جنایات علیه زنان در خلافت داعش تجاوز سازمان یافته به عنوان سلاح جنگی در بازارایی سلطه
دوره 8، شماره 1، بهار 1405، صفحه 32-56
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245547
سجاد بهرامی مقدم، امیر بایزیدی، رضا سیمبر
چکیده این مقاله به بررسی هدف و کارکرد تجاوز سیستماتیک گروه تروریستی داعش در مناطق اشغالی عراق و سوریه طی سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ میپردازد. شواهد نشان میدهد که این جنایات صرفاً نتیجه هرجومرج جنگی یا اقدامات فردی نبود، بلکه بخشی از یک سیاست سازمانیافته برای ایجاد رعب و وحشت، تغییر ترکیب جمعیتی، پاداشدهی به نیروهای داعش، و تحقیر اقلیتهای مذهبی و قومی بود. مسئله اصلی این بود که جنایات جنسی داعش صرفاً اقدامات فردی یا محصول جانبی جنگ نبودند، بلکه بخشی از یک استراتژی سازمانیافته به شمار میرفتند. سؤال اصلی مقاله این است که هدف داعش از تجاوز به زنان در مناطق تحت کنترلش چه بوده و چگونه این اقدام در استراتژی کلی این گروه جای میگرفت؟ روش تحقیق این مقاله از نوع تبیینی بوده و دادهها از طریق مطالعه اسنادی، بررسی گزارشهای سازمان ملل و سازمانهای حقوق بشری و سایر مقالات جمعآوری شدهاند. یافته های تحقیق تحقیق نشان میدهند که خشونت جنسی در استراتژی داعش، با پشتوانه فتاوای مذهبی و سازماندهی بازارهای بردهداری، کارکردی فراتر از یک جنایت معمولی داشت. این اقدامات به عنوان یک ابزار ایدئولوژیک قوی، به صورت همزمان برای ایجاد وحشت، تغییر بافت جمعیتی، تأمین پاداش برای نیروها و تحقیر اقلیتهای قومی و مذهبی مورد استفاده قرار میگرفت.در نهایت، نتیجهگیری مقاله این است که این اقدامات ریشه در هنجارهای تاریخی و فرهنگی مردسالارانه منطقه داشتند و تجاوز جنسی در استراتژی داعش ابزاری چندمنظوره برای گسترش سلطه و کنترل بود.
تبیین زمینههای شکلگیری جریانهای سلفی– تکفیری در جهان اسلام
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 85-110
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.432331.1311
رشید رکابیان، مرتضی بابایی
چکیده پیشینه تکفیر در جهان اسلام، به صدر اسلام باز میگردد. برخی حوادث مهم تاریخ اسلام به سبب تکفیر روی داده است ،همچنانکه برخی رخدادهای سیاسی و اجتماعی زمینهی تکفیر را فراهم کرده است لذا در تاریخ پر فراز و نشیب اسلام گروهها ،جریانهای فکری و افرادی بودند که مخالفان خود، از سایر فرقهها و مذاهب اسلامی را تکفیر، وبه قتل می رساندند طلایه دار این تفکر خوارج بودهاند؛ البته طی دو قرن اخیر در جریانهای تندرو سلفی – تکفیری تجلی پیدا کرده است و در سایه تحولات اخیر منطقه، آنان فرصت مناسبی یافتهاند که با پشتیبانی حامیانشان ،افکار و اندیشههای خود را پیاده نمایند.(طرح مساله)
اهمیت وضرورت: با توجه به اینکه در عصر کنونی جنایات گروه هاو جریانهای تکفیری به عنوان بزرگترین تهدید برای بشریت امروز فارغ از نوع دین و ملیت آنها مورد نظر است. از این رو باید تلاش نمود در راستای استفاده از تاکتیک ها و راهبردهای نوین در مقابله موثر و هدفمند با جریان -های تکفیری عمل نمود.وهویت آنها وحامیان آنها را به جهانیان شناخت.
روش تحقیق: پژوهش حاضر با روش تحلیلی– توصیفی وروش گردآوری کتابخانه ای جمعآوری شده است. سؤال:براین اساس پژوهش مذکور به این سؤال پاسخ میدهد«زمینههای شکلگیری جریانهای سلفی– تکفیری در جهان اسلام کدامند؟ فرضیه: ضمن اشاره به پیشینه تاریخی جریانهای تکفیری در جهان اسلام ، زمینههای شکلگیری جریانهای سلفی تکفیری را اندیشهای، منطقهای، بین المللی،جغرافیائی، سیاسی و جامعه شناختی میداند.
تجزیهوتحلیل تطبیقی قدرت نرم ایران و ترکیه در قبال بحران سوریه
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 69-90
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.355083.1193
بهمن ربیعینیا، حسین هرسیج
چکیده بحران سوریه یکی از پیچیدهترین مسائل بینالمللی در دهۀ اخیر بوده است که بهدلیل طولانیشدن زمان و تعدد بازیگران مؤثرش به آوردگاه رقابت قدرتهای منطقهای و جهانی تبدیل شده است. این کشور از یکسو بهعنوان کانونیترین کشور محور مقاومت برای ایران و از سوی دیگر بهعنوان عمق راهبردی در سیاست نوعثمانیگری ترکیه از اهداف راهبردی سیاست خارجی بوده است. در این مقاله در چارچوب نظریۀ قدرت نرم با رویکرد مقایسهای میخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که بین دو کشور ایران و ترکیه چه اشتراکها و تفاوتهایی در کاربرد قدرت نرم در قبال بحران سوریه وجود دارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که بنای قدرت نرم دو کشور بر زمینۀ تاریخی، مذهبی و ارزشهای سیاسی متفاوت، موجب شباهتها و تضادها در کاربرد قدرت نرم دو کشور پس از بحران سوریه شده است. دادهها از منابع کتابخانهای و اسنادی، گردآوری شده و چالشها و فرصتهای قدرت نرم دو کشور در قبال بحران سوریه بهصورت توصیفیتحلیلی مقایسه شده است.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در خصوص عراق پس از ظهور داعش بر مبنای رهنامۀ مسئولیت حمایت
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 91-112
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.381035.1239
عباس فقیه عبداللهی، مهدی ذاکریان، هادی تاجیک
چکیده در پی جنایات متعدد گروه تروریستی داعش در عراق، جمهوری اسلامی ایران به درخواست رسمی دولت عراق به کمک این کشور شتافت و در نهایت متصرفات داعش آزاد و این گروه جنایتکار سرکوب شد. هدف از انجام این پژوهش بررسی حمایتهای ایران در بحران عراق پس از ظهور داعش با گامهای سه گانۀ رهنامۀ مسئولیت حمایت شامل پیشگیری، مداخله و بازسازی به روش تحلیلی و توصیفی است. بررسی الگوی رفتاری سیاست خارجی جمهوری اسلامی در عراق پس از ظهور داعش نشان میدهد گرچه مرحلۀ پیشگیری رهنامۀ مسئولیت حمایت کاملاً توسط جمهوری اسلامی ایران اعمال نشده است، شواهد کافی از اعمال مراحل مداخله و بازسازی توسط جمهوری اسلامی ایران بر مبنای رهنامۀ مسئولیت حمایت در عراق وجود دارد. حضور ایران در عراق در کنار توجیهات امنیت ملی جنبۀ حقوق بشری و امنیت انسانی دارد. مقابله ایران با گروه تروریستی داعش در عراق که همۀ جنایات ذیل رهنامۀ مسئولیت حمایت را مرتکب شده است، مصداق حمایت جمهوری اسلامی ایران از مظلومان و مستضعفان مصرح در قانون اساسی ایران است و اعمال حقوق بشر انسانی در مقابل حقوق بشر ابزاری است.
بررسی مقایسهای سیاست عربستان و قطر در قبال داعش در سوریه
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 61-82
https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.337050.1140
حسین رفیع، حسین معین آبادی بیگدلی، مرتضی شیخ درهنی
چکیده داعش نام اختصاری گروه تروریستی عراق و شام از اسلامگرایان افراطی است. در جریان رشد داعش، سوریه با توجه به تحولات داخلی خود بستر مناسبی برای رشد و اعلام خلافت این گروه بوده است. با شروع بحران داخلی سوریه نقش برخی از بازیگران منطقهای برای رشد داعش و تعمیق این بحران توجیهپذیر است. بازیگران منطقهای دخیل در تحولات سوریه از جمله کشورهای عربی که در رأس آنها عربستان سعودی و قطر بودند سیاستهای متفاوتی را در قبال داعش در سوریه بهکار گرفتند. این کشورها از سیاستها و ابزارهای مختلفی برای حمایت از داعش استفاده کردند. برخلاف ادعای عربستان مبنی بر رد تروریسم و انواع آن، همواره شاهد استفاده از این موضوع در سیاستهای این کشور در منطقه و تحولات آن هستیم. در کنار عربستان، قطر بهعنوان کشوری کوچک علاقۀ زیادی به گسترش تأثیرات خود بر تحولات منطقهای با استفاده از ابزار تروریسم و افراطگرایی اسلامی دارد. در این پژوهش بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که سیاست ریاض و دوحه در قبال داعش در سوریه چیست؟ در پاسخ این فرضیه مطرح است که این دو کشور در جریان تحولات سوریه با ابزارها و شیوههای مختلف از داعش در برابر دولت مرکزی سوریه حمایتهای گستردهای کردهاند. سیاستهای عربستان و قطر با وجود شباهت، تفاوتهای جزئی دارد. پژوهش حاضر بهشکل مقایسهای و با استفاده از روش توصیفیتحلیلی نوشته شده است.
تأثیر ظهور داعش بر وضعیت اقتصادی کشورهای منطقۀ لوانت مطالعۀ موردی اسرائیل
دوره 2، شماره 5، پاییز 1399، صفحه 131-160
حجت مهکویی، سارا فلاح، یوسف زین العابدین عموقین، مهدی محمدیان
چکیده یکی از مسائلی که در جهان کنونی میتواند معادلات اقتصادی را برای یک طرف/طرفها نسبت به طرف/طرفهای دیگر، سنگینتر کند، تشکیل گروههای تروریستی و اقدامات تروریستی است. دولتهایی که تحولات اقتصادی را بهشدت دنبال میکنند و خواستار تغییرات شگرف اقتصادی درون کشورشان هستند با شناسایی مناطق ژئوپلیتیکی زمین، راهکار را در راهبرد شکلگیری تروریسم در این مناطق میبینند. در منطقۀ ژئوپلیتیکی خاورمیانه، گروه تروریستی داعش که بهعنوان قدرتمندترین گروه تروریستی سازمانیافته شکل گرفت، معادلات سیاسی و اقتصادی چندی را برای منطقه و نظام جهانی رقم زد. ظهور این گروه تروریستی سازمانیافته بر وضعیت اقتصادی کشورهای منطقۀ لوانت تأثیرات متفاوتی گذاشت. هدف اصلی ما در این مقاله بررسی تأثیر ظهور داعش بر وضعیت اقتصادی اسرائیل بهعنوان یکی از کشورهای منطقۀ لوانت است. این پرسش اصلی مطرح است که ظهور داعش بر وضعیت اقتصادی اسرائیل بهعنوان یکی از کشورهای منطقه لوانت چه تأثیری داشته است؟ بنابراین با روش پژوهشی توصیفیتحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و وبگاههای اینترنتی و با بهرهگرفتن از نظریۀ بازیها با تأکید بر چانهزنی بهدنبال بررسی این هدف هستیم. البته وضعیت اقتصادی اسرائیل با تأکید بر حوضۀ انرژی فسیلی تحلیل شده است. نتایج یافتههای پژوهش نشان میدهد، آنگونه که اقتصاد دیگر کشورهای حوضۀ لوانت از ظهور داعش متأتر و تضعیف شدهاند، اقتصاد اسرائیل تضعیف نشده است.
مطالعه تطبیقی گروه های تروریستی القاعده و داعش
دوره 2، شماره 3، بهار 1399، صفحه 24-57
رضا اختیاری امیری، مرتضی علویان، عالمه ولی نتاج
چکیده بنیادگرایی اسلامی در سه دهه اخیر به یکی از جدیترین تهدیدات در عرصه نظام بینالملل تبدیل شده است. بگونه ای که نه تنها امنیت منطقه را با مخاطره مواجه ساخته است، بلکه امنیت بین المللی را نیز دستخوش چالش جدی کرده است. به عبارت دیگر، امروزه تهدیدات تروریستی جریان های افراط گرا محدود به کشورهای منطقه غرب آسیا، که مهد بنیادگرایی اسلامی است، نمی شود بلکه سایر مناطق جهان، از اروپا گرفته تا شرق آسیا، همگی در دایره عملکرد تروریستی گروه های رادیکال قرار دارند. در همین ارتباط، القاعده و داعش از جمله مهمترین کنشگران تروریستی محسوب می شوند که نقش مهمی در تحول مفهوم امنیت و پویایی آن در سال های اخیر داشته اند. هدف پژوهش حاضر مطالعه مقایسه ای این گروه ها می باشد. بر همین اساس، سوال اصلی بر این مبنا قرار گرفته است که وجوه تشابه و افتراق گروه های القاعده و داعش کدامند؟ روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای جمع آوری شده است. با توجه به ماهیت گروه های تروریستی فوق الذکر، از رهیافت نظری سازه انگاری که بر غیریت سازی و انگاره « خود - دیگری» تاکید دارد استفاده شده است. یافته های پژوهش مبین این واقعیت است که گروه های تروریستی القاعده و داعش علیرغم برخی تشابهات هویتی در بسیاری از زمینه ها بویژه در ساختار، اهداف، حوزه کارکردی، شیوه عملکرد، کیفیت رهبری، ابزارها از تفاوت های آشکاری با یکدیگر برخوردارند.
