فرصت های نظام بینالملل در حال گذار برای جمهوری اسلامی ایران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 112-134
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.500104.1426
رهبر طالعی حور، محمودرضا رهبر قاضی، رضا محموداوغلی
چکیده ظهور و افول قدرتهای بزرگ، همواره یکی از موضوعات مهم در نظام بینالملل بوده است. با شروع قرن بیستویکم این گزاره در بین ناظران و تحلیلگران قوت گرفته که دوران گذار در نظام بینالملل شروع شده و نظم بینالمللی مورد نظر ایالات متحده آمریکا بعد از فروپاشی شوروی در حال تغییر است. با توجه به تاکید نئورئالیسم بر تاثیر پذیری کشورها از نظام بینالملل، دوران گذار میتواند برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از قدرتهای منطقهای دارای فرصت باشد. سئوال اصلی پژوهش عبارت است از: نظام بینالملل در حال گذار چه فرصتهایی برای جمهوری اسلامی ایران دارد؟ فرضیه پژوهش بیان میکند دوران نظام بینالملل در حال گذار فرصتهایی همچون همکاری راهبردی با قدرتهای نوظهور، استفاده از ظرفیت ائتلافها و پیمانهای منطقهای و بینالمللی، افزایش کنشگری قدرت معنایی و کاهش اثر تحریمها را برای جمهوری اسلامی ایران فراهم مینماید. نتایج پژوهش بیانگر این است که نظام بینالملل در حال گذار برای کشورهایی همچون جمهوری اسلامی ایران که مخالف نظام بینالملل آمریکا محور بوده، فرصتهایی را فراهم نموده است که استفاده از فرصتها برای تامین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران ضرورت دارد. این پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی بوده و از منابع کتابخانهای و پویش اینترنتی برای جمعآوری دادهها استفاده شده است.
مؤلفههای امکانی-امتناعی و کنشهای انطباقی در روندهای آینده افراطگرایی سلفی در جهان اسلام
دوره 2، شماره 4، تابستان 1399، صفحه 101-130
عبدالله مرادی، نصرالله کلانتری
چکیده افراطگرایی سلفی ازجمله مهمترین پویاییهای جهان اسلام بوده است که متأثر از مؤلفههای هویت بنیاد درونی و همچنین فشار ساختاری بیرونی، نضج پیدا کرده است. بهگونهای که تروریسم سلفی به اصلیترین عامل آشوب منطقهای و تهدید امنیت بینالمللی تبدیل شده است. اما در کنار تبیین چرایی، چگونگی شکلگیری تروریسم سلفی، آنچه ضرورت دارد آیندهِ تداوم و تغییر در وضعیت جریان سلفی در گستره جهان اسلام است. بر این اساس پرسش اصلی این پژوهش آن است که: «مؤلفههای پیشبرنده مؤثر بر روند آتی افراطگرایی سلفی در جهان اسلام کدامند؟» در پاسخ به این پرسش با توجه به چارچوب نظری سازهانگاری، میتوان فرضیه اصلی پژوهش را اینگونه ارائه نمود که؛ «قوام متقابل ساختار نظام بینالملل و افراطگرایی سلفی با تشدید خشونتهای دوجانبه نقطه محوری در روند چهار دهه افراطگرایی سلفی در جهان اسلام بوده است و بر همین اساس میتوان مؤلفههای امکانی متعددی را در سه سطح داخلی(نظیر؛ استبداد سیاسی، دغدغههای هویتی)، منطقهای(نظیر؛ وجود دولتهای فرقهگرا، رقابت هویتی، عدم موازنه قدرت، خلأهای امنیتی و ...) و بینالمللی (ساختار هژمونیک، فشارهای یکسانسازی فرهنگی، ایجاد امت مجازی و ...) برای روند تداوم افراطگرایی در چشمانداز آتی مدنظر داشت. البته افراطگرایی سلفی با مؤلفههایی چون؛ تغییر در جغرافیای عملیات، تحول کنش تروریستی، باز تعریف دعوت سلفی و ... به انطباقپذیری با تحولات نوین دست خواهد زد.»
