.واکاوی نسبت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران با نظام بینالملل و بازخورد آن در جهتگیری سیاست خارجی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.480637.1386
رضا اختیاری امیری، حسین دوستمحمدی، محمدتقی قزلسفلی
چکیده کانون اصلی سیاست خارجی هر کشوری تأمین منافع ملی است، اما تأمین منافع ملی در خلأ رخ نمیدهد و نیازمند تعامل دولتها با نظام بینالملل و هنجارهای برخاسته از آن است. در همین ارتباط، از زمان وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 علیرغم بروز و ظهور رگههایی از واقعبینی در برخی ادوار، بعد آرمانباوری در سیاست خارجی غلبه داشته است. به همین جهت، جمهوری اسلامی ایران در تأمین منافع ملی در عرصه سیاست خارجی با چالشهای جدی مواجه شده است. در همین راستا سوال اصلی پژوهش بر این مبنا قرار دارد که باتوجهبه ناسازواری منافع ملی با ساختار نظام بینالملل، چه راهبردی در عرصه سیاست خارجی بهتر میتواند منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تأمین کند؟ یافتهها مبین این واقعیت هستند که باتوجهبه ماهیت ایدئولوژیک نظام و ضرورت حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی از یکسو و ساختار واقعگرایانه نظام بینالملل و الزامات آن از سوی دیگر، اتخاذ راهبرد عملگرایی نتیجهمحور در سیاست خارجی میتواند به بهترین نحو تأمینکننده منافع ملی باشد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی بوده و دادهها از منابع اسنادی و کتابخانهای جمعآوری شده است. همچنین از مبانی نظری پراگماتیسم برای تبیین موضوع پژوهش بهرهبرداری شده است.
چرخه بحران امنیت در روابط اسرائیل و جبهه مقاومت: از عملیات طوفانالاقصی تا ترور اسماعیل هنیه
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 27-53
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.464962.1388
مرتضی بندری، حبیبالله ابوالحسن شیرازی، عبدالرضا عالیشاهی
چکیده اساس سیاست خارجی اسرائیل بهویژه دربرابر کشورهای اسلامی مبتنی بر دو اصل بیاعتمادی و بدبینی نهادینهشده و تضمین بقا، ثبات و امنیت خود است. این موضوع درخصوص جبهه مقاومت بهمثابه راهبردیترین دشمن اسرائیل بسیار ملموستر است. به همین سبب، سران صهیونیستی همواره رویکرد بازدارندگی تهاجمی و هجوم گسترده به مواضع کشورهای مذکور، ترور نخبگان نظامی و علمی و حمله به مراکز راهبردی و اقتصادی آنها را اتخاذ میکنند. با وقوع عملیات 7 اکتبر 2023 جنبش حماس، برای نخستینبار جبهه مقاومت با تغییر پارادایم از بازدارندگی تدافعی به بازدارندگی تهاجمی، بسیاری از معادلات امنیتی- سیاسی منطقه را با تطوری عمیق مواجه کرد و سران صهیونیستی نیز ضمن تهاجمات گسترده به مناطق غیرنظامی فلسطینیان، در ادامه به سفارت ج.ا.ا در سوریه حمله و سپس به ترور اسماعیل هنیه اقدام کردند. برایناساس، پژوهش حاضر درصدد است با استفاده از روش جامعهشناسی تاریخی و بهرهگیری از منابع مکتوب و مجازی به این سوال اصلی پاسخ دهد که «چگونه میتوان چرخه بحران امنیتی در روابط اسرائیل و جبهه مقاومت را تجزیه و تحلیل کرد؟» یافتههای مقاله با تأکید بر تئوری چرخه بحران مایلس هاگ نشان میدهد که در مرحله عقبه تاریخی بحران: موضوع مهم شکافهای ایدئولوژیکی- مذهبی با تأکید بر صهیونیسم یهودی و اسلام شیعی؛ در مرحله تکوین بحران: مجموعه رویدادهای صورتگرفته در پسابیداری اسلامی همچون تأثیر اسرائیل در ظهور و قوام گروههای تروریستی تکفیری، توافقنامه آبراهام و حملات نظامی گسترده به مردم فلسطین و بدون ضمانت اجرا و توانمندی سازمانها و نهادهای حقوقی- سیاسی بینالمللی در محکومیت و بازدارندگی اقدامات اسرائیل؛ در مرحله تصادم یا رویارویی: وقوع عملیات طوفانالاقصی، حمله به سفارت ایران در دمشق، عملیات وعده صادق و ترور اسماعیل هنیه و نهایتاً در مرحله وساطت یا میانجیگری: به اقدامات محدود قطر و برخی دیگر از کشورهای منطقه و جهان و تهدیدات ایالاتمتحده علیه جبهه مقاومت به حضور نظامی در منطقه اشاره داشت. پیامدهای این موضوع نیز در دو سطح خرد و کلان مورد مداقه قرار گرفت.
آفریقا در اسناد بالا دستی سیاست خارجی امارات متحده عربی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 55-86
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.488092.1404
نجمیه پوراسمعیلی
چکیده سیاست خارجی امارات متحده عربی در آفریقا را میتوان از ابعاد مختلفی تبیین کرد. نگارنده در این مقاله سیاست خارجی امارات در آفریقا را براساس اسناد بالادستی این کشور تبیین میکند. با مطالعه اسناد بالادستی میتوان به درک عمیقتری از انگیزهها، استراتژیها، اقدامات و تأثیرات سیاست خارجی امارات در آفریقا دست یافت و درنهایت از این طریق شناخت بهتر الگوهای تعاملی امارات با کشورهای مختلف آفریقایی حاصل میشود.
اسناد بالادستی امارات (شامل اسناد کلان و ابتکارات)، ازطریق مدون کردن استراتژی کلان این کشور، به دنبال ترسیم اهداف و منافع آن در عرصه سیاست خارجی در حوزه چندگانه سیاسی، اقتصادی، امنیتی- نظامی و فرهنگی در آفریقاست. این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که چگونه میتوان ازطریق اسناد بالادستی امارات، سیاست خارجی این کشور را در آفریقا تبیین کرد؟ ضمن ارائه مدل استخراجی از دوایر متحدالمرکز برای اهداف سیاست خارجی امارات در آفریقا، در پاسخ، فرضیهای که مطرح میشود این است که هدف مرکزی همه اسناد و ابتکارات امارات در آفریقا، درنهایت توسعه اقتصادی در این قاره است که در قلب آن بهبود زندگی مردم آفریقا قرار دارد. روش بهکاررفته در این مقاله، روش تحلیل اهداف است؛ تحلیل اهدافی که از مطالعه ابتکارات، برنامهها و اسناد طراحیشده دولت امارات متحده عربی حاصل شده است.
مسئله هویتطلبی کرد ها در ترکیه و چالشهای کردی برای حزب عدالت و توسعه
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 87-111
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.266146.1052
احمد جانسیز، دانیال رضاپور، رضا ریحانی کلاچاهی
چکیده یکی از مهمترین معضلات امنیتی دولت ترکیه از زمان پیدایش این کشور، منازعه ترکیه و کردها بوده است. هویتطلبی کردی در داخل و خارج از مرزهای ترکیه، در مقابله با ایدئولوژی کمالیسم با تاکید بر ملیگرایی و جذب دیگر هویتها در هویت مورد تایید، به حاشیهای شدن کردها در ترکیه دامن زد. روند فوق با اقدامات حزب عدالت و توسعه، که البته خواهان تغییر در رویکرد کمالیسم پیرامون اقلیتهای قومی بود، تشدید شد. هدف پژوهش، بررسی ناموفق بودن مسئله فوق بر مبنای نظریه سازهانگاری است و باتوجهبه رویه و مواضع نسبتاً اصلاحگرایانه اردوغان، این پرسش پیش میآید که چرا این مناسبات پس از یک دهه آرامش نسبی به تیرگی و کشمکش بدل شد؟ و به عبارت دقیقتر، علت فعال شدن مجدد شکاف قومی ترک- کُرد پس از یک دهه سیاست آشتی ملی و کاهش حمایت کردها از حزب عدالت و توسعه چه بوده است؟ فرضیه مورد آزمون پژوهش این است که به نظر میرسد ناتوانی دولت ترکیه به رهبری حزب عدالت و توسعه در امر بازنگری هویت در مواجهه با هویت کردی در پیگیری و تأمین کامل مطالبات اقلیت کرد پس از مذاکرات آشتی ملی و دست نیافتن کردها به مطالبات اصلیشان و همچنین گرایش کردها به همبستگی فرامرزی با کردهای سوریه، باعث خصمانه شدن مواضع طرفین و فعال شدن شکاف ترک- کُرد در سالهای اخیر شده است که این ناکامیها و مواضع خصمانه برای حزب حاکم نتیجهای جز مواجهه قهرآمیز و نظامی با کردهای ترکیه نداشته است.
رویکرد سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا درقبال چین و تاثیر آن در جمهوری اسلامی ایران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 113-137
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.479723.1384
عارف ضرغامی، مهدی جاودانی مقدم، داود کیانی
چکیده در دهههای اخیر، چین بهعنوان یکی از بزرگترین قدرتهای اقتصادی و سیاسی جهان شناخته شده و نقش خود را در نظام بینالملل بهطور قابلتوجهی تقویت کرده است. این روند نهتنها در روابط جهانی تأثیر گذاشته، بلکه بهویژه برای اتحادیه اروپا، چالشها و فرصتهای جدیدی را ایجاد کرده است. اتحادیه اروپا، بهعنوان یک نهاد چندملیتی با منافع اقتصادی و سیاسی گسترده، بهدقت درحال مدیریت روابط خود با چین است تا ضمن بهرهمندی از مزایای اقتصادی، نگرانیهای مربوط به مسائل حقوق بشر، امنیت و اثرات ژئوپلیتیکی را نیز مدنظر قرار دهد. از سوی دیگر، جمهوری اسلامی ایران بهعنوان کشوری که در موقعیت جغرافیایی استراتژیکی واقع شده و دارای منابع طبیعی غنی است، به روابط با چین توجه ویژهای دارد. ایران در تلاش است تا از این روابط برای مقابله با تحریمهای بینالمللی و بهبود وضعیت اقتصادی خود بهرهبرداری کند. بااینحال، تغییرات در سیاستهای اتحادیه اروپا و رویکردهای چین میتواند تأثیرات عمیقی در آینده روابط ایران با این دو بازیگر مهم داشته باشد. این مقاله رویکرد سیاسی و اقتصادی اتحادیه اروپا درقبال چین و تأثیر آن در جمهوری اسلامی ایران را بررسی کرده است. از یکسو، تحلیل استراتژیهای کلیدی اتحادیه اروپا در تعامل با چین و از سوی دیگر، بررسی تأثیر این رویکردها در سیاستهای اقتصادی و خارجی ایران، مباحث اصلی این تحقیق را تشکیل میدهند. هدف این پژوهش، ارائه یک درک جامع از تعاملات پیچیده بین این بازیگران و تحلیل پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران است.
فضای سایبری در راهبرد آفندی و پدافندی اسرائیل از منظر اسناد بالادستی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 139-164
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.481812.1390
سید امین حبیبی، عارفه عباسی کرافشانی
چکیده تهدیدات امنیتی نوین همچنین مفهوم امنیت موسع، امروزه چالشهای فراوانی را پیش روی بازیگران منطقهای قرار داده است. در این بین، فضای سایبری طی دهه گذشته تبدیل به یکی از مهمترین میدانهای نبرد شده است. فضای سایبری در کنار فرصتهای بیشماری که برای بشر ایجاد میکند، درعینحال خالق تهدیدات نوین و چالشهای جدی برای امنیت جوامع انسانی نیز است. اسرائیل با درک اهمیت فضای مذکور، هم در نقش محافظ امنیت و جبرانکننده ضعفهای ژئوپلیتیکی و هم در نقش عامل بازدارنده و تهاجمی، علاوهبر سرمایهگذاریهای شگرف مادی و انسانی، راهبردهای منظم و دقیقی در رابطه با آن تدوین کرده است. این پژوهش درصدد است که با مطالعه اسناد راهبردی اسرائیل در حوزه سایبر، به سؤال «فضای سایبر چه نقشی در راهبردهای نظامی اسرائیل بازی میکند؟» پاسخ دهد. باتوجهبه یافتههای پژوهش، اسرائیل با ایجاد همکاریهای نزدیک میان نهادهای نظامی- امنیتی و شرکتهای فعال خصوصی در حوزه امنیت سایبری و با تعریف کردن آنها زیر یک چتر واحد توانسته حوزه آفندی و پدافندی خود را توأمان پوشش دهد و همچنین تا حد زیادی تهدیدات این حوزهها را کنترل و اقدام به خلق بازدارندگی سایبری کند. اسرائیل در چهار بعد اقتصادی، نظامی- اطلاعاتی، اجتماعی و سیاسی بهصورت تفکیکشده راهبردهای سایبری خود را طرحریزی کرده است. همچنین اسرائیل توانسته با تواناییهای خود در حوزه سایبر، اشراف اطلاعاتی، جاسوسی و خرابکاری خود را در منطقه و جهان بسط و گسترش دهد.
تحلیل ژئوپلیتیکی روابط عراق و عربستان در سه دهه اخیر
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 165-193
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.472563.1371
ریام عبدالله جونی، سید هادی زرقانی، زهرا احمدی پور
چکیده روابط کشورها با یکدیگر اساساً در قالب سیاست خارجی آنها نمود پیدا میکند و سیاست خارجی هر کشوری تحت تأثیر ویژگیهای جغرافیایی و ژئوپلیتیکی آن است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانهای و مطالعه میدانی، به دنبال بررسی و تحلیل نقش عوامل ژئوپلیتیکی در روابط عراق و عربستان سعودی در طی سه دهه گذشته است. برای بررسی دادههای میدانی تحقیق از روش تحلیل عامل تأییدی نوع اول در نرمافزار LISREL و برای آزمون استنباطی و آمار توصیفی از نرمافزار SPSS استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد در بین متغیرها و عوامل تأثیرگذار در روابط دو کشور، بهترتیب متغیرهای بُعد فرهنگی دارای بیشترین تأثیر، متغیرهای بُعد سیاسی- امنیتی در رتبه دوم و درنهایت متغیرهای بُعد اقتصادی دارای کمترین تأثیر بودهاند. نتایج تحلیل عاملی در بُعد سیاسی- امنیتی نشان میدهد متغیرهای «حمایتهای عربستان از گروههای بنیادگرای افراطی، داعش و ...» و متغیر «ایدئولوژی سیاسی متفاوت دو کشور (شیعه- وهابیت) بیشترین تأثیر را در تضعیف روابط و متغیرهای «سازمانهای منطقهای حوزه خلیجفارس و کشورهای عربی» و «تشکیل شورای همکاری عراق- عربستان» بیشترین تأثیر را در بهبود روابط دو کشور داشتهاند. در بُعد اقتصادی، متغیرهای «بازگشایی گذرگاههای مرزی و احداث منطقه اقتصادی آزاد» و همچنین متغیر «تأمین نیازهای عراق از عربستان» بیشترین تأثیر را در بهبود روابط داشتهاند و متغیر با تأثیر منفی باتوجهبه مقدار کمتر آن از حد استاندارد تأیید نشده است. درنهایت در بُعد فرهنگی متغیرهای «فرهنگ و زبان مشترک (ملیگرایی عربی)» و متغیر «حضور عراقیها در مراسم حج» در بهبود روابط دو کشور تأثیر مثبت داشته و متغیر «حمایت عربستان از اهل سنت در عراق» و متغیر «اکثریت جمعیت شیعی عراق» نقش منفی در روابط دو کشور داشته است.
.واکاوی مزایای استراتژیک روابط با جمهوری قبرس برای رژیم صهیونیستی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 195-234
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.475957.1377
ابوالفضل صفری، امیررضا مقومی
چکیده قبرس بهواسطه جایگاه ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکاش در منطقه مدیترانه شرقی و مجاورت جغرافیایی با سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا همواره مورد توجه بازیگران منطقهای و فرامنطقهای بوده است. رژیم صهیونیستی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و سعی دارد قدرت خود را با برقراری روابط راهبردی با جمهوری قبرس بیشینهسازی کند. بر همین اساس، مقاله حاضر با بهکارگیری چهارچوب نظری رئالیسم تهاجمی و با روش توصیفی- تحلیلی به دنبال پاسخ دادن به این پرسش اصلی است که جمهوری قبرس چه مزیتهای راهبردی میتواند برای رژیم صهیونیستی داشته باشد؟ یافتههای پژوهش با بررسی ابعاد سهگانه همکاریهای امنیتی- اطلاعاتی، نظامی و انرژی بین رژیم صهیونیستی و جمهوری قبرس نشان میدهد که این رژیم در چهارچوب مشارکت استراتژیک با قبرس، درصدد افزایش عمق استراتژیکاش برای ارتقای میزان تابآوری، انعطافپذیری و قدرت نظامیاش است. رژیم صهیونیستی از بدو اشغال فلسطین تاکنون، به قبرس بهعنوان راه تنفسی غیراسلامی و غیرعربی نگریسته که تحت سلطه قدرتهای جهانی مانند آمریکا و انگلیس است و از این جزیره برای فرار از انزوای منطقهای، افزایش قدرت و نفوذ سیاسی، امنیتی، نظامی و اقتصادی بهره برده است.
ظرفیتهای دیپلماسی علم و فناوری در سیاست همسایگی ج.ا.ایران
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 235-260
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.459577.1414
محمد طالبی طادی، کیهان برزگر، نفیسه السادات قادری
چکیده این مقاله جایگاه دیپلماسی علم و فناوری در سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران را بررسی میکند. دیپلماسی علم و فناوری بهعنوان ابزاری موثر در تقویت روابط بینالمللی و کاهش اختلافات منطقهای میتواند نقش قابلتوجهی در بهبود تعاملات ایران با کشورهای همسایه ایفا کند. ایران بهدلیل موقعیت جغرافیایی و شرایط ژئوپلیتیک خاص خود، همواره با چالشها و فرصتهای مختلفی در روابط با همسایگانش مواجه بوده است. در این مقاله، به این مسئله پرداخته میشود که چگونه بهرهگیری از ظرفیتهای علمی و فناوریهای پیشرفته، ازجمله صادرات دانش فنی و همکاریهای علمی، میتواند به کاهش تنشها و ایجاد همگرایی در منطقه کمک کند. همچنین به نقش دیپلماسی علم و فناوری در تقویت توسعه پایدار و امنیت منطقهای پرداخته شده است. هدف اصلی مقاله بررسی این موضوع است که چگونه ایران میتواند از دیپلماسی علم و فناوری بهعنوان ابزاری موثر برای تقویت سیاست همسایگی و افزایش همکاریهای چندجانبه با کشورهای منطقه بهرهبرداری کند.
تبیین تأثیر عملیات وعده صادق در مولفه های عمقبخشی داخلی و خارجی انقلاب اسلامی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 261-283
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.471690.1370
عظیم علیزاده، سید یحیی صفوی، علیرضا علیزاده، سمیه شرقی، علی شیخ
چکیده جمهوری اسلامی ایران با عملیات وعده صادق در مواجهه با راهبرد رژیم صهیونیستی مبتنیبر ضربه شوکآور و دکترین اقدام پیشدستانه در حمله به بخش کنسولی ایران در دمشق، بهعنوان جوهره راهبرد تلآویو، ضمن به چالش کشیدن راهبرد رژیم صهیونیستی، پیامدهای راهبردی مهمی را در عمقبخشی داخلی و خارجی انقلاب اسلامی با دو هدف کسب منافع امنیت ملی و دفع تهدیدات انقلاب اسلامی همراه داشته است که لازم است مولفههای آن تبیین شود. نوع تحقیق از نظر هدف، کاربردی و توسعهای و دارای ماهیت توصیفی- تحلیلی است. رویکرد روششناسی تحقیق، آمیخته اکتشافی است و جامعه خبرگی این تحقیق شامل خبرگان دفاعی و امنیتی و راهبردی کشور و نمونه خبرگی شامل 14 نفر از خبرگان دارای تحصیلات دکتری در حوزههای مرتبط با امنیت ملی، راهبرد و علوم سیاسی دارای حداقل ۲۰ سال تجربه و مسئولیت در حوزه اجرایی مرتبط و بهصورت هدفمند تا سطح اشباع نظری است. برای تجزیه و تحلیل دادههای گردآوریشده از تحلیل مضامین برای دستهبندی و طبقهبندی عناصر تحقیق و از تحلیلهای آماری با آزمونهایی چون ضریب لاوشه، میانگین رتبهای با استفاده از نرمافزار SPSS و برای بررسی روایی و پایایی از فاکتورهای آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده است. نتایج تحقیق شامل تأثیر عملیات وعده صادق در 5 مولفه داخلی و 11 مولفه خارجی عمقبخشی انقلاب اسلامی شامل تأکید بر لزوم وجود رهبری حکیم و شجاع در جامعه، افزایش سرمایه اجتماعی نیروهای مسلح، ارتقای غرور ملی، انتقال پیام نفی سلطهجویی و سلطهپذیری به جامعه جهانی، موثر در کاهش یا تغییر رویکرد تقابل و رقابت برخی کشورها در منطقه و غیره است.
نقش فناوری هوش مصنوعی در دگرگونی ماهیت جنگ ؛ براساس مطالعه اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 285-307
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.483659.1394
حسن محمدی منفرد، تیرداد تقیپور جاوی
چکیده درسالهای اخیر، هوش مصنوعی تغییرات چشمگیری در حوزههای مختلف زندگی بشر ایجاد کرده و احساسات متفاوتی نسبت به آینده آن در دولتها و جوامع به وجود آورده است. از مهمترین حوزههای حیاتی که تحت تأثیر این تحولات قرار گرفته، مسئله جنگ و امنیت است. ظهور فناوری هوش مصنوعی نهتنها مزایای قابلتوجهی برای دولتها به همراه داشته، بلکه نگرانیهایی جدی درباره تهدیدات امنیتی نیز ایجاد کرده است. ازاینرو، شناخت دقیق ابعاد و پیامدهای هوش مصنوعی در این زمینه برای مدیریت و پیشبینی شرایط آینده ضروری است. برایناساس، سوال اصلی که دغدغه انجام این پژوهش بوده عبارت است از اینکه از نگاه اسناد رژیم صهیونیستی، هوش مصنوعی چه تأثیری در ماهیت جنگ دارد؟ برای پاسخ به این سوال با یاری اندیشههای کارل فون کلاوزویتس[1] که معتقد بود ماهیت جنگ همچون مثلثی دارای سه ضلع است که اضلاع آن عبارت است از خشونت، شانس و احتمال و سیاسی بودن، محتوای اسناد این رژیم را بررسی و تحلیل کرده و با استفاده از نرمافزار مکس کیودیای کدگذاری کرده و پس از آن، تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که از نگاه اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی، سه شاخص ماهیت جنگ کلاوزویتس تحت تأثیر هوش مصنوعی دچار تغییرات مثبت و منفی میشود. این تغییرات نشاندهنده آن است که هوش مصنوعی میتواند تمامی ابعاد جنگ را تحت تأثیر قرار دهد و ماهیت آن را در چهارچوب جدیدی که تکنولوژیهای پیشرفته تعریف میکنند، بازتعریف کند.
تأثیر محور مقاومت در تغییر راهبرد ها و توازن قدرت در منطقه غرب آسیا (2023-2011)
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 309-332
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.480843.1387
سید محمدرضا موسوی، احسان جعفریفر
چکیده انقلاب اسلامی ایران بهعنوان یکی از رویدادهای مهم و تأثیرگذار قرن بیستم شناخته میشود، زیرا نهتنها تحولات عمیقی در سیاست داخلی ایران به وجود آورد، بلکه آرمانها و اهداف این انقلاب تأثیرات گستردهای در سیاست خارجی کشور و تحولات منطقهای، بهویژه در غرب آسیا، داشته است. یکی از مهمترین پیامدهای انقلاب اسلامی شکلگیری محور مقاومت است که بهعنوان یک الگوی جدید در تعاملات سیاسی و نظامی در منطقه ظاهر شده و تأثیرات عمیقتری در تغییر معادلات قدرت و ساختارهای منطقهای داشته است. حال برای بررسی چگونگی تأثیرگذاری محور مقاومت در منطقه غرب آسیا این پژوهش درصدد آن است تا موضوع را واکاوی کند. سؤال اصلی این است که تأثیر محور مقاومت در تغییر راهبردها و توازن قدرت در منطقه غرب آسیا (2023-2011) چه بوده است؟ فرضیه عبارت است از اینکه محور مقاومت با ایجاد اتحادهای استراتژیک و گسترش نفوذ ایران در کشورهای منطقه، به تغییر راهبردهای بازیگران فرامنطقهای و بازتعریف توازن قدرت در غرب آسیا کمک کرده، درنتیجه، منجر به شکست راهبردهای غربی در شکلدهی و تثبیت نظم منطقهای شده است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و گردآوری اسناد کتابخانهای انجام شده است. درنهایت، نتایج نشان میدهد که محور مقاومت در هر مرحله تحول نظم منطقهای با به چالش کشیدن نظم غربی نهتنها به گسترش نفوذ ایران و حمایت از گروههای وابسته در کشورهای مختلف کمک کرده، بلکه زمینهساز یک نظم جدید و چندقطبی در این منطقه شده است.
آسیبشناسی سیاستخارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال قفقاز (از فروپاشی شوروی تا ۱۴۰۲)
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-24
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.434578.1319
هادی آجیلی، زهرا صدری
چکیده تحولات اخیری که در قفقاز به ویژه در روابط جمهوری آذربایجان و ارمنستان رخ داده است زمینه ساز شرایط مبهم در سیاستخارجی ایران شده است و فرصتها و تهدیدهای متقابلی را ایجاد کرده که اگر برخوردی هوشمندانه وجود نداشته باشد، سودی برای ایران نخواهد داشت و خسارات سنگینی نیز به کشورمان وارد خواهد شد. همچنین جمهوری اسلامی ایران در دهههای اخیر نتوانسته است آنطور که باید از فرصتهای ژئوپلیتیکی خود در آسیای مرکزی و قفقاز استفاده کند؛ این موضوع خود موجب شکلگیری تنشهای بسیار بین ایران و همسایگان خود در قفقاز، ایجاد فاصله بین ایران و این منطقه علیرغم اشتراکات بسیار، و نیز اتخاذ سیاستهای نه چندان راهبردی و هدفمند شده است. در پژوهش حاضر با روش گرندد تئوری و مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصین این حوزه به آسیب شناسی سیاستهای کلی نظام جمهوری اسلامی ایران در قبال بحرانهای منطقۀ قفقاز بویژه قرهباغ پرداخته است. پرسش اصلی در این پژوهش این است که روابط ما و نوع سیاستهای ایران نسبت به این منطقه چه اشکالاتی دارد؟ این آسیبشناسی را از طریق سه مرحله کدگذاری (اولیه، ثانویه و محوری)؛ مورد تجزیه و تحلیل قرار دادهایم و نهایتا به نظریۀ اکتشافی رسیدهایم که در بخش تجزیه و تحلیل ارائه میشود.
بررسی مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی رژیمصهیونیستی برای نفوذ در منطقه
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 25-60
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.420586.1290
امیرحسین الهامی، ابوالفضل کاوندی کاتب، محمدصادق جلالی راد، محمود شیخ حسنی
چکیده رژیمصهیونیستی با بهرهگیری از ابزارهای متعدد و متنوع در سطوح منطقهای و بینالمللی، در تلاش است تا نفوذ گستردهای در میان دولتها و بهویژه مردم کسب کند. در این میان، یکی از مهمترین ابزارهای رژیم، بهرهگیری از مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی است. پرسش اصلی مقاله آن است که رژیمصهیونیستی تا چه اندازه از ابزارها و مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی برای گسترش نفوذ خود در منطقه استفاده میکند؟ مقالۀ حاضر از جنبۀ هدف، جزء پژوهشهای کاربردی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است. همزمان با منابع کتابخانهای، مصاحبهای نیز با 6 نفر از متخصصان صورت گرفت. همچنین مبنای این مقاله بر نظریه کاستا برانلی است که با تأسی از واقعگرایی مکتب انگلیسی نفوذ، تکیه بر ساختارهای اجتماعی دارد. در ساختارهای اجتماعی هژمونی بین «نفوذگذار» و «تأثیرپذیر» ارائه میشود و قوانین همزیستی مورد بحث، مناقشه و مصالحه قرار میگیرد. یافتههای پژوهش نشان داد، ارتباطات رژیمصهیونیستی با کشورهای منطقه در پنج طیف تقابل قوی، تقابل، میانه، تعامل و تعامل قوی است و راهبردهای فرهنگی و اجتماعی این رژیم در برابر کشورهای منطقه در چهار عامل: 1) کاستن از فشار افکار عمومی منطقه؛ 2) نفوذ در نهادهای فرهنگی کشورهای منطقه؛ 3) برتری رسانه و 4) نفوذ فرهنگی با ابزارهایی همچون سینما است. اما با وجود راهبردها و ابزارهای متعدد و متنوع، هرچند به ظاهر روابط با برخی دولتهای منطقه توسعه یافته، اما به دلیل مقاومت مردم منطقه، رژیم نتوانسته در ابعاد فرهنگی و اجتماعی در منطقه غرب آسیا حرفی برای گفتن داشته باشد.
بررسی تاثیر تروریسم دولتی آمریکا بر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران با رویکرد تروریسم انتقادی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 61-83
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.452974.1347
بهزاد بیگی، سید مهدی میرعابدینی، علیرضا رحیمی
چکیده تروریسم کلمه ای آشنا در عرصه بین المللی است و مفهوم خاص آن به زودی ذهن را به سمت حزب ها و جنبش های مسلحی سوق می دهد که با اهداف و خواسته های غیرمجاز علیه دولل و ملل، جنگ می کنند. اما باید التفات داشت که این واقعه در واقع ریشه در سیاست های کلان برخی دولت ها دارد که منفعت خود را در استعمار و تسلط بر کشورهای دیگر معرفی کرده اند. بر این اساس واقعه های به نام «تروریسم دولتی» معرفی می شود که بی شک اساس رده ها و جنبش های تروریستی را تشکیل می دهد. در این میان تروریسم دولتی یکی از ادوات مهم در استراتژی سیاست خارجی آمریکا است و تمایل دارد که خود را مرکز رهایی ، دموکراسی و حقوق بشر بنامد و با نزدیک کردن نظام بینالملل به اهداف آزادیخواهانه خود، درگیر تروریسم دولتی شود. آمریکا از دیدگاه خود به دنبال ترویج دموکراسی در جهان است و محاربه با تروریسم بین المللی را آغاز کرده است. سوال اصلی پژوهش حاضر این است که تروریسم دولتی آمریکا از سال 1384 تا کنون چه تاثیری بر سیاست خارجی ایران داشته است. نتیجه پژوهش حاضر حاکی از آن بود که آمریکا با استفاده از زور و استفاده ابزاری از تروریسم دولتی و نیز با استفاده از روشهایی مانند ترور، اذیت و ازار و رفتارهای بی رحمانه درپی ناتوان سازی و مقابله با جمهوری اسلامی ایران بوده است. این مطالعه با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی ،اسناد کتابخانهای مانند کتابها، مقالات و دیگر اسناد استفاده شده است.
تبیین زمینههای شکلگیری جریانهای سلفی– تکفیری در جهان اسلام
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 85-110
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.432331.1311
رشید رکابیان، مرتضی بابایی
چکیده پیشینه تکفیر در جهان اسلام، به صدر اسلام باز میگردد. برخی حوادث مهم تاریخ اسلام به سبب تکفیر روی داده است ،همچنانکه برخی رخدادهای سیاسی و اجتماعی زمینهی تکفیر را فراهم کرده است لذا در تاریخ پر فراز و نشیب اسلام گروهها ،جریانهای فکری و افرادی بودند که مخالفان خود، از سایر فرقهها و مذاهب اسلامی را تکفیر، وبه قتل می رساندند طلایه دار این تفکر خوارج بودهاند؛ البته طی دو قرن اخیر در جریانهای تندرو سلفی – تکفیری تجلی پیدا کرده است و در سایه تحولات اخیر منطقه، آنان فرصت مناسبی یافتهاند که با پشتیبانی حامیانشان ،افکار و اندیشههای خود را پیاده نمایند.(طرح مساله)
اهمیت وضرورت: با توجه به اینکه در عصر کنونی جنایات گروه هاو جریانهای تکفیری به عنوان بزرگترین تهدید برای بشریت امروز فارغ از نوع دین و ملیت آنها مورد نظر است. از این رو باید تلاش نمود در راستای استفاده از تاکتیک ها و راهبردهای نوین در مقابله موثر و هدفمند با جریان -های تکفیری عمل نمود.وهویت آنها وحامیان آنها را به جهانیان شناخت.
روش تحقیق: پژوهش حاضر با روش تحلیلی– توصیفی وروش گردآوری کتابخانه ای جمعآوری شده است. سؤال:براین اساس پژوهش مذکور به این سؤال پاسخ میدهد«زمینههای شکلگیری جریانهای سلفی– تکفیری در جهان اسلام کدامند؟ فرضیه: ضمن اشاره به پیشینه تاریخی جریانهای تکفیری در جهان اسلام ، زمینههای شکلگیری جریانهای سلفی تکفیری را اندیشهای، منطقهای، بین المللی،جغرافیائی، سیاسی و جامعه شناختی میداند.
بررسی تطبیقی اثربخشی گفتمانهای فردید و سیدقطب در توسعه اسلام سیاسی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 111-137
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.211441
سید مهدی ساداتی نژاد، محمدرضا صالحی وثیق
چکیده فردید و سیدقطب متفکران برجسته اسلامی بودند که اندیشههایشان تأثیر بسزایی در چشمانداز سیاسی کشورهای متبوعشان و حتی جهان اسلام داشته است. درهمینراستا، این مقاله به بررسی تأثیر اندیشه سیاسی آنها بر شکلدهی به جامعه و سیاست در توسعه اسلام سیاسی میپردازد. پژوهش حاضر با استفاده از چارچوب تحلیل تطبیقی، بهره بردن از هرمنوتیک روشی اسکینر و با تحلیل نوشتهها و سخنرانیهای آنان، چگونگی شکلدهی اندیشههای آنان به ایدئولوژیها و جنبشهای سیاسی در ایران و مصر و اثربخشی این تأثیرات بر توسعه اجتماعی و سیاسی گستردهتر دو کشور را بررسی میکند. یافتههای این پژوهش، نشان میدهد اندیشه این دو متفکر در شکلدهی به اسلامگرایی سیاسی تندرو، روایتهای ایدئولوژیک از مذهب و سنت، به حوزه عمومی و سیاسی انتقالیافته و در شکلگیری جنبشهای سیاسی رادیکال و سیاست فرهنگی مبتنی بر عدم تحمل و رد ایدههای غربی به نفع رویکرد سنتیتر و محافظهکارانه نمایان شده است. این نتایج بیانگر این است علیرغم تفاوت در مبانی فکری و شرایط سیاسی-اجتماعی دو متفکر، استدلالهای آنها از ساختار اساسی یکسانی پیروی میکند که در اصرار بر نقش دین در شکلگیری جامعه و سیاست در توسعه اسلام سیاسی تلاقی پیدا میکند.
تحلیلی بر چالشها و محدودیت های دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق از 2003 تا 2024
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 139-164
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.463833.1357
خلیل اله سردارنیا، شبر قحطان عدنان عبدالحسین، قریشی جمیل
چکیده پرسش این نوشتار آن است که مهمترین چالشها و محدودیتهای دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق پسا صدام از سال ۲۰۰۳ تا 2024 چه بودهاند؟ این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی با رویکرد جامعهشناختی تاریخی به روابط بینالملل و با تکنیک کتابخانهای، اینترنتی و اسنادی انجام شده است. یافتههای این مطالعه نشان داد که ایران تلاش کرده با استفاده از گفتمان جامع روابط تاریخی با اعراب عراق بهطورکلی و با شیعیان بهطور خاص بر اساس مشترکات فرهنگی و مذهبی و رویکرد مبتنی بر مقاومت در مقابل توسعه و سلطه گرایی قدرتهای فرا منطقهای البته با همکاری دولت عراق، فضای مناسبی برای دیپلماسی فرهنگی و بهبود روابط دو ملت ایجاد کند. بااینوجود چالشها و موانعی بر سر راه دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق از 2003 تا 2024 وجود داشته است که مهمترین آنها عبارتاند از: فعالیتها و نقشآفرینی منفی رسانههای آمریکایی- سعودی با محوریت ایران هراسی در منطقه، فعالیتها و اقدامات مخرب گروههای تروریستی تکفیری بهویژه داعش، شکلگیری و شکافهای سیاسی- فکری بین تشکلهای شیعی بهویژه گروه صدر با بقیه شیعیان، شیعه هراسی در منطقه در چارچوب رقابتهای ژئوکالچری بین هلال شیعی به رهبری ایران و بلوک سنی به رهبری عربستان، فعال بودن جریانهای ضد ایرانی در عراق و بقایای حزب بعث، مداخلات خارجی در امور عراق برای شکننده سازی دولت، استمرار برخی آثار روحی- روانی ناشی از آثار و پیامدهای جنگ ایران و عراق، عدم تلاش جدی دو کشور برای گسترش دیپلماسی فرهنگی به پیروان اهل سنت و فقدان افق بلندمدت برای همکاریها بین دوکشور
جایگاه راهبرد ائتلافشکنی در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران ( مطالعه موردی: شورای همکاری خلیج فارس )
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 165-189
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.421067.1292
عبدالمجید سیفی، مهدی محمدنیا
چکیده اعضای شورای همکاری خلیجفارس بر خلاف ائتلاف ظاهری، فاقد یک رویکرد منسجم در سیاست خارجی هستند. در این میان قطر و عمان به دلایل محتلف داخلی و خارجی، از نامتجانسترین سیاست خارجی نسبت به سایر اعضای شورا برخوردارند. این شرایط فرصتی برای جمهوری اسلامی ایران فراهم کرده است تا با توسعه و تحکیم روابط خود با قطر و عمان در حوزههای مختلف، سیاسی، امنیتی و اقتصادی، به جذب بیشتر این دو کشور در سیاستهای منطقهای خود و جداسازی آنها از شورای همکاری خلیج فارس بپردازد. در این راستا، راهبرد ائتلافشکنی از مهمترین دستورکارهای سیاست خارجی ایران در برخورد با شورای همکاری خلیج فارس بوده است. سوال مقاله این است که جمهوری اسلامی ایران چگونه از واگرایی میان اعضای شورای همکاری خلیج فارس در راستای تحقق اهداف و منافع خود بهره میبرد؟ در پاسخ به سوال مذکور، این فرضیه مطرح شده است که «با توجه به وجود واگراییهای سیاسی میان برخی اعضای شورای همکاری خلیج فارس، در سطوح منطقهای و فرامنطقهای، جمهوری اسلامی ایران در کنار موازنهگری داخلی از راهبرد ائتلافشکنی در جهت در جهت جلوگیری ازشکلگیری اتحاد منطقهای علیه این کشور و ایجاد همگرایی با اعضای نامتجانس شورای همکاری خلیج فارس استفاده میکند.» پژوهش حاضر با شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد موردی انجام شده است. در رویکرد موردی به طور جزئینگر و به روش کیفی و با کاربست نظریه در «مورد»، به مطالعه دقیق ابعاد آن مورد و تفسیر و تحلیل دادههای پیرامون آن پرداخته میشود.جمعآوری دادهها به شیوه کتابخانهای، استفاده از مجلات علمی ومنابع معتبر اینترنتی صورت گرفته است.
تحلیل تاثیر ایدیولوژی هندوتوآ بر موضع هندوستان در قبال بحران غزه.
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 191-210
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.211446
نوذر شفیعی
چکیده بحران غزه که از اکتبر 2023 اتفاق افتاد در نوع خود پیچیده ترین، طولانی ترین، و پرتلفات ترین بحران میان رژیم صهیونیستی و مقاومت فلسطین بوده است. به همین دلیل این بحران بازتاب گسترده ای در سطح جهان داشت. بعضی از کشورها بوِیژه امریکا و انگلیس در کنار اسراییل قرار گرفتند و بعضی از کشورها مثل افریقای جنوبی در کنار فلسطین ایستاد و تا کشاندن پرونده اسراییل به دادگاه لاهه به جرم نسل کشی هم پیش رفت. موضع دولت هند به نخست وزیری ناراندرا مودی در قبال بحران غزه نیز در نوع خود بی نظیر بود. دولت هند بر خلاف سنت رهبران استقلال این کشور که معمولا از آرمان فلسطین حمایت می کردند، در کنار اسراییل ایستاد. این موضع گیری بدنبال خود این پرسش را به همراه داشت که چرا دولت مودی چنین موضعی را اتخاذ کرده است؟ یکی از فرضیه های مهم در پاسخ به این سوال آن است که قرابت ایدیولوژی هندوتوآ بعنوان ایدیولوژی دولت راستگرای هند و صهیونیسم بعنوان ایدیولوژی دولت راستگرای اسراییل در موضع گیری مودی نقش برجسته ای داشته است. یافته های مقاله نیز نشان داد که همسویی دو جناح راستگرا در هند و اسراییل تازگی ندارد و قرابت ایدیولوژیک آنها، در مقاطع تاریخی مختلف، این دو را در کنار یکدیگر قرار داده است.
تحلیل جامعه شناختی حزب و تفکر اخوانالمسلمین سوریه ونقش آن در بحران وآینده سیاسی سوریه.
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 211-233
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.354794.1192
سیدمحمد موسوی
چکیده جمعیت اخوان المسلمین سوریه که به پیروی از جمعیت اخوان المسلمین مصر در سال 1945 میلادی توسط دکتر مصطفی سباعی، با هدف مبارزه با استعمار و نیز مقابله با اشغال سوریه از سوی فرانسه، در شهر حلب بوجود آمد، تاثیرات عمده ای بر تحولات سوریه، بویژه تحولات سیاسی این کشور گذاشته است. هدف از این پژوهش بررسی ماهیت حزب اخوانالمسلمین و نقش و تاثیر آن در بحران سوریه و نقشآفرینی حزب مذکور در گسترش جنگ داخلی و آینده سیاسی این کشور است که با مطالعه کتابخانهای و جمعآوری اطلاعات از منابع و کتب معتبر به تفسیر آن میپردازد.سئوال اصلی نوشتار حاضر این است که آیا این حزب از عملکرد و تاثیرگذاری لازم در جهت دستیابی به اهداف تعریف شده خود برخوردار بود؟ به نظر میرسد حزب اخوانالمسلمین سوریه علیرغم تحریک و ساماندهی گروههای سنی فعال در جریان سلفی ضد دولت مرکزی این کشور، از عملکرد و تاثیرگذاری لازم برخوردار نبوده و از دستیابی به اهداف تعریف شده خود باز ماند.در این پژوهش با بیان مبانی نظری ، به سیر تشکیل اخوان-المسلمین سوریه، روابط این گروه با دولت سوریه در زمان حافظ اسد و بشار اسد اشاره میشود .
رتبه بندی کشورهای جهان اسلام به لحاظ شاخصهای توسعه اجتماعی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 235-256
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.429732.1306
میرنجف موسوی، علی باقری کشکولی، سمیه محمدی حمیدی، احمد حسنپور قطلو
چکیده امروزه دستیابی به توسعه پایدار یکی از مباحث عمده کشورها بهشمار میرود و کشورهای در حال توسعه جهت جبران عدم پیشرفت، و برای رسیدن به توسعهای متعادل و همه جانبه که بتواند به بهبود وضع زندگی همه مردم منجر گردد، نیازمند شناخت صحیح و برنامهریزیهای مناسب و بهینه در سطح ملی و منطقهای هستند. توسعه پایدار دارای سه حوزه بر هم کنش محیطی، اجتماعی و اقتصادی است که بعد اجتماعی آن در چارچوب این مقاله در کانون توجه واقع شده است. هدف اصلی در این تحقیق، رتبهبندی کشورهای جهان اسلام به لحاظ شاخصهای توسعه اجتماعی میباشد. در این تحقیق 57 کشور عضو همکارهای اسلامی مورد بررسی قرار گرفتند. نوع تحقیق کاربردی و روش آن توصیفی–تحلیلی میباشد. دادهها و اطلاعات مورد مطالعه از سایت بانک جهانی تهیه شده است. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات نیز از روش تصمیمگیری چندمعیاره کوپراس و شاخص خودهمبستگی موران استفاده شده است. یافتههای حاصل از تجزیه و تحلیل اطلاعات نشان میدهد کشور های قطر، امارات متحده عربی، ایران و عربستان در جایگاههای اول تا تا چهارم قرار گرفتند. قطر دارای بهترین وضعیت از لحاظ شاخصهای توسعه اجتماعی در میان کشور های اسلامی است. همچنین نتایج حاصل از شاخص موران نیز نشان میدهد که توزیع جغرافیایی کشورهای دارای وضعیت مشابه به صوت خوشهای میباشد که میتواند ناشی از موقعیت استراتژیک، مزیت مکانی و یا موقعیت جغرافیایی این کشورها باشد.
تحول قدرت نرم عربستان سعودی در دوره محمد بنسلمان.
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 257-282
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.445150.1333
سید امیر نیاکویی، سید حسین موسوی کردمیری، سجاد کریمی پرشه
چکیده عربستان سعودی به عنوان یکی از اصلیترین کشورهای آسیای جنوب غربی از لحاظ تاریخ، مساحت، جمعیت و تأثیرگذاریهای مختلف در ابعاد گوناگون، دارای پتانسیلهای بینظیری در حوزه قدرت نرم میباشد. میزبانی از آثار و اماکن مذهبی مهم، سابقه تاریخی و نقش محوری در منطقه و جهان عرب و اسلام باعث شده تمرکز بسیاری در حوزه قدرت داشته باشد. با این وجود از زمان روی کار آمدن محمد بن سلمان به عنوان ولیعهد پادشاهی سعودی، دگرگونی بسیاری در این زمینه صورت گرفته است و برنامه و استراتژیهای گوناگونی در حوزه قدرت نرم و ابعاد آن عملی شده است. بر این اساس پژوهش حاضر با تأکید بر قدرت نرم عربستان سعودی در دوره بن سلمان به دنبال پاسخ به این سؤال مهم میباشد که مهمترین ابعاد تحول قدرت نرم عربستان سعودی در چه حوزههایی بوده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح شده که در دوره محمد بن سلمان، ریاض علاوه بر استفاده از مؤلفهها و ابزارهای موجود سابق، با تمرکز بر حوزههای جدیدی همچون ورزش، گردشگری خارجی فرامنطقهای، اقتصاد و در نهایت نقشآفرینی نوین در سیاست خارجی در مناطق مختلف، اقدامات گسترده و کمنظیری در حوزه قدرت نرم انجام داده است. روش این پژوهش، تبیینی و شیوۀ گردآوری دادهها مبتنی بر منابع کتابخانهای است.
تاثیر هستیشناسی گتویی بر روان گسیختگی سیاست خارجی رژیم صهیونیستی پس از عملیات طوفان الاقصی
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 285-309
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.451757.1345
مهدی هدایتی شهیدانی، امیررهام شجاعی
چکیده رژیمصهیونیستی بهعنوان یک موجودیت استثنایی در خاورمیانه؛ از رویکردها و راهبردهای خاصی در سیاستخارجی خود استفاده کرده است. راهبردهایی مانند افزایش عمق استراتژیک، گسترش دامنهی جنگها و رویکرد ایجاد جنگ در جنگ، بیتوجهی نسبت به هنجارها و حقوق بینالمللی و انسانی در سیاستهایخارجی و نظامی، انباشت تسلیحات اتمی، جنگ پیشدستانه و...؛ از جمله مواردی هستند که بیانگر استثناگرایی در سیاستخارجی اسرائیل، متعاقب استثنایی بودن موجودیت آن میباشند. در این مقاله، ریشههای رفتارهای تهاجمی و استثنایی اسرائیل را، در روانشناسیاجتماعی صهیونیستهای ساکن سرزمینهای اشغالی، جستجو میکنیم. بر همین اساس پرسش اصلی این پژوهش بهاین شرح است که: خصوصیات روانشناختی یهودیان و شیوهی زیست گتویی آنها در جوامع میزبان و در نهایت زندگی صهیونیستها در گتوی بزرگی به نام اسرائیل، چه تأثیری بر افعال جنونآمیز سیاستخارجی اسرائیل داشته است؟ برای پاسخ به این پرسش با واکاوی چیستی گتو و تأثیر آن بر روان جمعی یهودیان، با بهرهگیری از مفاهیم روانشناسی جمعی و مفاهیمی مانند سایه در روانشناسی یونگ، این فرضیه را مطرح میسازیم که: سبک زندگی گتویی یکی از عوامل مهمی است که موجب بروز افعال خاص و تهاجمی در سیاستخارجی این رژیم شده است. یافتههای پژوهش نیز به این شرح است که: زندگی گتویی و خصوصیات روانشناختی خاص یهودیان، موجب پرورش یک هیولای سیاسی در روان جمعی تودههای آنان شده که در مرحله اول موجب تولد صهیونیسم و تشکیل اسرائیل گردیده و در وهله بعدی منجر به اتخاذ سیاستهای خارجی خاص و جنونآمیزی توسط دولتهای مختلف حاکم در اسرائیل شده است. شیوه پژوهش نیز تبیینی-تحلیلی با یک رویکرد میانرشتهای است.
نسبت امارت اسلامی طالبان و لویاتان
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-25
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.446924.1339
روح اله اسلامی، وحید آرمان
چکیده طالبان با سلطه مجدد خود بر افغانستان از اصطلاح امارت اسلامی بهجای دولت اسلامی استفاده کرده است. پس از تصرف کابل، اعضای دولت موقت خود را بهطور رسمی معرفی کردند و از سازمان ملل خواستند که نماینده این کشور در این سازمان را بپذیرد. دولت لویاتان طالبان، به مبانی و مفاهیم مشروعیتساز مرسوم در عرف بینالملل پایبند نیست و مبانی خویش را برگرفته از« فقه حنفی»، «عرف پشتونوالی» و «سنت لویه جرگه» میداند که هیچیک از این موارد مبانی مشروعیت در عرصه بینالمللی را ندارند، زیرا شاخصهای امارت اسلامی (قومیتگرایی، مردسالاری، تلفیق استبداد سیاسی با استبداد مذهبی) با شاخصهای دولت مدرن (اقتدار، مشروعیت، حاکمیت، سرزمین، قلمرو، قدرت متمرکز، قانون اساسی) همخوانی ندارد. در این پژوهش، مؤلفههای نسبت امارت اسلامی طالبان و لویاتان، براساس کنشهای سیاسی (سیاستهای اعلامی) و شاخصهای رفتاری (سیاستهای اعلامی) با روش هرمنوتیک اسکینر بررسی شده است. سوال این پژوهش این است که آیا امارت اسلامی (طالبان) دولت است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد با توجه به شاخصهای دولت مدرن، میتوان امارت اسلامی طالبان را دولت لویاتان قومی- مذهبی یا رژیم ترس و وحشت نام برد.
