. بنابراین این پژوهش با هدف تبیین علمی و تحلیلی ابعاد و مؤلفه‌های کلیدی راهبرد منطقه‌گرایی جمهوری اسلامی ایران در بستر دوره گذار نظام بین‌الملل انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که در چارچوب نظری نوواقع‌گرایی و در شرایط خاص گذار نظام بین الملل، راهبرد منطقه‌گرایی ایران چگونه و با چه مؤلفه‌هایی قابل ترسیم است. در پاسخ به سئوال پژوهش، فرضیه‌ به این صورت طرح می گردد که راهبرد منطقه گرایی جمهوری اسلامی ایران در پنج بُعد سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و با مؤلفه‌های مشخص در هر بعد، قابلیت عملیاتی‌شدن دارد. پژوهش با رویکرد تبیینی–تحلیلی و با بهره‌گیری از داده‌های کتابخانه‌ای، اسناد سیاستی و شواهد به‌روز منطقه‌ای، این ابعاد و مؤلفه‌ها را شناسایی و ارزیابی کرده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد ترکیب و هم‌افزایی این پنج بُعد، ضمن افزایش تاب‌آوری و قدرت موازنه‌سازی ایران، فرصت‌های نوینی را برای ارتقای جایگاه کشور به‌عنوان بازیگری محوری در نظم منطقه‌ای در حال شکل‌گیری فراهم می‌آورد.

جهان اسلام

رویکردهای پیشگیرانه جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تأمین مالی تروریسم با تأکید بر اسناد بین‌المللی.

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.246551

مهدی رزاقی‌نژاد، کیومرث کلانتری

چکیده موضوع تروریسم، یکی از مهمترین مسائل مورد بحث در میان کشورهای جهان است زیرا پیامدهای آن در مسائل امنیتی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی همواره ملموس و اثرگذار بوده است. از طرفی، یکی از موضوعات بسیار مهم، مسأالة قابل بحث در خصوص مبارزه با تروریسم و راهکارهای مقابله با تأمین منابع مالی آن بوده است، زیرا یکی رویکردهای موثر در مبارزه، مقابله و کاهش تهدیدات بالقوة تروریسم، مقابله با تأمین مالی آن می‌باشد. در این رابطه نیز کشورهای مختلف جهان بر اساس ضرورت مبارزه و مقابله با تررویسم، سیاست‌های مختلفی در مبارزه با تأمین مالی تروریسم اتخاذ و به اجرا گذارده‌اند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی رویکردهای پیشگیرانه در مبارزه با تأمین مالی تروریسم؛ بررسی تطبیقی سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران و اسناد بین‌المللی می‌باشد. سوال اصلی عبارت است از: «رویکردهای پیشگیرانه جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تأمین مالی تروریسم براساس اسناد بین‌المللی چگونه است؟» یافته‌های پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و نظریة تروریسم نشان داد رویکرد پیشگیرانة جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تأمین مالی تروریسم مبتنی بر دونوع پیشگیری کیفری و غیرکیفری است در حالی که در اسناد بین‌المللی این موضوع، از نوع پیشگیری غیرکیفری می‌باشد. بر این اساس، قوانین موجود در حقوق ایران در خصوص مبارزه با بزه تأمین مالی تروریسم، از نوع پیشگیری کیفری است و عوامل محیطی، اجتماعی و مدیریتی نیز از نوع پیشگیری غیرکیفری است هرچند فقدان مفهوم و ارکان جامع و کامل از تروریسم چالش‌های تقنینی در این رابطه ایجاد نموده است.

جهان اسلام

منازعه گفتمانی، جریانهای نئوسلفی،تقابل هویتی جمهوری اسلامی ایران

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404

رشید رکابیان، سعید دانشمند

چکیده سلفیان تکفیری به عنوان یکی از نحله‌های فکری باسابقه در تاریخ اسلامی، همواره جهان اسلام را با آشوبها و مشکلات متعددی مواجه ساخته‌انداز بطن این جریان نئوسلفی پدیدآمدکه با منازعه گفتمانی«تکفیر» یک تقابل هویتی با جمهوری اسلامی ایران ایجاد کردند. (طرح مساله)ضرورت شناخت این نحله فکری و گروه های برآمده ازآن مثل داعش به اهمیت اتحاد در جهان اسلام می‌انجامد.(ضرورت) برای پیامدهای سلفی- تکفیری می‌توان نظریه‌های متفاوتی را به کار برد، از آنجا که سلفی- تکفیری، عناصر یک گفتمان را دارا است، می‌توان آن را درچارچوب «نظریه گفتمان»ارنستولاکلا وشنتال موفه تحلیل کرد. بر این اساس تحقیق به این پرسش پاسخ میدهد:«جریانهای نئوسلفی برای تقابل هویتی با جمهوری اسلامی بر چه منازعه های گفتمانی استوارند؟»
پارادایم حاکم بر این پژوهش، کیفی بوده و با اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از دادههای کتابخانهای و اسنادی به پیش رفته است.
. فرضیه تحقیق پاسخ میدهد:« مکتب فکری نوسلفی، که خود را وامدار اندیشه‌های ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب میداند، خاستگاه ایدئولوژیک گروههای تندروی معاصر است که بر دگرسازی شیعه هویت یابی می‌شود واین تقابل را جهاد اکبرمیدانند»یافته های پژوهش نشان میدهد سلفی‌گری سیاسی تهدیدگر منافع ملی است تا جایی که مهم‌ترین مؤلفه های «ایدئولوژیک» انقلاب اسلامی، همچون؛ کاهش شکاف‌ های شیعه-سنی و عرب-عجم و در برابر، تضاد اسلام- صهیونیسم دستخوش تهدید سلفی‌هاست.

جهان اسلام

الزامات راهبردی محور مقاومت برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران.

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 80-111

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.355455.1195

مهدی نبوی، حسن خداوردی، گارینه کشیشیان سیرکی، رضا سیمبر

چکیده محور مقاومت با توجه به گسترش کمی و کیفی که در دو دهه اخیر یافته است، توانسته خود را به عنوان عنصر مؤثر درفرآیندهای سیاسی و نظامی منطقه غرب آسیا نشان دهد و قابلیت‌های ویژه‌ای در این خصوص کسب نماید. این مسئله سبب ایجاد ترتیبات امنیتی مشخص پیرامون جمهوری اسلامی ایران و یا به عبارت بهتر، برقراری نوعی موازنه تهدید درحوزه کشورهای منطقه غرب آسیا شده است، تا حدی که می‌توان گفت به صورت «خودکار» تهدیدات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران را دفع می‌نماید. این پژوهش با هدف بررسی الزامات راهبردی محور مقاومت؛ برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته است. با توجه به روش‌‌ تحقیق توصیفی مورد استفاده در این پژوهش، از شیوه‌های میدانی (پرسشنامه) و کتابخانه‌ای (اسنادی) برای آزمون فرضیه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را به تعداد 60نفر تشکیل می‌دهند که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 50 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که چندبردارسازی و چندوجهی نمودن محور مقاومت با تاکید بر فعال‌سازی ظرفیت اقتصادی، تثبیت قدرت نظامی و دفاعی و تعمیق همکاری با قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‎ای (روسیه و چین) وهمچنین تعامل وبرقراری ارتباط سازنده و در چارچوب سیاست همسایگی برای دکترین سیاست خارجی و اتخاذ راهبرد مطلوب درمنطقه غرب آسیا، مهمترین الزامات راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با محور مقاومت است.

جهان اسلام

فرصت‌ های نظام بین‌الملل در حال گذار برای جمهوری اسلامی ایران

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 112-134

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.500104.1426

رهبر طالعی حور، محمودرضا رهبر قاضی، رضا محموداوغلی

چکیده ظهور و افول قدرت‌های بزرگ، همواره یکی از موضوعات مهم در نظام بین‌الملل بوده است. با شروع قرن بیست‌ویکم این گزاره در بین ناظران و تحلیل‌گران قوت گرفته که دوران گذار در نظام بین‌الملل شروع شده و نظم بین‌المللی مورد نظر ایالات متحده آمریکا بعد از فروپاشی شوروی در حال تغییر است. با توجه به تاکید نئورئالیسم بر تاثیر پذیری کشورها از نظام بین‌الملل، دوران گذار می‌تواند برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از قدرت‌های منطقه‌ای دارای فرصت باشد. سئوال اصلی پژوهش عبارت است از: نظام بین‌الملل در حال گذار چه فرصت‌هایی برای جمهوری اسلامی ایران دارد؟ فرضیه پژوهش بیان می‌کند دوران نظام بین‌الملل در حال گذار فرصت‌هایی همچون همکاری راهبردی با قدرت‌های نوظهور، استفاده از ظرفیت ائتلاف‌ها و پیمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، افزایش کنشگری قدرت معنایی و کاهش اثر تحریم‌ها را برای جمهوری اسلامی ایران فراهم می‌نماید. نتایج پژوهش بیانگر این است که نظام بین‌الملل در حال گذار برای کشورهایی همچون جمهوری اسلامی ایران که مخالف نظام بین‌الملل آمریکا محور بوده، فرصت‌هایی را فراهم نموده است که استفاده از فرصت‌ها برای تامین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران ضرورت دارد. این پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی بوده و از منابع کتابخانه‌ای و پویش اینترنتی برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شده است.


 

جهان اسلام

.بازاندیشی درباره «بازدارندگی» در منازعه جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 166-192

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.517688.1470

سعید ساسانیان

چکیده با تشدید منازعه میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی پس از 7 اکتبر 2023، مفهوم بازدارندگی بیش از پیش در تحلیل‌ها محوریت یافته است. بسیاری با محوریت قراردادن بازدارندگی به‌عنوان چهارچوبی برای تحلیل این منازعه، از تغییرات آن در ایران می‌گویند. اما سؤال اساسی آن است که آیا این مفهوم راهبردی، برای تبیین منازعه میان این دو بازیگر، از کفایت نظری برخوردار است؟ هدف از طرح این سؤال، ارائه چهارچوبی است که بتواند این منازعه را با دقت بیشتری تبیین کند تا امکان آسیب‌شناسی آن از منظر امنیت ملی، بیشتر فراهم شود. در پاسخ، این فرضیه درنظر گرفته شده که بازدارندگی ذیل سیاست‌های دفاعی یک بازیگر قرار می‌گیرد و بنابراین باتوجه به محوریت سیاست تهاجمی ایران و رژیم صهیونیستی در تقابل با یکدیگر، اگرچه تحت چهارچوبی قابل بهره‌برداری است اما برای تبیین این منازعه، از کفایت نظری برخوردار نیست. این فرضیه با رویکرد توصیفی و تحلیلی و با داده‌های حاصل از جمع‌آوری اسنادی، مورد پردازش قرار گرفته است.


 

جهان اسلام

رویکرد عربستان سعودی نسبت به برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران (2022- 1992)

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 257-281

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.463847.1358

محمد منصوری مقدم، علی اکبر کیانی

چکیده برنامه هسته‌ای ایران طی سی سال اخیر به محور اصلی سیاست خارجی و تعامل با همسایگان و قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. تکمیل پروژه‌ای نیمه‌تمام و کسب چرخه سوخت در چارچوب حقوق بین‌الملل و استقلال‌طلبی مردم ایران چالش‌های بسیاری برای دولت ایران به همراه داشته است. طرح پرونده هسته‌ای در آژانس بین‌المللی انرژی اتمی و سپس شورای امنیت و مذاکرات بی‌پایان هسته‌ای، همچنان ما را در مدار بین‌المللی امنیت هسته‌ای قرار داده است. در این بستر همسایگان و رقبای منطقه-ای ایران، نظیر عربستان سعودی نیز به تناسب تحول در پرونده هسته‌ای هم‌راستا با قدرت‌های غربی، سیاست‌های ویژه‌ای را در قبال دولت ایران در پیش گرفته‌اند.
مسأله اصلی پژوهش حاضر، این است که دولت عربستان سعودی بعنوان متحد ایالات متحده امریکا چه سیاست‌ها و مواضعی در قبال برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده و چه مؤلفه‌ها و عناصری بر رفتار آن مؤثر بوده است. یافته-های پژوهش، موید آن است که مواضع و سیاست‌های دولت عربستان سعودی در این موضوع مشابهت تام و تمامی با سیاست‌های دولت ایالات متحده نداشته و بیش از هر چیز متأثر از ادراکات امنیتی مقامات آن کشور از تهدیدات هسته‌ای و منطقه‌ای ایران بوده است. در این مقاله تلاش شده است ضمن بهره‌گیری از مدارک و اسناد کتابخانه‌ای، اینترنتی و مقالات منتشر شده و با استفاده از روش پژوهشی توصیفی ـ تحلیلی و گاه تحلیل محتوایی در چارچوب نظریه رئالیسم نئوکلاسیک دوره‌های چهارگانه رفتار عربستان سعودی طی سه دهه اخیر در قبال برنامه هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران مورد بررسی قرار بگیرد.

جهان اسلام

.واکاوی نسبت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران با نظام بین‌الملل و بازخورد آن در جهت‌گیری سیاست خارجی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.480637.1386

رضا اختیاری امیری، حسین دوست‌محمدی، محمدتقی قزل‌سفلی

چکیده کانون اصلی سیاست خارجی هر کشوری تأمین منافع ملی است، اما تأمین منافع ملی در خلأ رخ نمی‌دهد و نیازمند تعامل دولت‌ها با نظام بین‌الملل و هنجارهای برخاسته از آن است. در همین ارتباط، از زمان وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 علی‌رغم بروز و ظهور رگه‌هایی از واقع‌بینی در برخی ادوار، بعد آرمان‌باوری در سیاست خارجی غلبه داشته است. به همین جهت، جمهوری اسلامی ایران در تأمین منافع ملی در عرصه سیاست خارجی با چالش‌های جدی مواجه شده است. در همین راستا سوال اصلی پژوهش بر این مبنا قرار دارد که باتوجه‌به ناسازواری منافع ملی با ساختار نظام بین‌الملل، چه راهبردی در عرصه سیاست خارجی بهتر می‌تواند منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تأمین کند؟ یافته‌ها مبین این واقعیت هستند که باتوجه‌به ماهیت ایدئولوژیک نظام و ضرورت حفظ آرمان‌های انقلاب اسلامی از یک‌سو و ساختار واقع‌گرایانه نظام بین‌الملل و الزامات آن از سوی دیگر، اتخاذ راهبرد عمل‌گرایی نتیجه‌محور در سیاست خارجی می‌تواند به بهترین نحو تأمین‌کننده منافع ملی باشد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی بوده و داده‌ها از منابع اسنادی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده است. همچنین از مبانی نظری پراگماتیسم برای تبیین موضوع پژوهش بهره‌برداری شده است.
 
 

جهان اسلام

بررسی رابطه جمعیت و قدرت ملی در جمهوری اسلامی ایران (با تأکید برآموزه های دینی)

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.401172.1267

وحید الهی، عبدالرضا بای، محمدفاضل صدری

چکیده هدف این نوشتار بررسی نسبت جمعیت و قدرت ملی در جمهوری اسلامی ایران است که با رویکردی به آموزه‌های دینی قوام بیشتری می‌یابد. هرچند مبانی آموزه‌های دینی اسلام، خود به‌مثابه چهارچوبی دقیق از نظریه‌های جمعیت و قدرت قابل‌استفاده است؛ اما به اقتضای گستره تحقیق، از رهیافت نظری «باری بوزان» و «اولی ویور» نیز که از نمایندگان شاخص مکتب کپنهاگ هستند، به‌صورت تلفیقی بهره برده شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که رابطه افزایش جمعیت و قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران با توجه به مبانی دینی آن چیست؟ در این راستا، اطلاعات به روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای جمع‌آوری و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شد. نتایج نشان داد که ایران در شرایط نوینی از تجارب جمعیتی و متغیرهای مربوط به آن است که می‌تواند در برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت آن تأثیری مثبت بگذارد؛ در این ‌بین، نوع نگاه و تحلیل درست متصدیان امر امنیت باید به‌گونه‌ای باشد که ازدیاد نرخ جمعیت بتواند به‌مثابه تضاعف سرمایه‌های اجتماعی، در راستای قدرت ملی و نشان دادن ابعاد آن در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی تعریف شود. در حقیقت، داده‌های جمعیتی به‌عنوان اولویتی بی‌بدیل و اثرگذار در قدرت ملی باید در قلمروهای امنیتی و سیاسی در جهت امن‌سازی کشور مورد توجه قرار گیرد.
 

جهان اسلام

.اصول و قواعد حاکم بر اساسی‌سازی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (رهیافت‌ها و دریافت‌ها)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 53-77

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.428381.1304

محمدرضا بدرگرمی، محمد حبیبی مجنده

چکیده قانون‌ اساسی جمهوری اسلامی ایران در اعلام سیاست خارجی شامل اصولی است که تبیین‌کنندۀ مبانی و اهداف برآمده از مکتب اسلام و انقلاب اسلامی و دارای ماهیت خاص مذهبی و سیاسی است که آن را از سایر قوانین اساسی نظام‌های سیاسی تا حدود زیادی متمایز می‌کند. با اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصول راهبردی سیاست خارجی احصا شده است، تأمل در خصوص ارزیابی نظام‌مند تنظیم و اجرای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس میزان التزام مجریان سیاست خارجی به اصول و موازین قانون اساسی حوزه‌ای است که هنوز آن‌طور که باید مورد توجه پژوهشگران عرصۀ سیاست خارجی قرار نگرفته است. با وجود این، مروری بر ورودی‌های قانون اساسی مربوط به موضوعات سیاست خارجی نشان‌دهندۀ نبود منابع خاص پژوهشی در راستای عینیت‌بخشیدن به ظرفیت‌های موجود در قانون اساسی (اساسی‌سازی) برای ارتقای سیاست خارجی با هدف تأمین بیش از پیش منافع ملی در چارچوب حقوق اساسی است. این امر نشان می‌دهد که در این زمینه دست‌کم کم کار شده است. با آگاهی از این وضعیت در قالب این پژوهش به این پرسش پاسخ می‌دهیم که تأثیرپذیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی از قانون اساسی در چارچوب اساسی‌گرایی چگونه است؟ در این زمینه، با استفاده از منابع کتابخانه‌ای، اسنادی و اینترنتی توضیح داده می‌شود که با توجه به ظرفیت‌های همه‌جانبۀ قانون اساسی، سیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در راستای تأمین منافع ملی با تأکید بر واژۀ سعادت بشری از جمله هر ایرانی در چارچوب قانون‌اساسی، تکاملی است.
 
 

جهان اسلام

درک قدرت هوشمند حماس و حزب‌الله و تأثیر آن بر موقعیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران در خاورمیانه

دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 1-23

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.332082.1134

میلاد پهلوان منگودهی پهلوان منگودهی، حسن بازدار، رضا سیمبر

چکیده بیش از یک دهه از ورود مفهوم قدرت هوشمند به ادبیات سیاسی و مطالعات سیاست بین‌المللی می‌گذرد. این مفهوم ابتدا در دستور کار تحول روابط قدرت در سطح بازیگران دولتی بود، اما به‌واسطۀ رشد دستاوردهای قدرت بازیگران غیردولتی، کاربرد این مفهوم گسترده‌تر شد. دستاوردهای بازیگران غیردولتی حماس و حزب‌الله به‌ویژه قدرت بازدارندگی و موفقیتشان در جنگ‌های ۳۳ روزه، ۲۲ روزه و ۱۲ روزه در برابر رژیم صهیونیستی در طول دهه‌های گذشته مورد توجه پژوهشگران و کارشناسان دنیا قرار گرفته بود، به‌عنوان نقطۀ عطفی برای جمهوری اسلامی ایران به شمار رفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی و تبیین دستاوردهای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری حماس و حزب‌الله و تأثیر آن بر موقعیت منطقه‌ای ایران در خاورمیانه در سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۲۱ است. بر این مبنا این پرسش مطرح می‌شود که دستاوردهای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری حماس و حزب‌الله چه تأثیری بر موقعیت منطقه‌ای ایران در خاورمیانه گذاشته است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که دستاوردهای نرم‌افزاری و سخت‌افزاری حماس و حزب‌الله به‌عنوان دو بازیگر غیردولتی متحد منطقه‌ای جمهوری اسلامی رشد پیدا کرده بودند که بر موقعیت منطقه‌ای ایران در خاورمیانه تأثیر مثبتی گذاشته بودند. روش پژوهش حاضر، روش تبیینی و از رهیافت مفهومی قدرت هوشمند استفاده شده است. روش گردآوری اطلاعات و داده‌ها نیز کتابخانه‌ای و اینترنتی است. نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد که افزایش قدرت هوشمند حماس و حزب الله سبب افزایش نفوذ و قدرت چانه‌زنی و تضمین امنیت برای ایران در برابر بازیگران معارض یعنی عربستان، اسرائیل و آمریکا در خاورمیانه شده است.
 

جهان اسلام

نوطالبانیسم در افغانستان و امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران

دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 119-143

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.375195.1248

سیدیحیی رحیم صفوی، الماس اسلامی، کیانوش کیاکجوری

چکیده تحولات چند دهۀ گذشته در افغانستان اثرات گوناگون و گسترده‌ای بر امنیت جمهوری اسلامی داشته است. اما قدرت‌گرفتن مجدد طالبان با گرایش‌های ضدشیعی و ضدایرانی، علاوه بر خطرات گذشته، خطرات امنیتی را نیز برای ایران به همراه خواهد داشت. روش در این پژوهش توصیفی- تحلیلی و هدف اصلی آن بررسی تأثیرات ظهور طالبان جدید در افغانستان بر امنیت ملی ایران است. چارچوب نظری این پژوهش، نظریۀ مجموعۀ امنیت منطقه‌ای است. به‌‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که قدرت‌گرفتن مجدد طالبان چه تأثیری بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ به‌نظر می‌رسد ایران با تقویت روابط سیاسی و کمک‌های اقتصادی می‌تواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند. یافته‌های پژوهشی نشان داده است که نبود انسجام داخلی در افغانستان و ناتوانی طالبان در اعمال حاکمیت بر کل کشور و جذب‌نشدن گروه‌های مختلف اجتماعی و سیاسی و فرایند دولت‌سازی و ملت‌سازی یکی دیگر از مشکلات ظهور نوطالبانیسم در افغانستان است که دامنۀ ناامنی حاصل از آن، امنیت ایران را تحت تأثیر خود قرار خواهد داد. با توجه به ماهیت تمامیت‌خواهی طالبان، اگر این گروه نخواهد قدرت را با اقوام دیگر تقسیم کند، برای افغانستان و همسایگانش از جمله ایران چالش خواهد بود. در نتیجه، جمهوری اسلامی باید اقداماتی انجام دهد که تهدیدها را به فرصت‌ها و ضعف‌ها را به قوت‌ها تبدیل کند.
 
 
 
 

جهان اسلام

آینده‌پژوهی قومیت‌گرایی و ‌‌تأثیر آن بر امینت جمهوری اسلامی ایران (مورد مطالعه: قومیت عرب)

دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.368908.1219

حسین ترکی، رضا پارسای

چکیده ناآرامی‌های گه‌گاه در مناطق جنوب غرب ایران به‌ویژه خوزستان و مناطق عرب‌نشین ایجاب می‌کند به مسائل و تحولات این منطقه بیشتر توجه شود. برای پیش‌بینی وضعیت امنیتی کشور در سال‌های آینده، توجه به وضعیت قومی، فرصت‌‌ها و چالش‌های قومی بسیار ضروری است. هدف از انجام این پژوهش شناسایی متغیرهای کلیدی و پیشران‌های ‌‌تأثیرگذار بر آیندۀ قومی پیش روی جمهوری اسلامی ایران، با درنظرگرفتن مرزهای جنوب غربی کشور است. این پژوهش از نظر ماهیت و هدف، کاربردی و از نظر نوع روش، توصیفی‌پیمایشی و با توجه به آینده‌پژوهانه بودن آن، اکتشافی نیز هست. در این پژوهش برای شناسایی متغیرهای کلیدی و تشکیل گویه‌های پرسشنامه از روش پایش محیطی استفاده کرده‌ایم. جامعۀ آماری پژوهش با توجه به رویکرد ‌‌‌‌آینده‌پژوهی به‌شکل پنل خبرگان است. شناسایی متغیرهای کلیدی این پژوهش به روش ماتریس متقاطع و با استفاده از نرم‌افزار میک‌مک است. برای شناسایی سناریوهای محتمل از نرم‌افزار سناریو ویزارد استفاده کرده‌ایم.
یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد 7 متغیر ذخایر عظیم نفت‌وگاز، توسعه‌نیافتگی، حمایت‌های عربستان و امارات از مخالفان، جنگ هشت سالۀ تحمیلی، فعالیت جریان وهابی، وجود ریزگردها و رقابت‌های منطقه‌ای به‌عنوان متغیرهای کلیدی استخراج‌شده از نرم‌افزار میک‌مک، آیندۀ پیش روی جمهوری اسلامی ایران را در زمینۀ قوم عرب به‌وجود می‌آورند. نتایج نشان می‌دهد، 6 سناریوی چالشی با سازگاری و امتیاز بالا، پیش روی آیندۀ جمهوری اسلامی ایران است که از میان آن‌‌ها 1 سناریو بسیار قوی و محتمل و 5 سناریو ضعیف به‌دست آمدند. سناریوی بسیار قوی به‌دست آمده، سناریوی ادامه روند موجود است.
 

جهان اسلام

شناسایی عوامل اجتماعی و اقتصادی چالش‌زای پیش روی مرزهای شرقی کشور در ارتباط با امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران (افق زمانی 1405)

دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 1-21

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.344013.1158

رضا پارسای، حسین ترکی، مهدی قربانی

چکیده چالش‌های جدید به‌وجود آمده در همسایۀ شرقی ایران افغانستان و قدرت‌گرفتن طالبان در این کشور، همۀ معادلات امنیتی مرزهای شرقی کشور را تغییر می‌دهد. بر این اساس، برای پیش‌بینی وضعیت امنیتی کشور در سال‌های آینده و طراحی سناریوهای امنیتی مناسب، شناسایی عوامل اجتماعی و اقتصادی چالش‌زای مرزهای شرقی کشور ضروری به‌نظر می‌رسد. این پژوهش از نظر ماهیت و هدف، کاربردی و از نظر نوع روش، توصیفی‌پیمایشی و با توجه به آیندۀ‌پژوهانه‌بودن آن اکتشافی است. در این پژوهش برای شناسایی متغیرهای اصلی و تشکیل گویه‌های پرسشنامه از روش پایش محیطی استفاده کرده‌ایم. جامعۀ آماری پژوهش شامل خبرگان آشنا و دارای زمینۀ علمی مرتبط است. برای تجزیه و تحلیل یافته‌های پژوهش از روش‌های آینده‌پژوهی ماتریس متقاطع با استفاده از نرم‌افزارهای میک‌مک استفاده کرده‌ایم. یافته‌های حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که متغیر توسعه‌نیافتگی به‌عنوان متغیر راهبردی و متغیرهای فقر و بی‌سوادی مردم منطقه، معضل بیکاری، ساخت پایانه‌های مرزی، قاچاق انسان و قاچاق مواد مخدر به‌عنوان متغیرهای اصلی اقتصادی و اجتماعی چالش‌زای مرزهای شرقی کشور در ارتباط با امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران و در چشم‌انداز سال 1405 شناسایی شدند. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که متغیرهای اقتصادی و اجتماعی در استان سیستان و بلوچستان علت معلول‌های امنیتی مانند قاچاق انسان و قاچاق مواد مخدر است. این نتایج در تأیید نظرات اندیشمند مکتب کپنهاک باری بوزان است.  

جهان اسلام

سیاست خارجی عربستان در قبال ایران در دورۀ پسابرجام

دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 31-59

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.329363.1122

مهدی ذوالفقاری، اسماء امامی

چکیده از سال 2015 تغییراتی در سیاست خارجی عربستان سعودی ایجاد شد که با دوره‌های پیش‌تر متفاوت بود. یکی از عواملی که در تغییر رفتار سیاست خارجی عربستان تأثیر گذاشت، توافق هسته‌ای بین ایران و کشورهای 1+5 (ایالات‌ متحده، روسیه، چین، فرانسه، انگلستان و آلمان) بود. این پرسش مطرح است که فضای پسابرجام چگونه بر سیاست خارجی عربستان سعودی تأثیر گذاشته است. برای پاسخ به این پرسش، با استفاده از نظریۀ واقع‌گرایی نوکلاسیک این فرضیه مطرح می‌شود که فضای پسابرجام سیاست خارجی عربستان سعودی را تهاجمی کرده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مقامات و تصمیم‌گیرندگان سعودی از ترس تغییر وضعیت و قدرت منطقه‌ای به‌نفع جمهوری اسلامی ایران، به‌سوی استخراج منابع خود (بیشتر نفت) رفته و با استفاده از این منابع، اقداماتی مانند افزایش خرید تسلیحات، به‌کارگیری سیاست‌های تهاجمی در منطقه و متنوع‌سازی شریک‌های جهانی برای تغییر موازنۀ قدرت به سود خود انجام داده‌اند.

جهان اسلام

عضویت دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای و پیامدهای ژئوپلیتیکی، نظامی، سیاسی و اقتصادی آن بر موازنۀ قوا با ایالات متحدۀ آمریکا

دوره 3، شماره 10، زمستان 1400، صفحه 55-81

سید یحیی صفوی، محمد مهدی جعفری نور

چکیده جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد توازن قوا با ایالات متحدۀ آمریکا، که از تمامی ابزارهای سیاسی و اقتصادی و نظامی برای به انقیاد درآوردنِ ایران استفاده نموده است، به ائتلاف با سازمان همکاری شانگهای روی آورده است. تلاش دارد تا با ترکیب ظرفیت‌های داخلی خود با توانمندی‌های موجود در این سازمان، علاوه بر حفظ جایگاه محوریِ خود در جبهۀ مقاومت و پافشاری بر اصول بنیادین انقلاب اسلامی، انزوای ناشی از تحریم‌های ظالمانۀ آمریکا و جهان غرب را در هم شکسته و به مراودات گستردۀ تجاری و سیاسی و فرهنگی با کشورهای جهان بپردازد. در ضمن، در بازی جنگ با آمریکا و جهان غرب نیز دست برتر را داشته باشد. این پژوهش به این پرسش پاسخ می‌دهد که پیوستن ایران به سازمان همکاری شانگهای از ابعاد ژئوپلتیکی، سیاسی، اقتصادی و نظامی چگونه می‌تواند در برقراری موازنۀ قوا با ایالات متحده تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی‌توسعه‌ای و به‌روش کتابخانه‌ای و تحلیل اسنادی، به مرحلۀ اجرا درآمده است.

سیاست نگاه به شرق: واکاوی دیپلماسی علمی-فرهنگی ایران در قبال کشورهای اسلامی جنوب شرق آسیا

دوره 2، شماره 4، تابستان 1399، صفحه 29-53

بهاره سازمند

چکیده با پایان یافتن جنگ سرد، منطقه‌گرایی نو به عنوان فرآیندی مهم در عرصه بین‌المللی رو به گسترش بوده است و کشورها تلاش می‌کنند سیاست‌های منطقه‌گرایانه خود را به صورت دوجانبه و در قالب موافقتنامه‌های مشترک و یا چندجانبه و نهادینه شده در قالب تشکیل سازمان‌ها و نهادهای منطقه‌ای و یا به صورت موافقتنامه‌های چندجانبه به منظور تحقق اهداف خود توسعه دهند. بی‌شک، جمهوری اسلامی ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و بررسی سیاست‌های آن در چند سال اخیر نمایان‌گر توجه ویژه جمهوری اسلامی ایران به گسترش روابط با کشورهای مختلف قاره آسیا در زیرمناطق مختلف از جمله شرق و جنوب‌شرق آسیا، جنوب آسیا، غرب آسیا و آسیای مرکزی است.
هدفاصلی از انجام این پژوهش، بررسی ابعاد، وجوه، نوع و ویژگی دیپلماسی علم و فناوری جمهوری اسلامی ایران با کشورهای اسلامی جنوب‌شرق آسیا در قالب نگاه به شرق است. استدلال اصلی نویسنده این است که سیاست نگاه به شرق و گسترش روابط علمی و فناوری با کشورهای جنوب‌شرق آسیا از اهمیت راهبردی و استراتژیک در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران برخوردار نبوده است.