کلیدواژه‌ها = مکتب کپنهاگ
جهان اسلام

بررسی رابطه جمعیت و قدرت ملی در جمهوری اسلامی ایران (با تأکید برآموزه های دینی)

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.401172.1267

وحید الهی، عبدالرضا بای، محمدفاضل صدری

چکیده هدف این نوشتار بررسی نسبت جمعیت و قدرت ملی در جمهوری اسلامی ایران است که با رویکردی به آموزه‌های دینی قوام بیشتری می‌یابد. هرچند مبانی آموزه‌های دینی اسلام، خود به‌مثابه چهارچوبی دقیق از نظریه‌های جمعیت و قدرت قابل‌استفاده است؛ اما به اقتضای گستره تحقیق، از رهیافت نظری «باری بوزان» و «اولی ویور» نیز که از نمایندگان شاخص مکتب کپنهاگ هستند، به‌صورت تلفیقی بهره برده شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که رابطه افزایش جمعیت و قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران با توجه به مبانی دینی آن چیست؟ در این راستا، اطلاعات به روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای جمع‌آوری و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شد. نتایج نشان داد که ایران در شرایط نوینی از تجارب جمعیتی و متغیرهای مربوط به آن است که می‌تواند در برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت آن تأثیری مثبت بگذارد؛ در این ‌بین، نوع نگاه و تحلیل درست متصدیان امر امنیت باید به‌گونه‌ای باشد که ازدیاد نرخ جمعیت بتواند به‌مثابه تضاعف سرمایه‌های اجتماعی، در راستای قدرت ملی و نشان دادن ابعاد آن در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی تعریف شود. در حقیقت، داده‌های جمعیتی به‌عنوان اولویتی بی‌بدیل و اثرگذار در قدرت ملی باید در قلمروهای امنیتی و سیاسی در جهت امن‌سازی کشور مورد توجه قرار گیرد.
 

جهان اسلام

تبیین ابعاد مؤلفه‌های امنیتی طرح گاپ ترکیه از منظر مکتب کپنهاگ

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 111-135

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.432539.1312

شیلان خاکی، جهانگیر کرمی، سید اسدالله اطهری

چکیده امروزه خاورمیانه از یک‌سو شاهد جابه‌جایی نسبی منبع قدرت از نفت به آب و از سوی دیگر، سوءمدیریت حکمرانی بین‌حوضه‌ای آن است. این مسئله در کنار کم‌یابی این منبع و تغییرات اقلیمی جهانی سبب شده است ترکیه با اجرای کلان‌پروژۀ گاپ از کنترل خود بر منابع آبی برای به‌نتیجه‌رساندن سیاست‌های توسعه‌طلبانۀ خود در منطقه به‌ویژه کشورهای منتفع از آب دجله و فرات، به‌عنوان ابزار فشار بهره‌برداری کند. همچنین هم‌زمان به درخواست‌های مکرر همسایگان (ایران، سوریه و عراق) مبنی بر حقابه بی‌اعتنا است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی‌تحلیلی و منابع کتابخانه‌ای و رسانه‌ای به‌دنبال پاسخ به این پرسش است چگونه طرح گاپ ترکیه موجب ایجاد بحران در خاورمیانه به‌ویژه کشورهای پایین‌دست این طرح خواهد شد؟ براساس مکتب کپنهاگ، یافته‌ها نشان می‌دهد اجرای طرح گاپ منجر به وابستگی سیاسی کشورهای پایین‌دست به ترکیه و آسیب‌ها و پیامدهای گسترده در این کشورها با عنوان تهدیدات پنجگانۀ امنیت (زیست‌محیطی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی) می‌شود و این پیامدهای مخرب با نگاه ایدئولوژیک ترکیه و تبدیل آب به منبع اعمال قدرت همچون نفت، محقق می‌شود.
 
 

جهان اسلام

تحلیل ژئوپلیتیک انرژی دریای مدیترانه

دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 145-168

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.370457.1221

سروش فهندژ سعدی، علی علیزاده، یعقوب قلندری، سجاد بیاضی

چکیده دریای مدیترانه موقعیتی حساس و بااهمیت برای سه قارۀ آسیا، آفریقا و اروپا دارد که با توجه به اکتشافات سال‌های اخیر میدان‌های گازی در منطقه، اهمیت آن دوچندان شده است. جنگ‌های روسیه و اوکراین در یک دهۀ گذشته، وابستگی شدید اروپا به گاز روسیه را نشان داد که در نتیجۀ آن، اتحادیۀ اروپا در پی یافتن جایگزین برای کاهش وابستگی خود به روسیه، مدیترانه را اصلی‌ترین گزینۀ خود به‌حساب آورد. در این مقاله به‌دنبال بررسی اهمیت دریای مدیترانه برای قدرت‌های فرامنطقه‌ای و منطقه‌ای در بحث انرژی هستیم. روش پژوهش به‌صورت کمی نظام‌مند با روش توصیفی است. برای پاسخ به پرسش‌های پژوهش، متون علمی و پرسشنامه را بررسی کرده‌ و پایایی آن را به‌وسیله نرم‌افزار SPSS سنجیده‌ایم. جامعۀ آماری این پژوهش با بهره‌مندی از نظرات صاحب‌نظران و نخبگان رشته‌های علوم سیاسی، روابط بین‌الملل و اقتصاد و همچنین فارغ‌التحصیلان دکتری و ارشد در دانشگاه‌های تهران، شهید بهشتی و علامۀ طباطبایی، به‌عنوان جامعۀ نمونۀ این پژوهش در نظر گرفته ‌شده‌اند که تعداد آن‌ها به‌صورت تمام شمار 70 نفر تعیین شده است. همچنین داده‌های گردآوری‌شده با روش دلفی فازی تجزیه‌وتحلیل شده است. در این پژوهش به این نتایج رسیدیم: کاهش وابستگی به انرژی روسیه، امنیت انرژی اروپا، تضمین قراردادهای سرمایه‌گذاری برای شرکت‌های نفتی آمریکا، برای کشورهای فرامنطقه‌ای و موارد تبدیل‌شدن به هاب انرژی، حضور در راه‌گذرهای انرژی، عقد قراردادهای چندجانبه در حوزۀ انرژی و انتقال گاز طبیعی مایع، برای کشورهای منطقه‌ای از مهم‌ترین دلایل اهمیت انرژی دریای مدیترانه هستند.

جهان اسلام

تبیین غیرامنیتی سازی روابط ایران و افغانستان ( دوره زمانی 2000 تا 2019)

دوره 2، شماره 6، زمستان 1399، صفحه 25-48

هادی شیخ غفوری، سکینه ببری گنبد، حسین دهشیار

چکیده آغاز روابط ایران و افغانستان را می‌توان از زمان اعلام استقلال افغانستان دانست. قرابت جغرافیایی و روابط تاریخی موجب شده تا هیچ کشور دیگری نتواند نقشی مهم‌تر از ایران را در جامعه افغانستان ایفا کند. در این راستا ان دو کشور در طول این سال ها روابط گوناگونی را در حوزه های سیاسی- اقتصادی و امنیتی داشته اند. از مهمترین مسائل مابین دو کشور در دوره زمانی مورد نظر می توان از مسئله رودخانه هیرمند، مسئله موادمخدر و تروریسم طالبان و مسئله مهاجران افغانی در کنار همکاری های اقتصادی نام برد. این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که روابط ایران و افغانستان در سالهای 2000 تا 2019 چگونه در فرایند غیر امنیتی شدن قرار می گیرد؟ به همین منظور با بهره گیری از کاربـست مفـاهیم و مولفـه هـای نظـری امنیتی سازی و غیر امنیتی سازی در چارچوب مکتب امنیتی کپنهاگ تلاش می شود شناخت و درک بهتری از مسائل حول محور غیر امنیتی سازی روابط ایران و افغانستان حاصـل شود. از این منظر در پاسخ به سوال اصلی باید گفت با خارج نمودن تدریجی مسائل امنیتی از دایره تنگ نظامی و سیاسی و انتقال سیاست خارجی از لایه های سیاسی-امنیتی به لایه های اقتصادی-تجاری ، روابط ایران و افغانستان در سطوح مورد نظر کارگزاران این دو کشور به سمت غیر امنیتی خواهد رفت.