.تحلیل کیفیت نقش آفرینی ج.ا. ایران. در جنگ کریدورها؛ مداخله فعال یا انزوای ژئوپلیتیک
دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 236-268
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.485976.1400
احسان کاظمی، فرشاد رومی، آرش سعیدی راد
چکیده امروزه کریدورهای بین المللی و منطقه ای با توجه به دگرگونی های ژئوپلیتیکی و مزایای اقتصادی، سیاسی و امنیتی اهمیت مضاعفی یافته اند. در این میان، کشور ایران از دیرباز در مرکز مهم ترین مسیرهای ترانزیتی قرار داشته و با سیاستگذاری مدون این مهم می توانست ضمن ارتقاء جایگاه ژئوپلیتیک ایران، مزیت های فراوانی برای کشور به ارمغان بیاورد. اما تحولات یک دهه اخیر گویای آن است که ایران به نوعی عامدانه از سوی دولت های خارجی از دالان اصلی کریدورها حذف شده است. سوال اصلی پژوهش از این قرار است که «عملکرد ایران در طرح های کریدوری منطقه چگونه بوده و چه پیامدهایی را به دنبال داشته است ؟» فرضیه پژوهش اینگونه تدوین یافته که: « جمهوری اسلامی ایران به رغم داشتن مزیت های ژئوپلیتیکی، به دلایل داخلی و خارجی نتوانسته است سهم چندانی از کریدورهای منطقه ای را نصیب خود کند که پیامد آن انزوا و تضعیف اقتصاد ملی، کاهش ضریب امنیتی و فرشایش ژئوپلیتیکی ایران خواهد بود.» چارچوب نظری پژوهش، نظریه ژئوپلی نومیک دمکو، وود و کازی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و از طریق منابع کتابخانه ای – اسنادی به گردآوری، طبقه بندی و در نهایت تحلیل و تبیین داده ها پرداخته می شود. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که «ایران با داشتن مزیت های ژئوپلیتیک نسبت به سایر کشورهای منطقه عملا نتوانسته سهم چندانی از جغرافیای کریدورها را نصیب خود سازد که این مهم می تواند موجب تنهایی ژئوپلیتیکی شده و اثرات امنیتی، سیاسی و اقتصادی بسیار منفی داشته باشد.
تحلیل ژئوپلیتیکی روابط عراق و عربستان در سه دهه اخیر
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 165-193
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.472563.1371
ریام عبدالله جونی، سید هادی زرقانی، زهرا احمدی پور
چکیده روابط کشورها با یکدیگر اساساً در قالب سیاست خارجی آنها نمود پیدا میکند و سیاست خارجی هر کشوری تحت تأثیر ویژگیهای جغرافیایی و ژئوپلیتیکی آن است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانهای و مطالعه میدانی، به دنبال بررسی و تحلیل نقش عوامل ژئوپلیتیکی در روابط عراق و عربستان سعودی در طی سه دهه گذشته است. برای بررسی دادههای میدانی تحقیق از روش تحلیل عامل تأییدی نوع اول در نرمافزار LISREL و برای آزمون استنباطی و آمار توصیفی از نرمافزار SPSS استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد در بین متغیرها و عوامل تأثیرگذار در روابط دو کشور، بهترتیب متغیرهای بُعد فرهنگی دارای بیشترین تأثیر، متغیرهای بُعد سیاسی- امنیتی در رتبه دوم و درنهایت متغیرهای بُعد اقتصادی دارای کمترین تأثیر بودهاند. نتایج تحلیل عاملی در بُعد سیاسی- امنیتی نشان میدهد متغیرهای «حمایتهای عربستان از گروههای بنیادگرای افراطی، داعش و ...» و متغیر «ایدئولوژی سیاسی متفاوت دو کشور (شیعه- وهابیت) بیشترین تأثیر را در تضعیف روابط و متغیرهای «سازمانهای منطقهای حوزه خلیجفارس و کشورهای عربی» و «تشکیل شورای همکاری عراق- عربستان» بیشترین تأثیر را در بهبود روابط دو کشور داشتهاند. در بُعد اقتصادی، متغیرهای «بازگشایی گذرگاههای مرزی و احداث منطقه اقتصادی آزاد» و همچنین متغیر «تأمین نیازهای عراق از عربستان» بیشترین تأثیر را در بهبود روابط داشتهاند و متغیر با تأثیر منفی باتوجهبه مقدار کمتر آن از حد استاندارد تأیید نشده است. درنهایت در بُعد فرهنگی متغیرهای «فرهنگ و زبان مشترک (ملیگرایی عربی)» و متغیر «حضور عراقیها در مراسم حج» در بهبود روابط دو کشور تأثیر مثبت داشته و متغیر «حمایت عربستان از اهل سنت در عراق» و متغیر «اکثریت جمعیت شیعی عراق» نقش منفی در روابط دو کشور داشته است.
تحلیل ژئوپلیتیک انرژی دریای مدیترانه
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 145-168
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.370457.1221
سروش فهندژ سعدی، علی علیزاده، یعقوب قلندری، سجاد بیاضی
چکیده دریای مدیترانه موقعیتی حساس و بااهمیت برای سه قارۀ آسیا، آفریقا و اروپا دارد که با توجه به اکتشافات سالهای اخیر میدانهای گازی در منطقه، اهمیت آن دوچندان شده است. جنگهای روسیه و اوکراین در یک دهۀ گذشته، وابستگی شدید اروپا به گاز روسیه را نشان داد که در نتیجۀ آن، اتحادیۀ اروپا در پی یافتن جایگزین برای کاهش وابستگی خود به روسیه، مدیترانه را اصلیترین گزینۀ خود بهحساب آورد. در این مقاله بهدنبال بررسی اهمیت دریای مدیترانه برای قدرتهای فرامنطقهای و منطقهای در بحث انرژی هستیم. روش پژوهش بهصورت کمی نظاممند با روش توصیفی است. برای پاسخ به پرسشهای پژوهش، متون علمی و پرسشنامه را بررسی کرده و پایایی آن را بهوسیله نرمافزار SPSS سنجیدهایم. جامعۀ آماری این پژوهش با بهرهمندی از نظرات صاحبنظران و نخبگان رشتههای علوم سیاسی، روابط بینالملل و اقتصاد و همچنین فارغالتحصیلان دکتری و ارشد در دانشگاههای تهران، شهید بهشتی و علامۀ طباطبایی، بهعنوان جامعۀ نمونۀ این پژوهش در نظر گرفته شدهاند که تعداد آنها بهصورت تمام شمار 70 نفر تعیین شده است. همچنین دادههای گردآوریشده با روش دلفی فازی تجزیهوتحلیل شده است. در این پژوهش به این نتایج رسیدیم: کاهش وابستگی به انرژی روسیه، امنیت انرژی اروپا، تضمین قراردادهای سرمایهگذاری برای شرکتهای نفتی آمریکا، برای کشورهای فرامنطقهای و موارد تبدیلشدن به هاب انرژی، حضور در راهگذرهای انرژی، عقد قراردادهای چندجانبه در حوزۀ انرژی و انتقال گاز طبیعی مایع، برای کشورهای منطقهای از مهمترین دلایل اهمیت انرژی دریای مدیترانه هستند.
تحلیل ژئوپلیتیک الگوهای رفتاری مبتنی بر تنازع و تعامل در روابط ایران و عربستان سعودی
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 83-106
https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.336873.1139
هوشمند زارعی دارامرودی، حمیدرضا محمدی، محسن عزیززاده طسوج
چکیده شناخت عوامل مؤثر بر روابط کشورها از ضرورتها و پیشنیازهای تأمین منافع ملی و تنظیم چگونگی سیاست خارجی دولتهاست. این عوامل میتوانند شاخصهای زیربنایی یا روبنایی قدرتساز کشورها یا علائق متنوعی باشند که مناسبات آنها را شکل میدهد. ژئوپلیتیک با واکاوی عوامل مختلف شکلدهندۀ قدرت ملی کشورها، علائق و منافع مختلف بازیگران، شناخت بنیادها و بسترهای بحرانهای منطقهای و تحلیل بر مبنای عوامل ثابت و متغیر جغرافیایی فهم و آگاهی مورد نیاز را برای تدوین سیاست خارجی واقعگرا و عاقلانه فراهم میکند. کشورهای قرارگرفته در یک منطقۀ ژئوپلیتیک که وزن و قدرت ملی تقریباً یکسانی دارند، همواره بهدنبال ایجاد گونهای از توازن قوا در مناسبات ژئوپلیتیک خود هستند که بتواند اهداف و منافع ملی آنها را نیز تأمین کند. جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی بهسبب همسایگی و وجود عوامل واگرا و همگرای مؤثر در سیاستهای داخلی و خارجی خود، الگوهای رفتاری خاصی را در رورههای مختلف تاریخی روابط خود بروز دادهاند که در طیفی از تنازع تا تعامل، همکاری و رقابت قابل بررسی است. در این پژوهش بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که در روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی کدام یک از الگوهای رفتاری تنازع یا تعامل غالب بوده است؟ یافتهها نشان میدهد که روابط ایران و عربستان سعودی متأثر از وجود تفاوتهای بنیادین و ساختاری داخلی و خارجی، بسترهای ژئوپلیتیکی متعارض و واگرایانهای است که در دورههای مختلف الگوی تنازع و تعامل را ایجاد کرده است، ولی با توجه به وجود عوامل همگرا و ضرورتهای داخلی و خارجی این دو کشور در دورههای تاریخی مختلف، الگوی رفتاری تعامل و همکاری برای کاهش تنشها نیز ارائه شده است.
تبیین ابعاد و علایق ژئوپلیتیکی حضور ایران در شاخ آفریقا
دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 133-155
https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.344392.1161
میثم میرزائی تبار
چکیده شاخ آفریقا عنوان منطقهای در شرق قارۀ آفریقا است که در مجاورت فضاهای دریایی خلیج عدن، تنگۀ بابالمندب و دریای سرخ قرار دارد و بهصورت زبانهای به داخل خلیج عدن پیش آمده است. این منطقه از دیرباز ارزش و اهمیت ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک داشته است و بهدلیل داشتن این ارزشها، بازیگران منطقهای و فرامنطقهای همواره در تلاش برای حضور و فعالیت در آن بودهاند. در چند سال گذشته، ایران با وجود کاهش یا قطع روابط با کشورهای شاخ آفریقا و بهتبع کاهش فعالیتها، همواره یکی از کشورهای حاضر در این منطقه بهویژه در فضاهای دریایی آن بوده است. از اینرو ضرورت دارد دلایل مسئله از منظر ژئوپلیتیک بررسی و تحلیل شود. در این پژوهش با روش توصیفیتحلیلی و رویکرد استنباطی و تحلیل محتوا و با بهرهگیری از منابع کتابخانهای به تبیین ژئوپلیتیکی دلایل حضور ایران در شاخ آفریقا و فضاهای آبی و ساحلی این منطقه میپردازیم. این پرسش مطرح است که در چارچوب مفاهیم ژئوپلیتیک، مهمترین ضرورتها برای حضور و فعالیت ایران در شاخ آفریقا کدامند؟ نتایج پژوهش نشان میدهد که مهمترین دلایل ژئوپلیتیکی برای حضور و فعالیت ایران را میتوان تأمین امنیت تردد دریایی، حضور بازیگران رقیب و خنثیسازی برخی اقدامات خصمانه، ظرفیتهای ژئواکونومیک شاخ آفریقا، و موضوع حوزۀ نفوذ و قلمروسازی دانست.
ارزیابی نقش ژئوپلیتیک جمعیت در امنیت ملی رژیم صهیونیستی
دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 120-147
https://doi.org/10.22034/fasiw.2022.152738
امیررضا مقومی مقومی، مهدی جاودانی مقدم
چکیده ژئوپلیتیک جمعیت، یکی از مهمترین عناصر مؤثر در قدرت و امنیت ملی در روابط بینالملل است. این موضوع امروزه با افزایش اهمیت روزافزون دانش و فناوری و تحدید عناصر قدرت سخت، اهمیت کمتری نسبت به گذشته دارد، اما همچنان بهعنوان یکی از عوامل تأثیرگذار بر سیاست داخلی و خارجی در سیاست جهانی مورد توجه است. ژئوپلیتیک جمعیت بیشک یکی از مهمترین دغدغههای دائمی اسرائیل از ابتدای تأسیس آن تاکنون بوده است. این موضوع با توجه به ماهیت بستۀ دین یهود و محدودیت کمی یهودیان جهان و همچنین بهدلیل اینکه این رژیم، حضور و قوام خود را بر اساس وجود جمعیت فقط یهودی استوارساخته، اهمیت بیشتری یافته است. علاوه بر این، تداوم اشغالگری این رژیم در سرزمین فلسطین و چالشهای ناشی از بحران مهاجرت و همچنین بروز مسائل جدید در درون مرزهای فلسطین اشغالی نیز بر نگاه ویژۀ اسرائیل به مسئلۀ جمعیت و تغییر و تحولات دائمی آن افزوده است. در این چارچوب، این پرسش مطرح است که ژئوپلیتیک جمعیتی اسرائیل چگونه امنیت ملی این رژیم را تحت تأثیر قرار داده است؟ یافتههای این پژوهش که به روش توصیفیتحلیلی انجام شده است، نشان میدهد ژئوپلیتیک جمعیتی اسرائیل، همزمان فرصتها و چالشهایی را برای این رژیم بهوجود آورده است که اگرچه فرصتها، بیشتر در بُعد کیفی بروز یافتهاند، ابعاد کمی، الگوی پخش و ترکیبات جمعیتی این رژیم به کاهش ضریب امنیت ملی آن منجر شده است.
الگویابی مناسبات قدرتهای منطقهای در مناطق شکننده مطالعه موردی؛ ایران و عربستان در جنوب غرب آسیا
دوره 3، شماره 8، تابستان 1400، صفحه 39-64
حسین ربیعی، محمدرضا نامی، مراد کاویانی راد، عطاالله عبدی
چکیده عوامل و متغیرهای جغرافیایی و ژئوپلیتیک، ایجاد کننده و شکل دهنده به کیفیت روابط ژئوپلیتیک در منطقه شکننده هستند. جنوب غرب آسیا از جمله مناطق شکننده جهان است که مناسبات قدرت های درون و برون منطقه ای نقش مؤثری در پیدایش شرایط شکننده آن داشته است. پژوهش حاضر با هدف شناخت الگوی مناسبات قدرتهای منطقهای جنوب غرب آسیا و در چارچوب نظریه نظام جهانی و مناطق شکننده سوئل کوهن انجام شده است. فرضیه مقاله این است که دهه ها هماوردی و تقابل ناشی از تعارض علایق و منافع ژئوپلیتیک ج.ا.ایران و عربستان، به پایداری شکنندگی منطقه انجامیده و الگوی ناپایداری ایجاد کرده است. روش انجام این پژوهش توصیفی است و برای تبیین و استنتاج بحث، دادهها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش از اسناد و منابع کتابخانهای گرداوری شده است. بررسی نشان داد رویکرد قلمروگستری این دو قدرت به تنشهای پرهزینه انجامیده و بنبست ژئوپلیتیک ایجاد کرده است؛ در حال حاضر چشم اندازی برای تحقق هژمونی یک جانبه در جنوب غرب آسیا وجود ندارد و الگوی هماوردی و تقابل در مناسبات دو کشور نیز عملاً افزون بر تشدید تنشها و هزینهها، زمینه مداخله گستردهتر قدرتهای فرامنطقه در مناسبات منطقهای خواهد داشت.
جایگاه ژئوپلیتیکی تنگۀ هرمز در راهبرد دفاع دریای ایران
دوره 3، شماره 7، بهار 1400، صفحه 113-146
سهراب عسگری،، مصطفی قادری حاجت
چکیده با تشکیل نیروی دریایی در سال 1303 اعمال حاکمیت بر قلمروی دریایی کشور شروع شد. تصویب نخستین قانون مناطق دریایی ایران در سال 313 ، اعمال حاکمیت را قانونمند کرد. در دهههای بعد قانون مناطق دریایی ایران بازنگری شد. در تکمیل آن، حقوق و قوانین بینالملل دریاها مؤثر بود. موضوع قوانین دریایی کشور، همواره خلیج فارس و دریای عمان بوده است و تنگۀ هرمز بهعنوان آبراه مهم جهانی از نظام حقوقی ویژهای برخوردار نشده است. در نتیجه، عبور از آن دارای نظام حقوقی خاصی نیست و قوانین کنوانسیون 1982 حقوق بینالملل دریاها به تنگۀ هرمز نیز تعمیم داده میشود. تنشهای سیاسی پیشآمده در دهههای اخیر و اقدامات خصمانۀ کشورهای متخاصم، سبب شده است بستن تنگۀ هرمز بهعنوان اهرم بازدارندۀ تدافعی مورد توجه مسئولان کشور قرار بگیرد.
در این مقالۀ توصیفی و تحلیلی که به شیوۀ کتابخانهای انجام دادهایم، ضمن بررسی وضعیت و روند اقدامات ایران در عرصۀ قلمروهای دریایی، به نقش ژئوپلیتیک تنگۀ هرمز در سیاستهای دفاعی کشور میپردازیم که بهعنوان متغییر مستقل در این پژوهش مطرح است و پیامدهای بستن تنگۀ هرمز نیز بهعنوان متغییر تابع است. این پرسش مطرح است که تنگۀ هرمز چه جایگاهی در راهبرد دفاع دریایی ایران داشته است و طرح بستن تنگه از منظر راهبرد دفاعی دریایی چه پیامدهایی دارد؟ براساس یافتههای پژوهش، طرح بستن تنگۀ هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران، همواره واکنشهای زیادی در پی داشته است. ساخت خطوط لولۀ جایگزین، ابراز مخالفتهای بینالمللی، تهدید بهکارگیری نیروی نظامی با بازنگهداشتن تنگه از جمله آنها بوده است.
بررسی نقش رقابت بین قدرتهای منطقهای در واگرایی جهان اسلام با محوریت ایران و عربستان
دوره 2، شماره 5، پاییز 1399، صفحه 1-32
سید علی منوری، حامد رحمانی، ندا عسگری
چکیده قدرتهای منطقهای همواره موتور محرکۀ توسعه و امنیت منطقهای در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی هستند. بهطوری که سیاستهای کلان منطقه در ابعاد مختلف با سیاستها و خطمشیهای قدرتهای منطقهای خود را سازگار و همسان میکنند و این وضعیت طیفی از فرصت تا تهدید را به منطقۀ جهان اسلام تحمیل کرده است. قدرتهای منطقهای با توجه به ظرفیتهای فرهنگی، اقتصادی، جغرافیایی و نظامی خود میتوانند منطقه را بهسوی رقابت و تنش سوق دهند یا با استفاده از دیپلماسی عمومی و درک ظرفیتهای موجود، منطقه را بهسوی همگرایی ببرند و همسوی با آن توسعۀ پایدار و امنیت پایدار را در منطقه به ارمغان بیاورند. نمونۀ درک صحیح از منطقه و نقش سازندۀ قدرتهای منطقهای در همگرایی در اتحادیۀ اروپا بهطور کامل مشهود است و نمونۀ نقش مخرب قدرتهای منطقهای در همگرایی در جهان اسلام برجسته است. در جهان اسلام قدرتهای منطقهای از جمله ایران و عربستان وجود دارند که با توجه به وزن بالای ژئوپلیتیکی دو قدرت در صورت درک واقعیتهای موجود مبتنی بر منافع جمعی در سطح ملی و منطقهای میتوانند نقشی بیبدیل در همگرایی جهان اسلام ایفا ک
قدرتهای منطقهای همواره موتور محرکۀ توسعه و امنیت منطقهای در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی هستند. بهطوری که سیاستهای کلان منطقه در ابعاد مختلف با سیاستها و خطمشیهای قدرتهای منطقهای خود را سازگار و همسان میکنند و این وضعیت طیفی از فرصت تا تهدید را به منطقۀ جهان اسلام تحمیل کرده است. قدرتهای منطقهای با توجه به ظرفیتهای فرهنگی، اقتصادی، جغرافیایی و نظامی خود میتوانند منطقه را بهسوی رقابت و تنش سوق دهند یا با استفاده از دیپلماسی عمومی و درک ظرفیتهای موجود، منطقه را بهسوی همگرایی ببرند و همسوی با آن توسعۀ پایدار و امنیت پایدار را در منطقه به ارمغان بیاورند. نمونۀ درک صحیح از منطقه و نقش سازندۀ قدرتهای منطقهای در همگرایی در اتحادیۀ اروپا بهطور کامل مشهود است و نمونۀ نقش مخرب قدرتهای منطقهای در همگرایی در جهان اسلام برجسته است. در جهان اسلام قدرتهای منطقهای از جمله ایران و عربستان وجود دارند که با توجه به وزن بالای ژئوپلیتیکی دو قدرت در صورت درک واقعیتهای موجود مبتنی بر منافع جمعی در سطح ملی و منطقهای میتوانند نقشی بیبدیل در همگرایی جهان اسلام ایفا کنند، اما بهدلایل گوناگون ساختاری و کارکردی دو قدرت نقشی سازنده در همگرایی جهان اسلام ایفا نکردهاند.
در این پژوهش از روش توصیفیتحلیلی با استفاده از منابع کتابخانهای و اینترنتی در پی پاسخگویی به این پرسش هستیم که نقش قدرتهای منطقهای در واگرایی در جهان اسلام چیست؟ نتایج پژوهش نشان میدهد که در جهان اسلام با محوریت دو قدرت منطقهای ایران و عربستان بهدلیل اختلافات بر سر حوزۀ نفوذ، تضادهای ایدئولوژیکی، اختلاف ساختار سیاسی قدرتها و اختلافات ژئواکونومی قدرتهای منطقهای ایران و عربستان نقش مخربی در همگرایی در جهان اسلام داشتهاند.
نند، اما بهدلایل گوناگون ساختاری و کارکردی دو قدرت نقشی سازنده در همگرایی جهان اسلام ایفا نکردهاند.
در این پژوهش از روش توصیفیتحلیلی با استفاده از منابع کتابخانهای و اینترنتی در پی پاسخگویی به این پرسش هستیم که نقش قدرتهای منطقهای در واگرایی در جهان اسلام چیست؟ نتایج پژوهش نشان میدهد که در جهان اسلام با محوریت دو قدرت منطقهای ایران و عربستان بهدلیل اختلافات بر سر حوزۀ نفوذ، تضادهای ایدئولوژیکی، اختلاف ساختار سیاسی قدرتها و اختلافات ژئواکونومی قدرتهای منطقهای ایران و عربستان نقش مخربی در همگرایی در جهان اسلام داشتهاند.
قابلیتها و ظرفیتهای همگرایی در جهان اسلام
دوره 2، شماره 3، بهار 1399، صفحه 115-145
محمدرضا حافظنیا، میثم میرزائی تبار
چکیده جهان اسلام پهنه سرزمینی وسیعی با پراکنش جمعیتی مسلمانان، از سواحل اقیانوس اطلس تا غرب چین و با امتداد و جهت جغرافیایی تقریباً جنوبغربی – شمالشرقی است که برخوردار از امتیازات اقتصادی، جغرافیایی، ژئوپلیتیکی، ژئواستراتژیکی، ژئواکونومیکی، ژئوکالچری و... است. با وجود موقعیت مناسب کشورهای اسلامی و برخورداری از بسیاری از ظرفیتها و مزیتها، این کشورها همواره با مشکلات عدیدهای در ابعاد مختلف خصوصاً در ابعاد اقتصادی و توسعهای روبرو بوده و هستند. یکی از مهمترین معضلات موجود در دنیای اسلام، موضوع اختلافات و تنشها در میان کشورهای اسلامی و واگراییها است که توسعهی کشورهای اسلامی را در جهت منفی متأثر کرده است. مقاله حاضر، با روش توصیفی - تحلیلی و بهرهگیری از منابع کتابخانهای درصدد بررسی و تحلیل قابلیتها و ظرفیتهای همگرایی در جهان اسلام است. نتیجه بررسیها نشان میدهد که جهان اسلام با وجود واگراییهایی که با آن مواجه است، دارای قابلیتها و ظرفیتهای قابل توجهی است که از بین آنها، در این مقاله چند ظرفیت و قابلیت مهم در جهان اسلام مورد بحث قرار گرفته اند.
ظرفیتهای راهبردی جهان اسلام در هندسه جهانی قدرت
دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 76-105
زکریا کاظم پور، جواد معدنی
چکیده فضای چندگفتمانی و چندپارگی، ورود قدرتهای منطقهای و جهانی به بازی ائتلاف قدرت یا ائتلاف گفتمانی وتلاش آنها برای بازسازی و برسازی خود به منظور کسب سهم بیشتر در نظام آتی بینالملل، حکایت از آن دارد که جهان در این پیچ تاریخی، آبستن شکلگیری نظمی سیال و شاهد تغییراتی در دوران گذار از نظام بینالملل وستفالیایی به عصر پساوستفالی است.
با افول قدرتهای جهانی و هژمونی غرب و به ویژه ایالات متحده آمریکا در سالهای اخیر از یک طرف و رشد قدرتهای منطقهای از طرف دیگر، تحول و تغییر در مناسبات قدرت در سطح بینالملل مشهود و ظهور یافته است و چندجانبهگرایی در حال شکلگیری است و نشانههای بروز نظام نوین چندوجهی در مقابل نظام یکجانبهگرایی سلطه، اکنون برجسته شده است. جهان اسلام که نقطه مرکزی آن در منطقه جنوب غرب آسیا واقع شده است از جمله تمدنی است که از ظرفیتهای ژئواستراتژیک، ژئوکالچر، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک فوقالعادهای برخوردار بوده که میتواند آن را در معادلات و مناسبات بینالمللی در جایگاه شایستهای قرار دهد و وضعیت آن را ارتقاء دهد.
بنابراین تلاش شده ظرفیتهای متعدد جهان اسلام مورد بررسی قرار گیرد و تحقیق انجام شده در پی پاسخ به این موضوع است که جهان اسلام دارای چه منابعی از قدرت است که میتواند بر ارتقاء و تکوین قدرت آن تأثیر گذاشته و سبب نقش پر رنگ جهان اسلام در معادلات جهانی گردد. شایان ذکراست که گردآوری دادهها نیز عمدتاً از طریق کتابخانهای و بانک اطلاعاتی صورت گرفته و از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است.
