کلیدواژه‌ها = قفقاز

نقش دیپلماسی علمی در توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اسراییل و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز.

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 2-32

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.558527.1540

شیوا علی زاده، حمیدرضا جوادی قلعه

چکیده با رشد تصاعدی پیشرفت‌ها در حوزه‌های علم و فناوری، تلاش دولت‌ها برای بهره‌برداری از این دستاوردها در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی‌شان افزایش یافته و متقابلاً یاری گرفتن از روابط خارجی در جهت ارتقای توانمندی‌های علم و فناوری نیز به یکی از مهم‌ترین اهداف دستگاه دیپلماسی کشور‌ها بدل شده است؛ رویکردی که به‌مثابه جنبه‌ای دارای اولویت از دیپلماسی، با عنوان دیپلماسی علمی جایگاهی با اهمیت روزافزون یافته و به‌منزله وجهی از قدرت نرم توسط بسیاری از بازیگران جهانی و منطقه‌ای به‌خدمت گرفته شده است. در این میان کنشگری همچون اسرائیل به‌محض رسیدن به این تلقی که بر تهدیدهای امنیتی ابتدایی چیره شده، نام ملت استارتاپ را برای خود برگزیده است. یکی از پهنه‌های مناسب برای قدرت‌نمایی اسرائیل در این حوزه، آسیای مرکزی و قفقاز بود. مفروض نویسندگان پژوهش حاضر در پاسخ به چیستی نقش دیپلماسی علمی در توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اسرائیل در آسیای مرکزی و قفقاز بر این است که دیپلماسی علمی گرانیگاه مناسبات اسرائیل در این منطقه است و اسرائیل توانسته با شناسایی نیازهای فنی و علمی کشورهای این منطقه در حوزه‌های مختلف امنیتی، کشاورزی، انرژی، نظامی، سایبری و پزشکی ُ جایگاه خود را در عرصه روابط خارجی این کشورها تثبیت و تعمیق کند. این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی به انجام رسیده است.

جهان اسلام

آسیب‌شناسی سیاست‌خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال قفقاز (از فروپاشی شوروی تا ۱۴۰۲)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.434578.1319

هادی آجیلی، زهرا صدری

چکیده تحولات اخیری که در قفقاز به ویژه در روابط جمهوری آذربایجان و ارمنستان رخ داده است زمینه ساز شرایط مبهم در سیاست‌خارجی ایران شده است و فرصت‌ها و تهدیدهای متقابلی را ایجاد کرده که اگر برخوردی هوشمندانه وجود نداشته باشد، سودی برای ایران نخواهد داشت و خسارات سنگینی نیز به کشورمان وارد خواهد شد. همچنین جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های اخیر نتوانسته است آنطور که باید از فرصت‌های ژئوپلیتیکی خود در آسیای مرکزی و قفقاز استفاده کند؛ این موضوع خود موجب شکل‌گیری تنش‌های بسیار بین ایران و همسایگان خود در قفقاز، ایجاد فاصله بین ایران و این منطقه علی‌رغم اشتراکات بسیار، و نیز اتخاذ سیاست‌های نه چندان راهبردی و هدفمند شده است. در پژوهش حاضر با روش گرندد تئوری و مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصین این حوزه به آسیب شناسی سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران‌های منطقۀ قفقاز بویژه قره‌باغ پرداخته است. پرسش اصلی در این پژوهش این است که روابط ما و نوع سیاست‌های ایران نسبت به این منطقه چه اشکالاتی دارد؟ این آسیب‌شناسی را از طریق سه مرحله کدگذاری (اولیه، ثانویه و محوری)؛ مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌ایم و نهایتا به نظریۀ اکتشافی رسیده‌ایم که در بخش تجزیه و تحلیل ارائه می‌شود.