موضوعات = جهان اسلام
جهان اسلام

تأثیر تقابل سنت و مدرنیته در توسعه سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی.

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.472744.1372

معصومه محمدی، مجتبی مقصودی، محمد طاهری خنکداری

چکیده پس از پیروزی انقلاب اسلامی همچنان تقابل سنت و مدرنیته، تعارضات و تقابل در حوزه‌های گوناگون جامعه حضور و بروز داشته است. مفهوم متعارض بودن سنت و مدرنیته در کشورهای درحال‌توسعه، که نیاز به تحقیق و تعدیل دارد، عمدتاً حاصل ورود مدرنیته در قالب پدیده‌ای «بیرونی» به درون یک نظام اجتماعی ناآشنا و ناهماهنگ بوده است. ضرورت و هدف پژوهش حاضر، پرداختن به ظهور و گسترش پدیده جهانی‌شدن در نیم‌قرن اخیر در ایران و بررسی تأثیر تقابل این دو گفتمان است که موجب ظهور فرایند جدیدی شده است. در این راستا سؤال اصلی پژوهش آن است که تقابل سنت و مدرنیته چه تأثیری در توسعه سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی داشته است؟ در ادامه، این فرضیه مطرح می‌شود که با وجود تقابل سنت و مدرنیته در ایران پس از انقلاب اسلامی، ظهور رویکرد و گفتمانی جدید -مبتنی‌بر ارزش‌های ملی، بومی و دینی و در عین حال هماهنگ با ارزش‌های مدرن جهانی- که بتواند نقشی بسزا در توسعه سیاسی ایفا کند، ضروری است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیل کیفی و براساس داده‌های دست ‌اول اسنادی، کتابخانه‌ای و اینترنتی انجام‌ شده است. در تفسیر یافته‌های کلی، نویسندگان به این نتیجه دست‌ یافته‌اند که گفتمان‌های سیاسی پس از انقلاب اسلامی توانسته جایگاهی ویژه در بین کشورهای جهان و نهضت‌های انقلابی و همچنین آرمان‌های رهایی‌بخش پیدا کند و در این میان، تقابل و تعامل گفتمان‌ها نقش مؤثری در توسعه سیاسی جامعه ایران داشته است.

جهان اسلام

روابط جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی: از همکاری تا رقابت.

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 60-87

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.564800.1547

سیدحمزه صفوی:، سید علی نجات

چکیده روابط میان جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی طی پنج دهه اخیر تحت تأثیر عوامل داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با پیچیدگی‌های فراوان و روندی بسیار متغیر و اغلب متنازع همراه بوده است. دوره ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ از حیث شدت تقابل سیاسی، دیپلماسی خصومت‌آمیز و اختلافات سرزمینی و امنیتی، نقطه‌عطف تنش‌ها میان تهران و ابوظبی محسوب می‌شود. اما شدت خصومت و تنش‌های سیاسی بین ابوظبی و تهران اوایل ۲۰۲۱ و پس از آغاز کار دولت دموکرات در آمریکا و تشکیل دولت سیزدهم در ایران به‌طور محسوسی کاهش یافت. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تبیینی و تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و الکترونیکی به دنبال پاسخ به این پرسش کلیدی است که آینده روابط ایران و امارات در میان مدت و بلند مدت چه الگوهایی را می‌تواند ترسیم کند؟ فرضیه‌ پژوهش در قالب سه الگو طرح شده است: اول، الگوی روابط دوستانه و همکاری‌جویانه با برتری فرهنگ کانتی؛ دوم، رقابت مدیریت‌شده با غلبه فرهنگ لاکی؛ و سوم، تشدید خصومت، تنش فزاینده و غلبه فرهنگ هابزی که با فعال‌شدن متغیرهای امنیتی و ژئوپلیتیک، امکان صعود به سوی رویارویی مستقیم و نظامی وجود دارد. این سناریو می‌تواند هزینه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر دو طرف تحمیل کند و معماری امنیتی خلیج فارس را به سمت بی‌ثباتی فزاینده سوق دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که الگوی رقابت مدیریت‌شده، محتمل‌ترین حالت آینده‌ روابط ایران و امارات است. زیرا از یک‌سو هزینه‌ رویارویی مستقیم بسیار بالاست و از سوی دیگر موانع ساختاری و رقابت‌های ژئوپلیتیک مانع شکل‌گیری همگرایی سیاسی استراتژیک بین دو کشور خواهد شد.

جهان اسلام

از دشمنی تا دوستی: تحلیلی روایتی از دگرگونی سیاست‌خارجی ایران در قبال طالبان

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 118-145

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.238092

بهاره داودی، سید یوسف قرشی

چکیده روایت یا داستان‌پردازی سیاسی ابزاری برای شکل‌دهی به واقعیت‌ها و در نهایت تأثیرگذاری بر مخاطبان در جهان سیاست است. رهبران و شخصیت‌های سیاسی به عنوان روایت‌گر این داستان‌ها، تلاش می‌کنند تا از طریق ساخت واقعیت مورد نظرخود، سیاست‌های مطلوبشان را به اجرا گذارند. سیاست‌های اِعمالی دولت‌ها در حوزه خارجی نیز این‌گونه است و تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی هم با استفاده از روایت‌ها، دوستان و دشمنان خود را تعریف می‌کنند و به یک سیاست‌گذاری مشخص دست می‌زنند. سیاست خارجی ایران در قبال افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست. این ارتباط از دیرباز برقرار بوده و در مقاطعی، به شدت دچار فراز و نشیب شده است. مقطع به قدرت رسیدن طالبان در 1996 و تجدید حکمرانی این گروه در 2021 از این قاعده پیروی می‌کند. سیاست ایران در قبال طالبان از 1996 تا 2001 به صورت تقابلی و به محض سقوط سقوط طالبان و در ادامه، با تشکیل امارت دوم طالبان در سال 2021 این رابطه به سمت تعامل‌گرایی تغییر یافته است. سوال اصلی این پژوهش عبارتست از: چگونه و با چه کیفیتی روایت سیاست ‌خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال طالبان در بازه زمانی 1996 تا 2021 دچار دگرگونی شده است؟ پاسخ آن است که روایت‌های مطرح شده توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران با اتکا به سه عنصر محیط، شخصیت‌پردازی و پیرنگ‌سازی، دچار تحول و به روایت مسلط تبدیل شده است. روایت‌پژوهی به عنوان روش پژوهش استفاده شده است.

جهان اسلام

هوش مصنوعی و هویت ملی در ایران؛ چشم‌انداز و بایسته‌های سیاستگذاری.

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 178-207

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245618

سیدمهدی حسینی تقی‌آباد، بهروز قزل

چکیده هوش مصنوعی، به‌ویژه در صورت‌بندی‌های جدیدِ مولد و مدل‌های زبانی بزرگ، نه‌تنها ابزاری فنی در کنار سایر فناوری‌ها، بلکه سازکاری فعال است که در گزینش محتوا، رتبه‌بندیِ اعتبار و حتی قالب‌های زبانیِ بیانِ تجربه اجتماعی، به‌طور روزمره نقش‌آفرینی می‌کند. از این‌رو، این فناوری را نه صرفا در سطح «کاربرد»، بلکه می‌بایست با توجه به لایه‌های عمیق‌تری در سطح داده، استانداردهای ارزیابی و قواعد دسترسی در نظر گرفت که به‌صورت ساختاری، تعیین می‌کند که چه چیزی «قابل گفتن»، «قابل دیدن» و «قابل اتکا» است. در چشم‌انداز سیاستگذاریِ عمومی، می‌توان هوش مصنوعی را هم «فناوریِ حکمرانی» و هم «شکلی نوظهور از حکمرانی» دانست؛ شامل مجموعه‌ای از سازکارهای طبقه‌بندی و هماهنگ‌سازی که پیامدهای سیاسی و فرهنگی آن، از بسیاری تنظیم‌گری‌های کلاسیک فراتر است. بر همین اساس، مسئله اصلیِ این مقاله نیز چنین صورت‌بندی شده است: ایران چگونه می‌تواند در عصر هوش مصنوعی، توسعه فناورانه را با صیانتِ فعال و بازآفرینیِ خلاقِ هویت ملی (در ترکیبِ ایرانی ـ اسلامی ـ انقلابی) هم‌راستا کند، بی‌آنکه به انسداد فرهنگی یا خودبسندگیِ زیان‌بار دچار شود؟ در پاسخ، مقاله کوشیده است تا با روشی تحلیلی و سیاست‌محور، قالب «عدالت فرهنگی در هوش مصنوعی» و شش محور سیاستیِ مکمل را پیشنهاد کند: (۱) تعریف حوزه‌های حساس هویتی و تعیین سطح ریسک، (۲) ایجاد پیکره‌داده‌ها و دارایی‌های داده‌ایِ فارسیِ قابل اتکا، (۳) طراحی معیارهای ارزیابی فرهنگی ـ هویتی و سازکار ممیزی، (۴) حکمرانی مشارکتی و دیپلماسی داده، (۵) ارتقای دانش هوش مصنوعی در نهادهای هویتی و آموزشی و (۶) اجرای پایلوت‌های سیاستی در حوزه‌های منتخب و یادگیری تدریجی.

جهان اسلام

توسعه رسانه ها و سیاست خارجی نگاهی به راهبردهای ارتقاء دیپلماسی رسانه ای عراق.

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 208-234

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.246244

هاتف پوررشیدی علی‌بیگلو، علی اصغر احمدزاده

چکیده عراق جدید برای تاثیرگذاری در عرصه بین الملل نیازمند حضور فعال تر در عرصه سیاست خارجی و ارتباطاتی جهان است تا از این طریق بتواند منافع ملی خود را در سطوح مختلف تحقق بخشد. عدم توسعه رسانه ای در دوران دیکتاتوری صدام حسین و حزب بعث، اثرات خود را امروز نمایان کرده و باعث شده است دولت عراق قادر به اتخاذ استراتژی مشخصی در حوزه دیپلماسی رسانه ای و عمومی نباشد. این در حالی است که بهره گیری از توان رسانه ها در عرصه سیاست خارجی به عنوان عامل قدرت نرم، در چند دهه گذشته روند صعودی داشته و مبنایی برای ارزیابی سطح دیپلماسی کشورها قرار گرفته است. در این تحقیق که به روش تحلیل مضمون مصاحبه های 20 تن از کارشناسان رسانه، ارتباطات و دیپلمات های عراقی صورت پذیرفته، تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که چه راهکارهایی برای توسعه دیپلماسی رسانه ای عراق و بهبود جایگاه آن می توان ارائه کرد. بر اساس نتایج حاصل، تولید محتوای مطلوب رسانه ای، اتخاذ استراتژی مطلوب رسانه ای و تمرکز رسانه ای بر موضوعات سیاست خارجی از جمله این راهکارهای که می تواند ارتقا دیپلماسی رسانه ای عراق را در پی داشته باشد.

جهان اسلام

بحران غزه و نظم نوین منطقه‌ای در غرب آسیا: تحلیل راهبردی نقش ایران در پویایی‌های امنیتی منطقه

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 236-264

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245991

الهام کشاورز مقدم، علیرضا مقتدایی

چکیده بحران غزه، به‌ویژه پس از عملیات «طوفان الاقصی» در اکتبر ۲۰۲۳، به نقطه‌عطفی در تحولات ژئوپلیتیک و امنیتی غرب آسیا بدل شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بحران غزه بر نظم منطقه‌ای و نقش‌آفرینی ایران در پویایی‌های امنیتی و ژئوپلیتیک غرب آسیا انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تکنیک توصیفی-تحلیلی بود. پرسش اصلی مقاله این است که بحران غزه چگونه پویایی‌های قدرت، نقش بازیگران منطقه‌ای و ساختار نظم امنیتی در غرب آسیا را تحت تأثیر قرار داده است؟ و ایران با چه راهبردهای امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی می‌تواند جایگاه منطقه‌ای خود را در نظم نوین منطقه‌ای حفظ و تقویت کند؟ یافته‌ها نشان داد بحران غزه، موجب تغییر استراتژی امنیتی چند لایه‌ای ایران، پویش قدرت، قابلیت‌های کلی، چرخه پنهان بازیگری دولت‌های منطقه، گسترش جنگ هیبریدی و تغییر ماهیت درگیری‌ها بر علیه ایران شده است.پژوهش حاضر استدلال می‌کند که برای حفظ موقعیت استراتژیک ایران، ضروری است که از چارچوب‌های بازدارندگی خطی عبور کرده و به سمت بازدارندگی غیرخطی و شبکه‌ای حرکت کند. استفاده از قدرت هوشمند، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین اطلاعاتی و نظامی، و توسعه دیپلماسی چندلایه، از جمله راهبردهای پیشنهادی این پژوهش برای مواجهه با تغییرات نظم منطقه‌ای است.

جهان اسلام

رویکردهای پیشگیرانه جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تأمین مالی تروریسم با تأکید بر اسناد بین‌المللی.

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.246551

مهدی رزاقی‌نژاد، کیومرث کلانتری

چکیده موضوع تروریسم، یکی از مهمترین مسائل مورد بحث در میان کشورهای جهان است زیرا پیامدهای آن در مسائل امنیتی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی همواره ملموس و اثرگذار بوده است. از طرفی، یکی از موضوعات بسیار مهم، مسأالة قابل بحث در خصوص مبارزه با تروریسم و راهکارهای مقابله با تأمین منابع مالی آن بوده است، زیرا یکی رویکردهای موثر در مبارزه، مقابله و کاهش تهدیدات بالقوة تروریسم، مقابله با تأمین مالی آن می‌باشد. در این رابطه نیز کشورهای مختلف جهان بر اساس ضرورت مبارزه و مقابله با تررویسم، سیاست‌های مختلفی در مبارزه با تأمین مالی تروریسم اتخاذ و به اجرا گذارده‌اند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی رویکردهای پیشگیرانه در مبارزه با تأمین مالی تروریسم؛ بررسی تطبیقی سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران و اسناد بین‌المللی می‌باشد. سوال اصلی عبارت است از: «رویکردهای پیشگیرانه جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تأمین مالی تروریسم براساس اسناد بین‌المللی چگونه است؟» یافته‌های پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و نظریة تروریسم نشان داد رویکرد پیشگیرانة جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تأمین مالی تروریسم مبتنی بر دونوع پیشگیری کیفری و غیرکیفری است در حالی که در اسناد بین‌المللی این موضوع، از نوع پیشگیری غیرکیفری می‌باشد. بر این اساس، قوانین موجود در حقوق ایران در خصوص مبارزه با بزه تأمین مالی تروریسم، از نوع پیشگیری کیفری است و عوامل محیطی، اجتماعی و مدیریتی نیز از نوع پیشگیری غیرکیفری است هرچند فقدان مفهوم و ارکان جامع و کامل از تروریسم چالش‌های تقنینی در این رابطه ایجاد نموده است.

جهان اسلام

ارزیابی چگونگی بهره‌گیری چین از مفهوم «مسئولیت قدرت بزرگ» برای بسط نفوذ در خاورمیانه.

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 321-348

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.555494.1534

رضا اختیاری امیری، سربست محمد، مختار صالحی

چکیده چین در دو دهه اخیر و در پی رشد اقتصادی خیره‌کننده، درصدد بازتعریف نظم جهانی است. پکن تلاش می‌کند با منطقی متفاوت از غرب و در سایه توافق‌های مشارکتی با کشورهای مختلف و ارائه مفهومی متفاوت از «مسئولیت قدرت بزرگ» جایگاه خود را در نظام جهانی در رقابت با آمریکا ارتقاء دهد. شی ‌جین پینگ، رئیس جمهور چین سپتامبر 2025 ابتکار حکمرانی جهانی را مطرح کرده که در امتداد مفهوم مسئولیت قدرت بزرگ قرار دارد. مطابق این ابتکار بر پایبندی به قوانین بین‌المللی، برابری حاکمیت‌ها و چندجانبه‌گرایی در نظام جهانی تاکید شده است. منطقه خاورمیانه جایگاه مهمی در دستیابی چین به هدف راهبردی خود دارد. سوال این پژوهش این است که چین چگونه با بهره‌گیری از مفهوم مسئولیت قدرت بزرگ در قبال منطقه خاورمیانه، نفوذ خود را در این منطقه در رقابت با آمریکا بسط داده است؟ یافته‌های این پژوهش که با بهره‌گیری از مفهوم‌شناسی مسئولیت قدرت بزرگ از منظر چین و همچنین روش تحقیق توصیفی- تحلیلی به دست آمده، حاکی از این است که چین ضمن اینکه خواستار ثبات در خاورمیانه است، تلاش دارد با احترام به حاکمیت کشورهای منطقه و «توسعه صلح‌آمیز»، منافع اقتصادی و سیاسی خود را تأمین کرده و در رقابت با ایالات متحده آمریکا، نفوذ خود را در این منطقه بسط دهد.

جهان اسلام

کالایی شدن جنسیت در پس زمینه جهانی شدن اقتصاد در امارات متحده عربی.

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 2-29

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.535943.1499

پردیس یاراحمدی، مرتضی اسمعیلی، فریبرز ارغوانی پیرسلامی

چکیده در پی جهانی‌شدن اقتصاد، امارات متحده عربی به‌عنوان الگویی پیچیده در همگرایی اقتصاد جهانی و توسعه ظاهر شده است. متعاقب قرار گرفتن این کشور در مسیر جهانی‌شدن، سرمایه‌گذاری‌های گسترده و رشد صنایع مختلف به‌عنوان عناصر محوری این تحول بروز یافته‌اند که یکی از نتایج آن اهمیت یافتن تعدد جنسیت‎ها در پیشبرد نیروی کار و جنسیت زدگی بازار کار در این کشور بوده است. هدف این مقاله بررسی تأثیر جهانی‌شدن اقتصاد بر تبدیل‌شدن جنسیت به کالا، با تمرکز بر مطالعه موردی امارات متحده عربی است. این مقاله با بررسی تأثیر جهانی‌شدن اقتصاد بر توسعه صنعتی و اجتماعی امارات متحده عربی، بر این پرسش متمرکز است که چگونه جهانی‌شدن به کالایی شدن جنسیت در این کشور منجر شده است و با بهره‌گیری از رویکرد اقتصاد سیاسی بین‌الملل و نظریات رئالیسم، لیبرالیسم و ساختارگرایی، این مقاله بر این ادعاست که جهانی‌شدن اقتصاد با تأکید بر انباشت سرمایه و جذب سرمایه‌گذاری خارجی، پایه‌های صنعتی‌شدن سریع امارات متحده عربی را فراهم کرده است و با اهمیت‌دادن به کسب سود و انباشت سرمایه موجب کالایی‌شدن افراد و شیئیت بخشیدن به موضوع جنسیت در بعد اقتصادی شده و در نتیجه باهدف ایجاد یک صنعت جاذب سرمایه و اشتغال‌زا، زمینه‌ساز رواج پدیده کارگران جنسی شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می دهد که در نتیجه اهمیت یافتن غیر قابل انکار جهانی‌شدن اقتصاد و تلاش کشورها برای نقش‌یابی در اقتصاد جهانی، بهره‌گیری از مقوله جنسیت به عنوان نیروی کار به عنوان عنصر جاذب سرمایه و فناوری در کشورها مهم شده است.

جهان اسلام

سیاست‌گذاری گاز در ایران: الزامات توسعه پایدار و نقش‌آفرینی منطقه‌ای در جهان اسلام

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 30-53

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.236961

داود کیانی، مهدی الماسی مقدم، مریم اسماعیلی فرد

چکیده صنعت گاز طبیعی یکی از مزیت‌های راهبردی اقتصاد ایران است که نقشی کلیدی در تحقق توسعه پایدار ایفا می‌کند؛ توسعه‌ای که علاوه بر بهبود شاخص‌های اقتصادی و زیست‌محیطی، با اصول عدالت، مشارکت و مسئولیت‌پذیری در حکمرانی همخوانی دارد. در رویکرد غربی، توسعه پایدار مبتنی بر حکمرانی شفاف، عدالت بین‌نسلی، حفاظت از منابع طبیعی و مشارکت ذی‌نفعان است؛ در حالی‌که در آموزه‌های اسلامی نیز بر تعادل در بهره‌برداری، حفظ محیط‌زیست به‌مثابه امانت الهی، و تقویت همکاری‌های درون‌امت اسلامی تأکید شده است. جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، توان ایفای نقش مؤثر در معماری انرژی منطقه‌ای و ارتقای دیپلماسی انرژی را داراست. با این حال، سیاست‌گذاری گازی کشور با چالش‌هایی نظیر ضعف در حکمرانی یکپارچه، گسست تصمیم‌سازی، و بی‌توجهی به ارزیابی‌های زیست‌محیطی مواجه است. این پژوهش با پرسش اصلی «مهم‌ترین موانع و الزامات تحقق توسعه پایدار در سیاست‌گذاری گاز ایران با توجه به نقش منطقه‌ای کشور چیست؟» به تحلیل این چالش‌ها می‌پردازد. فرضیه تحقیق بر آن است که تحقق این هدف نیازمند رفع موانع نهادی، استقرار حکمرانی مشارکتی، تدوین راهبردهای بلندمدت، و بهره‌برداری هدفمند از ظرفیت گاز طبیعی برای تقویت پیوندهای منطقه‌ای است. این مطالعه با روش توصیفی–تحلیلی و تحلیل مضمون داده‌های اسنادی انجام شده و نشان می‌دهد اصلاح سیاست‌گذاری، تقویت شفافیت، و پیوند سیاست گازی با اهداف کلان منطقه‌ای، راهی برای تحقق توسعه‌ای بومی‌گرا و عدالت‌محور است.

جهان اسلام

آمریکا و راهبرد کودتا‏ سازی برای بقای هژمونی؛ اقدام در ایرانِ 1953

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 54-80

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.455072.1348

حمید احمدی نژاد، محبوبه روحی

چکیده آمریکا پس از تبدیل به قدرت برتر جهانی، حفظ و بقای هژمونی خود را با راهبردهای گوناگون در دستور کار قرار داده است. در این مسیر، کودتاسازی به عنوان گزینه‏ ی مرجح به هنگام شکست راهبردهای دیگر، در بسیاری از کشورها به وسیله‏ ی ایالات متحده مورد استفاده قرار گفته است. این پژوهش با هدف شناسایی راهبردهای این کشور در جهت بقای هژمونی خود با تمرکز بر کودتاسازی، این سوال را مطرح کرده که: راهبرد کودتا‏سازی چگونه و با چه هدفی در ایران علیه محمد مصدق در دستور کار سیاست خارجی ایالات متحده قرار گرفت؟ با اتکاء بر روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه‏ ی داده‏ های اسنادی، یافته‏ های حاکی از آن است که آمریکا به هنگام شکست تاکتیک‏ های سه‏ گانه ‏ی تحریم، حمله و اهریمن ‏سازی، کودتا را به عنوان کوتاه‏ ترین و زودبازده ‏ترین راهبرد در جهت حفظ هژمونی خود به کار می ‏گیرد. نتیجه‏ ی پژوهش با تمرکز بر کودتای 1332 در ایران، نشان می‏ دهد پس از به بُن‏ بست رسیدن تاکتیک‏ های آشکار، رهبران آمریکا گزینه‏ ی ایجاد کودتا را برای روی کار آمدن دولتِ در راستای منافع خود با هدف حفظ هژمونی خویش علیه مصدق به اجراء در‏آوردند.

جهان اسلام

هندسه متغیر قدرت ؛ کویت و هنر بقاء در عصر شکنندگی پسا بهار عربی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 82-111

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.527169.1485

زینب درویشوند، وحید رنجبرحیدری، مجید بزرگمهری

چکیده تأثیر بهار عربی بر پویه‌های جامعه‌سیاسی جهان عرب، الگویی دوپارچه از دگرگونی‌ها پدید آورد؛ دولت‌های دچار دگرگونی‌های ساختاری (تونس، مصر، یمن، بحرین، لیبی، سوریه) و جوامع شاهد تحولات محدود (مراکش، اردن، لبنان، الجزایر، کویت، عربستان سعودی، عمان). این رویدادها نه‌تنها معماری قدرت منطقه‌ای را متحول ساخت، بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکیِ دامنه‌داری را رقم زد و خاستگاه این تحولات که در بحران‌های ساختاری عربی ریشه داشت، بازتاب تعامل دیالکتیکی نارضایتی‌های بومی و دینامیسم‌های فراملی بود. پرسش محوری این پژوهش؛ دلیل عدم اثرگذاری جنبش‌های اعتراضی در کویت در پسابهار عربی چه بود؟ در چارچوب روش پژوهش سازه‌انگاری اجتماعی، باید بیان داشت که متغیرهای درونزای منازعات فرقه‌ای، بحران زیست‌حقوقی بیدون‌ها، ساختار هیبرید سیاسی، عوامل برونزای امواج ناآرامی‌های منطقه‌ای،سازوکارهای هم‌افزایی اعتراضات را پدید آوردند و اگرچه متغیرهای درونی، بستر ناهمسازی‌ها را فراهم نمود، اما مؤلفه‌های فراملی در شکل‌دهی به روندشناسی کنش‌های اعتراضی و جهت‌دهی گفتمان‌های انقلابی نقشی تعیین‌کننده ایفاء نمودند اما موفق به انقلاب در کویت تاکنون نگردیدند. این پژوهش براساس روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از نظریات سازه انگاری و روش جمع آوری کتابخانه ای و اسنادی تدوین گردیده است.

جهان اسلام

رقابت ژئواکونومیک در اقتصاد دیجیتال خلیج‌فارس: مطالعه موردی عربستان و امارات متحده عربی

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 112-140

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.457093.1349

فرشته بهرامی پور، پرهام پوررمضان

چکیده دولت نقشی راهبردی و اساسی در توسعه دارد. کارگزاران موفق توسعه تنها دولت‌های توسعه‌گرا و کارآمدی هستند که با به‌کارگیری ابزارها و سیاست‌های مختلف سعی می‌کنند کشور را بدین مقصود برسانند. قطر نیز به‌عنوان یک بازیگر مهم در سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی ظهور یافته و توانسته موفقیتی چشمگیر در زمینه توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی به دست آورد و به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان با سطح درآمد سرانه بالای جهانی تبدیل شود. بدین ترتیب این سؤال مطرح می‌شود که دولت قطر چه نقشی در روند توسعه این کشور داشته است؟ مفروض پژوهش این است که مطابق با الگوی دولت توسعه‌گرا، دولت توانسته با استراتژی و برنامه‌های توسعه‌ای مختلف، در پیشرفت قطر نقشی مؤثر داشته باشد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر دیدگاه آدریان لفت ویچ، چنین نتیجه می‌گیرد که دولت در این کشور به رهبری شیخ حمد آل‌ثانی و سپس شیخ تمیم از ویژگی‌های الگوی دولت توسعه‌گرا چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی برخوردار بوده است و با راهبردهای اقتصادی، پولی، تجاری، آموزشی و سرمایه‌گذاری مختلف توانسته مسیر توسعه اقتصادی و انسانی در این کشور را هموار کند و به پیشرفت‌های چشمگیری دست یابد.

جهان اسلام

دولت توسعه گرا و امر توسعه در قطر ( با تأکید بر دیدگاه آدریان لفت ویچ)

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 142-167

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.437252.1331

محبوبه بشیری، سمیه حمیدی، مسلم خسروی زارگز

چکیده دولت نقشی راهبردی و اساسی در توسعه دارد. کارگزاران موفق توسعه تنها دولت های توسعه گرا و کارآمدی هستند که با به کارگیری ابزارها و سیاست های مختلف سعی می کنند کشور را بدین مقصود برسانند. قطر نیز به عنوان یک بازیگر مهم درسیاست منطقه ای و بین المللی ظهور یافته و توانسته است موفقیتی چشمگیر در زمینه توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی به دست آورد و به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان با سطح درآمد سرانه بالای جهانی تبدیل شود. بدین ترتیب این سؤال مطرح می شود که دولت قطر چه نقشی در روند توسعه این کشور داشته است؟ مفروض پژوهش این است که مطابق با الگوی دولت توسعه گرا، دولت توانسته با استراتژی و برنامه های توسعه ای مختلف، در پیشرفت قطر نقشی مؤثر داشته باشد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر دیدگاه آدریان لفت ویچ، چنین نتیجه می گیرد که دولت در این کشور به رهبری شیخ حمد آل ثانی و سپس شیخ تمیم از ویژگی های الگوی دولت توسعه گرا چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی برخوردار بوده است و با راهبردهای اقتصادی، پولی، تجاری، آموزشی و سرمایه گذاری مختلف توانسته مسیر توسعه اقتصادی و انسانی در این کشور را هموار و به پیشرفت های چشمگیری دست یابد.

جهان اسلام

.نارکو تروریسم داعش خراسان و معضلات امنیتی آن در قبال دولت سازی طالبان

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 168-200

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.459354.1350

غلامرضا حمیدی کیا، میرابراهیم صدیق، فخرالدین سلطانی

چکیده با قدرت‌گیری طالبان در افغانستان موضوع داعش خراسان و درگیری این دو گروه و گسترش دامنه تهدیدات امنیتی آن بر علیه روند دولت سازی جنبش طالبان در منطقه بیشتر از گذشته اهمیت پیدا کرده است. پس از حاکمیت دوباره طالبان که چند سال از آن می‌گذرد، تروریست‌های داعش بیش از ۳۰۰ مورد حمله را در ولایت‌های مختلف افغانستان انجام داده و حملات آنها از نظر جغرافیایی نیز گسترش چشمگیری داشته، به طوری که دامنه این درگیری ها از شش ولایت در سال ۲۰۲۱ به ۱۱ ولایت تا اواسط سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی در صدد بررسی معضلاتی می باشد که نارکوتروریسم داعش خراسان در افغانستان در مسیر دولت سازی طالبان ایجاد کرده است. بنابراین سوال این است که، مهم‌ترین معضلاتی که نارکوتروریسم داعش خراسان علیه فرآیند دولت سازی طالبان در افغانستان ایجاد کرده چیست؟ فرضیه پژوهش که با تعریفی از تروریست به عنوان چارچوب نظری پژوهش به دست آمده، بدینگونه است، معضلات امنیتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که در ادامه به تحلیل آن می‌پردازیم مهم‌ترین معضلاتی هستند که داعش خراسان در افغانستان ایجاد کرده است. این مسأله روند دولت سازی طالبان را با مشکلات قابل توجهی مواجه کرده است.

جهان اسلام

سیاست استراتژیک چین برای گسترش قلمروی نفوذ در آسیای مرکزی..

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 202-234

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.481429.1389

حمید درج

چکیده منطقه آسیای مرکزی یکی از مناطقی است که چین از دوران بسیار دور ارتباطات نزدیکی با آن داشته است. فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 و باز شدن فضای آسیای مرکزی، زمینه مساعدی را برای برقراری دوباره پیوندها میان چین و جمهوری‌های منطقه فراهم کرد. علاوه بر همجواری ژئوپلیتیک، پکن تداوم و گسترش مناسبات با کشورهای آسیای مرکزی و حضور روزافزون به ویژه در معادلات انرژی منطقه را در دستور کار قرار داده است و در صدد توسعه نفوذ در لایه‌های قدرت در آسیای مرکزی برآمده است که این مسأله ضمن کمک به چین برای تبدیل شدن به قدرت اول آینده منطقه، می تواند زمینه های لازم برای گسترش قدرت پکن در صحنه بین المللی را فراهم نماید. بدین ترتیب، پرسش اصلی مقالۀ حاضر این است که چین برای گسترش قلمروی نفوذ در آسیای مرکزی چه سیاستی را در پیش گرفته است؟ فرضیه پژوهش این است که چین در تلاش است تا با تقویت حضور و گسترش تعاملات به ویژه اقتصادی و انرژی با کشورهای آسیای مرکزی، به اهدافی همچون؛ دسترسی به منابع انرژی، رشد و توسعه اقتصادی، ایجاد بازارهای وارداتی و فایق آمدن بر چالش‌های امنیت منطقه‌ای دست پیدا کند که این موضوع می تواند کمک شایانی به افزایش قلمروی نفوذ پکن در آسیای مرکزی بخشد.

جهان اسلام

.تحلیل کیفیت نقش آفرینی ج.ا. ایران. در جنگ کریدورها؛ مداخله فعال یا انزوای ژئوپلیتیک

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 236-268

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.485976.1400

احسان کاظمی، فرشاد رومی، آرش سعیدی راد

چکیده امروزه کریدورهای بین المللی و منطقه ای با توجه به دگرگونی های ژئوپلیتیکی و مزایای اقتصادی، سیاسی و امنیتی اهمیت مضاعفی یافته اند. در این میان، کشور ایران از دیرباز در مرکز مهم ترین مسیرهای ترانزیتی قرار داشته و با سیاستگذاری مدون این مهم می توانست ضمن ارتقاء جایگاه ژئوپلیتیک ایران، مزیت های فراوانی برای کشور به ارمغان بیاورد. اما تحولات یک دهه اخیر گویای آن است که ایران به نوعی عامدانه از سوی دولت های خارجی از دالان اصلی کریدورها حذف شده است. سوال اصلی پژوهش از این قرار است که «عملکرد ایران در طرح های کریدوری منطقه چگونه بوده و چه پیامدهایی را به دنبال داشته است ؟» فرضیه پژوهش اینگونه تدوین یافته که: « جمهوری اسلامی ایران به رغم داشتن مزیت های ژئوپلیتیکی، به دلایل داخلی و خارجی نتوانسته است سهم چندانی از کریدورهای منطقه ای را نصیب خود کند که پیامد آن انزوا و تضعیف اقتصاد ملی، کاهش ضریب امنیتی و فرشایش ژئوپلیتیکی ایران خواهد بود.» چارچوب نظری پژوهش، نظریه ژئوپلی نومیک دمکو، وود و کازی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و از طریق منابع کتابخانه ای – اسنادی به گردآوری، طبقه بندی و در نهایت تحلیل و تبیین داده ها پرداخته می شود. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که «ایران با داشتن مزیت های ژئوپلیتیک نسبت به سایر کشورهای منطقه عملا نتوانسته سهم چندانی از جغرافیای کریدورها را نصیب خود سازد که این مهم می تواند موجب تنهایی ژئوپلیتیکی شده و اثرات امنیتی، سیاسی و اقتصادی بسیار منفی داشته باشد.

جهان اسلام

.تحلیل لایه‌های علی گسترش پدیده اسلام هراسی در غرب

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 296-327

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.458502.1351

اکرم خلیفه، زاهد غفاری هشجین، ایوب نیکونهاد

چکیده مسئله اسلام‌ستیزی و اسلام هراسی در مغرب زمین گرچه یک پدیده تاریخی است و از زمان ظهور اسلام تا امروز به شکل‌های مختلف در غرب خود را نشان داده است اما در دهه‌های اخیر مسئله اسلام هراسی و اهانت به باورهای مسلمانان در غرب شدت بیشتری گرفته و باوجود رسانه‌های نوین ارتباطی این مقوله برجسته‌تر نیز شده است. پژوهش پیش‌روی به دنبال پاسخ به این پرسش است که ریشه‌ها و علل گسترش اسلام هراسی در غرب چیست؟ ابزار پاسخگویی به این پرسش بهره‌گیری از روش تحلیل لایه‌های علی است که یکی از روش‌های متداول در آینده‌پژوهی است که داده‌های مرتبط با هریک از این لایه‌ها از دو طریق پیمایش محیطی متون و مصاحبه با 7 نفر از خبرگان که صاحب آثاری در این حوزه بوده اند، به‌دست‌آمده است. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که ریشه‌ها و علل اسلام هراسی در مغرب زمین دربرگیرنده طیفی از مسائل از لایه‌های عینی و نظام‌های علی سیاسی، اجتماعی و... تا لایه‌های گفتمان- جهان‌بینی و اسطوره-استعاره است. تئوریزه شدن و بسط اجتماعی اسلام هراسی در غرب نه یک کنش بلکه واکنشی منفعلانه و از سر استیصال در برابر موج رو به گسترش اسلام‌خواهی و اسلام‌گرایی است که بنیان‌های فکری و فرهنگی غرب را به چالش کشیده است و در آینده این روند اسلام‌ستیزی و اسلام هراسی در غرب گسترش پیدا خواهد کرد.

جهان اسلام

تکوین الگوی "دولت ملی نوسنت گرا" در مواجهه با الگوی"احیای خلافت اسلامی" ( با تأکید بر تعامل دین و دولت در امارات متحده عربی ).

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 328-359

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.506228.11439

علی قربانپور

چکیده : در دهه‌های اخیر، الگوی "دولت ملی‌ نوسنّت‌گرا" در مواجهه با "احیای خلافت اسلامی" در جهان اسلام شکل گرفته است. امارات متحده عربی نمونه‌ای بارز از رویکرد اول است که با اتخاذ پارادایم دینی نوسنّت‌گرا، مبتنی بر فقه تساهل‌گرا با تأسی از "فقه المقاصد"، به تعدیل مرزبندی‌های جهان اسلام با مدرنیته می‌پردازد. در مقابل، رویکرد"احیای خلافت اسلامی" در چارچوب "اسلام سیاسی" و سلفی‌گری، مرزبندی‌های رادیکالی با جهان مدرن ، و به طور خاص جوامع شیعی، ایجاد کرده و خواهان بازگشت به نظم خلفایی در مقیاس امت واحده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه امارات متحده عربی، با اتخاذ الگوی شورایی شبه دموکراتیک، بدون پذیرش خط‌مشی اسلام سیاسی-سلفی، توانسته به سطح قابل قبولی از توسعه و رفاه دست یابد. یافته های پژوهش نشان می‌دهد که دولت ملی‌گرای نوسنّت‌گرای امارات، به پشتوانه فقه المقاصد و تکیه بر اصل "شورا"با مشاورت عبدالله بن بیه ، توانست  دین را در تعامل با دولت قرار دهد که نتیجه آن رسیدن به درجه بالایی  از توسعه اقتصادی ، در سطح ملی - بین المللی و در نتیجه میزان قابل توجهی از مشروعیت کارآمدی را به دست آورد. به رغم چنین پیشرفتی، نتایج حاصل از این پژوهش  نشان می دهد که الگوی مذکور، ممکن است در  چشم انداز آینده، به علت نادیده گرفتن برخی خطوط قرمز مسلمانان،  با چالش‌هایی نظیر مطالبات مدنی و شکل‌گیری نوبنیادگرایی اسلامی مواجه گردد. پژوهش حاضر، به صورت کیفی، با روش کتابخانه‌ای و اسنادی انجام شده و برای تحلیل یافته‌ها از "برنامه‌های پژوهشی لاکاتوش" بهره گرفته شده است.

جهان اسلام

تحلیل خطبه‌ ی نماز جمعه مقام معظم رهبری پس از شهادت سید حسن نصرالله (13/07/1403) با تأکید بر الگوی کنش گفتار جان سرل

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 360-382

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.495203.1415

فرود قایدگیوی، علی باقری دولت آبادی

چکیده مباحث زبان‌شناسی و به کارگیری آن در مطالعة متون و خطابه‌ها، نقش موثری در خوانش نظامند گفتارها و متون دارد. نظریة کنش گفتاری ازجمله نظریه‌های زبان‌شناسی است که توسط جان سرل برای تحلیل گفتارها مطرح شده است. این پژوهش قصد دارد تا با استفاده از نظریه کنش گفتاری جان سرل به تحلیل بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‌ نماز جمعه تهران بعد از شهادت سید حسن نصرالله (13/7/1403) بپردازد و کنش های گفتاری رهبر معظم انقلاب را مورد واکاوی و بررسی قرار دهد. در انجام پژوهش حاضر از هر دو روش کمّی (آمار توصیفی) و کیفی(توصیفی _تبیینی) استفاده شده است. شیوه گرداوری داده‌ها به صورت نمونه‌گیری هدفمند بود و روایی محتوایی بر اساس گروه کانونی واحد انجام شد. یافته‌های پژوهش بیانگر این نکته است که در کلام رهبری کنش اظهاری بیشترین بسامد و کنش اعلامی کمترین بسامد را داشته‌اند. بسامد کنش اظهاری 42/49 درصد، کنش عاطفی 43/26 درصد، کنش ترغیبی 10/16 درصد، کنش تعهدی 75/5 درصد و کنش اعلامی 30/2 درصد بود. بسامد بالای کنش اظهاری در بین کنش‌های گفتاری رهبر انقلاب اسلامی، نشان می‌دهد ایشان در ایراد این خطبه قصد داشتند با طرح حوادث پیش آمده از جمله ترورهای اخیر که منجر به شهادت اسماعیل هنیه(10/05/1403) و شهادت سید‌حسن نصرالله(06/07/1403) گردید و همچنین حملات موشکی ایران به اسرائیل(وعده صادق1 (25/01/1403)، وعده صادق2(10/07/1403)، به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و جبهة مقاومت، وظیفة روشنگری و آگاه‌سازی جامعه را ایفا نمایند.



 

جهان اسلام

.چگونگی بررسی زمینه‌ های سیاسی و اجتماعی ظهور اسلام سیاسی افغانستان

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 384-420

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.506401.1440

ادریس رسا، مرتضی منشادی، سیدحسین اطهری، وحید سینائی

چکیده این مقاله به چگونگی بررسی ظهور اسلام سیاسی افغانستان می‌پردازد، این کشور در طول دو قرن اخیر صحنه رویارویی ایدئولوژی‌های مختلف و متعارض بوده است. هواداران این ایدئولوژی‌ها برای دست‌‍یابی به قدرت سیاسی و پیاده کردن اهداف ایدئولوژیکی شان مبارزات سیاسی را در سطوح مختلف از مواجهه گفتمانی تا مبارزه‌ی مسلحانه در پیش گرفتند. در این میان اسلام سیاسی به مثابه ایدئولوژی از همان نخست ثبات و پایداری نظام‌های سیاسی افغانستان را تا به امروز با مشکلات زیادی روبه‌رو ساخته است.
پرسش اصلی این پژوهش چگونگی بررسی زمینه‌های سیاسی و اجتماعی ظهور اسلام سیاسی افغانستان می‌باشد؟ مطابق داده‌‌ها فرض بر این است که ظهور اسلام سیاسی افغانستان ریشه در آرا و اندیشه‌های سید جمال الدین دارد. برعلاوه اسلام سیاسی با گرایش‌های مختلف متأثر از آرای سلام اسیاسی ترکیه توسط محمود طرزی، اسلام سیاسی تصوفی توسط دو خانواده مجددی و گیلانی و اسلام سیاسی دیوبندی توسط معلمان هندی بوده و اما در معنای مدرن آن با برگشت دانش‌ آموختگان الازهر مصر با خط فکری اخوان المسلمین و برگشت طلبه‌های قم ایران با آرای شیعه وارد افغانستان گردید. پژهش حاضر جنبه اکتشافی داشته و از روش جامعه شناسی تاریخی با روی‌کرد توصفی و تحلیلی استفاده شده است.

جهان اسلام

اوراسیا و بازتعریف نفوذ جهانی در عصر پسا آمریکا: نقش کریدور شمال ـ جنوب و ابتکار کمریند و جاده

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 422-442

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.558115.1542

زرین موسوی اکبرزاده

چکیده تحولات ساختاری اخیر در نظم جهانی و روند افول نسبی هژمونی ایالات متحده، ضرورت بازاندیشی در نظریه‌های توازن قدرت و رویکردهای تحلیل ژئوپلیتیک منطقه‌ای را برجسته ساخته است؛ در این چارچوب، اوراسیا به‌عنوان یک محور ژئوستراتژیک حیاتی، نقش تعیین‌کننده‌ای در بازتعریف سازوکارهای نفوذ و بازتوزیع قدرت جهانی ایفا می‌کند. این مقاله با تکیه بر چارچوب‌های نظری قدرت سخت و نرم، توازن قدرت و نظریه نظم چندقطبی، به بررسی نقش پروژه‌های کلان حمل‌ونقل و زیرساختی، به‌ ویژه کریدور شمال–جنوب و ابتکار کمربند و جاده، در تغییر پویایی‌های قدرت جهانی می‌پردازد. مسئله اصلی تحقیق، تحلیل این است که چگونه این پروژه‌ها، فراتر از ابعاد اقتصادی و تجاری،به‌عنوان ابزارهای استراتژیک، ظرفیت‌های قدرت‌های منطقه‌ای را تقویت کرده و نفوذ سنتی ایالات متحده را محدود می‌سازند. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل ژئوپلیتیک اسنادی و مطالعه سیاست‌ها، توافقات بین‌المللی و پروژه‌های ترانزیتی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کریدور شمال–جنوب، با کاهش محسوس هزینه و زمان حمل‌ونقل، توانسته فرصت‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی قابل‌توجهی برای هند، ایران، روسیه و آذربایجان ایجاد کند و این کشورها را قادر سازد تا نقش فعال‌تری در بازتوزیع قدرت منطقه‌ای و تقویت جایگاه استراتژیک خود ایفا کنند. این پروژه‌ها قادر به بازتعریف سازوکارهای سنتی نفوذ جهانی و افزایش توانمندی بازیگران منطقه‌ای در شکل‌دهی به نظم چندقطبی هستند. پروژه‌های زیرساختی اوراسیا به‌عنوان عوامل تعیین‌کننده در سیاست‌های قدرت جهانی ظهور یافته و فرآیند بازتوزیع نفوذ میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را تسهیل می‌کنند، به گونه‌ای که همگان شاهد تغییرات ملموس در معماری ژئوپلیتیک قاره اوراسیا و بازتعریف خطوط نفوذ جهانی هستند.

جهان اسلام

تبیین نقش موقعیت ژئوپلیتیکی گذرگاهی، بر امنیت ملی با تاکید بر حمل‌ونقل هوایی جمهوری اسلامی ایران

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 2-30

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.499208.1424

جواد امینی، سید یحیی صفوی همامی، ابراهیم رومینا، ریباز قربانی نژاد

چکیده موقعیت گذرگاهی تولید کننده قدرت است .به تبع تولید قدرت در عرصه های مختلف،امنیت شکل می گیرد .موقعیت ؤئوپلیتیکی به وضعیتی اطلاق می گرددکه رقابت قدرتی در ارتباط با فضای جغرافیایی بین بازیگران ژئوپلیتیکی در جریان باشدچنانچه بازیگران ژئوپلیتیکی در رقابت با یکدیگر بتوانند مزیت مورد نظر خود را جذب نمایند از برتری ژئوپلیتیکی نسبت به دیگر بازیگران برخوردار شده و بر امنیت ملی خود خواهند افزود. در این پؤوهش به نقش موقعیت ژئوپلیتیکی ایران از نوع گذرگاهی در ارتباط با خطوط هوایی پرداخته است. موقعیت جغرافیایی ایران می تواند به عنوان کوریدورهای هوایی جهانی نقش افرینی نماید ولی تاکنون این مزیت فراوری نشده و رقبای منطقه ای ان را نصیب خود کرده اند . پژوهش حاضر با موقعیت کنونی حمل و نقل هوایی و کوریدورهای فعال، به ظرفیت های کنونی سرزمین ایران پرداخته است. در این مقاله روش تحقیق داده ها توصیفی تحلیلی است و شیوه گرداوری داده ها اسنادی کتابخانه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که موقعیت ژئوپلیتیکی ایران تا کنون نتوانسته است موجب تولید قدرت وبه تبع ان امنیت ملی گردد. چنانچه این موقعیت با توجه به ظرفیت های جغرافیایی ایران فراوری گردد می تواند در تولید قدرت و امنیت ملی تاثیر گذار گردد .


 

جهان اسلام

بنیان‌ های سیاست خارجی عمان و جایگاه‌یابی منطقه‌ای در نظام منطقه‌ ای خلیج فارس (2010-2023)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 32-60

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.521018.1475

فرشاد آئینه دار، فریبرز ارغوانی پیرسلامی، سیدجواد صالحی

چکیده معادلات منطقه‌ای در زیرسیستم خلیج‌فارس همواره اصلی‌ترین متغیر تعیین‌کننده در نظم و ثبات در خاورمیانه بوده و در این میان، نقش قدرت‌های منطقه‌ای همواره جزئی جدایی‌ناپذیر از این فرایند بوده است. کشور عمان اگرچه هیچ‌گاه در مقام قدرت منطقه‌ای ظاهر نشده اما در یک دهه اخیر الگوهایی از رفتار را در سیاست خارجی نمایانده که تردیدی در تلاش این سلطان‌نشین در جایگاه‌یابی منطقه‌ای باقی نمی‌گذارد. مقاله حاضر با هدف تبیین روندها و بنیان‌های سیاست خارجی عمان در تحقق این جایگاه‌یابی با طرح این پرسش که چه بسترهایی برای تحقق این هدف در سیاست خارجی مسقط وجود دارد؟ بر این نظر است عملکرد این کشور در سه حوزه تمایل، ظرفیت و پذیرش برای جایگاه‌یابی منطقه‌ای در حدود یک دهه گذشته زمینه را برای این ایفای نقش مهیا کرده است. این مقاله با بهره‌گیری از چارچوب مفهومی جایگاه‌یابی منطقه‌ای و روش علت کاوی در استنتاج دلایل و بسترهای این ایفای نقش به این نتیجه دست یافته است که عملکرد عمان در تلاش برای میانجی‌گری در بحران‌های منطقه‌ای، اتخاذ رویکرد میانه برای حل چالش‌های ساختاری، عملکرد غیرایدئولوژیک در مواجهه با مسائل منجر شده است تا ظرفیت و پذیرش منطقه‌ای این کشور ارتقا یافته و مسیر جایگاه‌یابی منطقه‌ای برای این کشور تسهیل شود.


 

جهان اسلام

.برسازی الگوی همکاری و رقابت در روابط ایران و ترکیه (2023-2011)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 62-87

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.484184.1395

سعید پیرمحمدی، سید امیر نیاکویی

چکیده روابط جمهوری اسلامی ایران و ترکیه از آغاز تاکنون در طیفی از همکاری تا رقابت نوسان داشته است. ادراک از ترکیه به‌عنوان کشوری نسبتاً سکولار متحد غرب و عضو ناتو آن را به بازیگری چالش‌برانگیز در ساختار فکری تصمیم‌سازان ایران تبدیل کرده است. دو کشور در ارتباط با نقش منطقه‌ای، نظم منطقه‌ای و رهبری منطقه‌ای انگاره‌های متفاوتی دارند. ادراک تهدیدآمیز تهران از کریدور زنگه‌زور و افزایش نفوذ اسرائیل در ترکیه و آذربایجان بدبینی‌ها در این خصوص را تشدید کرده است. در عین حال، روابط تاریخی بین دو کشور همسایه و همکاری‌ها در حوزه‌های اقتصادی عاملی محوری در پیشبرد سیاست همسایگی و دیپلماسی اقتصادی منطقه‌ای ایران محسوب می‌شود. تجربه همکاری در بحران قطر و همه‌پرسی اقلیم کردستان عراق در سال 2017 نیز نشان داد که تهران و آنکارا منافع مشترکی دست‌کم در برخی حوزه‌های موضوعی دارند. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که چه عاملی زمینه‌ساز نوسان سینوسی در روابط ایران و ترکیه حد فاصل سال‌های 2011 تا 2023 شده است. یافته‌های پژوهش بر مبنای گزاره‌های سازه‌انگاری نشان می‌دهد در بعد ایجابی استقرار نظم منطقه‌ای مطلوب موارد متعددی از تضاد و واگرایی منافع ایران و ترکیه از جمله در بحران‌های سوریه و قره‌باغ قابل رؤیت است و درموارد تلاش برای جلوگیری از استقرار نظم منقه‌ای نامطلوب، دو طرف در قالب کنش منفی و سلبی به نوعی همکاری تاکتیکی رسیده‌اند. برخی از حوزه‌های اقتصادی تعاملات دوجانبه نیز به‌مثابه حوزه خاکستری روابط، وضعیتی بینابین داشته است.