کلیدواژه‌ها = القاعده
جهان اسلام

ویژگی‌ها، عناصر و مؤلفه‌های بنیادگرایان سلفی شرق ایران

دوره 3، شماره 9، پاییز 1400، صفحه 9-34

حمزه علی بهرامی

چکیده واژۀ بنیادگرایی معمولاً هم‌نشین با معنای سنت‌گرایی و متضاد با گفتمان مدرنیته و به مفهوم بازگشت به اصول اولیه و دوران باعظمت گذشته با رجوع به متن کتاب و سنت به‌کار رفته است. سلفیه از فرقه‌های معاصری است که گاهی از آن‌ها با نام بنیادگرایان اسلامی یاد می‌شود. بنیادگرایان سلفی معاصر به سه گرایش بنیادگرایان سلفی آفریقا، بنیادگرایان سلفی حجاز و یمن و بنیادگرایان سلفی شبه‌قارۀ هند تقسیم‌پذیرند. از این میان سلفیان شبه‌قارۀ هند کمتر شناخته ‌شده هستند. بخشی از سلفیان شبه‌قاره در همسایگی شرق ایران هستند که شناخت عمیق آن‌ها از دید امنیتی و فرهنگی به‌ویژه در شرایط کنونی با روی‌کارآمدن طالبان ضرورت بیشتری دارد. هدف ما در این پژوهش ارائۀ تعریفی از بنیادگرایی و تبیین اصلی‌ترین عناصر بنیادگرایی سلفی شرق ایران است. روش پژوهش توصیفی‌تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بنیادگرایان سلفی معاصر جنبشی یکدست و یکپارچه با باورهای مشترک نیستند. این جنبش‌ها از ظرفیت‌هایی بهرمند هستند که بسته به تعامل با دیگران می‌تواند فرصت باشد یا تهدید. برخی از این ویژگی‌ها و جنبه‌های مثبت بنیادگرایان شرقی نوع نگاه آن‌ها به استکبار جهانی آمریکا و اسرائیل و همچنین داشتن گرایش‌های صوفیانه و عارفانه است. ایستادگی در برابر فرهنگ مدرن و مدرنیته و غرب‌ستیزی آن‌ها نیز از دیگر وجوه متمایز بنیادگرایان افغانستان و پاکستان است. گرایش به ابوحنیفه و ابومنصور ماتریدی فرصتی برای گفت‌وگوهای عقلی و پذیرش قواعد عقلانی بین‌المللی در میان آن‌ها به وجود آورده است.

مطالعه تطبیقی گروه های تروریستی القاعده و داعش

دوره 2، شماره 3، بهار 1399، صفحه 24-57

رضا اختیاری امیری، مرتضی علویان، عالمه ولی نتاج

چکیده بنیادگرایی اسلامی در سه دهه اخیر به یکی از جدی‌ترین تهدیدات در عرصه نظام بین‌الملل تبدیل شده است. بگونه ای که نه تنها امنیت منطقه را با مخاطره مواجه ساخته است، بلکه امنیت بین المللی را نیز دستخوش چالش جدی کرده است. به عبارت دیگر، امروزه تهدیدات تروریستی جریان های افراط گرا محدود به کشورهای منطقه غرب آسیا، که مهد بنیادگرایی اسلامی است، نمی شود بلکه سایر مناطق جهان، از اروپا گرفته تا شرق آسیا، همگی در دایره عملکرد تروریستی گروه های رادیکال قرار دارند. در همین ارتباط، القاعده و داعش از جمله مهمترین کنشگران تروریستی محسوب می شوند که نقش مهمی در تحول مفهوم امنیت و پویایی آن در سال های اخیر داشته اند. هدف پژوهش حاضر مطالعه مقایسه ای این گروه ها می باشد. بر همین اساس، سوال اصلی بر این مبنا قرار گرفته است که وجوه تشابه و افتراق گروه های القاعده و داعش کدامند؟ روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است و داده ها از طریق منابع کتابخانه ای جمع آوری شده است. با توجه به ماهیت گروه های تروریستی فوق الذکر، از رهیافت نظری سازه انگاری که بر غیریت سازی و انگاره « خود - دیگری» تاکید دارد استفاده شده است. یافته های پژوهش مبین این واقعیت است که گروه های تروریستی القاعده و داعش علیرغم برخی تشابهات هویتی در بسیاری از زمینه ها بویژه در ساختار، اهداف، حوزه کارکردی، شیوه عملکرد، کیفیت رهبری، ابزارها از تفاوت های آشکاری با یکدیگر برخوردارند.