قدرت نرم چین و راهبرد آن در غرب آسیا
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 129-165
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.433719.1315
ایمان شعبان زاده، مهرشاد غفاری زاده، امید آسیابان
چکیده ظهور اقتصادی روزافزون چین سبب ایجاد حساسیت در افکار عمومی جهان نسبت به ماهیت توسعه این کشور شده است. چینیها تلاش کردهاند با کاربست تمامی ابزارهای موجود، رویههای نگرانکننده اینچنینی را خاتمه دهند و در پی ارائه تصویری صلحآمیز از خود باشند. در این مسیر، یکی از مهمترین ابزارهای دیپلماتیک پکن، استفاده از منابع قدرت نرم و ابزارهای آن در سیاستهای توسعهای خود بوده است. این مقاله با تحلیل مفهوم قدرت نرم و بررسی مبانی آن در روابط بینالملل آغاز میشود و در ادامه مولفههای قدرت نرم در نسخه چینی آن را بررسی میکند. سوال اصلی مقاله این است که غرب آسیا چه جایگاهی در راهبرد قدرت نرم چین دارد و از چه منابعی برای تحقق اهداف خود در این منطقه استفاده میکند؟ در پاسخ به سوال اصلی، فرضیه مقاله این است که نسخه چینی قدرت نرم تفاوتهای قابلتوجهی با ایده نخستین مدل آمریکایی دارد. درواقع چینیها نسخه آمریکایی قدرت نرم را وارد کرده و آن را با توانمندیها، ظرفیتها و فلسفه سیاسی خود تعدیل، تقویت و بهعبارتی داخلیسازی کردهاند. ردپای قدرت نرم چین در غرب آسیا در سه حوزه قابلردیابی است: منبع اول قدرت نرم این کشور در غرب آسیا، ماهیت فرهنگی دارد. منبع دوم به قدرت نرم سیاسی مربوط است که ازطریق سیاست «میانجیگری» و با تکیه بر «بنمایههای ایدئولوژیک کنفوسیوسیسی» اعمال میشود. منبع سوم نیز به قدرت نرم اقتصادی چین برمیگردد و ازطریق سه ابزار «تبادلات انرژی»، «سرمایهگذاریهای خارجی» و ابتکار «کمربند-راه» محقق میشود. روش پژوهش در تحقیق حاضر، توصیفی- تحلیلی است و از دادههای کتابخانهای برای گردآوری دادهها استفاده شده است.
دیپلماسی مشارکت راهبردی چین و رویکرد آن به غرب آسیا
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 53-79
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.366800.1215
مهرشاد غفارزاده، مهدی امیری، ایمان شعبانزاده
چکیده پس از پایان جنگ سرد چین یک شبکۀ مشارکت جهانی تشکیل داده است. دیپلماسی مشارکتی چین در سه دهۀ اخیر به ابزار اصلی سیاست خارجی این کشور تبدیل شده و شاخص نمادین سطح روابط دوجانبه و چندجانبه با دولتها و سازمانهای بینالمللی و منطقهای است. این پرسش مطرح است که غرب آسیا چه جایگاهی در دیپلماسی مشارکتی چین دارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که چین مانند گذشته شریکهای خود را به قدرتهای بزرگ محدود نکرده است که این راهبرد قابل توجهترین تغییر در شبکۀ مشارکت چین است. از آنجایی که خارج از منطقه ایندو-پاسیفیک برای چین، غرب آسیا یکی از مهمترین مناطق است، رویکرد چین به غرب آسیا مبتنی بر امنیت منابع مهم و دسترسی به بازارها و منابع است. این نوشتار استدلال میکند که سلسلهمراتب سطوح دیپلماسی مشارکتی نشان میدهد که دولتها و سازمانهای منطقۀ غرب آسیا برای چین اهمیت دارند. بنابراین با درک این سلسلهمراتب میتوان رویکرد چین به روابط با کشورهای غرب آسیا را تحلیل کرد. دیپلماسی مشارکت چین با غرب آسیا بر محورهای انرژی، ابتکار یک کمربند و یک راه، سرمایهگذاری خارجی، تجارت و فناوری متمرکز است. روش پژوهش این مقاله توصیفی-تحلیلی است.
