موضوعات = جهان اسلام
جهان اسلام

نقش آمریکا در نوسازی افغانستان (۲۰۲۱-۲۰۰۱م)

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 27-50

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.447816.1340

محمد بای بشارت رحمانی، اکبر زارع شاه آبادی

چکیده نظریه‌پردازان مکتب نوسازی معتقدند که افزایش روابط میان کشورهای جهان سوم با جهان اول و نیز الگوگیری از کشورهای جهان اول به نوسازی و توسعه کشورهای جهان سوم کمک خواهد کرد. بااین‌حال، سوال اصلی تحقیق حاضر این است که نقش آمریکا و متحدانش طی دو دهه (۲۰۲۱-۲۰۰۱) در نوسازی و توسعه افغانستان چیست؟ این تحقیق ازنظر هدف، بنیادی و ازنظر منابع، اسنادی و در زمره تحقیقات کیفی است. پارادایم نظری این تحقیق، مجموعه نظریات مکتب نوسازی است. جامعه هدف تحقیق؛ نظریه‌ها، گزارش‌ها، پژوهش‌ها و اسناد و مدارک مرتبط با کم‌وکیف حضور آمریکا در افغانستان است که با مرور نظام‌مند و درراستای پاسخ به سوال اصلی و با تکنیک تحلیل مضمون انجام شده است. یافته‌های تحقیق حاضر نشان می‌دهد که هزینه‌کرد صدها میلیارد دلاری آمریکا و وارد کردن نیروی انسانی و دانش غربی در زمین افغانستان به نوسازی این کشور منتج نشده است، زیرا ناامنی، فقر، فساد و اعتیاد در افغانستان افزایش یافته و دسترسی مردم به خدمات آموزشی، درمانی، برق و آب آشامیدنی به کمتر از ۵۰ درصد رسیده و نیز اعتماد و مشارکت مردم در روندهای سیاسی کمتر از ۱۰ درصد بوده است. در نتیجه‌گیری نهایی می‌توان اذعان کرد که الگوگیری و رابطه کشورهای توسعه‌نیافته با کشورهای جهان اول، الزاماً به توسعه کشورهای عقب‌مانده منجر نمی‌شود و نظریات مکتب نوسازی در همه‌ جوامع کفایت نظری ندارد.
 
 

جهان اسلام

ادراک نظام شناختی دولت یازدهم و دوازدهم از مذاکرات هسته ای ایران و غرب

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 51-75

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.431965.1310

پرهام پوررمضان، نرگس میرزایی کشه ای فراهانی

چکیده بررسی نظام شناختی سیاست‌مداران و سیاست‌گذاران یکی از مهم‌ترین قالب‌های شناخت و بررسی رفتارها، کنش‌ها و تصمیم‌گیری‌های این افراد است. نظام شناختی افراد به‌معنای ادراک، نوع جهان‌بینی، باورها و ارزش‌ها و همچنین گفتمان‌های حاکم بر این باورها نقش و تأثیرات بسیار عمیقی در این فرایند دارند. الگوی‌های تصمیم‌گیری هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان بزرگ‌ترین مسئله سیاست خارجی در دوران پساانقلاب، به‌صورت غیرقابل‌انکاری تحت تأثیر روان‌شناسی شناخت، کیش شخصیتی، ساخت‌های ادراکی و سبک رهبری سیاست‌مداران حاکم در این عرصه بوده است. در پژوهش حاضر، ما به دنبال بررسی و فهم نظام شناختی دولت تدبیر و امید و تأثیرات آن در رویکردهای سیاسی و تصمیمات اتخاذشده ایران درقبال پرونده هسته‌ای و مذاکرات با غرب هستیم. ازاین‌رو، پرسش اصلی این پژوهش این است که ادراک نظام شناختی دولت‌های یازدهم و دوازدهم ایران چه تأثیراتی در رویکرد‌های سیاسی اتخاذشده درقبال مذاکرات هسته‌ای ایران با غرب داشته است؟ در این پژوهش از روش کیفی با رویکرد توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. شایان ذکر است ابزار گردآوری داده نیز فیش‌برداری و خوانش کتاب‌ها، مقالات و سایت‌های اینترنتی است. به‌دلیل اکتشافی بودن پژوهش از دادن فرضیه پرهیز می‌شود. درنهایت با تحلیل داده‌های توصیفی می‌توان بیان کرد که نظام شناختی و گفتمان‌های حاکم بر باور این دولت، در دگرگونی رویکرد سیاسی ایران درقبال مذاکرات هسته‌ای با غرب از تقابل به تنش‌زدایی تأثیرگذار بوده است.
 
 

جهان اسلام

آینده پژوهی روابط ایران و عربستان تا 2028

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 77-110

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.436153.1320

محمد ترزم پور

چکیده رابطه امروز ایران و عربستان رابطه قدرت و امنیت است، نه دوستی و همسایگی. روند نزولی ۱۵ سال اخیر، ایران را از قدرتی منطقه‌ای و رقیبی مورد احترام، به کشوری عادی و ابزار بازدارندگی عربستان تبدیل خواهد نمود. درحقیقت ایران بازی قدرت را به آقای فعلی خاورمیانه (عربستان) باخته است. ایران درجهت بهبود شرایط خویش از فلسطین به نفع عربستان عبور کرده است، اما ازسوی‌دیگر، شرایط فعلی عربستان نیز پایدار نخواهد ماند. با توجه به نظریه تقارب که ریمون آرون و گالبریت نظریه‌پردازان مشهور آن هستند، قدرت‌های بزرگ به‌رغم تفاوت‌های صوری ایدئولوژیک، درمورد مسائل مربوط به امنیت ملی و حفظ منافع، رفتاری مشابه یکدیگر دارند. پس هدف پژوهش این است که ایران و عربستان باید آگاه به این موضوع باشند که در دنیایی که قدرت‌های بزرگ درنهایت به نفع یکدیگر از کشورهای ضعیف عبور می‌کنند، توامان قدرتمند بودن و همکاری این دو، تنها گزینه آینده‌ای روشن برای این دو کشور و به‌تبع آن منطقه خاورمیانه است. سوال پژوهش نیز در این راستا قرار دارد که در نظم جدید جهانی چه واکنشی لازم است تا این دو کشور ضمن بازگشت به شرایط مطلوب گذشته از فرصت‌های نظم جدید دور نمانند؟ که در این زمینه آینده‌نگاری را برگزیده‌ایم که در ذیل آن از روش امتداد حال به آینده و تحلیل ماتریسی استفاده شده است و درنهایت دو کشور هم‌زمان قدرتمند را تجویز خود در این پژوهش یافتیم.
 
 
 
 
 

جهان اسلام

امنیت زیست محیطی و همکاری های منطقه ای خلیج فارس

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 111-127

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.437778.1324

سید حمزه صفوی، عباس سروستانی

چکیده امروزه بحران‌ها و مسائل محیط‌زیستی تهدیدات اولیه و ثانویه بی‌سابقه‌ای را علیه بشر رقم زده و درک سنتی از مفاهیم صلح و امنیت را که بسیار نظامی، بازدارنده، محدود و با حاصل‌جمع جبری صفر بود، دستخوش تحول کرده و مفهوم جدید و فراگیری از امنیت را به‌وجود آورده که نه‌تنها مولفه‌های نظامی و سیاسی بلکه اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی را دربرمی‌گیرد. این مفهوم جامع و فراگیر امنیت باتوجه‌به فقدان یک نهاد و قدرت سیاسی فراگیر بین‌المللی برای حل این مسائل و ناتوانی دولت‌های ملی در پاسخ به این چالش‌ها و تهدیدات، وظیفه تأمین امنیت را به یک شبکه گسترده حکمرانی فراملی، چندجانبه و چندسطحی جهانی سوق داده است. مقاله پیش رو ضمن تبیین معنا و مفهوم امنیت زیست‌محیطی تأثیر این مفهوم نوین سیاست جهانی و روابط بین‌الملل و ظرفیت‌های آن برای همکاری‌های منطقه‌ای خلیج‌فارس را بررسی می‌کند. پرسش اصلی این پژوهش این است که رشد و گسترش تهدیدهای فرامرزی زیست‌محیطی چه تأثیری در همکاری‌های منطقه‌ای خلیج‌فارس گذاشته است؟ فرضیه‌ای که برای پاسخ به این پرسش به آزمون گذاشته می‌شود، این است که روند متعارض و گسترش دامنه تهدیدات زیست‌محیطی و توزیع نامتوازن مزایا و معایب آن‌ها بر امنیت و رشد اقتصادی کشورهای منطقه خلیج‌فارس، آن‌ها را ناگزیر به‌سوی نوعی همکاری‌های فراملی سوق می‌دهد. پژوهش پیش رو از نظر هدف یک پژوهش کاربردی برای به‌دست آوردن درک و دانش لازم در مورد تهدید‌های جهان‌شمول محیط‌زیستی و پویش ساختار نظام بین‌الملل برای پاسخ به این تهدید‌های تازه و شناخته‌نشده است. همچنین روش پژوهش از نوع موردکاوانه است و تلاش شده بر اساس این روش، نگاره‌ای فراگیر در مورد حکمرانی محیط‌زیست در منطقه خلیج‌فارس ارائه دهد. روش جمع‌آوری داده‌ها نیز کتابخانه‌ای است.
 
 
 
 

جهان اسلام

قدرت نرم چین و راهبرد آن در غرب آسیا

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 129-165

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.433719.1315

ایمان شعبان زاده، مهرشاد غفاری زاده، امید آسیابان

چکیده ظهور اقتصادی روزافزون چین سبب ایجاد حساسیت در افکار عمومی جهان نسبت به ماهیت توسعه این کشور شده است. چینی‌ها تلاش کرده‌اند با کاربست تمامی ابزارهای موجود، رویه‌های نگران‌کننده این‌چنینی را خاتمه دهند و در پی ارائه تصویری صلح‌آمیز از خود باشند. در این مسیر، یکی از مهم‌ترین ابزارهای دیپلماتیک پکن، استفاده از منابع قدرت نرم و ابزارهای آن در سیاست‌های توسعه‌ای خود بوده است. این مقاله با تحلیل مفهوم قدرت نرم و بررسی مبانی آن در روابط بین‌الملل آغاز می‌شود و در ادامه مولفه‌های قدرت نرم در نسخه چینی آن را بررسی می‌کند. سوال اصلی مقاله این است که غرب آسیا چه جایگاهی در راهبرد قدرت نرم چین دارد و از چه منابعی برای تحقق اهداف خود در این منطقه استفاده می‌کند؟ در پاسخ به سوال اصلی، فرضیه مقاله این است که نسخه چینی قدرت نرم تفاوت‌های قابل‌توجهی با ایده نخستین مدل آمریکایی دارد. درواقع چینی‌ها نسخه آمریکایی قدرت نرم را وارد کرده و آن را با توانمندی‌ها، ظرفیت‌ها و فلسفه سیاسی خود تعدیل، تقویت و به‌عبارتی داخلی‌سازی کرده‌‌اند. ردپای قدرت نرم چین در غرب آسیا در سه حوزه قابل‌ردیابی است: منبع اول قدرت نرم این کشور در غرب آسیا، ماهیت فرهنگی دارد. منبع دوم به قدرت نرم سیاسی مربوط است که ازطریق سیاست «میانجی‌گری» و با تکیه بر «بن‌مایه‌های ایدئولوژیک کنفوسیوسیسی» اعمال می‌شود. منبع سوم نیز به قدرت نرم اقتصادی چین برمی‌گردد و ازطریق سه ابزار «تبادلات انرژی»، «سرمایه‌گذاری‌های خارجی» و ابتکار «کمربند-راه» محقق می‌شود. روش پژوهش در تحقیق حاضر، توصیفی- تحلیلی است و از داده‌های کتابخانه‌ای برای گردآوری داده‌ها استفاده شده است.
 

جهان اسلام

چرخش به آسیا رژیم صهیونیستی: زمینه‌ها، دلایل و مصادیق

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 167-194

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.412628.1282

سجاد عطازاده، محمد حسن شیخ الاسلامی

چکیده در سالیان گذشته به‌تدریج شاهد افزایش روابط رژیم صهیونیستی و کشورهای آسیایی بوده‌ایم؛ امری که پس از جنگ سرد آغاز شد و در هزاره جدید شدت بیش‌تری گرفت؛ به‌طوری‌که در سال 2017 نتانیاهو به طور رسمی و در سفر به سنگاپور اتخاذ سیاست "چرخش به آسیا" را اعلام نمود. پژوهش حاضر با کاربست روش کیفی و استفاده از منابع کتابخانه­ای در پی پاسخ به این سؤال است که "چرخش به آسیا رژیم صهیونیستی و افزایش روابط آن با کشورهای آسیایی محصول چه عواملی است؟" برای پاسخ به این پرسش پس از بررسی زمینه­های تاریخی روابط اسرائیل و کشورهای آسیایی، تحلیلی از عواملی که باعث افزایش روابط دو طرف در سال­های اخیر شده­اند، ارائه می­گردد و سپس سیر روابط رژیم صهیونیستی با 3 کشور مهم آسیایی- ژاپن، چین و هند- بررسی می­گردد. نتایج حاصله حاکی از آن است که فروپاشی نظام دوقطبی پس از پایان جنگ سرد، افزایش نقش منطقه آسیا-اقیانوسیه در تعاملات جهانی، افول جایگاه اروپا در ساختار رابطه‌ای اسرائیل و افزایش اختلاف بین اوباما و نتانیاهو دلایل این افزایش رابطه به شمار می‌روند.

جهان اسلام

جایگاه قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه در قبال جمهوری‌های قفقاز جنوبی

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 195-216

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.426064.1299

محمود علیپور گرجی، عبدالمجید سیفی

چکیده پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، روسیه وارث قدرت نظامی وسیع شوروی بود، اما چیزی از فرهنگ و ایدئولوژی کمونیستی از شوروی به آن به ارث نرسید و این درست در زمانی بود که به‌نظر می‎‌رسید چهره فرهنگی و غیرنظامی نقش بسیار مهمی در ارائه تصویر مثبت از کشورها در مقایسه با زمان جنگ سرد داشته باشد. روس‌ها به‌ویژه پس از روی کار آمدن پوتین تلاش داشته‌اند با بهبود جایگاه قدرت نرم در سیاست خارجی خود در قبال کشورهای قفقاز جنوبی از آن برای ارتقای جایگاه خود در میان این کشورها استفاده کنند. این مقاله در پی پاسخ به این پرسش است که قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه در قبال کشورهای قفقاز جنوبی چه جایگاهی دارد؟ فرضیه‌ مقاله حاضر آن است که «با توجه به ظرفیت‌هایی نظیر زبان روسی، بازار کار گسترده، اشتراکات فرهنگی و منابع انرژی گسترده، جایگاه قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه در قبال جمهوری‌های خارج نزدیک ارتقا یافته؛ گرچه روسیه با چالش‌هایی در استفاده از قدرت نرم مواجه است». مقاله حاضر با استفاده از رویکرد توصیفی- تحلیلی و در قالب روش کیفی بر پایه تحلیل محتوا در پی آن است تا با توجه به دیدگاه‌های مختلف در مورد استفاده از قدرت نرم در روسیه به بررسی نقش و جایگاه قدرت نرم در سیاست خارجی روسیه در قبال جمهوری‌های شوروی سابق در قفقاز جنوبی و چالش‌های پیش‌روی آن بپردازد.
 

جهان اسلام

کالبدشکافی تغییر راهبرد سیاست خارجی ترکیه از قدرت نرم به قدرت سخت در سوریه

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 217-238

https://doi.org/10.22034/fasiw.2022.361811.1203

مروه کایا طیب، بهاره سازمند

چکیده پس از روی کار آمدن حزب عدالت و توسعه در سال ۲۰۰۲، چهارچوب سیاست خارجی ترکیه متحول شد. در این دوره سیاست خارجی ترکیه وارد گفتمان نوینی با محوریت دکترین «عمق استراتژیک» چندبعدی در قالب قدرت نرم و دیپلماسی عمومی شد. سیاست خارجی ترکیه به‌ویژه پس از تحولات سیاسی- اجتماعی بهار عربی، دستخوش تغییرات بسیاری شد. موج تحولات و دگرگونی‌های بهار عربی این فرصت را برای ترکیه فراهم کرد تا از ایده داوود اوغلو مبنی بر «عمق تاریخی، موقعیت جغرافیایی و میراث غنی و بزرگ برجای‌مانده از امپراتوری عثمانی» به‌عنوان فرصتی استثنایی برای تثبیت قدرت نرم و ایفای نقش فعال در حل‌وفصل مناقشات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای استفاده کند، ولی عوامل داخلی و خارجی متعدد از جمله فعالیت‌های پ.ی.د در سوریه و پ.ک.ک و داعش در داخل مرز ترکیه سیاست خارجی چندبعدی ترکیه در سوریه را برای مدتی طولانی به تعویق انداخت. ماشین تحولات در سیاست خارجی ترکیه با کودتای نافرجام ۲۰۱۶ بار دیگر به حرکت افتاد و سیاست خارجی ترکیه، ابعاد امنیتی نیز پیدا کرد. در این تحولات اهداف و جهت اصلی سیاست خارجی ترکیه تغییر نکرده و همچنان هدف چندبعدی کردن سیاست خارجی و کاهش وابستگی به غرب هدف عمده سیاست خارجی این کشور است، اما سازکار و ابزار تحقق این هدف تغییر کرده است؛ به این معنا که پس از کودتای ۱۵ جولای، ترکیه به رویکردی نو در سیاست خارجی روی آورده و بعد امنیتی در رفتار آن غالب‌تر شده است. 
 

جهان اسلام

نقش جامعه مدنی و سازمان‌های غیردولتی در فرایند دولت ـ ملت‌سازی عراق

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 239-269

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.206149

فاطمه کسائی زاده، حسین کریمی فرد، علی حسین حسین زاده، سارا نجف پور

چکیده  کشور عراق پس از سال 2003 با سلسله درگیری‌ها و بحران‌های متعدد تضعیف شد. درواقع این پروژه دولت- ملت‌سازی تهاجمی خارجی (برون‌زا) بود که منجر به درگیری‌های خشونت‌آمیز داخلی ناشی از عوامل اجتماعی، قومی، سیاسی و ایدئولوژیکی و بی‌ثباتی و ناامنی گسترده در عراق شد. از شاخص‌های دولت-ملت‌سازی، پیشرفت دموکراسی و نهادهای دموکراتیک است. به همین سبب جامعه مدنی را در چارچوب تئوری دولت- ملت‌سازی مورد تحقیق قرار داده اند، هدف از این نوشتار واکاوی ارتباط میان جامعه مدنی و سازمان‌های مردم‌نهاد و غیردولتی با دولت -ملت‌سازی در عراق است. فرضیه‌ای که در پاسخ اصلی این پژوهش مطرح‌شده این است که به نظر می‌رسد سازمان‌های غیردولتی و مردم‌نهاد در عراق رو به گسترش هستند و در دولت -ملت‌سازی پس از منازعه نقش دارند. یافته‌های پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی که با ترکیبی از منابع کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده حاکی از آن‌است‌که جامعه عراق از اثرات جنگ داخلی و نقض حقوق‌بشر، تنش‌های فرقه‌ای و سیاسی و بحران‌های اجتماعی رنج‌برده با بهره‌گیری از آزادی سیاسی و امکانات شبکه‌های اجتماعی و بستر مناسب تقویت جامعه مدنی با اتکا بر قانون تشکیل سمن‌ها در کنار احزاب و سایر ارکان جامعه مدنی و سنتی، مؤثر بر ملت‌سازی پس از منازعه گام برداشته است. نقش مدنی و مسئولیت اجتماعی افراد و سهم آنان در تحقق ثبات و توسعه امری متغیر است که این پژوهش تلاش می‌کند تا این مفهوم را در جامعه عراق بررسی نماید و میزان اثرگذاری آن را در آینده پیش‌بینی کند.

جهان اسلام

رقابت‌های منطقه‌ای و دیپلماسی اقتصادی چین در زیرسیستم خلیج‌فارس در سده بیست و یکم

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 271-303

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.432967.1313

زهرا وفامند، فریبر ارغوانی پیرسلامی

چکیده جهت‌گیری نوین قدرت‌های بزرگ در آغاز سده بیست‌ویکم و توجه بیشتر آن‌ها به مؤلفه‌های اقتصادی و نفوذ در مناطق استراتژیک جهان موجب شده رقابت میان قدرت‌ها روزبه‌روز افزایش یابد. در این دوره کشورها به‌جای توجه محض به ژئوپلیتیک بر ژئواکونومی تأکید می‌کنند و تقویت روندهای منطقه‌ای نیز موجب اهمیت یافتن دیپلماسی اقتصادی در سطوح منطقه‌ای شده است. با توجه به پیشگامی چین در دیپلماسی اقتصادی منطقه‌ای، هدف این مقاله بررسی دلایل تسهیل دیپلماسی اقتصادی چین در زیرسیستم خلیج‌فارس است. این نوشتار با طرح این پرسش که چه عواملی در تعیین دیپلماسی اقتصادی چین در زیرسیستم خلیج‌فارس در سده بیست‌ویکم مؤثر بوده است؟ با اتکا به روش توصیفی- تبیینی و رویکرد موازنه‌سازی منطقه‌ای بر این نظر است که رقابت‌های منطقه‌ای در زیرسیستم خلیج‌فارس در دو بخش رقابت‌های درون‌منطقه‌ای میان کشورهای منطقه و رقابت میان قدرت‌های بزرگ در این منطقه بستر و شرایط لازم را برای تسهیل دیپلماسی اقتصادی چین در این منطقه مهیا کرده است. یافته‌‌های این پژوهش نشان می‌دهد که چین در سال‌های اخیر در راستای تسهیل دیپلماسی اقتصادی همواره محور سیاست خارجی خود را مبتنی بر تقویت مناسبات پایدار با سایر کشورها و تحکیم روابط حسنه با همسایگان و حل‌وفصل مشکلات در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی قرار داده است و با ایجاد توازن میان قدرت‌های منطقه تلاش کرده منافع خصوصا دیپلماسی اقتصادی خود را پیش ببرد.
 
 

جهان اسلام

واکاوی سیاست خارجی عربستان سعودی در قبال جنگ اوکراین

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 305-328

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.405512.1274

عماد هلالات، مهدی جاودانی مقدم

چکیده جنگ روسیه و اوکراین از مهم‌ترین تحولات قرن جدید است که با واکنش‌های متفاوت دولت‌ها مواجه شده است. در این میان، عربستان سعودی به‌عنوان یکی از بازیگران استراتژیک منطقه خاورمیانه، رویکرد محافظه‌کارانه‌ای را باوجود شراکت راهبردی با ایالات‌متحده آمریکا پیگیری کرده است. این پژوهش در پی پاسخ به این سوال اصلی است که سیاست خارجی عربستان در قبال جنگ اوکراین چه بوده و تحت تأثیر چه متغیرهایی شکل‌گرفته است؟ یافته‌های این پژوهش که با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی و در چهارچوب واقع‌گرایی نئوکلاسیک مورد ارزیابی قرار گرفته نشان می‌دهد که مجموعه‌ای از متغیرها مانند برداشت نخبگان حاکم در عربستان از ماهیت جنگ اوکراین در کنار عملکرد ایالات‌متحده در سال‌های اخیر در قبال تحولات منطقه غرب آسیا به‌ویژه در قبال جمهوری اسلامی ایران و پیگیری دکترین اِحاله مسئولیت و کاهش تعهدات آن در این منطقه، تغییرات ساختاری در نظام بین‌الملل و الزامات چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی باعث شده که این کشور سیاست «متوازن» (نه «خنثی») را در قبال جنگ اوکراین پیش‌ بگیرد تا روابط خود را با دو طرف منازعه حفظ کند.
 

جهان اسلام

بررسی رابطه جمعیت و قدرت ملی در جمهوری اسلامی ایران (با تأکید برآموزه های دینی)

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.401172.1267

وحید الهی، عبدالرضا بای، محمدفاضل صدری

چکیده هدف این نوشتار بررسی نسبت جمعیت و قدرت ملی در جمهوری اسلامی ایران است که با رویکردی به آموزه‌های دینی قوام بیشتری می‌یابد. هرچند مبانی آموزه‌های دینی اسلام، خود به‌مثابه چهارچوبی دقیق از نظریه‌های جمعیت و قدرت قابل‌استفاده است؛ اما به اقتضای گستره تحقیق، از رهیافت نظری «باری بوزان» و «اولی ویور» نیز که از نمایندگان شاخص مکتب کپنهاگ هستند، به‌صورت تلفیقی بهره برده شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که رابطه افزایش جمعیت و قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران با توجه به مبانی دینی آن چیست؟ در این راستا، اطلاعات به روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای جمع‌آوری و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شد. نتایج نشان داد که ایران در شرایط نوینی از تجارب جمعیتی و متغیرهای مربوط به آن است که می‌تواند در برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت آن تأثیری مثبت بگذارد؛ در این ‌بین، نوع نگاه و تحلیل درست متصدیان امر امنیت باید به‌گونه‌ای باشد که ازدیاد نرخ جمعیت بتواند به‌مثابه تضاعف سرمایه‌های اجتماعی، در راستای قدرت ملی و نشان دادن ابعاد آن در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی تعریف شود. در حقیقت، داده‌های جمعیتی به‌عنوان اولویتی بی‌بدیل و اثرگذار در قدرت ملی باید در قلمروهای امنیتی و سیاسی در جهت امن‌سازی کشور مورد توجه قرار گیرد.
 

جهان اسلام

تحلیل جنبش‌های مدنی در شهر کابل در چهارچوب نظریه عدالت فضایی

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 25-53

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.401347.1268

محمد علی جعفری، زهرا احمدی‌پور، مصطفی قادری حاجت

چکیده  انزوای اجتماعی در ارتباط شبکه‌ای با بقیه سیاست‌های اجتماعی چون سیاست‌های مربوط به آموزش، سلامت، مسکن، اشتغال، جرم، رفاه، فقرزدایی و... است و آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و از آنها تأثیر می‌پذیرد. در افغانستان با استقرار حاکمیت جدید این برابری منافع و عدالت جغرافیایی همیشه مطرح بوده و شهرها به‌عنوان نماد مدنیت مکان بروز اعتراضات کم و بیش بوده که منجر به تشکیل جنبش‌هایی در شهر شده است. با دو جریان عمده اعتراض مدنی یعنی «جنبش تبسم» به‌دنبال کشته شدن دختری نوجوان به‌دلیل قومیت و مذهب و همچنین ناامن بودن مسیرهای منتهی به پایتخت و دیگری «جنبش روشنایی» به‌دلیل تغییر انتقال شبکه برق از مسیر ولایت بامیان، برای اولین‌بار توسط قومیت هزاره گام‌های مدنی در فضای شهر کابل شکل گرفت. این مقاله با انتخاب روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اطلاعات میدانی (مشاهده) در پی پاسخگویی به سوال اصلی مقاله انجام شده است: آیا جنبش‌های مدنی در شهر کابل با زمینه قومی واکنشی به بی‌عدالتی فضایی در توزیع خدمات شهری است؟ نتایج نشان از آن دارد که دگرگونی‌های فضایی کابل بیشتر تحت تاثیر اقوام جلوه‌گری می‌کند. در این جنبش‌ها گروه قومی با تبلیغات و گفتمان‌های متعدد توانستند گروه‌های قومی و اجتماعی گوناگون به ویژه دانشگاه‌ها، مدارس، اداره‌های دولتی را برای شرکت در جنبش جذب کنند و اولین جنبش‌های شهری کابل بدون خشونت و ناهنجارهای اجتماعی شکل بگیرد.  
 
 

جهان اسلام

سناریوهای آینده نظم امنیتی منطقه‌ای غرب آسیا در افق 1405

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 55-86

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.385210.1244

محمد شاه محمدی، اکبر خزلی

چکیده منطقه غرب آسیا از نظر ژئواستراتژیک، ژئواکونومیک و ژئوپلتیک اهمیت ویژه‌ای برای قدرت‌های بزرگ دارد و به همین دلیل تاریخ یک قرن گذشته این منطقه فراز و نشیب‌های زیادی داشته است. کشورهای این منطقه را نیز به لحاظ پیچیدگی‌های خاص آن و تهدیدات روز افزون منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای و همچنین نگرانی‌هایی که وجود دارد، نمی‌توان از یکدیگر جدا دانست و ناامنی هر کدام از این کشورها می‌تواند ناامنی دیگر کشورها را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل، تحقق مطلوبیت‌های جمهوری اسلامی ‌‌ایران در منطقه و اینکه چه سناریویی می‌‌تواند مطلوبیت جمهوری اسلامی ‌‌ایران در این منطقه را به همراه داشته باشد یا به عبارتی، رصد سناریوهای محتمل و طراحی سناریویی که ارزش‌های حیاتی ایران را تضمین نماید حاوی ارزش راهبردی است و دارای اهمیت ویژه‌ای برای جمهوری اسلامی ایران است که هدف تحقیق حاضر نیز همین امر بوده است، لذا در این تحقیق با روش آینده پژوهی GBN و با انجام مصاحبه با 25 نفر از خبرگان و نخبگان آشنا با حوزه‌ی غرب آسیا و تجزیه و تحلیل آنها با روش تحلیل محتوا و همچنین داده‌های حاصل از پرسشنامه‌های توزیع شده بین 36 نفر از جامعه‌ی آماری به صورت هدفمند و تمام شمار با نرم‌افزارهای‌ Excel و SPSS اقدام به شناسایی بازیگران، کنشگران، شگفتی‌سازها، پیشران‌ها و عدم قطعیت‌ها نمودم و نهایتاً چهار سناریوی محتمل به نام‌های( فروپاشی نظم فعلی و بی‌نظمی، هژمونی نظم ایرانی اسلامی، هژمونی نظم سلفی غربی، کنسرت قدرت‌های منطقه‌ای و نظم دسته‌جمعی) شناسایی گردید.

جهان اسلام

رابطه دولت ـ جامعه در کشورهای منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا بعد از تحولات حوزه عربی در سال 2011

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 87-108

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.414353.1284

احمد زارعان، آرش سعیدی راد

چکیده تحولات کشورهای عربی منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا، که در سال 2010 آغاز شد و در سال 2011 به اوج خود رسید و به «بهار عربی» یا «بیداری اسلامی» معروف شده است، توجه اغلب پژوهشگران و کارشناسان مسائل سیاسی را در مورد علل، زمینه‌ها، ماهیت و فرجام این تحولات به خود جلب کرده است. بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد این تحولات ناشی از نارضایتی عمیق مردم کشورهای عربی منطقه از ناکارآمدی، فساد و بی‌عدالتی سیستماتیک و نهادینه‌شده در نظام ساختاری و کارگزاری دولت‌های متبوع خود بوده است. بر این اساس، این پرسش مطرح می‌شود که ناآرامی‌های اجتماعی و اعتراض‌های مردمی سال‌های 2010 و 2011 در کشورهای عربی منطقه غرب آسیا و شمال آفریقا چه تأثیری در روابط دولت و جامعه داشته است؟ در راستای پاسخ به این پرسش، داده‌ها با مراجعه به منابع کتابخانه‌ای و برخط گردآوری و با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی بررسی و تحلیل شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد بر اساس رهیافت قرارداد اجتماعی، ملت‌های منطقه در اعتراض‌های گسترده و دامنه‌دار خود، به دنبال انعقاد قرارداد اجتماعی جدیدی بودند که بر اساس آن، منافع سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و هویتی آنها تأمین شود. دولت‌های منطقه در مواجهه با این اعتراض‌ها طیف متنوعی از سیاست‌های کنترل و مهار را اتخاذ کردند؛ اما در نهایت دولت‌های مصر، تونس، لیبی و یمن سقوط کردند و در سوریه، اردن، بحرین و عربستان سعودی سیاست‌ها و راهبردهای کنترل و مهار اعتراض‌ها با موفقیت همراه شد. در نهایت، هیچ‌یک از حرکت‌های اعتراضی به تجدید قرارداد اجتماعی موجود و شکل‌گیری قرارداد اجتماعی جدید منجر نشد. از آنجا که علل و زمینه‌های اعتراض‌های مردمی در سال‌های 2010 و 2011 کماکان در کشورهای مورد مطالعه وجود دارند پیش‌بینی می‌شود این کشورها شاهد امواج جدیدی از اعتراض‌های مردمی در آینده باشند.
 
 
 

جهان اسلام

جایگاه حقوق بشر در سیاست خاورمیانه‌ای اتحادیه اروپا

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 109-133

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.430397.1309

ابراهیم سرخه

چکیده ایجاد و شکل‌گیری اتحادیه اروپا، در قالب ساختاری فعلی، این اتحادیه را به یکی از بازیگران مهم عرصه بین‌الملل تبدیل کرده است. اتحادیه اروپا از بدو تاسیس تلاش کرده با مدل‌های مختلف اقتصادی، سیاسی، امنیتی، اجتماعی و حقوقی اقدامات نظام‌مندی را در عرصه‌های مختلف برنامه‌ریزی و ترسیم کند. تحولات نظام بین‌الملل در دوران اخیر، گسترش جایگاه حقوق بشر و تغییر ماهیت این حقوق را از مسئله‌ای فکری و ذهنی به رویکردی حیاتی و استراتژیک، که با حیات سیاسی کشورها پیوند ‌داشته، نشان می‌دهد. امروزه شاهد تعمیق جایگاه حقوق ‌بشر در سیاست خارجی کشورها در معنای عمودی و به‌تبع آن، تحول حاکمیت مطلق دولت‌ها و تبلور آن در معنای مسئولیت دولت هستیم. موضوع حقوق بشر یکی از هنجارهای مورد پذیرش اتحادیه اروپا است که بر رعایت آن به‌عنوان یکی از پیش‌شرط‌های اتحادیه برای تعمیق روابط خارجی خود با طرف ثالث در مناطق مختلف از جمله خاورمیانه تاکید شده است. در این راستا، سوال اصلی این پژوهش این است که مسئله حقوق بشر چه جایگاهی در سیاست خارجی اتحادیه اروپا در قبال کشورهای خاورمیانه داشته است؟ یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که برخلاف آنچه بیان می‌شود، حقوق بشر یک ابزار کاملاً سیاسی است و برای گسترش قدرت نرم اتحادیه اروپا استفاده می‌شود. به عبارتی، مسئله حقوق بشر نزد اتحادیه اروپا بیش از آنکه مسئله‌ای هنجاری باشد، ابزاری برای رسیدن به اهداف سیاسی و افزایش قدرت نرم است. یافته‌ها همچنین حاکی از آن است که دیپلماسی فرهنگی و اقتصادی، همچنین برنامه مشارکت شرقی از مهم‌ترین مواردی است که اتحادیه در پیشبرد اهداف حقوق بشری خود از آن‌ها بهره می‌برد.
 
 
 

جهان اسلام

ژئوپلیتیک انرژی گاز مایع در قرن بیست‌ویکم با تأکید بر ژئوانرژیک گاز مایع ایران

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 135-166

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.427323.1301

غلامرضا شفیعی، حجت مهکویی، امیر گندمکار، رضا سیمبر

چکیده ایران علی‌رغم‌ داشتن رتبه دوم جهانی از نظر ذخایر گاز طبیعی، عملاً نقش فعال و تأثیرگذاری در تجارت جهانی و صادرات گاز طبیعی و گاز مایع ندارد و علی‌رغم‌ موقعیت ممتاز ژئواکونومیک و ژئوانرژیک، به جایگاهی متناسب با ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های اقتصاد جغرافیایی خود دست نیافته است. مسئله اصلی تحقیق این است که میزان نقش و اهمیت گاز مایع در تجارت جهانی گاز و ژئوپلیتیک انرژی طی دهه‌های آینده در سطوح منطقه‌ای و جهانی چگونه است؟ هدف اصلی این پژوهش تحلیل نقش و اهمیت فزاینده گاز مایع در تجارت جهانی گاز و ژئوپلیتیک انرژی در سطوح منطقه‌ای و جهانی طی دهه‌های آینده است. روش تحقیق بر اساس هدف از نوع کاربردی و بر اساس ماهیت از نوع توصیفی- تحلیلی است. نتایج یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که با توجه به مزیت‌ها، تقاضا و مصرف روزافزون گاز مایع در دوره انتقال از یک سو و موقعیت جغرافیایی و ظرفیت‌های کم‌نظیر ژئوانرژیک ایران برای تولید و صادرات گاز مایع از سوی دیگر، توسعه زیرساخت‌های تولید و صادرات گاز مایع می‌تواند کاهش صادرات و درآمدهای نفتی ایران را در دوره انتقال از سوخت‌های فسیلی به انرژی‌های تجدیدپذیر جبران کند.
 
 
 
 

جهان اسلام

بررسی تقابل گفتمان اسلام سیاسی شیعی و گفتمان نوعثمانی‌گرایی در جمهوری آذربایجان

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 167-203

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.395158.1254

زاهد غفاری هشجین، مهرانه ساداتی

چکیده جمهوری آذربایجان با توجه به دارا بودن جمعیت 85 درصدی از شیعیان و همچنین به‌دلیل قرار گرفتن در همسایگی جمهوری اسلامی ‌ایران ظرفیت‌‌های زیادی برای نفوذ گفتمان اسلام‌ سیاسی ‌شیعی در خود دارد. درواقع، پس از فروپاشی شوروی و استقلال آذربایجان، مسلمانان این کشور به‌رغم سلطه هفتاد ساله نظام کمونیستی شوروی، دین اسلام را به‌عنوان عامل اساسی در شکل‌دهی به هویت خویش حفظ کردند؛ اما با توجه به استقرار حکومت‌‌های سکولار در این جمهوری، جریان‌‌های اسلامی تاکنون نتوانسته‌اند الگوی مناسبی برای تطبیق ارزش‌‌های اسلامی و ملی خود ارائه دهند؛ بنابراین در آذربایجان تقابل گفتمان‌‌های مختلف برای الگوسازی مناسبات سیاسی مشاهده می‌شود؛ بنابراین پرسش اصلی پژوهش حاضر آن است که تقابل گفتمان اسلام‌ سیاسی‌ شیعی به‌ویژه گفتمان متأثر از انقلاب اسلامی ایران و گفتمان نوعثمانی‌گرایی ترکیه در جمهوری آذربایجان چگونه است؟ پژوهش حاضر مبتنی بر چهارچوب نظری گفتمان و کاربست روش ‌کیفی از نوع توصیفی-تحلیلی است. فرض پژوهش آن است که نوعی تقابل غیرمستقیم بین دو گفتمان مذکور در آذربایجان وجود دارد. نگارندگان گفتمان اسلام سیاسی شیعی را به‌دلایل متعدد به‌عنوان گفتمانی اصیل در آذربایجان و گفتمان نوعثمانی‌گرایی را به‌عنوان گفتمان رقیب مفروض می‌دانند. به سبب دولت سکولار آذربایجان و ممانعت آن از ترویج گفتمان اسلام سیاسی شیعی، گفتمان نوعثمانی‌گرایی با دال مرکزی اسلام لیبرال، با حمایت دولت آذربایجان در حال گسترش است.
 
 

جهان اسلام

تحلیل روابط ناتو- جنوب در چهارچوب ابتکار استانبول؛ چالش‌ها و سناریوهای پیش رو

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 205-233

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.452877.1346

امیر عباس قاسم پور، رضا جلالی، اردشیر سنایی

چکیده پیمان ناتو در دهه‌های گذشته جدا از مقابله با توسعه‌طلبی شوروی سابق و پیمان ورشو در چهار بحران دیگر نیز دخالت کرده است؛ بحران شبه‌جزیره‌ کره، بحران لبنان، بحران کویت و بحران بوسنی. نکته جالب اینجاست که دخالت ناتو در این بحران‌ها هر چند با چتر حمایتی و قانونی سازمان ملل و شورای امنیت انجام می‌شده؛ اما اساساً در چهارچوب اهداف سازمانی آن نمی‌گنجد. به اعتقاد برخی از کارشناسان، ناتو با بحران هویت مواجه بوده و اختلافات شدید میان راهبردهای امنیتی کشورهای عضو آینده مبهمی را برای آن ترسیم کرده است. نشست سران ناتو در سال 2004 و تصویب سند ابتکار همکاری استانبول نقطه شروع همکاری‌های رسمی ناتو و کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس بود. در این نشست از کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‌فارس دعوت شد تا وارد همکاری‌های امنیتی- نظامی با ناتو شوند. قطر، کویت، بحرین و امارات متحده عربی چهار کشوری هستند که تاکنون به این دعوت پاسخ مثبت داده و با انعقاد پیمان‌های امنیتی یا قراردادهای مبادله اطلاعات نظامی- امنیتی همکاری‌هایی را با ناتو آغاز کرده‌اند؛ اما پس از گذشت دو دهه از امضای این سند، سوال اینجاست که وضعیت همکاری اعضای این شورا با ناتو در چه وضعیتی قرار دارد؟ یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که همکاری بیشتر اعضای شورای همکاری خلیج‌فارس با ناتو، طی سال‌های اخیر، تعاملات امنیتی را دربر می‌گرفته؛ اما در آینده این همکاری‌ها به سمت مقابله با تهدیدات نوین، از طریق کمک به ساخت یک الگوی امنیتی- مشارکتی- منطقه‌ای با محوریت ایران پیش خواهد رفت.
 
 

جهان اسلام

منطقه خاکستری؛ راهبرد اسرائیل علیه ایران (از 2010 تا 2023)

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 235-258

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.427205.1302

سجاد قیطاسی، حمید احمدی نژاد، سیدعلی موسوی‏ تبار

چکیده با پیروزی انقلاب اسلامی در سیاست خارجی ایران دگرگونی پدید آمد. در محور این دگرگونی تعریف روابط با دیگر کنشگران از جمله اسرائیل قرار داشت که براساس آن اسرائیل، که پیش از انقلاب با ایران روابط حسنه‏ای داشت، به یک دشمن راهبردی تبدیل شد. به این ترتیب، ایران و اسرائیل به‌عنوان دو بازیگر مهم، در سطوح منطقه‏ای و جهانی در تقابل با یکدیگر قرار گرفتند. مبتنی بر این تقابل، سوالی که پژوهش حاضر به آن می‏پردازد این است که «اساس کنش و رفتار اسرائیل در مواجهه با ایران به‌عنوان یک قدرت منطقه‏ای مبتنی بر چه راهبردی است؟» در پاسخ به این سوال، فرضیه پژوهش عبارت است از: ناتوانی اسرائیل در جنگ تمام‌عیار باعث روی آوردن آن به تقابل با ایران در چهارچوب راهبرد منطقه‏ خاکستری، یعنی حمله به منافع ایران تا حد آستانه‏ تحمل شده است. یافته‌های پژوهش بر پایه‏ روش توصیفی- تحلیلی و استدلال قیاسی (کل به جزء) حاکی از آن است که اسرائیل برای عدم‏مواجهه مستقیم (جنگ) و در راستای مهار جمهوری اسلامی از طریق عملیات‏هایی مانند ترور، جاسوسی، تبلیغات، حملات سایبری، جنگ نیابتی و فشار اقتصادی، راهبرد منطقه‏ خاکستری را در برابر ایران دنبال کرده است.

جهان اسلام

امکان سنجی الگوبرداری ایران از مدل توسعه اقتصادی چین

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 259-289

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.440948.1326

امید محمدی، مختار صالحی، محمدتقی قزلسفلی

چکیده جستجوی الگوی توسعه اقتصادی مناسب ایران، همواره محل بحث بوده است. روند الگو برداری نه تنها متوقف نشده، بلکه از سوی ایران در قالب همکاری اقتصادی با چین مورد توجه قرار گرفته است. پیرو تاکید فوق، سوال اصلی پژوهش این است، تا چه حد امکان الگو برداری ایران از مدل توسعه اقتصادی چین وجود دارد؟ چه زمینه‌ها و موانعی در رویکرد الگوبرداری ایران از چین به خصوص در زمینه توسعه اقتصادی وجود دارد؟ بنا بر فرضیه، نیازهای متقابل اقتصادی ایران و چین، انتقاد مشترک به نظم بین‌المللی موجود، نقش مهم چین در جذب سرمایه گذاری خارجی، طرح اقتصادی یک کمربند/ یک راه، جایگاه خاورمیانه در تامین انرژی چین و همکاری‌های سیاسی و امنیتی  به عنوان زمینه های الگوبرداری اشاره داشت. در مقابل متغییرهای؛ ساختار فرهنگی متفاوت دو کشور ، نهادگریزی در اقتصاد ایران، ساختار کمی و کیفی متفاوت جمعیتی دو کشور، ساختار اقتصادی متفاوت، بی اعتمادی اجتماعی ایرانی ها نسبت به همکاری اقتصادی با چین، تجربه تحریم های بین المللی، در هم تنیدگی اقتصاد چین با امریکا به عنوان یک قدرت تحریم گرا، تاکید چین بر جغرافیای سیاسی کشورها در امر توسعه اقتصادی و عدم الگو پذیری آن و ابهام در مبانی و نیت واقعی مدل توسعه اقتصادی چین، به عنوان موانع مهم امکان سنجی الگوبرداری از مدل توسعه اقتصادی چین به بحث گذاشته می شود. روش طرح پژوهش فوق، توصیفی تحلیلی است و در چارچوب نظریه وابستگی متقابل به بحث گذاشته می شود. اطلاعات و داده های این پژوهش به صورت کیفی با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی جمع آوری می شود. روش ارزیابی منابع گرداوری شده نیز به صورت کیفی خواهد بود.
 

جهان اسلام

تبیین جایگاه امنیت غذایی در مناسبات آبی ایران و عراق

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 291-321

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.434384.1317

صدیقه نصری فخرداود، حسن صدرانیا

چکیده امنیت غذایی یکی از مولفه‌های مهم در روابط میان کشورها شده و در رابطه با تاثیر آن در مناسبات هیدروپلیتیک میان کشورها مطالعات مختلفی انجام شده است. این نوشتار با هدف واکاوی نقش امنیت غذایی و تحلیل تاثیر آن در روابط میان کشورها به دنبال پاسخ به این پرسش است که امنیت غذایی و منابع آب در روابط میان ایران و عراق چه تاثیری دارند؟ استدلال فرضیه پژوهش بر آن است که امنیت غذایی یکی از متغیرهای راهبردی در مناسبات هیدروپلیتیک میان دو کشور است. بدین منظور با رویکرد ترکیبی از منابع کتابخانه‌ای، اسناد و روش دلفی متمرکز بر مصاحبه‌های باز و نیمه‌ساختاریافته با متخصصان ایرانی و عراقی متغیرها شناسایی شده، سپس با روش تحلیل ساختاری و نرم‌افزار میک‌مک نتایج تحلیل و ارزیابی شده است. نتایج نشان می‌دهند پس از شناسایی و تحلیل ساختاری رابطه میان متغیرها، اهمیت منابع آبی برای امنیت غذایی یکی از متغیر‌های راهبردی و کلیدی به‌شمار می‌رود. روابط متقابل بیانگر آن است که امنیت غذایی با حوزه‌های مربوط به توسعه و امنیت در هر دو کشور توامان در ارتباط است و این نشان‌دهنده اهمیت بالای این جستار موضوعی در روابط بین دو کشور دارد.
 
 
 
 

جهان اسلام

بررسی تأثیر بازاریابی سیاسی در تقویت عمق‌بخشی خارجی انقلاب اسلامی ایران

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 323-351

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.397275.1259

پژمان نوروزی، مهدی فیروزکوهی

چکیده یکی از مهم‌ترین انقلاب‌های معناگرا در جهان انقلاب سال 1357 ایران بوده است. در گام دوم انقلاب اسلامی یکی از راهبردی‌ترین اهداف انقلاب، موضوع عمق‌بخشی خارجی انقلاب اسلامی بوده؛ اما کمبود چهارچوب‌ و الگوها در این زمینه، همواره یکی از موانع عملیاتی شدن این مهم بوده است. در این پژوهش با استفاده از مفهوم بازاریابی سیاسی سعی شده گامی به سوی طراحی چهارچوبی در راستای عملی کردن موضوع عمق‌بخشی خارجی انقلاب اسلامی برداشته شود. سؤال اصلی در این پژوهش این است که «چگونه می‌توان با استفاده از نظریه بازاریابی سیاسی موجبات تقویت عمق‌بخشی خارجی انقلاب اسلامی را فراهم کرد؟­» در این پژوهش فرا­نظریه بازاریابی سیاسی مبتنی بر مفهوم بنیادین «حفظ»، «تعمیق» و «نگهداشت» محصول در نظر گرفته شده است؛ به‌نحوی‌ که شناخت و مدیریت فرایند برندینگ، رسانه، بازاریابان حرفه‌ای و بازاریابی استراتژیک عوامل اصلی موفقیت بازاریابی سیاسی در عمق‌بخشی خارجی انقلاب اسلامی در نظر گرفته شده است. این پژوهش از نوع توسعه‌ای- کاربردی است و برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانه‌ای و پیمایشی استفاده شده است.
 

جهان اسلام

تحلیل ژنوم‌‌های ژئوپلیتیکی اثرگذار ایران و عربستان سعودی بر درگیری‌های منطقه‌ای دو کشور (مطالعۀ موردی سه کشور: یمن، سوریه و بحرین)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.385231.1245

فرزاد احمدی دوازده امامی، زهرا احمدی پور

چکیده ژنوم‌های ژئوپلیتیکی پدیده‌های جغرافیایی مربوط به واحدهای سیاسی مستقل دارای حاکمیت یا همان کشورها هستند که تفکر راهبردی و سیاست داخلی و خارجی آن را می‌سازند. این ژنوم‌ها که مختص به هر کشور هستند، تحلیل سیاست خارجی و شیوۀ کنش بازیگران در سطوح ملی، منطقه‌ای و جهانی را پیش‌بینی‌پذیر می‌کنند. از آنجا که ایران و عربستان سعودی دو بازیگر اصلی منطقۀ جنوب غربی آسیا هستند، شناخت ژنوم‌های ژئوپلیتیکی آنان برای تحلیل سیاست خارجی و کدهای ژئوپلیتیکی آنان اهمیت فراوان دارد. در این پژوهش در پی شناسایی ژنوم‌های تأثیرگذار دو کشور هستیم تا ضمن پی‌بردن به شیوۀ تأثیر آن‌ها در شکل‌دادن به سیاست خارجی آن‌ها، نقش این ژنوم‌ها در مهم‌ترین فضاهای درگیری میان ایران و عربستان را تشریح کنیم. فرضیۀ پژوهش بدین شکل مطرح می‌شود که به‌نظر می‌رسد ژنوم‌های ژئوپلیتیکی متفاوت ایران و عربستان زمینه‌ساز منازعات دو کشور در سطح منطقه هستند. روش پژوهش نیز توصیفی‌تحلیلی و بر پایۀ اطلاعات و منابع کتابخانه‌ای است. نتیجۀ پژوهش نشان می‌دهد میان ژنوم‌های دو کشور و توسعۀ رقابت و منازعات دو کشور رابطۀ مستقیمی برقرار است.
 

جهان اسلام

زمینه‌های سقوط جمهوریت با مطالعۀ رفتار رأی‌دهی مردم افغانستان (مطالعۀ موردی انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2019)

دوره 5، شماره 4، زمستان 1402، صفحه 27-51

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.420991.1291

رضا اختیاری امیری، علی کریمی‌مله، غلام‌عباس حسینی

چکیده چهارمین انتخابات ریاست‌جمهوری افغانستان در زمان تقابل حکومت مرکزی با طالبان در مذاکرات صلح دوحه و جنگ در بخش‌های گستردۀ کشور برگزار شد. انتخابات پس از چندین ماه به تعویق‌افتادن، سرانجام در سپتامبر 2019 برگزار شد. خیلی زود آمار شرکت‌کنندگان سرخط خبرها قرار گرفت. حدود 2 میلیون و 600 هزار نفر یعنی فقط 20 درصد از واجدان رأی‌دهی پای صندوق‌های رأی حاضر شده بودند. این عدم استقبال، خبر از تحولی بزرگ در افکار عمومی و اوضاع نابسامان وضعیت سیاسی افغانستان می‌داد. اینکه زمینه‌های سقوط نظام جمهوریت در افغانستان در رفتار رأی‌دهندگان انتخابات ریاست‌جمهوری سال 2019 چگونه نمود یافته بوده است؟ پرسشی‌ است که در این پژوهش با یاری‌گرفتن از نظریات رفتار رأی‌دهی اندیشمندانی همچون پیپا نوریس، رابرت دال و اینگلهارت به روش توصیفی‌تبیینی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای در پی پاسخ‌دادن به آن هستیم. یافته‌های این پژوهش نشان می‌‌دهد رفتار رأی‌دهی مردم افغانستان زنگ خطر مهمی را برای حکومت مرکزی و به‌تبع آن حیات دموکراسی به صدا در آورده بود. عدم مشارکت حداکثری در انتخابات که یکی از مهم‌ترین نمادهای دموکراسی است، نشان‌دهندۀ بی‌اعتمادی مردم به نظام و روشنگر مقبولیت‌نداشتن آن در جامعه است. رفتار رأی‌دهندگان افغانستانی در سال 2019 نشان داد که هیچ شخص و گروهی به آن توجه نکرده و کمتر از دو سال بعد نتیجۀ آن با سقوط جمهوریت و بازگشت طالبان نمایان شد. این رفتار رأی‌دهندگان زمینه‌هایی داشته است که در این پژوهش آن‌ها را بررسی می‌کنیم.