موضوعات = جهان اسلام
جهان اسلام

تأملی جامعه‌شناختی در مقایسۀ نظام‌‌‌های سیاسی لبنان و عراق از منظر دموکراسی توافقی

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 93-119

https://doi.org/10.22034/fasiw.2022.152737

سید خدایار مرتضوی، سعید شمس الدینی

چکیده دموکراسی توافقی بیش از نیم قرن در لبنان و نزدیک به دو دهه در عراق اجرایی شده است. با توجه به نارسایی‌های مربوط به فرایند دولت‌ملت‌سازی، این پرسش مطرح است که روند تاریخی‌اجتماعی شکل‌گیری نظام‌‌‌های سیاسی لبنان و عراق بر مبنای الگوی دموکراسی توافقی چگونه است و در این روند، این دو نظام چه شباهت‌ها و تفاوت‌هایی داشته‌اند؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می‌شود که دموکراسی توافقی گزینه‌ای است از نظر نهادی‌سیاسی با ایجاد بستر مناسب برای مشارکت گروه‌های متکثر قومی، دینی و زبانی قابلیت تحقق امنیت و ثبات نسبی را دارد، اما بافت قبیله‌ای و گرایش‌های سنتی فرقه‌گرایانۀ این کشورها و تداوم شکاف‌های اجتماعی از جمله چالش‌های مؤثر در شکنندگی این دموکراسی است. در این مقاله با استفاده از رهیافت نهادگرایی و روش مقایسه‌ای در بررسی موضوع، به این نتیجه رسیدیم که با توجه به چندفرهنگی‌بودن این دو کشور و تنوع شکاف‌های اجتماعی در آن‌ها، دموکراسی توافقی گزینۀ به‌نسبت مناسبی برای مشارکت سیاسی گروه‌های گوناگون در تصمیم‌گیری‌های دو کشور است و توانسته در این سال‌ها به‌ویژه در لبنان به شیوۀ شبه پارلمانی و در عراق با تمرکزبخشیدن به پارلمان، ثباتی نسبی، اما شکننده به‌وجود آورد. فرهنگ سنتی و عشیره‌ای حاکم بر این دو کشور، مشکل هویت ملی، موانع فرهنگی ایجاد جامعۀ مدنی و سازمان‌های مردم نهاد و کاستی‌‌‌های درونی، این نوع دموکراسی را در عمل با مشکل مواجه کرده است و به‌شکل ظرفی مدرن، اما با مظروفی سنتی و غیردموکراتیک درآمده است.

جهان اسلام

ارزیابی نقش ژئوپلیتیک جمعیت در امنیت ملی رژیم صهیونیستی

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 120-147

https://doi.org/10.22034/fasiw.2022.152738

امیررضا مقومی مقومی، مهدی جاودانی مقدم

چکیده ژئوپلیتیک جمعیت، یکی از مهم‌ترین عناصر مؤثر در قدرت و امنیت ملی در روابط بین‌الملل است. این موضوع امروزه با افزایش اهمیت روزافزون دانش و فناوری و تحدید عناصر قدرت سخت، اهمیت کمتری نسبت به گذشته دارد، اما همچنان به‌عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار بر سیاست داخلی و خارجی در سیاست جهانی مورد توجه است. ژئوپلیتیک جمعیت بی‌شک یکی از مهم‌ترین دغدغه‌های دائمی اسرائیل از ابتدای تأسیس آن تاکنون بوده ‌است. این موضوع با توجه به ماهیت بستۀ دین یهود و محدودیت کمی یهودیان جهان و همچنین به‌دلیل اینکه این رژیم، حضور و قوام خود را بر اساس وجود جمعیت فقط یهودی استوارساخته، اهمیت بیشتری یافته ‌است. علاوه بر این، تداوم اشغالگری این رژیم در سرزمین فلسطین و چالش‌های ناشی از بحران مهاجرت و همچنین بروز مسائل جدید در درون مرزهای فلسطین اشغالی نیز بر نگاه ویژۀ اسرائیل به مسئلۀ جمعیت و تغییر و تحولات دائمی آن افزوده است. در این چارچوب، این پرسش مطرح است که ژئوپلیتیک جمعیتی اسرائیل چگونه امنیت ملی این رژیم را تحت تأثیر قرار داده است؟ یافته‌های این پژوهش که به روش توصیفی‌تحلیلی انجام شده است، نشان می‌دهد ژئوپلیتیک جمعیتی اسرائیل، هم‌زمان فرصت‌ها و چالش‌هایی را برای این رژیم به‌وجود آورده است که اگرچه فرصت‌ها، بیشتر در بُعد کیفی بروز یافته‌اند، ابعاد کمی، الگوی پخش و ترکیبات جمعیتی این رژیم به کاهش ضریب امنیت ملی آن منجر شده است.

جهان اسلام

دیپلماسی اقتصادی ترکیه در آسیای مرکزی در دوران حزب عدالت و توسعه در سال‌های 2000 تا 2020

دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 148-176

https://doi.org/10.22034/fasiw.2022.152739

رحمت حاجی مینه، مریم نوری

چکیده توسعۀ اقتصادی به‌شدت تحت تأثیر عوامل فرهنگی و هویتی است؛ بنابراین به‌دست‌آورن شهرت و نفوذ در یک کشور یا منطقه از هدف‌های مهم دولت‌ها در دیپلماسی اقتصادی است که متناسب با موقعیت، فرصت‌ها و ظرفیت‌های فرهنگی هر کشور از راه‌ها و سازوکارهای گوناگون دنبال می‌شود. ترکیه به‌دلیل پیشینۀ فرهنگی با کشورها و برخورداری از سطح بالای توسعۀ اقتصادی در منطقه، ظرفیت مناسبی برای همکاری با جمهوری‌های آسیای مرکزی در زمینۀ اقتصادی دارد. یکی از اصول سیاست خارجی ترکیه در دورۀ حزب عدالت و توسعه داشتن روابط نزدیک با کشورهای آسیای مرکزی است. برای ترکیه تقویت دیپلماسی اقتصادی با کشورهای این منطقه به‌دلیل داشتن فرهنگ مشترک با آن‌ها اهمیت فراوانی دارد. در این پژوهش به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که مهم‌ترین متغیرها یا شاخص‌ها در روابط اقتصادی ترکیه با منطقۀ آسیای مرکزی کدامند؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می‌شود که دیپلماسی اقتصادی ترکیه در منطقه در دورۀ حزب عدالت و توسعه را می‌توان با شش شاخص دیپلماسی اقتصادی در سیاست خارجی دولت توسعه‌گرا تبیین کرد که عبارت‌اند از: 1. رشد تجارت بر اساس راهبرد توسعۀ صادرات؛ 2. جذب سرمایه‌گذاری و سیاست پیمانکاری خارجی؛ 3. موافقت‌نامه‌های تجارت آزاد و ترجیحی؛ 4. ارتباط هماهنگ با حداکثری؛ 5. تعامل مثبت با نهادهای اقتصادی بین‌المللی؛ 6. ایجاد تصویر مثبت. در این مقاله، سطح این رابطه را با چارچوب مفهومی دیپلماسی اقتصادی با تمرکز بر این 6 عامل تحلیل می‌کنیم. روش پژوهش کیفی و روش گردآوری داده‌ها اسنادی، کتابخانه‌ای و اینترنتی است.

جهان اسلام

سیاست همسایگی ایران و رویکرد اتحادیۀ اروپا

دوره 3، شماره 10، زمستان 1400، صفحه 9-33

مختار صالحی

چکیده اولویت همکاری و تعامل با همسایگان می‌تواند به ثبات و امنیت محیط اطراف ایران کمک کرده و شرایط مناسب توسعه و پیشرفت اقتصادی را فراهم کند. باوجوداین، با درک واقع‌بینانه از چالش‌ها و فرصت‌های سیاست خارجی ایران، نمی‌توان رویکرد بازیگران فرامنطقه‌ای، همچون اتحادیۀ اروپا را نسبت به جایگاه و نقش ایران در تعامل با همسایگان نادیده گرفته و کم‌اهمیت شمرد. در بخشی از استراتژی جهانی اتحادیۀ اروپا می‌توان نسبت به نقش و جایگاه ایران در محیط اطراف خود، به‌خصوص خاورمیانه، اشاره کرد. سؤالی که در این پژوهش به بحث گذاشته می‌شود این است که اروپا چه سیاست و نقشی را برای ایران در سطح منطقه، به‌خصوص در چهارچوب سیاست همسایگی، قائل است؟ در فرضیه، به نظر می‌رسد برای اروپا مهم‌ترین نکته حفظ ثبات و نظم در منطقۀ خاورمیانه در چهارچوب سیاست همسایگی اتحادیۀ اروپاست. اما درمورد نوع و چگونگی پذیرش این نقش از سوی ایران هنوز به یک اجماع کامل دست نیافته و همچنان مترصد سیاست‌های کلان آمریکا در منطقه است. هرچند با تغییر جهت سیاست خارجیِ آمریکا به‌سمت آسیا، موضع اروپا کمی شفاف و واضح‌تر خواهد شد. اروپا هم‌زمان تلاش می‌کند، نگرانی خود درمورد گسترش نفوذ ایران در منطقه را از طریق همکاری با آمریکا و شرکای بین‌المللی و منطقه‌ای و تأکید بیشتر بر چندجانبه‌گرایی پیگیری کند. در این پژوهش، رویکرد اروپا با تمرکز بر چندجانبه‌گرایی بحث می‌شود و بررسی موضوع در چهارچوب روش توصیفی و تحلیلی صورت می‌گیرد. در یافته‌های پژوهش مشخص شد که سیاست همسایگی ایران می‌تواند شرایط جدیدی برای همکاری ایران با کشورهای همسایه فراهم کند. در رویکرد اتحادیۀ اروپا نیز سیاست همسایگی مفهومی باسابقه و آشنا است. لذا درک متقابل میان طرفین در جهت کمک به ایران برای توسعۀ همکاری با کشورهای همسایه و هم‌زمان بهره‌گیری از ظرفیت‌های موجود اتحادیۀ اروپا امکان‌پذیر است.

جهان اسلام

مبانی و کارکردهای سیاست همسایگی اروپا؛ درس‌هایی برای سیاست همسایگی ایران

دوره 3، شماره 10، زمستان 1400، صفحه 34-54

علی صباغیان

چکیده کشورها برای گزینش متحدین یا دوستان خود در گوشه‌و‌کنار جهان، حق انتخاب دارند؛ اما درمورد همسایگان خود از چنین حقی برخوردار نیستند؛ چراکه جغرافیا این امر را برای آن‌ها از قبل محتوم کرده است. ظهور مرزهای جغرافیایی و سیاسی و مفهومی بین کشورهای همسایه که به همسایگی آن‌ها رسمیت بخشیده، بستری برای همکارهای گستردۀ فرامرزی بین همسایگان فراهم کرده است. کشورها برای مدیریت روابط مختلف سیاسی، امنیتی، اقتصادی و فرهنگی خود با همسایگان، چهارچوب‌هایی تدوین می‌کنند که به «سیاست همسایگی» معروف است. الگوهای مختلفی از سیاست همسایگی را می‌توان در جهان شناسایی کرد و با توجه به شباهت‌ها و تفاوت‌های آن‌ها، از آن در طراحی و پیشبرد سیاست همسایگی ایران بهره جست. یکی از این الگوها، سیاست همسایگی اروپاست. البته این الگو از جهاتی با الگوهای متعارف سیاست همسایگی تفاوت‌هایی دارد. در سیاست همسایگی اروپا روابط بین یک کشور با همسایگان مطرح نیست، بلکه روابط یک اتحادیۀ سیاسی‌اقتصادیِ متشکل از 27 کشوری که سعی کرده‌اند از طریق یکجا‌کردنِ حاکمیت و اختیارات در حوزه‌های مختلف به سیاست‌های مشترکی رسیده و در پرتو آن، روابط با همسایگان خود را سازمان‌دهی کنند، مطرح است. اتحادیۀ اروپا از طریق سیاست همسایگی اروپا، به‌عنوان سیاست مشترکی بین کشورهای عضو، سعی کرده تا در چهارچوب مبانی و اهداف این اتحادیه، از طریق سازوکارهای تعیین‌شده، روابط این اتحادیه با کشورهایی را که با آن مرز جغرافیاییِ بلافاصله دارد، تنظیم کند. ازآنجاکه سیاست‌های همسایگی در جهان به‌طور کامل از یکدیگر متفاوت نیست و اشتراکاتی می‌توان بین آن‌ها پیدا کرد، مطالعۀ سیاست همسایگی اروپا برای طراحی و اجرای یک سیاست همسایگی کارآمد، برای ایران می‌تواند مفید باشد. براین‌اساس، این مقاله درصدد پاسخ‌گویی به این پرسش است که از مبانی و اهداف و کارکردهای سیاست همسایگی اروپا چه درس‌هایی را می‌توان برای طراحی و اجرای سیاست همسایگی ایران آموخت؟

جهان اسلام

عضویت دائم جمهوری اسلامی ایران در سازمان همکاری شانگهای و پیامدهای ژئوپلیتیکی، نظامی، سیاسی و اقتصادی آن بر موازنۀ قوا با ایالات متحدۀ آمریکا

دوره 3، شماره 10، زمستان 1400، صفحه 55-81

سید یحیی صفوی، محمد مهدی جعفری نور

چکیده جمهوری اسلامی ایران برای ایجاد توازن قوا با ایالات متحدۀ آمریکا، که از تمامی ابزارهای سیاسی و اقتصادی و نظامی برای به انقیاد درآوردنِ ایران استفاده نموده است، به ائتلاف با سازمان همکاری شانگهای روی آورده است. تلاش دارد تا با ترکیب ظرفیت‌های داخلی خود با توانمندی‌های موجود در این سازمان، علاوه بر حفظ جایگاه محوریِ خود در جبهۀ مقاومت و پافشاری بر اصول بنیادین انقلاب اسلامی، انزوای ناشی از تحریم‌های ظالمانۀ آمریکا و جهان غرب را در هم شکسته و به مراودات گستردۀ تجاری و سیاسی و فرهنگی با کشورهای جهان بپردازد. در ضمن، در بازی جنگ با آمریکا و جهان غرب نیز دست برتر را داشته باشد. این پژوهش به این پرسش پاسخ می‌دهد که پیوستن ایران به سازمان همکاری شانگهای از ابعاد ژئوپلتیکی، سیاسی، اقتصادی و نظامی چگونه می‌تواند در برقراری موازنۀ قوا با ایالات متحده تأثیرگذار باشد. پژوهش حاضر از نوع کاربردی‌توسعه‌ای و به‌روش کتابخانه‌ای و تحلیل اسنادی، به مرحلۀ اجرا درآمده است.

جهان اسلام

موقعیت اقدام راهبردی گام نخست تدوین سیاست همسایگی بهینه

دوره 3، شماره 10، زمستان 1400، صفحه 82-114

مصطفی قادری حاجت، حسین امیر ابراهیمی، مهدی نجفی، حیدر علی فیضی، میلاد برفی، کتایون آروان

چکیده در سیاست خارجی فعال و پویا شناخت صحیح و مبتنی بر رهیافت‌های علمی، رکنی غیر قابل بحث است، از این رو مسائل سیاست همسایگی جمهوری اسلامی ایران در محیطی با ویژگی‌های منحصربه‌فرد ژئواستراتژیک، ژئواکونومیک و ژئوکالچری، خارج از این چارچوب نخواهد بود. همسایگان ایران مشتمل بر 15 کشور در حدود27409کیلومتر مربع وسعت، 707میلیون نفر جمعیت و  3238 میلیارد دلار تولید ناخالص داخلی است که نشان از ظرفیتی شگرف در صورت شناخت الزامات راهبردی مبتنی بر تعیین موقعیت اقدام است. چنین ظرفیتی، اهمیت سیاست همسایگی پویا و اثرگذار را برای کشورمان آشکار می‌سازد. در فضای پیرامونی ایران روسیه در شمال، ترکیه در غرب، عربستان در جنوب و پاکستان در شرق قابلیت بیشتری برای اثرگذاری بر تعاملات و مختصات روابط منطقه ای دارند. از این رو لازم است موقعیت اقدام ایران مبتنی بر نقاط قوت، نقاط ضعف، فرصتها و تهدیدها متناسب با هر یک از بازیگران مورد بررسی قرار گیرد. این مقاله با رویکرد توصیفی- تحلیلی با بهره گیری از روش SWOT  در پی شناخت نقاط ضعف، قوت، تهدید ها و فرصتهای ایران در مواجهه با قدرتهای اصلی منطقه و تعیین موقعیت اقدام راهبردی در راستای سیاست گذاری همسایگی بهینه است. یافته ها نشان می دهد متاثر از شرایط مختلف داخلی و خارجی و در  وضعیت کنونی ایران در سپهر همسایگی خود و به ویژه در ارتباط با کشورهای اصلی منطقه بیشینه در موقعیت تدافعی  است.

جهان اسلام

آسیب‌شناسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از منظر نظریۀ همسایگی

دوره 3، شماره 10، زمستان 1400، صفحه 115-131

سید رضا موسوی نیا

چکیده همسایگی آغاز روابط خارجی کشورها و نقطۀ شروع منطقه‌گرایی درون‌زاست. صلح و ثبات نسبی و کاهش تدریجی مداخلات منفی قدرت‌های برون‌منطقه‌ای از پیامدهای تحقق سیاست همسایگی و آغاز منطقه‌گرایی درون‌زاست. منطقه‌گرایی موفق در اروپا، آمریکای شمالی و شرق آسیا نیز از سیاست همسایگی آغاز شدند. سیاست همسایگی که ناظر بر ابعاد هنجاری روابط با همسایگان است، برای جمهوری اسلامی ایران یک سیاست راهبردی محسوب می‌شود؛ اما با وجود سیاست‌های رسمیِ اعلانیِ جمهوری اسلامی، تحقق همسایگی در سیاست خارجی ایران همواره با موانعی جدی روبه‌رو بوده است. در این پژوهش قصد داریم با روشی علمی، ضمن توضیح نظریۀ همسایگی، مهم‌ترین موانع تحقق سیاست همسایگی برای ایران را تبیین نماییم.
براین‌اساس، این سؤال را مطرح کرده‌ایم: «مهم‌ترین چالش‌های تحقق سیاست همسایگی کدام‌اند و چه راهکارهایی را می‌توان برای رفع این موانع ترسیم نمود؟». فرضیه‌ای که سعی در بین‌الاذهانی‌کردن آن داریم عبارت است از «چشم‌انداز دوگانۀ هژمون‌گرایی-‌الهام‌بخشی در سیاست خارجی ایران» در وهلۀ نخست و «دوگانۀ اعتمادسازی-‌توازن‌سازی» در وهلۀ دوم که مهم‌ترین موانع تحقق سیاست همسایگی را تشکیل می‌دهند. حل‌وفصل دوگانۀ اولی و مدیریت دوگانۀ دومی، مهم‌ترین مسئلۀ سیاست خارجی جمهوری اسلامی را برای تحقق سیاست همسایگی تشکیل می‌دهد. روش تأیید فرضیه در این مقاله توضیحی‌تبیینی است.
 

جهان اسلام

توافق‌نامه‌های ‌بین‌المللی و ‌منطقه‌ای محیط زیست، زمینه‌ساز تعامل ایران با همسایگان

دوره 3، شماره 10، زمستان 1400، صفحه 132-149

محمد یزدی، نغمه مبرقعی

چکیده توافق‌نامه‌های ‌بین‌المللی و ‌منطقه‌ای نه تنها در زمینۀ حفظ محیط زیست می‌تواند مؤثر باشد، بلکه زمینۀ مناسبی برای همکاری‌های کشور‌‌ها فراهم می‌کند. تاکنون حدود ۲۸۰ توافق‌نامۀ ‌بین‌المللی و ‌منطقه‌ای در زمینۀ حفاظت محیط زیست و مسائل مرتبط با آن منعقد شده است که از این میان حدود ۷۰ توافق‌نامه و پروتکل جنبۀ جهانی داشته و بقیۀ آن‌ها ‌منطقه‌ای است. در این مقاله می‌خواهیم ضمن برشمردن مهم‌ترین توافق‌نامه‌های محیط زیستی که ایران به عضویت آن‌‌ها در آمده است، چگونگی استفاده از فرصت‌‌های ایجادشده  در گسترش تعاملات میان ایران و همسایگان را تشریح کنیم. اجرای این توافق‌نامه‌‌ها نه تنها به حفظ اکوسیستم و منابع طبیعی منطقۀ ما کمک می‌کند، بلکه می‌تواند بستر مناسبی برای ‌‌دیگر همکاری‌‌ها در زمینۀ اقتصادی، علمی، اکوتوریسم و حتی سیاسی‌امنیتی فراهم سازد. بررسی‌‌ها نشان می‌دهد منافعی که همسایگان از برخورداری از محیط زیست سالم کسب می‌کنند یا ضررهایی که در اثر تخریب محیط زیست بر آنان تحمیل می‌شود، انگیزۀ مناسبی خواهد بود تا ضمن الزام به رعایت توافق‌نامۀ محیط زیستی مشترک، زمینۀ لازم برای ایجاد صندوق ‌بین‌المللی برای سهم‌بندی منافع یا جبران خسارت‌های مشترک فراهم شود. از این‌رو، پیشنهاد ایجاد صندوق محیط زیست مشترک با همسایگان می‌تواند یکی از راهکارهای مؤثر برای ارتقای کیفیت محیط زیست در سطح همسایگی باشد.  

جهان اسلام

ویژگی‌ها، عناصر و مؤلفه‌های بنیادگرایان سلفی شرق ایران

دوره 3، شماره 9، پاییز 1400، صفحه 9-34

حمزه علی بهرامی

چکیده واژۀ بنیادگرایی معمولاً هم‌نشین با معنای سنت‌گرایی و متضاد با گفتمان مدرنیته و به مفهوم بازگشت به اصول اولیه و دوران باعظمت گذشته با رجوع به متن کتاب و سنت به‌کار رفته است. سلفیه از فرقه‌های معاصری است که گاهی از آن‌ها با نام بنیادگرایان اسلامی یاد می‌شود. بنیادگرایان سلفی معاصر به سه گرایش بنیادگرایان سلفی آفریقا، بنیادگرایان سلفی حجاز و یمن و بنیادگرایان سلفی شبه‌قارۀ هند تقسیم‌پذیرند. از این میان سلفیان شبه‌قارۀ هند کمتر شناخته ‌شده هستند. بخشی از سلفیان شبه‌قاره در همسایگی شرق ایران هستند که شناخت عمیق آن‌ها از دید امنیتی و فرهنگی به‌ویژه در شرایط کنونی با روی‌کارآمدن طالبان ضرورت بیشتری دارد. هدف ما در این پژوهش ارائۀ تعریفی از بنیادگرایی و تبیین اصلی‌ترین عناصر بنیادگرایی سلفی شرق ایران است. روش پژوهش توصیفی‌تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که بنیادگرایان سلفی معاصر جنبشی یکدست و یکپارچه با باورهای مشترک نیستند. این جنبش‌ها از ظرفیت‌هایی بهرمند هستند که بسته به تعامل با دیگران می‌تواند فرصت باشد یا تهدید. برخی از این ویژگی‌ها و جنبه‌های مثبت بنیادگرایان شرقی نوع نگاه آن‌ها به استکبار جهانی آمریکا و اسرائیل و همچنین داشتن گرایش‌های صوفیانه و عارفانه است. ایستادگی در برابر فرهنگ مدرن و مدرنیته و غرب‌ستیزی آن‌ها نیز از دیگر وجوه متمایز بنیادگرایان افغانستان و پاکستان است. گرایش به ابوحنیفه و ابومنصور ماتریدی فرصتی برای گفت‌وگوهای عقلی و پذیرش قواعد عقلانی بین‌المللی در میان آن‌ها به وجود آورده است.

جهان اسلام

اقتصاد سیاسی توسعه و دموکراسی در ترکیه در دوران تورگوت اوزال (۱۹۸۳-۱۹۹۳)

دوره 3، شماره 9، پاییز 1400، صفحه 62-89

وحید ذولفقاری

چکیده تجربۀ چرخش سیاسی و اقتصادی ترکیه در دوران زمامداری اوزال، برایندی از آزادسازی اقتصادی و سیاسی بود. برگرفته از این تحول، فهم نسبت توسعۀ اقتصادی و توسعۀ سیاسی در این دوره، پیشران درک تجربۀ ترکیه در سال‌های اخیر است. مطالعۀ چنین نسبتی با آغاز نخست‌وزیری اوزال در سال ۱۹۸۳ اهمیت بیشتری می‌یابد که توسعۀ اقتصادی به‌عنوان «معجزۀ ترکی» و توسعۀ سیاسی به‎عنوان «دموکراسی‌خواهی» ظهور یافت. روند توسعۀ ترکیه در شش دهۀ حکمرانی نظامیان و غیرنظامیان از زمان تکوین جمهوری در سال ۱۹۲۴ تا اوایل دهۀ 1980 به همراه رشد و توسعۀ به‌نسبت پایدار در دوران اوزال، نسبت میان توسعۀ اقتصادی و سیاسی در این زمان را دوچندان نیازمند تحلیل می‌کند. از این‌رو، این پرسش مطرح می‌شود  که چه نسبتی بین رشد و توسعۀ اقتصادی و توسعۀ سیاسی ترکیه در سال‌های ۱۹۸۳ تا ۱۹۹۳ وجود دارد؟ ایدۀ اصلی مقاله این است که عمل‌گرایی اقتصادی، سیاست درهای باز و استخدام سیاست‌ خارجی توسعه‌گرا و اصلاح‌گرایی سیاسی و تشویق فرهنگ سیاسی مشارکتی، سبب اجرای آیین نوعثمانی‌گرای اوزالیستی و احیای موقعیت (فرا)منطقه‌ای ترکیه شد. بنابر یافتۀ پژوهش، شکنندگی توسعۀ اقتصادی بدون توسعۀ سیاسی در جمهوری اول و دوم و ناپایداری توسعۀ سیاسی بدون توسعۀ اقتصادی نشان می‌دهد که تنها با برقراری توازن نسبی توسعه‌ای بین اقتصاد و سیاست، ترکیه شاهد رشد و ثبات ‌پایدار در دوران اوزال بود.      

جهان اسلام

مدیریت منازعۀ عربستان سعودی و جمهوری اسلامی ایران، موانع و راهکارها

دوره 3، شماره 9، پاییز 1400، صفحه 90-113

علی سبحانی فر، عباس علی پور

چکیده روابط ایران و عربستان با توجه به تحولات جاری به‌ویژه پس از سال 2011 به موضوعی پیچیده و چالش‌برانگیز تبدیل شده است. امنیت داخلی مهم‌ترین دغدغۀ دو بازیگر و به‌ویژه عربستان سعودی است. تحولات منطقه‌ای نیز زمینۀ رقابت برای افزایش حوزۀ نفوذ میان دو کشور را فراهم کرده است. دو کشور ایران و عربستان با وجود شباهت‌های فراوان تاکنون به تعریف‌های مشترک و حتی نزدیک به‌هم دست نیافته‌اند. و این موضوع به درک تهدیدآمیزی از دیگری منجر شده است تا دو کشور افق روشن در روابط خود را به دیده تردید بنگرند. این پیش‌زمینۀ ذهنی و روان‌شناختی از ایران و عربستان برای تبدیل وضعیت روابط دو کشور نیازمند کاتالیزوری بود که تحولات سال 2011 و به‌دنبال افزایش نفوذ منطقه‌ای ایران بهانه‌های لازم را برای شروع دشمنی فراهم کرد. در این پژوهش به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که مؤلفه‌های مهم در مدیریت منازعۀ ایران و عربستان سعودی کدامند؟ چگونه تنش در روابط دو کشور به‌سوی کاهش تنش در حالت حداقلی و بهبود روابط در حالت حداکثری پیش می‌رود؟ این پژوهش براساس رویکرد تحلیلی‌توصیفی و در چارچوب نظری مجموعۀ امنیتی منطقه‌ای و الگوهای دوستی و دشمنی به این موضوع می‌پردازد.

جهان اسلام

بررسی مقایسه‌ای گروه‌های مقاومت حشد‌الشعبی عراق و حماس فلسطین

دوره 3، شماره 9، پاییز 1400، صفحه 140-165

سید صالح موسوی، محمدرحیم عیوضی، سید محمد اشرفی

چکیده در سه دهۀ اخیر، در میان ملت‌های منطقه ‌به‌ویژه شیعیان خاورمیانه، آشکارا شاهد خودآگاهی و ظهور و تقویت جنبش‌های سیاسی‌اجتماعی بوده‌ایم. با توجه به پیامدهای داخلی و خارجی این جنبش‌ها، نقش ‌تأثیر‌گذار آن‌ها را در سطوح تحولات منطقه‌ای و کشوری می‌بینیم. در این مقاله دو گروه مقاومت اسلام‌گرای معاصر، جنبش مقاومت حماس فلسطین و گروه مقاومت حشد‌الشعبی عراق را با یکدیگر مقایسه می‌کنیم. با توجه به شرایط کنونی خاورمیانه، ساختار و تشکیلات این دو گروه در قالب یک دستگاه مفهومی و به‌وسیلۀ مطالعۀ تطبیقی اهمیت دارد. روش بررسی این مقاله توصیفی‌‌اکتشافی است. در پی پاسخ این پرسش هستیم که گروه‌های مقاومت حشدالشعبی و حماس چه تفاوت‌ها و شباهت‌هایی با یکدیگر دارند؟ مقایسۀ این دو گروه مقاومت، دلایل تحولات اساسی و ‌تأثیرگذار اخیر دو کشور عراق و فلسطین را به‌صورت شفاف مشخص می‌کند. گروه مقاومت حشدالشعبی عراق و حماس فلسطین، پیوند عمیقی با انقلاب اسلامی ایران داشته و رشد و نفوذ این گروه‌ها ‌به‌عنوان بازوان حمایتی جمهوری اسلامی بسیار اهمیت دارد. در مقایسۀ هویت این دو گروه مقاومت، قالب گروه مقاومت حشد‌الشعبی عراق، ایدئولوژی اسلامی شیعی و ایدئولوژی جنبش مقاومت حماس ریشه در اخوان‌ المسلمین مصر دارد. شایان توجه اینکه جنبش‌های آزادی‌بخش، همچون هر پدیدۀ اجتماعی دیگر، در گذر زمان و تحت ‌تأثیر شرایط و مؤلفه‌هایی، دچار تحول می‌شوند.

جهان اسلام

تحلیل اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی (استراتژی امنیت ملی، استراتژی آیزنکوت و استراتژی نظامی)

دوره 3، شماره 8، تابستان 1400، صفحه 9-38

رحمان حبیبی، مجید یوسفی، علی رودباری

چکیده روش معمول اکثر بازیگران برای تعیین اولویت‌های مهم امنیت ملی، ارائه اسناد راهبردی است که به تعیین منافع، ادراک آنها از تهدیدات و تعدادی از راه‌حل‌های مناسب برای حفظ امنیت ملی می‌پردازد. با توجه به آنکه اهداف رژیم صهیونیستی به طور مستقیم و غیرمستقیم منافع ایران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بررسی اسناد راهبردی و فهم ادراکات این بازیگر ضروری است. لذا سؤال تحقیق آن است که محتوای اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی چگونه است؟ ماهیت این تحقیق توصیفی-تحلیلی از نوع مطالعه موردی کیفی می‌باشد و از روش تجزیه و تحلیل محتوای کیفی برای بررسی موضوع مد نظر استفاده شده است. جامعه آماری این پروژه اسناد راهبردی اخیر رژیم صهیونیستی می‌باشد. برای بررسی این موضوع سعی شده است که مفاهیم اساسی از ادبیات موجود و اسناد راهبردی استخراج شود. پنج مقوله اصلی که در این بررسی استفاده شده-اند شامل «دیدگاه استراتژیک»، «اهداف و منافع»، «تهدیدات»، «ابزارها» و «روش‌های اقدام» هستند و تعداد زیر مقوله‌های فرعی ۱۴ و زیر مقوله‌های فرعی سطح دو نیز ۵۸ مورد می‌باشند. یافته‌های حاصل از بررسی اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی نشان می‌دهد که این بازیگر محیط پیرامونی خود را رقابتی می‌بینند. اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی در مقوله‌های اهداف به «حفظ دوره آرامش، تمامیت ارضی و امتیازات امنیتی اسرائیل» و «بهبود قابلیت‌های نظامی»، تهدیدات به «نظامی-متعارف و غیرنظامی-خشونت‌آمیز و غیر خشونت‌آمیز»، ابزارها به «ابزار نظامی و اطلاعات» و روش به‌کارگیری از ابزارها در رویکرد به «آمادگی و تسلیم کردن» و در شیوه اقدام به «یک‌جانبه‌گرایی یا چندجانبه گرایی دروغین» اشاره دارد.

جهان اسلام

الگویابی مناسبات قدرت‌های منطقه‌ای در مناطق شکننده مطالعه موردی؛ ایران و عربستان در جنوب غرب آسیا

دوره 3، شماره 8، تابستان 1400، صفحه 39-64

حسین ربیعی، محمدرضا نامی، مراد کاویانی راد، عطاالله عبدی

چکیده عوامل و متغیرهای جغرافیایی و ژئوپلیتیک، ایجاد کننده و شکل دهنده به کیفیت روابط ژئوپلیتیک در منطقه شکننده هستند. جنوب غرب آسیا از جمله مناطق شکننده جهان است که مناسبات قدرت های درون و برون منطقه ای نقش مؤثری در پیدایش شرایط شکننده آن داشته است. پژوهش حاضر با هدف شناخت الگوی مناسبات قدرت‌های منطقه‌ای جنوب غرب آسیا و در چارچوب نظریه نظام جهانی و مناطق شکننده سوئل کوهن انجام شده است. فرضیه مقاله این است که دهه ها هماوردی و تقابل ناشی از تعارض علایق و منافع ژئوپلیتیک ج.ا.ایران و عربستان، به پایداری شکنندگی منطقه انجامیده و الگوی ناپایداری ایجاد کرده است. روش انجام این پژوهش توصیفی است و برای تبیین و استنتاج بحث، داده‌ها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش از اسناد و منابع کتابخانه‌ای گرداوری شده است. بررسی نشان داد رویکرد قلمروگستری این دو قدرت به تنش‌های پرهزینه انجامیده و بن‌بست ژئوپلیتیک ایجاد کرده است؛ در حال حاضر چشم اندازی برای تحقق هژمونی یک جانبه در جنوب غرب آسیا وجود ندارد و الگوی هماوردی و تقابل در مناسبات دو کشور نیز عملاً افزون بر تشدید تنش‌ها و هزینه‌ها، زمینه مداخله گسترده‌تر قدرت‌های فرامنطقه در مناسبات منطقه‌ای خواهد داشت.

جهان اسلام

هندوستان٬ کلان استراتژی مائوسام و منافع ملی ایران

دوره 3، شماره 8، تابستان 1400، صفحه 65-94

آرش رئیسی نژاد

چکیده راه ابریشم نوین یا ابتکار کمربند و جاده بلندپروازانه ترین کلان‌پروژه در زمانه کنونی به شمار می آید که نمود و نماد اعمال قدرت چین در ورای مرزهای خود است. از سوی دیگر٬ هندوستان چندی است که در واکنش کوشیده است تا با کلان استراتژی نوین خود٬ مائوسام٬ به مهار کلان پروژه چینی بپردازند. برای رقابت با ابتکار کمربند و جاده٬ این استراتژی هندی بر دو جاده کتان و جاده کالادان استوار است. از این دریچه٬ اقیانوس هند نقطه ثقل رقابت میان جاده دریایی راه ابریشم نوین و کلان استراتژی مائوسام است. نوشته پیشِ رو به تبیین پرسش اساسی خود درباره تاثیر کلان استراتژی مائوسام بر منافع ملی ایران می پردازد. "عوامل شکل گیری کلان استراتژی مائوسام چیست؟" این پرسش بنیادین و محوری نوشته پیش روست که خوانشی تحلیلی از تاثیر حضور هند در غرب آسیا و مشخصا ایران را نمایان می‌سازد. فرضیه نوشته هم بر این استدلال استوار است که مائوسام یک نوع راهبرد مهارِ مهار است. نوشته با ذکر جزییات کنشگری ویژه هند در واکنش به چین و خط مشی های آن در محیط پیرامونی ایران بیان می کند. همچنین٬ دامنه و گستره سیاست‌های دهلی در این منطقه مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مهم‌تر این که نوشته نشان می‌دهد که جاده کتان هند بیشترین وابستگی را به بندر چابهار داشته و این بندر ژئواستراتژیک دروازه ورود هند به اوراسیاست. امری که نمایانگر تاثیر ژئوپولیتیکی مائوسام بر منافع ملی ایران از طریق آماده کردن بستر راهبردی برای پذیرش ایران به عنوان چهارراه دالان های نوپدید بین‌المللی خواهد بود.

جهان اسلام

رسانه و عمق بخشی به انقلاب اسلامی ایران

دوره 3، شماره 8، تابستان 1400، صفحه 95-120

مهدی فیروزکوهی، فرشید فرهادی، باوندپوری مهدی

چکیده انقلاب‌اسلامی ایران برای آنکه بتواند در میان مسلمانان و ملت‌های سایر کشورها ریشه بدواند، ناگزیر به برقراری ارتباط روزافزون با مراکز و نهادهای مهم کشورهای هدف است. پدیده‌ای که تحت عنوان عمق‌بخشی انقلاب‌اسلامی از آن یاد می‌شود. بر این اساس، یکی از ابزارهای مهمی که امروزه با توجه به ماهیت و کارکردهای آن می‌تواند کارآمد باشد، به موضوع رسانه برمی‌گردد. رسانه‌ها با توجه به پیشرفت‌هایی که در زمینه فناوری‌های ارتباطی شکل گرفته است امروزه، مرزهای جغرافیایی را در می‌نوردند و ارتباطات را به شیوۀ فراملی و جهانی گسترش می‌دهند. بنابراین تبیین نقش رسانه در مقولۀ صدور انقلاب هدف این پژوهش می‌باشد. متناسب با این هدف این پرسش مطرح می‌شود که ارتباط بین رسانه‌ها و عمق بخشی به انقلاب اسلامی ایران چیست؟ در پاسخ به پرسش تحقیق این فرضیه مطرح می‌شود که رسانه‌ها و به‌ویژه رسانه‌های نوین اجتماعی، با توجه به قابلیت‌هایی که از نظر حجم اطلاعات، گستره و سرعت پخش و انتشار آن در اختیار دارند می‌توانند در پیشبرد عمق بخشی انقلاب اسلامی به صورت القاء، اقناع افکار عمومی ملت‌ها، تصویرسازی، ایجاد پیوندهای ارتباطی، ایجاد جذابیت و غیره در ده سال آینده ایفای نقش کنند. این تحقیق با روش علّی و گردآوری داده‌ها با رجوع به منابع کتابخانه‌ای، کتب، مجلات معتبر علمی به بررسی ارتباط مابین متغیرهای تحقیق پرداخته است.

جهان اسلام

تحلیل بحران روابط قطر و عربستان سعودی در چارچوب قدرت نرم قطر

دوره 3، شماره 8، تابستان 1400، صفحه 121-148

محمد رضا محمدی، رضا نصیری حامد، سعید ربیعی

چکیده با قطع روابط عربستان و چند کشور منطقه با قطر در سال 2017، منطقه خلیج‌ فارس وارد یک بحران پیچیده سیاسی شد. تحلیلگران، دلایل متعددی را برای بروز این بحران بیان می‌کنند؛ در این میان به نظر می‌رسد این اقدامات بیش از هر چیز نتیجه موفقیت‌های دوحه در سیاست خارجی خود و مطرح‌شدن این کشور به‌عنوان بازیگر مهم منطقه‌ای در کنار بازیگران سنتی خاورمیانه باشد. در پاسخ به این سوال که بهره-گیری قطر از قدرت نرم در سیاست خارجی، چه تأثیری بر شکل‌گیری بحران خلیج فارس داشته، این مقاله دریافته است که دولت قطر از 2011 به بعد توانسته با بهره‌گیری از قدرت نرم به‌عنوان ابزاری تأثیرگذار، سیاستی مستقل از قدرت‌های سنتی منطقه اتخاذ کند؛ موضوعی که سبب نارضایتی عربستان، به‌عنوان یکی از این قدرت‌ها شد. این پژوهش در تلاش است تا با بهره‌گیری از روش توصیفی- تحلیلی با نگاهی به اختلافات قطر و عربستان و بررسی دقیق نقش قدرت نرم دوحه، به تحلیل ریشه‌ای عوامل شکل‌گیری و تشدید بحران در روابط قطر و عربستان سعودی بپردازد. یافته‌ها و نتایج پژوهش نشان می‌دهد که موفقیت قطر در به‌کارگیری قدرت نرم خود، یکی از مهم‌ترین عوامل اختلاف‌برانگیز دوحه-ریاض بوده است.

جهان اسلام

هویت و بی‌طرفی در سیاست خارجی عمان در خاورمیانه

دوره 3، شماره 8، تابستان 1400، صفحه 149-176

محمد نصیرزاده، فریده محمدعلیپور

چکیده سیاست خارجی عمان در مواجهه با موضوعات مختلف منطقه‌ای در خاورمیانه از الگوی رفتاری دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس متمایز است. رویکرد این کشور در قبال ایران، برخورد متمایز تاریخی با مسئله اعراب و اسرائیل و بحران دیپلماتیک قطر جملگی مواردی هستند که عمان در برخورد با آن‌ها نوعی استقلال رفتاری از خود نشان داده و سیاست خارجی متمایزی را پیگیری کرده است. یکی از مهم‌ترین مؤلفه‌هایی که سبب تکوین این الگوی رفتاری گردیده، بستر اجتماعی منحصربه‌فرد عمان و هویتی است که در این بستر اجتماعی قوام یافته و به‌عنوان یک ارزش سبب انتخاب الگوی رفتاری خاصی گردیده است. بر این اساس، این پژوهش در راستای پاسخ به پرسش چگونگی تأثیرگذاری هویت بر سیاست خارجی عمان، این فرضیه را بررسی می‌کند که هویت عمان با پذیرش تکثرگرایی بر سیاست خارجی این کشور تأثیر گذاشته و منجر به اتخاذ رویکرد بی‌طرفی و میانجیگری شده است. پژوهش حاضر با استفاده از نظریه سازه‌انگاری، به این نتیجه رسیده است که تکثرگرایی ناشی از تساهل دینی/زبانی/قومیتی به‌عنوان متغیر مداخله‌گر از جزم‌گرایی عمان در عرصه سیاست خارجی ممانعت به عمل آورده و موجب رویکرد بی‌طرفی در برخورد با مسائل مختلف منطقه گردیده است.

جهان اسلام

فرایند دولت‌ملت‌سازی و نقش آن در شکل‌گیری بحران لبنان

دوره 3، شماره 7، بهار 1400، صفحه 9-39

احمد بخشی، مزدخواه احسان، هدی یوسفی

چکیده فرایند دولت‌ملت‌سازی، فرایندی غربی است که کشورهای مدرن اروپایی به‌گونه‌ای مطلوب آن را به‌کار گرفته‌اند. این فرایند مبتنی بر ایجاد نهاد قدرتمند دولت، شکل‌دادن به بروکراسی منظم و کارآمد و نیز تعریف هویت ملی برای شهروندان حاضر در مرزهای مشخص، با عنوان ملت است. نظریه‌های متعددی در باب تبیین فرایند دولت‌ملت‌سازی و نیز بررسی الگوهای مختلف آن وجود دارد. تقریباً در خاورمیانه به‌سادگی اجراشدنی نیست. مرزهای تحمیلی در خاورمیانه، نبود زمینه‌های دولت‌ملت‌سازی همچون دموکراسی در کشورهای خاورمیانه، پیوستن دیرهنگام کشورهای منطقه به این فرایند و نیز پراکندگی قومی و نژادی مردم در این منطقه، سبب بروز تنش‌هایی در داخل و در میان کشورها می‌شود. در لبنان، به‌عنوان یکی از نمونه‌های ناموفق در عرصۀ دولت‌ملت‌سازی، تعدد گروه‌های قومی و مذهبی و وجود مداوم تنش‌های امنیتی، چرخۀ بی‌پایانی از بحران را در بدنۀ قدرت و در سطح جامعه رقم‌زده است. در این مقاله، می‌خواهیم با مروری بر نظریه‌های دولت‌‌‌‌ملت‌سازی، چارچوب‌های آن‌ها را در خاورمیانه به‌کار بسته و دلایل موفق‌شدن یا موفق‌نشدن آن‌ها را بررسی کنیم. این پرسش مطرح است که موانع اصلی موفق‌شدن دولت‌ملت‌سازی در خاورمیانه و به‌ویژه در لبنان چه بوده است؟ فرض ما مبتنی بر این است که الگوی به‌کار گرفته‌شده برای دولت ملت‌سازی در خاورمیانه، به‌جای آنکه به حل مسئله بپردازد، تشدیدکنندۀ بحران‌های جدیدی بوده است. در رابطه با لبنان به‌عنوان نمونۀ مطالعاتی این مقاله، می‌کوشیم با بررسی مؤلفه‌هایی چون ساختار حکومتی، دموکراسی محدود و تشتت قومی و فرقه‌ای شکست روند دولت‌ملت‌سازی در این کشور را با روش توصیفی‌تحلیلی‌ تبیین کنیم.

جهان اسلام

راهبرد امنیت ملی اسرائیل در مواجهه با تهدیدهای محیط پیرامونی

دوره 3، شماره 7، بهار 1400، صفحه 40-64

سید هادی برهانی، سید حامد حسینی

چکیده وضعیت عدم‌ قطعیت سبب شده است معمای امنیت همچنان عنصر ذاتی و بنیادین سیاست بین‌الملل به‌شمار رود و بازیگران را در فضای تهدید و نوعی نظام ترس نسبت به اصل بقا و خودیاری خود نگه دارد. در طول بیش از هفتاد سال از عمر دولت اسرائیل شاهد بوده‌ایم که اسرائیل با چالش‌های راهبردی و امنیتی گوناگونی مواجه بوده است. همچنان نیز تهدیدهای جدی در سطح بالا علیه موجودیت این بازیگر وجود دارد. در این مقاله به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که ارزیابی اسرائیل از تهدیدهای چندوجهی چگونه است و در مرحلۀ بعد چه پاسخ‌هایی را برای این نوع از خطرها در نظر گرفته است. با توجه به واقع‌گرایی تدافعی این فرضیه را مطرح می‌کنیم که مسئلۀ بقا و امنیت همچنان اساسی‌ترین نگرانی راهبرد امنیت ملی اسرائیل است و با توجه به بیشینه‌شدن تهدیدهای ساختاری در سطح محیط پیرامونی به‌دنبال آن است که مشکل امنیتی خود را با طراحی راهبرد نوین و کاهش تهدیدها تا اندازه‌ای تخفیف دهد. نوآوری این پژوهش در شناسایی عوامل محرک راهبرد امنیت ملی اسرائیل از منظری غیرایدئولوژیک و از نگاه خود تحلیلگران اسرائیل است که بینشی را نسبت به‌ پیش‌بینی و شناخت اقدامات اسرائیل در آینده فراهم می‌آورد. همچنین با توجه به روند تهدیدها از سطح متعارف به سطوح نامتعارف، یافته‌های تحلیلی پژوهش تغییرات معناداری را در راهبرد کلاسیک امنیت ملی اسرائیل تبیین کرده است.

جهان اسلام

مقایسۀ منطقه‌گرایی در آسه‌آن و اتحادیۀ عرب

دوره 3، شماره 7، بهار 1400، صفحه 65-90

الهه کولایی، احمد رمضانی

چکیده دو سازمان آسه‌آن و اتحادیۀ عرب تقریباً تاریخ مشابهی از نظر استعمار و به‌دست‌آوردن استقلال داشته‌اند. با این ‌حال پس از شکل‌گیری، تجربه‌های متفاوتی را پشت سر گذاشته و وضعیت کنونی آن‌ها بسیار با یکدیگر متفاوت است. پرسش اصلی این نوشتار این است که چرا منطقه‌گرایی آسه‌آن نسبت به اتحادیۀ عرب موفق‌تر عمل کرده است؟ در این مقاله با گردآوری مطالب به شیوۀ اسنادی و با کاربست روش ترکیبی کیفی‌ و تحلیلی با رویکرد مقایسه‌ای استدلال می‌کنیم که به این چند دلیل آسه‌آن نسبت به اتحادیۀ عرب موفق‌تر عمل کرده است: 1. وابستگی متقابل اندک اعضای اتحادیۀ عرب و وابستگی متقابل نسبی کشورهای آسه‌آن؛ 2. بازی با حاصل جمع صفر در اتحادیۀ عرب و بازی با حاصل جمع مثبت/مضاعف در میان اعضای آسه‌آن؛ 3. برخی ارزش‌های مشترک مانند اصل مداخله‌نکردن، یک واکنش که در آسه‌آن به‌نسبت نهادینه ‌شده است و بهره‌برداری‌نکردن از ارزش‌های مشترک در میان کشورهای اتحادیۀ عرب. به این دلایل از تجربۀ آسه‌آن با موفقیت نسبی و از تجربۀ اتحادیۀ عرب با عنوان ناموفق و ناکارآمد یاد می‌شود.

جهان اسلام

حل‌وفصل منازعات بین‌المللی در سیرۀ نبوی

دوره 3، شماره 7، بهار 1400، صفحه 91-112

فخرالدین سلطانی، اسما شهریاری،

چکیده تاریخ زندگی بشری از همان ابتدا همراه با نزاع، جنگ و خونریزی بوده است. این مسئله سبب خسارت‌های مالی، روانی و جانی فراوانی شده است. برقراری صلح و رفع منازعات همواره دغدغۀ بشر بوده است. از این‌رو، دانشمندان بسیاری نظریه‌های متعددی را مطرح کرده‌اند. برخی از سردمداران دولت‌ها، حکومت‌ها و اندیشمندان از صلح سخن می‌گویند، صلحی که گاهی در آن جنگ، خونریزی، غارت  مجاز دانسته شده است. اما سیرۀ نبوی رهنمودهای مهم و حیاتی را برای رفع جنگ و نزاع ها در جوامع بشری  ارائه می‌دهد که با پیروی از آن می‌توان جوامع جهانی را در پرتو صلح مدیریت کرد. ﺑﺮای درک سیرۀ نبوی و اﺳﺘﺨﺮاج راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﺻﻠﺢ، ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺑﻪ‌ﻛﺎرﺑﺴﺘﻦ روﺷﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻨﻈﻮر در اﻳﻦ مقاله می‌کوشیم ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺤﺘﻮا ﺑﻪ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻣﻨﻈﻢ از ارتباطات معنایی دست یابیم. اسلام به ابعاد و محورهای مختلف ارتباطی انسان توجه کرده است و آنچه انسان در تنظیم روابط خویش به آن نیاز دارد براساس صلح و پرهیز از خشونت و تعارض تنظیم می‌کند. دین اسلام مهم‌ترین مبنای فکری خود را در زمینۀ تعامل انسان‌ها با یکدیگر با محور قراردادن اصل صلح و ثبات در جوامع ارائه می‌کند. قرآن کریم در فراخوانی عمومی، جامعه را دعوت به صلح می‌کند. در این مقاله با رجوع به آیات قرآن کریم و کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) حل‌وفصل منازعات بین‌المللی در اسلام را بررسی می‌کنیم.

جهان اسلام

جایگاه ژئوپلیتیکی تنگۀ هرمز در راهبرد دفاع دریای ایران

دوره 3، شماره 7، بهار 1400، صفحه 113-146

سهراب عسگری،، مصطفی قادری حاجت

چکیده با تشکیل نیروی دریایی در سال 1303 اعمال حاکمیت بر قلمروی دریایی کشور شروع شد. تصویب نخستین قانون مناطق دریایی ایران در سال 313 ، اعمال حاکمیت را قانونمند کرد. در دهه‎های بعد قانون مناطق دریایی ایران بازنگری شد. در تکمیل آن، حقوق و قوانین بین‎الملل دریاها مؤثر بود. موضوع قوانین دریایی کشور، همواره خلیج فارس و دریای عمان بوده است و تنگۀ هرمز به‌عنوان آبراه مهم جهانی از نظام حقوقی ویژه‎ای برخوردار نشده است. در نتیجه، عبور از آن دارای نظام حقوقی خاصی نیست و قوانین کنوانسیون 1982 حقوق بین‏الملل دریاها به تنگۀ هرمز نیز تعمیم داده می‏شود. تنش‎های سیاسی پیش‌آمده در دهه‎های اخیر و اقدامات خصمانۀ کشورهای متخاصم، سبب شده است بستن تنگۀ هرمز به‌عنوان اهرم بازدارندۀ تدافعی مورد توجه مسئولان کشور قرار بگیرد.
در این مقالۀ توصیفی و تحلیلی که به شیوۀ کتابخانه‏ای انجام داده‌ایم، ضمن بررسی وضعیت و روند اقدامات ایران در عرصۀ قلمروهای  دریایی، به نقش ژئوپلیتیک تنگۀ هرمز در سیاست‎های دفاعی کشور می‎پردازیم که به‌عنوان متغییر مستقل در این پژوهش مطرح است و پیامد‎های  بستن تنگۀ هرمز نیز به‌عنوان متغییر تابع است. این پرسش مطرح است که تنگۀ هرمز چه جایگاهی در راهبرد دفاع دریایی ایران داشته است و طرح  بستن تنگه از منظر راهبرد دفاعی دریایی چه پیامدهایی دارد؟ براساس یافته‎های پژوهش، طرح بستن تنگۀ هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران، همواره واکنش‎های زیادی در پی داشته است. ساخت خطوط لولۀ جایگزین، ابراز مخالفت‎های بین‏المللی، تهدید به‌کارگیری نیروی نظامی با بازنگهداشتن تنگه از جمله آن‌ها بوده است.

جهان اسلام

بررسی جایگاه سیاسی و اجتماعی زنان در کشورهای عربی خلیج فارس در سال‌های 2002 تا 2020؛ مطالعۀ موردی بحرین

دوره 3، شماره 7، بهار 1400، صفحه 147-167

محمد منصوری مقدم، فرشید لاری منفرد

چکیده حضور زنان در عرصۀ فعالیت‌های سیاسی و اجتماعی کشورهای عربی به‌دلیل نوع نگاه حاکمیت و  مواضع برخی جریان‌های سیاسی و دینی، همواره یکی از مسائل و دغدغه‌های مورد بحث در سطح جامعه بوده است. در این میان، بحرین که از سال 2002  شاهد بروز تحولاتی در عرصۀ سیاسی بوده است، اقداماتی برای افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان انجام داده است. در این پژوهش با روش توصیفی‌‌تحلیلی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌‌‌ای و اینترنتی داده‌های تاریخی را ارزیابی و تجزیه و تحلیل  می‌کنیم. یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که با وجود هنجارها و آداب و رسوم خاص جوامع عربی، ساختار سیاسی سنتی حکومت بحرین و روش سرکوب‌گرانۀ این کشور در برخورد با مخالفان سیاسی به‌ویژه در اعتراضات و تظاهرات سیاسی 14 فوریۀ 2011، حضور زنان در مناصب مهم سیاسی و اجتماعی در دهه‌های اخیر رشد چشمگیری داشته است. افزایش تعداد انجمن‌ها، اتحادیه‌ها و سازمان‌های غیردولتی زنان و همچنین افزایش میزان حضور آنان در مناصب بالای سیاسی مانند وزارتخانه، سفارتخانه، نمایندگی مجلس، حاکی از تأثیرات مثبت اصلاحات سیاسی سال 2002 شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه در ارتقای نقش و جایگاه سیاسی زنان بحرین در دهه‌های اخیر است.