روابط جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی: از همکاری تا رقابت.
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 60-87
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.564800.1547
سیدحمزه صفوی:، سید علی نجات
چکیده روابط میان جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی طی پنج دهه اخیر تحت تأثیر عوامل داخلی، منطقهای و فرامنطقهای با پیچیدگیهای فراوان و روندی بسیار متغیر و اغلب متنازع همراه بوده است. دوره ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ از حیث شدت تقابل سیاسی، دیپلماسی خصومتآمیز و اختلافات سرزمینی و امنیتی، نقطهعطف تنشها میان تهران و ابوظبی محسوب میشود. اما شدت خصومت و تنشهای سیاسی بین ابوظبی و تهران اوایل ۲۰۲۱ و پس از آغاز کار دولت دموکرات در آمریکا و تشکیل دولت سیزدهم در ایران بهطور محسوسی کاهش یافت. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تبیینی و تکیه بر منابع کتابخانهای و الکترونیکی به دنبال پاسخ به این پرسش کلیدی است که آینده روابط ایران و امارات در میان مدت و بلند مدت چه الگوهایی را میتواند ترسیم کند؟ فرضیه پژوهش در قالب سه الگو طرح شده است: اول، الگوی روابط دوستانه و همکاریجویانه با برتری فرهنگ کانتی؛ دوم، رقابت مدیریتشده با غلبه فرهنگ لاکی؛ و سوم، تشدید خصومت، تنش فزاینده و غلبه فرهنگ هابزی که با فعالشدن متغیرهای امنیتی و ژئوپلیتیک، امکان صعود به سوی رویارویی مستقیم و نظامی وجود دارد. این سناریو میتواند هزینههای سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر دو طرف تحمیل کند و معماری امنیتی خلیج فارس را به سمت بیثباتی فزاینده سوق دهد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که الگوی رقابت مدیریتشده، محتملترین حالت آینده روابط ایران و امارات است. زیرا از یکسو هزینه رویارویی مستقیم بسیار بالاست و از سوی دیگر موانع ساختاری و رقابتهای ژئوپلیتیک مانع شکلگیری همگرایی سیاسی استراتژیک بین دو کشور خواهد شد.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در خصوص عراق پس از ظهور داعش بر مبنای رهنامۀ مسئولیت حمایت
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 91-112
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.381035.1239
عباس فقیه عبداللهی، مهدی ذاکریان، هادی تاجیک
چکیده در پی جنایات متعدد گروه تروریستی داعش در عراق، جمهوری اسلامی ایران به درخواست رسمی دولت عراق به کمک این کشور شتافت و در نهایت متصرفات داعش آزاد و این گروه جنایتکار سرکوب شد. هدف از انجام این پژوهش بررسی حمایتهای ایران در بحران عراق پس از ظهور داعش با گامهای سه گانۀ رهنامۀ مسئولیت حمایت شامل پیشگیری، مداخله و بازسازی به روش تحلیلی و توصیفی است. بررسی الگوی رفتاری سیاست خارجی جمهوری اسلامی در عراق پس از ظهور داعش نشان میدهد گرچه مرحلۀ پیشگیری رهنامۀ مسئولیت حمایت کاملاً توسط جمهوری اسلامی ایران اعمال نشده است، شواهد کافی از اعمال مراحل مداخله و بازسازی توسط جمهوری اسلامی ایران بر مبنای رهنامۀ مسئولیت حمایت در عراق وجود دارد. حضور ایران در عراق در کنار توجیهات امنیت ملی جنبۀ حقوق بشری و امنیت انسانی دارد. مقابله ایران با گروه تروریستی داعش در عراق که همۀ جنایات ذیل رهنامۀ مسئولیت حمایت را مرتکب شده است، مصداق حمایت جمهوری اسلامی ایران از مظلومان و مستضعفان مصرح در قانون اساسی ایران است و اعمال حقوق بشر انسانی در مقابل حقوق بشر ابزاری است.
بررسی و تبیین عوامل هویتی مؤثر در شکلگیری تحولات اخیر خاورمیانۀ عربی (مورد مطالعه: کردها، شیعیان و بنیادگرایان)
دوره 5، شماره 1، بهار 1402، صفحه 51-77
https://doi.org/10/22034./FASIW.2023.356961.11
صادق سالاروند، فرهاد درویشی سهتلانی
چکیده تحولات عربی از تونس آغاز شد و بهواسطۀ اشتراکهای تاریخی، دینی، فرهنگی و جغرافیایی بهسرعت به دیگر کشورهای عربی نیز سرایت کرد. این تحولات به قدری جدی بود که در برخی از کشورها از جمله مصر، تونس، لیبی و یمن با سقوط دیکتاتورها، هیئت حاکمۀ آنها با تغییرات اساسی روبهرو شد و در کشورهایی همچون سوریه و تا حدودی یمن بحران، ابعاد بینالمللی یافته و همچنان ادامه دارد. در بروز این تحولات عوامل مختلفی همزمان دخیل بودهاند، اما آنچه تاکنون از دید صاحبنظران مغفول مانده، نقش سازههای هویتی و هویتگرایی در بحرانهای این منطقه است. هدف ما در این مقاله بررسی تأثیر مؤلفههای هویتی شیعیان، کردها و بنیادگرایان در شکلگیری و نتایج متفاوت تحولات اخیر خاورمیانۀ عربی است. در این مقاله بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که در چارچوب نظریۀ سازهانگاری، هویت و هویتگرایی گروهای قومی و مذهبی جوامع عربی چه تأثیری در شکلگیری و روند تحولات اخیر این جوامع داشته است؟ از روش توصیفی- تحلیلی استفاده کردیم و شیوۀ گردآوری اطلاعات، کتابخانهای است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که نبود سه شاخص هنجار، ارزش و هویت مشترک در ساختار اجتماعی این جوامع و بهتبع آن ناتوانایی در خلق هویت ملی و تلاقی آن با هویتگرایی شیعیان، کردها و بنیادگرایان نه تنها از عوامل زیربنایی این تحولات هستند، بلکه نتایجی همچون استمرار بحران، جنگ داخلی، ورود بازیگران فراملی، جنگ نیابتی و خشونت زیاد را بهدنبال داشته است.
چرخش سیاست خارجی عربستان در قبال عراق (2003-2020)؛ گذار از تقابل هویتمحور به همگرایی منفعتگرا
دوره 2، شماره 5، پاییز 1399، صفحه 33-68
سلطانی نژاد محمد، علی شمس آبادی، منا خلیفاتی
چکیده عربستان سعودی، همواره، به تحولات عراق با حساسیت بالایی مینگریسته و پتانسیل عظیمی از توانمندی خود در سیاست خارجی را صرف این کشور کرده است که طبیعتاً این موضوع، بهویژه پس از 2003 که نگرانیهای ریاض در قبال معادلات بغداد را بیشتر نمود، در طراحی نقشۀ قدرت در غرب آسیا اثری شگرف داشته است. با وجود این اهمیت، نگاه و اقدامات خاندان سعودی در قبال عراق پساصدام و پساداعش بدون تحول نبوده است. مقالۀ حاضر به بررسی سیاست عربستان در عراق از سال 2003 تا میانۀ سال 2020 پرداخته است و با شناسایی یک نقطۀ چرخش مهم در سال 2016 طی این بازۀ زمانی، به این پرسش اصلی پاسخ میدهد: تحول سیاست خارجی عربستان در قبال عراق پساصدام چگونه بوده است؟ فرضیهای که برای پاسخ به این سؤال مطرح شده است، از این قرار است: نگاه غالب بر سیاست عربستان در قبال عراق در سالهای 2003 تا 2016، منبعث از دغدغههای هویتی و رقابتهای شیعیسنی و عربیغیرعربی، تقابلی بوده و از سال 2016 تا 2020 با توسعۀ مناسبات اقتصادیسیاسی با دولت عراق همگرایی داشته است. برای آزمودن این فرضیه، با روش توصیفیتحلیلی، ضمن بهرهگیری از نظریات سازهانگاری و نوکارکردگرایی، تبیین شده است که از سال 2016 بهبعد، عربستان با مشاهدۀ شکست سیاستهای برآمده از رویکرد شیعهستیز و مواجهشدن با نتیجههای عکس آن، از یک بازیگر متعصب سنّیِ ضدّ دولتِ غالباً شیعی عراق به یک بازیگر همگرا و همکار با عراق برای جهتدهی به معادلات سیاسی این کشور تبدیل شده است.
