قدرت‌های منطقه‌ای و آینده جهان اسلام

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 1-16

مائده ارکان، اسدالله اطهری

چکیده کشورهای مهم جهان اسلام ـ ایران، ترکیه و عربستان سعودی ـ با سه گفتمان شیعی، اخوانی و وهابی هریک در صدد تأثیرگذاری بر مسلمانان و کسب رهبری جهان اسلام هستند. سه کشوری که با سیاست‌های خود تلاش می‌کنند با ایجاد نظم نوین منطقه‌ای، هژمون مسلط بر جهان اسلام شوند. ایران با داشتن ذخایر عظیم انرژی، موقعیت مهم ژئوپولتیکی و استراتژیکی، تأکید بر دین و انقلاب اسلامی، عربستان سعودی با منابع بزرگ نفتی، حرمین شریفین و زادگاه اسلام و ترکیه به دلیل اهمیت استراتژیکی و گفتمان نوعثمانی‌گرایی هریک سیاست‌های خاص خود را در منطقه اعمال می‌کنند. این سه رقیب تلاش می‌کنند وزنشان را در معادلات منطقه و جهان از طریق افزایش قدرت اقتصادی، قدرت سیاسی و فرهنگی افزایش دهند تا بر تصمیمات جهان اسلام تأثیرگذار باشند. در این مقاله به دنبال پاسخ به این پرسش هستیم که آینده جهان اسلام چگونه توسط قدرت‌های منطقه‌ای که با یکدیگرسازگاری ایدئولوژیک ندارند، رقم خواهد خورد. از دیدگاه آینده‌پژوهی، شناخت و معرفت از روندهای مستمر در منطقه جهان اسلام باعث تأثیرگذاری بر این جهان خواهد بود. در واقع آینده جهان اسلام وابسته به این است که قدرت‌های اسلامی و امت مسلمان در چارچوب اندیشه‌ها و خواسته‌های خود چه تصمیمات می‌گیرند و چه اقداماتی را در این راستا انجام خواهند داد.
 
 
 

مردم‌سالاری دینی راهکار حقوقی جهان اسلام برای گذر از جریان‌های سکولار و بنیادگرایی سلفی

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 1-15

ابراهیم موسی زاده

چکیده یکی از مهم‌ترین چالش‌های جهان اسلام، رویش و رشد جریان‌های سیاسی عاریتی، غیراصیل و معارض با اصول دینی و فرهنگ اجتماعی ـ سیاسی مسلمانان است و جهان اسلام از این لحاظ جریان‌های متعدد خرد و کلانی را پشت سر گذاشته است. عصر حاضر جهان اسلام را می‌توان عصر تقابل و معارضه دو جریان عمده «سکولاریسم» و «بنیادگرایی سلفی» نامید که با توجه به اقتضائات اسلام و جامعه مسلمانان، هیچ یک از این دو جریان، جریان کامل و مناسبی برای کشورهای اسلامی نمی‌باشند. در مقابل دو جریان مذکور، الگوی «مردم‌سالاری دینی» مطرح می‌شود که احیاگری جهان اسلام و تأمین خواسته‌ها و نیازهای امت اسلامی و شهروندان کشورهای اسلامی را از طریق اصلاحات مبتنی بر پایه‌های ذاتی اسلامی در کنار پذیرش حاکمیت مردمی، امکان‌‌پذیر می‌سازد. موضوع اصلی این مقاله، تبیین مردم‌سالاری دینی؛ به عنوان راهکار حقوقی بنیادین، برای تأمین مقاصد و اهداف دینی و دنیوی کشورهای اسلامی است که این نوشتار با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی درصدد پاسخ به این سؤال می‌باشد که الگوی «مردم‌سالاری دینی» از چه ظرفیت‌هایی برخوردار بوده و چگونه به ایفای رسالت خود می‌پردازد؟ که اجمال یافته‌های تحقیق این است که مردم‌سالاری دینی مبتنی بر حاکمیت الهی و حاکمیت مردمی بوده و با پذیرش کرامت انسانی، آزادی، مساوات، حق تعیین سرنوشت و سازوکارهای مردم نهاد، مانند قانون اساسی، انتخابات، شورا، مشورت و اکثریت؛ به ایفای رسالت خویش می‌پردازد.
 
 

جهان اسلام

بررسی رابطه جمعیت و قدرت ملی در جمهوری اسلامی ایران (با تأکید برآموزه های دینی)

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.401172.1267

وحید الهی، عبدالرضا بای، محمدفاضل صدری

چکیده هدف این نوشتار بررسی نسبت جمعیت و قدرت ملی در جمهوری اسلامی ایران است که با رویکردی به آموزه‌های دینی قوام بیشتری می‌یابد. هرچند مبانی آموزه‌های دینی اسلام، خود به‌مثابه چهارچوبی دقیق از نظریه‌های جمعیت و قدرت قابل‌استفاده است؛ اما به اقتضای گستره تحقیق، از رهیافت نظری «باری بوزان» و «اولی ویور» نیز که از نمایندگان شاخص مکتب کپنهاگ هستند، به‌صورت تلفیقی بهره برده شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که رابطه افزایش جمعیت و قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران با توجه به مبانی دینی آن چیست؟ در این راستا، اطلاعات به روش کیفی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای جمع‌آوری و به روش توصیفی- تحلیلی بررسی شد. نتایج نشان داد که ایران در شرایط نوینی از تجارب جمعیتی و متغیرهای مربوط به آن است که می‌تواند در برنامه‌های میان‌مدت و بلندمدت آن تأثیری مثبت بگذارد؛ در این ‌بین، نوع نگاه و تحلیل درست متصدیان امر امنیت باید به‌گونه‌ای باشد که ازدیاد نرخ جمعیت بتواند به‌مثابه تضاعف سرمایه‌های اجتماعی، در راستای قدرت ملی و نشان دادن ابعاد آن در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی تعریف شود. در حقیقت، داده‌های جمعیتی به‌عنوان اولویتی بی‌بدیل و اثرگذار در قدرت ملی باید در قلمروهای امنیتی و سیاسی در جهت امن‌سازی کشور مورد توجه قرار گیرد.
 

جهان اسلام

نسبت امارت اسلامی طالبان و لویاتان

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 1-25

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.446924.1339

روح اله اسلامی، وحید آرمان

چکیده طالبان با سلطه مجدد خود بر افغانستان از اصطلاح امارت‌ اسلامی به‌جای دولت اسلامی استفاده کرده است. پس از تصرف کابل، اعضای دولت موقت خود را به‌طور رسمی معرفی کردند و از سازمان ملل خواستند که نماینده این کشور در این سازمان را بپذیرد. دولت لویاتان‌ طالبان، به مبانی و مفاهیم مشروعیت‌ساز مرسوم در عرف بین‌الملل پایبند نیست و مبانی خویش را برگرفته از« فقه حنفی»، «عرف پشتونوالی» و «سنت لویه جرگه» می‌داند که هیچ‌یک از این موارد مبانی مشروعیت در عرصه بین‌المللی را ندارند، زیرا شاخص‌های امارت‌ اسلامی (قومیت‌گرایی، مردسالاری، تلفیق استبداد سیاسی با استبداد مذهبی) با شاخص‌های دولت مدرن (اقتدار، مشروعیت، حاکمیت، سرزمین، قلمرو، قدرت متمرکز، قانون اساسی) هم‌خوانی ندارد. در این پژوهش، مؤلفه‌های نسبت امارت اسلامی طالبان و لویاتان، براساس کنش‌های سیاسی (سیاست‌های اعلامی) و شاخص‌های رفتاری (سیاست‌های اعلامی) با روش هرمنوتیک اسکینر بررسی شده است. سوال این پژوهش این است که آیا امارت اسلامی (طالبان) دولت است؟ یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد با توجه به شاخص‌های دولت مدرن، می‌توان امارت اسلامی طالبان را دولت لویاتان قومی- مذهبی یا رژیم ترس و وحشت نام برد.
 

جهان اسلام

آسیب‌شناسی سیاست‌خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال قفقاز (از فروپاشی شوروی تا ۱۴۰۲)

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 1-24

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.434578.1319

هادی آجیلی، زهرا صدری

چکیده تحولات اخیری که در قفقاز به ویژه در روابط جمهوری آذربایجان و ارمنستان رخ داده است زمینه ساز شرایط مبهم در سیاست‌خارجی ایران شده است و فرصت‌ها و تهدیدهای متقابلی را ایجاد کرده که اگر برخوردی هوشمندانه وجود نداشته باشد، سودی برای ایران نخواهد داشت و خسارات سنگینی نیز به کشورمان وارد خواهد شد. همچنین جمهوری اسلامی ایران در دهه‌های اخیر نتوانسته است آنطور که باید از فرصت‌های ژئوپلیتیکی خود در آسیای مرکزی و قفقاز استفاده کند؛ این موضوع خود موجب شکل‌گیری تنش‌های بسیار بین ایران و همسایگان خود در قفقاز، ایجاد فاصله بین ایران و این منطقه علی‌رغم اشتراکات بسیار، و نیز اتخاذ سیاست‌های نه چندان راهبردی و هدفمند شده است. در پژوهش حاضر با روش گرندد تئوری و مصاحبه نیمه ساختاریافته با متخصصین این حوزه به آسیب شناسی سیاست‌های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران در قبال بحران‌های منطقۀ قفقاز بویژه قره‌باغ پرداخته است. پرسش اصلی در این پژوهش این است که روابط ما و نوع سیاست‌های ایران نسبت به این منطقه چه اشکالاتی دارد؟ این آسیب‌شناسی را از طریق سه مرحله کدگذاری (اولیه، ثانویه و محوری)؛ مورد تجزیه و تحلیل قرار داده‌ایم و نهایتا به نظریۀ اکتشافی رسیده‌ایم که در بخش تجزیه و تحلیل ارائه می‌شود.

جهان اسلام

ارزیابی راهبردهای مدیریت جمعیت بر مؤلفه‌ های امنیت ملی براساس نظریه امنیتی سازی

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 1-29

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.449256.1344

وحید الهی، عبدالرضا بای، محمد فاضل صدری

چکیده افزایش یا کاهش جمعیت امری فراگیری در بسیاری از کشورهاست، اما تأثیرات و واکنش‌ها به آن به‌گونه‌ای متفاوت است. چراکه سیاست بسیاری از کشورها برای جمعیت خود متأثر از درک امنیت ملی و مؤلفه‌های ناشی از آن است. در این راستا، این پژوهش باهدف ارزیابی راهبردهای مدیریت جمعیت بر مؤلفه‌های امنیت ملی براساس نظریه امنیتی سازی انجام گرفت. در پاسخ به این سؤال که با توجه به نظریه امنیتی سازی، راهبردهای مدیریت جمعیت بر مؤلفه‌های امنیت ملی به چه صورت قابل ارزیابی است؟ این فرضیه مطرح گردید که راهبردهای مدیریت جمعیت و اثرات آن بر عوامل امنیت ملی می‌تواند به قرائتی جدید و کارکردی از رابطه آن با مسائل اجتماعی منجر شود. ضمن این‌که می‌تواند به ارائه راهکارها و الگوی جدیدی برای تقویت امنیت ملی کمک نماید. در قالب روشی کیفی و تفهمی و گردآوری اسنادی و کتابخانه‌ای اطلاعات؛ مشخص شد که درک تغییرات جمعیتی و مدیریت آن اهمیت فزاینده‌ای دارد، چراکه پیری جمعیت در حال تبدیل شدن به روند جمعیتی غالب در سطح جهان به‌ویژه در ایران است. ازاین‌رو، حفاظت از شهروندان و مدیریت جمعیت و امنیت ملی باید به‌عنوان اهداف دولت مکمل و نه متضاد در نظر گرفته شود. راهبردهای مدیریت جمعیت می‌تواند مؤلفه‌های مرتبط با امنیت ملی و در نتیجه امنیت شهروندان را افزایش دهد. مدیریت جمعیت می‌توانند با کمک به نشاط اقتصادی، قدرت نظامی، جایگاه دیپلماتیک و ارزش‌های مدنی یک دولت، امنیت ملی را ارتقا دهد.

جهان اسلام

تبیین نقش موقعیت ژئوپلیتیکی گذرگاهی، بر امنیت ملی با تاکید بر حمل‌ونقل هوایی جمهوری اسلامی ایران

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 2-30

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.499208.1424

جواد امینی، سید یحیی صفوی همامی، ابراهیم رومینا، ریباز قربانی نژاد

چکیده موقعیت گذرگاهی تولید کننده قدرت است .به تبع تولید قدرت در عرصه های مختلف،امنیت شکل می گیرد .موقعیت ؤئوپلیتیکی به وضعیتی اطلاق می گرددکه رقابت قدرتی در ارتباط با فضای جغرافیایی بین بازیگران ژئوپلیتیکی در جریان باشدچنانچه بازیگران ژئوپلیتیکی در رقابت با یکدیگر بتوانند مزیت مورد نظر خود را جذب نمایند از برتری ژئوپلیتیکی نسبت به دیگر بازیگران برخوردار شده و بر امنیت ملی خود خواهند افزود. در این پؤوهش به نقش موقعیت ژئوپلیتیکی ایران از نوع گذرگاهی در ارتباط با خطوط هوایی پرداخته است. موقعیت جغرافیایی ایران می تواند به عنوان کوریدورهای هوایی جهانی نقش افرینی نماید ولی تاکنون این مزیت فراوری نشده و رقبای منطقه ای ان را نصیب خود کرده اند . پژوهش حاضر با موقعیت کنونی حمل و نقل هوایی و کوریدورهای فعال، به ظرفیت های کنونی سرزمین ایران پرداخته است. در این مقاله روش تحقیق داده ها توصیفی تحلیلی است و شیوه گرداوری داده ها اسنادی کتابخانه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که موقعیت ژئوپلیتیکی ایران تا کنون نتوانسته است موجب تولید قدرت وبه تبع ان امنیت ملی گردد. چنانچه این موقعیت با توجه به ظرفیت های جغرافیایی ایران فراوری گردد می تواند در تولید قدرت و امنیت ملی تاثیر گذار گردد .


 

جهان اسلام

کالایی شدن جنسیت در پس زمینه جهانی شدن اقتصاد در امارات متحده عربی.

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 2-29

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.535943.1499

پردیس یاراحمدی، مرتضی اسمعیلی، فریبرز ارغوانی پیرسلامی

چکیده در پی جهانی‌شدن اقتصاد، امارات متحده عربی به‌عنوان الگویی پیچیده در همگرایی اقتصاد جهانی و توسعه ظاهر شده است. متعاقب قرار گرفتن این کشور در مسیر جهانی‌شدن، سرمایه‌گذاری‌های گسترده و رشد صنایع مختلف به‌عنوان عناصر محوری این تحول بروز یافته‌اند که یکی از نتایج آن اهمیت یافتن تعدد جنسیت‎ها در پیشبرد نیروی کار و جنسیت زدگی بازار کار در این کشور بوده است. هدف این مقاله بررسی تأثیر جهانی‌شدن اقتصاد بر تبدیل‌شدن جنسیت به کالا، با تمرکز بر مطالعه موردی امارات متحده عربی است. این مقاله با بررسی تأثیر جهانی‌شدن اقتصاد بر توسعه صنعتی و اجتماعی امارات متحده عربی، بر این پرسش متمرکز است که چگونه جهانی‌شدن به کالایی شدن جنسیت در این کشور منجر شده است و با بهره‌گیری از رویکرد اقتصاد سیاسی بین‌الملل و نظریات رئالیسم، لیبرالیسم و ساختارگرایی، این مقاله بر این ادعاست که جهانی‌شدن اقتصاد با تأکید بر انباشت سرمایه و جذب سرمایه‌گذاری خارجی، پایه‌های صنعتی‌شدن سریع امارات متحده عربی را فراهم کرده است و با اهمیت‌دادن به کسب سود و انباشت سرمایه موجب کالایی‌شدن افراد و شیئیت بخشیدن به موضوع جنسیت در بعد اقتصادی شده و در نتیجه باهدف ایجاد یک صنعت جاذب سرمایه و اشتغال‌زا، زمینه‌ساز رواج پدیده کارگران جنسی شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می دهد که در نتیجه اهمیت یافتن غیر قابل انکار جهانی‌شدن اقتصاد و تلاش کشورها برای نقش‌یابی در اقتصاد جهانی، بهره‌گیری از مقوله جنسیت به عنوان نیروی کار به عنوان عنصر جاذب سرمایه و فناوری در کشورها مهم شده است.

نقش دیپلماسی علمی در توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اسراییل و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز.

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 2-32

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.558527.1540

شیوا علی زاده، حمیدرضا جوادی قلعه

چکیده با رشد تصاعدی پیشرفت‌ها در حوزه‌های علم و فناوری، تلاش دولت‌ها برای بهره‌برداری از این دستاوردها در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی‌شان افزایش یافته و متقابلاً یاری گرفتن از روابط خارجی در جهت ارتقای توانمندی‌های علم و فناوری نیز به یکی از مهم‌ترین اهداف دستگاه دیپلماسی کشور‌ها بدل شده است؛ رویکردی که به‌مثابه جنبه‌ای دارای اولویت از دیپلماسی، با عنوان دیپلماسی علمی جایگاهی با اهمیت روزافزون یافته و به‌منزله وجهی از قدرت نرم توسط بسیاری از بازیگران جهانی و منطقه‌ای به‌خدمت گرفته شده است. در این میان کنشگری همچون اسرائیل به‌محض رسیدن به این تلقی که بر تهدیدهای امنیتی ابتدایی چیره شده، نام ملت استارتاپ را برای خود برگزیده است. یکی از پهنه‌های مناسب برای قدرت‌نمایی اسرائیل در این حوزه، آسیای مرکزی و قفقاز بود. مفروض نویسندگان پژوهش حاضر در پاسخ به چیستی نقش دیپلماسی علمی در توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اسرائیل در آسیای مرکزی و قفقاز بر این است که دیپلماسی علمی گرانیگاه مناسبات اسرائیل در این منطقه است و اسرائیل توانسته با شناسایی نیازهای فنی و علمی کشورهای این منطقه در حوزه‌های مختلف امنیتی، کشاورزی، انرژی، نظامی، سایبری و پزشکی ُ جایگاه خود را در عرصه روابط خارجی این کشورها تثبیت و تعمیق کند. این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی به انجام رسیده است.

..تبیین ضرورت های ژئوپلیتیک حضور ایران درمعادلات جهان اسلام (منطقه مورد مطالعه: جنوب غرب آسیا)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 اسفند 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.544622.1513

آیه شعبانی کوچصفهانی، علیرضا محرابی، سید یحیی صفوی

چکیده کشور ایران با تکیه بر ضرورت و بنیانهای ژئوپلیتیکی خویش اعم ازموقعیت استراتژیک وتراتزیتی ،ویژگی های انسانی ،طبیعی و محوریت تاریخی در جهان اسلام ، بعنوان یک قدرت منطقه ای در جنوب غرب آسیا محسوب می شود.
بااین توصیف قطعا قدرتهای جهانی و فرا منطقه ای همچون ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نیر که بر اساس اصل منفعت جویی خود در این منطقه حضورداشته درتلاش هستند و یا ایران را تحت هژمونی وسلطه خود قراردهند یااز رفتارمستقلانه ایران درمنطقه جنوب غرب آسیا کاسته وجلوگیری نموده و با اولویت حذف ایران بعنوان قطب رهبری جهان اسلام که در تلاش برای تقابل با حوزه نفوذ استکبار انها در کشورهای منطقه همچون عراق ، سوریه ، لبنان حضوردارد به منافع خود دست یابند .
دراین مقاله با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای و روش توصیفی _ تحلیلی در تلاش برای پاسخ به این سئوال هستیم که حضورایران درمنطقه جنوب غرب آسیا تاچه میزان دارای منطق وضرورت ژئوپلتیکی لازم بوده ورفتارمستقلانه ایران وحضور در این منطقه چه نتایج وابعاد ژئوپلتیکی دارد؟ قطعا ایران در منطقه جنوب غرب آسیا با تاکید بر ویژگیهای ژئوپلیتیکی خود می تواند نقش افرینی ویژه خود را داشته باشد.

رتبه بندی عوامل تاثیرگذار دربحران های ژئوپلیتیکی منطقه غرب آسیا

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 16-43

محسن رستمی، لیلا مدبر، محسن خلیلی باصری

چکیده ریشه‌یابی بحران‌های ژئوپلیتیکی مستلزم بررسی سیر تاریخی تکوین بحران‌ها و نیز شناسایی عوامل مؤثر بر وقوع بحران‌های ژئوپلیتیکی، واکاوی نقش دولت‌ها و بازیگران سیاسی درون منطقه‌ای، شناخت نقش دولت‌ها و بازیگران مداخله‌گر فرا منطقه‌ای، شناسایی و بررسی نقش نخبگان مذهبی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی است. تحقیق حاضر برای تحقق هدف اصلی تحقیق که همانا رتبه بندی مولفه ها و شاخص های تاثیرگذار در بحران های ژئوپلیتیکی جهان اسلام است از روش تحقیق کاربردی- توسعه ای استفاده کرده است و پس از  جمع آوری اطلاعات با ابزارهای مشاهده، مصاحبه، پرسشنامه و مطالعه اسناد نیز از روشهای تحقیق پیمایشی و تحقیق نظری و کتابخانه ای و اینترنتی استفاده می شود. همچنین با کمک تکنیک های دلفی و طوفان فکری برای استخراج مولفه ها و شاخص ها بهره گیری شده است و با استفاده ازطیف لیکرتی، روشهای وزن دهی و روشهای کمّی و کیفی به تجزیه و تحلیل آن ها اقدام شده است. که در پایان محققین به این نتیجه مهم می رسند که جهان اسلام در منطقه غرب آسیا دچار بحران‌های ژئوپلیتیکی مختلفی است که از این بحران‌ها می‌توان به مواردی نظیر ظهور گروه‌های تکفیری، رقابت و کشمکش بین کشورهای همجوار، رقابت‌های ایدئولوژیکی، بحران قومیت‌ها و گسست‌های فرهنگی اشاره کرد. وقوع این بحران در کوتاه‌مدت منطقه را دچار بحران جنگ، بی‌خانمانی و رشد جریان‌های تروریستی نموده است و در بلندمدت نیز پیامدهای به‌مراتب گسترده‌تری به دنبال خواهد داشت که منجر به تجزیه و متلاشی شدن کشورهای اسلامی به محدوده‌های ضعیف‌تر و کوچک‌تر و تغییرات ژئوپلیتیکی در منطقه غرب آسیا می‌شود. عامل وقوع این بحران‌ها، کنترل، مداخله و تصرف یک یا چند ارزش نظیر مکان، فضا، موقعیت، آب، منابع، قلمرو، اقلیت قومی، بازار صادراتی، مسیر انتقال کالا، انرژی، جزیره، تنگه، خط مرز، مکان مذهبی و نظایر آن است.
 
 

بررسی اقتصاد نفتی کشورهای مسلمان در سیاست پترودلار بر اساس مدل SWOT

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 17-35

جمال بافرانی

چکیده سیاست خارجی آمریکا در خلال چند دهه گذشته، در مسیر تحکیم موقعیت دلار به عنوان ارز اصلی در معاملات نفتی کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه و ذخایر ارزی سایر کشورها حرکت کرده است. سیاست پترو دلار آمریکا، نظمی را ایجاد کرده که بر پایه آن بهای خرید نفت از فروشندگان مسلمان با دلار تعیین می‌گردد. آن‌ها بر این باورند که اگر ارز دیگری به جای دلار در معاملات نفتی به ویژه در کشورهای اسلامی منطقه خاورمیانه چنین موقعیتی را پیدا کند، بسیاری از کشورها دلارهای ذخیره شده خود را خواهند فروخت و این وضع موقعیت دلار را نسبت به ارزهای معتبر دیگر  تضعیف خواهد کرد. این مقاله، روندهای حاکم در اقتصاد سیاسی نفت کشورهای مسلمان نشین خاورمیانه را به عنوان فروشندگان نفت در بازار مبادلات نفت در جنگ پترو دلار بر اساس مدل SWOT مورد بررسی قرار می‌دهد.
 
 
 
 

جهان اسلام

تحلیل جنبش‌های مدنی در شهر کابل در چهارچوب نظریه عدالت فضایی

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 25-53

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.401347.1268

محمد علی جعفری، زهرا احمدی‌پور، مصطفی قادری حاجت

چکیده  انزوای اجتماعی در ارتباط شبکه‌ای با بقیه سیاست‌های اجتماعی چون سیاست‌های مربوط به آموزش، سلامت، مسکن، اشتغال، جرم، رفاه، فقرزدایی و... است و آنها را تحت تأثیر قرار می‌دهد و از آنها تأثیر می‌پذیرد. در افغانستان با استقرار حاکمیت جدید این برابری منافع و عدالت جغرافیایی همیشه مطرح بوده و شهرها به‌عنوان نماد مدنیت مکان بروز اعتراضات کم و بیش بوده که منجر به تشکیل جنبش‌هایی در شهر شده است. با دو جریان عمده اعتراض مدنی یعنی «جنبش تبسم» به‌دنبال کشته شدن دختری نوجوان به‌دلیل قومیت و مذهب و همچنین ناامن بودن مسیرهای منتهی به پایتخت و دیگری «جنبش روشنایی» به‌دلیل تغییر انتقال شبکه برق از مسیر ولایت بامیان، برای اولین‌بار توسط قومیت هزاره گام‌های مدنی در فضای شهر کابل شکل گرفت. این مقاله با انتخاب روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اطلاعات میدانی (مشاهده) در پی پاسخگویی به سوال اصلی مقاله انجام شده است: آیا جنبش‌های مدنی در شهر کابل با زمینه قومی واکنشی به بی‌عدالتی فضایی در توزیع خدمات شهری است؟ نتایج نشان از آن دارد که دگرگونی‌های فضایی کابل بیشتر تحت تاثیر اقوام جلوه‌گری می‌کند. در این جنبش‌ها گروه قومی با تبلیغات و گفتمان‌های متعدد توانستند گروه‌های قومی و اجتماعی گوناگون به ویژه دانشگاه‌ها، مدارس، اداره‌های دولتی را برای شرکت در جنبش جذب کنند و اولین جنبش‌های شهری کابل بدون خشونت و ناهنجارهای اجتماعی شکل بگیرد.  
 
 

جهان اسلام

بررسی مؤلفه‌های فرهنگی و اجتماعی رژیم‌صهیونیستی برای نفوذ در منطقه

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 25-60

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.420586.1290

امیرحسین الهامی، ابوالفضل کاوندی کاتب، محمدصادق جلالی راد، محمود شیخ حسنی

چکیده رژیم‌صهیونیستی با بهره‌گیری از ابزارهای متعدد و متنوع در سطوح منطقه‌ای و بین‌المللی، در تلاش است تا نفوذ گسترده‌ای در میان دولت‌ها و به‌ویژه مردم کسب کند. در این میان، یکی از مهمترین ابزارهای رژیم، بهره‌گیری از مؤلفه‌های فرهنگی و اجتماعی است. پرسش اصلی مقاله آن است که رژیم‌صهیونیستی تا چه اندازه از ابزارها و مؤلفه‌های فرهنگی و اجتماعی برای گسترش نفوذ خود در منطقه استفاده می‌کند؟ مقالۀ حاضر از جنبۀ هدف، جزء پژوهش‌های کاربردی و از نظر روش، توصیفی- تحلیلی است. همزمان با منابع کتابخانه‌ای، مصاحبه‌ای نیز با 6 نفر از متخصصان صورت گرفت. همچنین مبنای این مقاله بر نظریه کاستا برانلی است که با تأسی از واقع‌گرایی مکتب انگلیسی نفوذ، تکیه بر ساختارهای اجتماعی دارد. در ساختارهای اجتماعی هژمونی بین «نفوذگذار» و «تأثیرپذیر» ارائه می‌شود و قوانین همزیستی مورد بحث، مناقشه و مصالحه قرار می‌گیرد. یافته‌های پژوهش نشان داد، ارتباطات رژیم‌صهیونیستی با کشورهای منطقه در پنج طیف تقابل قوی، تقابل، میانه، تعامل و تعامل قوی است و راهبردهای فرهنگی و اجتماعی این رژیم در برابر کشورهای منطقه در چهار عامل: 1) کاستن از فشار افکار عمومی منطقه؛ 2) نفوذ در نهادهای فرهنگی کشورهای منطقه؛ 3) برتری رسانه و 4) نفوذ فرهنگی با ابزارهایی همچون سینما است. اما با وجود راهبردها و ابزارهای متعدد و متنوع، هرچند به ظاهر روابط با برخی دولت‌های منطقه توسعه یافته، اما به دلیل مقاومت مردم منطقه، رژیم نتوانسته در ابعاد فرهنگی و اجتماعی در منطقه غرب آسیا حرفی برای گفتن داشته باشد.

جهان اسلام

نقش آمریکا در نوسازی افغانستان (۲۰۲۱-۲۰۰۱م)

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 27-50

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.447816.1340

محمد بای بشارت رحمانی، اکبر زارع شاه آبادی

چکیده نظریه‌پردازان مکتب نوسازی معتقدند که افزایش روابط میان کشورهای جهان سوم با جهان اول و نیز الگوگیری از کشورهای جهان اول به نوسازی و توسعه کشورهای جهان سوم کمک خواهد کرد. بااین‌حال، سوال اصلی تحقیق حاضر این است که نقش آمریکا و متحدانش طی دو دهه (۲۰۲۱-۲۰۰۱) در نوسازی و توسعه افغانستان چیست؟ این تحقیق ازنظر هدف، بنیادی و ازنظر منابع، اسنادی و در زمره تحقیقات کیفی است. پارادایم نظری این تحقیق، مجموعه نظریات مکتب نوسازی است. جامعه هدف تحقیق؛ نظریه‌ها، گزارش‌ها، پژوهش‌ها و اسناد و مدارک مرتبط با کم‌وکیف حضور آمریکا در افغانستان است که با مرور نظام‌مند و درراستای پاسخ به سوال اصلی و با تکنیک تحلیل مضمون انجام شده است. یافته‌های تحقیق حاضر نشان می‌دهد که هزینه‌کرد صدها میلیارد دلاری آمریکا و وارد کردن نیروی انسانی و دانش غربی در زمین افغانستان به نوسازی این کشور منتج نشده است، زیرا ناامنی، فقر، فساد و اعتیاد در افغانستان افزایش یافته و دسترسی مردم به خدمات آموزشی، درمانی، برق و آب آشامیدنی به کمتر از ۵۰ درصد رسیده و نیز اعتماد و مشارکت مردم در روندهای سیاسی کمتر از ۱۰ درصد بوده است. در نتیجه‌گیری نهایی می‌توان اذعان کرد که الگوگیری و رابطه کشورهای توسعه‌نیافته با کشورهای جهان اول، الزاماً به توسعه کشورهای عقب‌مانده منجر نمی‌شود و نظریات مکتب نوسازی در همه‌ جوامع کفایت نظری ندارد.
 
 

جهان اسلام

سیاست‌گذاری گاز در ایران: الزامات توسعه پایدار و نقش‌آفرینی منطقه‌ای در جهان اسلام

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 30-53

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.236961

داود کیانی، مهدی الماسی مقدم، مریم اسماعیلی فرد

چکیده صنعت گاز طبیعی یکی از مزیت‌های راهبردی اقتصاد ایران است که نقشی کلیدی در تحقق توسعه پایدار ایفا می‌کند؛ توسعه‌ای که علاوه بر بهبود شاخص‌های اقتصادی و زیست‌محیطی، با اصول عدالت، مشارکت و مسئولیت‌پذیری در حکمرانی همخوانی دارد. در رویکرد غربی، توسعه پایدار مبتنی بر حکمرانی شفاف، عدالت بین‌نسلی، حفاظت از منابع طبیعی و مشارکت ذی‌نفعان است؛ در حالی‌که در آموزه‌های اسلامی نیز بر تعادل در بهره‌برداری، حفظ محیط‌زیست به‌مثابه امانت الهی، و تقویت همکاری‌های درون‌امت اسلامی تأکید شده است. جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، توان ایفای نقش مؤثر در معماری انرژی منطقه‌ای و ارتقای دیپلماسی انرژی را داراست. با این حال، سیاست‌گذاری گازی کشور با چالش‌هایی نظیر ضعف در حکمرانی یکپارچه، گسست تصمیم‌سازی، و بی‌توجهی به ارزیابی‌های زیست‌محیطی مواجه است. این پژوهش با پرسش اصلی «مهم‌ترین موانع و الزامات تحقق توسعه پایدار در سیاست‌گذاری گاز ایران با توجه به نقش منطقه‌ای کشور چیست؟» به تحلیل این چالش‌ها می‌پردازد. فرضیه تحقیق بر آن است که تحقق این هدف نیازمند رفع موانع نهادی، استقرار حکمرانی مشارکتی، تدوین راهبردهای بلندمدت، و بهره‌برداری هدفمند از ظرفیت گاز طبیعی برای تقویت پیوندهای منطقه‌ای است. این مطالعه با روش توصیفی–تحلیلی و تحلیل مضمون داده‌های اسنادی انجام شده و نشان می‌دهد اصلاح سیاست‌گذاری، تقویت شفافیت، و پیوند سیاست گازی با اهداف کلان منطقه‌ای، راهی برای تحقق توسعه‌ای بومی‌گرا و عدالت‌محور است.

جهان اسلام

تاثیر رژیم‌های کنترل صادرات بر برنامه دفاع موشکی جمهوری اسلامی ایران

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 31-53

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.485649.1399

بابک بهارلویی، مهناز گودرزی، احمد آذین

چکیده توسعه برنامه موشکی یکی از توانایی‌های مختلف نظامی جمهوری‌اسلامی ایران است که به افزایش امنیت ملی کشور منجر می‌گردد که این امر فشارهای دشمنان برای ضربه زدن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران را افزایش داده است. سیاست‌های کشورهای غربی بر تضعیف ابزارهای بازدارنده جمهوری‌اسلامی ایران تاکید دارند. اعمال رژیم های کنترل صادرات مصادیقی از اقدامات مقابله‌ای با توسعه برنامه موشکی جمهوری‌اسلامی ایران است. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال بود که رژیم‌های کنترل صادرات چه اثری بر برنامه دفاع موشکی جمهوری‌اسلامی ایران در بازه‌های 1996 الی 2022 داشته‌اند؟ در این پژوهش از نظریه‌های نوواقع‌گرایی برای مطالعه رفتار آمریکا و کشورهای غربی و از نظریه بازدارندگی برای مطالعه رفتار ایران در قبال برنامه موشکی استفاده شده است. یافته‌ها نشان داد که رژیم‌های کنترل صادرات اثرات مثبت و منفی بر برنامه موشکی جمهوری‌اسلامی ایران در بازه‌های 1996‌ الی 2022 داشته‌اند. محدودیت دسترسی به فناوری، تجهیزات و مواد موردنیاز ساخت موشک، جلوگیری از تبادلات و انتقال دانش مرتبط با برنامه موشکی ایران، محدودسازی سرمایه و جریان‌مالی مورد نیاز تکنولوژی موشکی آثار رژیم‌های کنترل صادرات بر برنامه موشکی ایران است. از طرفی بومی‌سازی فن‌آوری موشکی و تحول محصولات موشکی از آثار مثبت رژیم‌های کنترل صادرات بر برنامه موشکی ایران است. روش به‌کارگرفته شده در این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی می‌باشد. و از ابزار کتابخانه ای، استنادی و منابع ا ینترنتی برای گردآوری داده ها استفاده شده است.


 

جهان اسلام

بنیان‌ های سیاست خارجی عمان و جایگاه‌یابی منطقه‌ای در نظام منطقه‌ ای خلیج فارس (2010-2023)

دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 32-60

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.521018.1475

فرشاد آئینه دار، فریبرز ارغوانی پیرسلامی، سیدجواد صالحی

چکیده معادلات منطقه‌ای در زیرسیستم خلیج‌فارس همواره اصلی‌ترین متغیر تعیین‌کننده در نظم و ثبات در خاورمیانه بوده و در این میان، نقش قدرت‌های منطقه‌ای همواره جزئی جدایی‌ناپذیر از این فرایند بوده است. کشور عمان اگرچه هیچ‌گاه در مقام قدرت منطقه‌ای ظاهر نشده اما در یک دهه اخیر الگوهایی از رفتار را در سیاست خارجی نمایانده که تردیدی در تلاش این سلطان‌نشین در جایگاه‌یابی منطقه‌ای باقی نمی‌گذارد. مقاله حاضر با هدف تبیین روندها و بنیان‌های سیاست خارجی عمان در تحقق این جایگاه‌یابی با طرح این پرسش که چه بسترهایی برای تحقق این هدف در سیاست خارجی مسقط وجود دارد؟ بر این نظر است عملکرد این کشور در سه حوزه تمایل، ظرفیت و پذیرش برای جایگاه‌یابی منطقه‌ای در حدود یک دهه گذشته زمینه را برای این ایفای نقش مهیا کرده است. این مقاله با بهره‌گیری از چارچوب مفهومی جایگاه‌یابی منطقه‌ای و روش علت کاوی در استنتاج دلایل و بسترهای این ایفای نقش به این نتیجه دست یافته است که عملکرد عمان در تلاش برای میانجی‌گری در بحران‌های منطقه‌ای، اتخاذ رویکرد میانه برای حل چالش‌های ساختاری، عملکرد غیرایدئولوژیک در مواجهه با مسائل منجر شده است تا ظرفیت و پذیرش منطقه‌ای این کشور ارتقا یافته و مسیر جایگاه‌یابی منطقه‌ای برای این کشور تسهیل شود.


 

بررسی تأثیر مولفه‌ های اقتصاد دانش بنیان بر رشد فراگیر در کشورهای منتخب اسلامی

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 32-59

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.479454.1383

محمد غفاری فرد، سید حسن قوامی، امید حیدری

چکیده اقتصاد دانش‌بنیان به‌عنوان یک مدل اقتصادی جدید، تأثیر قابل‌توجهی بر رشد فراگیر دارد. این نوع اقتصاد بر اساس استفاده از دانش، فناوری و نوآوری برای تولید کالا و خدمات، تمرکز دارد. ازآنجایی‌که دانش و فناوری به‌عنوان محرک‌های اصلی رشد و توسعه در اقتصاد بنیان شناخته می‌شوند، تأثیر اقتصاد دانش‌بنیان بر رشد فراگیر بسیار مهم است. تحقیق حاضر تأثیر مؤلفه‌های اقتصاد دانش‌بنیان بر رشد فراگیر در کشورهای اسلامی افغانستان، ایران، عربستان صعودی، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکیه، عمان، کویت، عراق، الجزایر، بحرین، اردن، مالزی، اندونزی، قطر، قزاقستان و امارات متحده عربی با استفاده از داده‌های آماری که توسط بانک جهانی ارائه گردیده است طی سال‌های 2006 الی 2020 با به‌کارگیری روش پنل دیتا (FMOLS) در دو مدل مورد بررسی قرار گرفته است، نتایجی که از مدل اول به دست آمده‌اند بیان‌کننده رابطه معنی‌دار و بلندمدت بین مؤلفه‌های اقتصاد دانش‌بنیان و رشد فراگیر در کشورهای منتخب اسلامی می‌باشد به‌نحوی‌که مؤلفه‌های آموزش و توسعه منابع انسانی، سیستم نوآوری و زیرساخت‌های اطلاعاتی تأثیر مثبت و معنی‌دار و همچنان شاخص مشوق‌های اقتصادی تأثیر منفی و معنی‌دار بر رشد فراگیر دارد. به همین ترتیب مدل دوم نشان‌دهنده تأثیر مثبت و معنی‌داری شاخص ترکیبی اقتصاد دانش‌بنیان بر رشد فراگیر می‌باشد به‌نحوی‌که با افزایش یک درصد در شاخص ترکیبی اقتصاد دانش‌بنیان رشد فراگیر به‌اندازه (0.281) افزایش می‌یابد. پس بنابراین سیاست‌گذاران اقتصادی جهت افزایش رشد فراگیر کشورهای منتخب اسلامی به ارتقاء زیرساخت‌های فناوری و اطلاعات، سرمایه‌گذاری درزمینه آموزش و پژوهش، ارتقاء سطح دانش و تخصص، حمایت و تشویق بخش‌های خصوصی را در اولویت‌های کاری خویش قرار دهند.

ظرفیتها و مولفه های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 دی 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.238758

سیدمحمد موسوی

چکیده قدرت نرم شکلی از قدرت ملی است که مبتنی بر جذابیت فکری و فرهنگی است. قدرت نرم فراتر از قدرت فرهنگی صرف است و شامل قدرت سیاسی و اقتصادی نیز می‌شود. هدف از نوشتار حاضر، تبیین ظرفیت ها و مولفه های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن است. در این پژوهش تلاش می کنیم با استفاده از چارچوب نظری قدرت نرم جوزف نای و روش توصیفی -تحلیلی به سئوال اصلی پژوهش مبنی بر چیستی ظرفیت های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن پاسخ دهیم. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قدرت نرم فرهنگی محصول و برآیند تصویرسازی مثبت، ارائه چهره موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و خارجی است. جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلفی زمینه ها و شرایط لازم را برای کسب قدرت نرم و ارتقای حد نصاب محبوبیت خود در میان کشور های منطقه به ویژه یمن فراهم ساخته است. در نتیجه ظرفیت فرهنگی ایرانیان در نسبتی که میان خود و سایر کشورها به ویژه یمن برقرار کرده است، در میان دو ضلع منابع هویتی: «اسلامیت، ایرانیت » شکل یافته است. جمهوری اسلامی ایران تواسته است با بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و نیروهای متحد محلی یمن، استراتژی مبتنی بر محورمقاومت و بازدارندگی را پیش ببرد.

تقویت روابط کشورهای اسلامی با دیپلماسی کاهش مخاطرات و پیش‌بینی آینده

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 36-53

علی جدی، ابراهیم مقیمی، سید عباس احمدی، مهدی زارع

چکیده مخاطرات با چنان شدتی حادث می‌شوند که تلفات و خسارات فراوانی را به همراه دارند و گستردگی اثرات ناشی از آنها ورای توانایی و ظرفیت دولت متأثر از مخاطرات است در چنین مواقعی قربانیان نیازمند کمک‌های بشردوستانه می‌باشند که حقوق بین‌الملل یک سری توصیه‌هایی به کشورها نموده است و حقوق بشردوستانه و چارچوبهای تصویب شده در این رابطه، تلاش برای کاهش مخاطرات را الزام آور کرده است. در اسلام، جایگاه آرامش، امنیت، تعاون و خدمت هم نوع از جایگاه بالایی برخوردار است لذا با توجه به مبانی نظری اسلام برای نوع‌دوستی و کمک به دیگران و مکمل آن ظرفیت عظیم منابع خدا دادی در کشورهای اسلامی به یقین این الزام برای جهان اسلام را مضاعف می‌نماید. با توجه به برخی تجربیات ناموفق گذشته جهان اسلام در تشکیل سازمانهای مشترک، در این نوشتار پیشنهاد می‌شود طی یک نشست مشترک بین چند کشور اسلامی با به کارگیری دیپلماسی کاهش مخاطرات یک سازمان بین المللی اسلامی (علمی و عملیاتی) به منظور الزام دولتهای اسلامی عضو در جهت همکاری برای کاهش مخاطرات در چارچوب حقوق و روابط بین‌الملل، تأسیس شود تا اندکی از خلأ‌های موجود را پر نماید و این سازمان برخلاف هدف برخی ائتلاف های مشترک گذشته کشورهای اسلامی که بر اساس تأمین منافع این کشورها شکل گرفته بود، فقط برای خدمت‌رسانی به همه بشریت به صورت عام المنفعه شکل بگیرد تا علاوه بر تقویت روابط بین کشورهای اسلامی، بتوان چهره رحمانی اسلام را در جهان به نمایش گذاشت.

بررسی میزان اثرگذاری مؤلفه پترواسلام بر سیاست‌های منطقه‌ای عربستان سعودی در افق 1414 شمسی

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 44-57

سید حمزه صفوی، سید محمد مهدی قادری

چکیده بسیاری از پژوهشگران عرصه روابط بین‌الملل سابقه استفاده از ابزار حامل‌های انرژی به عنوان یک مؤلفه قدرت در سیاست را به جنگ رمضان 1973 و درگیری کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی باز می‌گردانند. جنگ 1973 و متعاقب با آن دو شوک نفتی بزرگ که همزمان با تحریم فروش نفت به اسراییل، قیمت این حامل انرژی را به شدت در سطح جهانی افزایش داد، نه تنها بر مناسبات سیاسی بین‌المللی اثرگذار بود بلکه به عنوان یک مفهوم نوین نیز در حوزه ادبیات سیاسی نمود پیدا کرد. پترواسلام که از آن به عنوان بهره‌گیری کشورهای اسلامی از ابزار نفت برای پیشبرد مقاصد خود یاد می‌کنند، مفهوم عامی است که در سال‌های اخیر و به ویژه پس از به حکومت رسیدن سلمان بن عبدالعزیز و ولیعهد جوان وی یعنی محمد بن سلمان معنایی خاص و ویژه‌تر یافته است.به عبارت دیگر امروزه و پس از گذشت بیش از چهار دهه از جنگ 1973 تنها نمود مهم بهره‌گیری از پترواسلام کشور پادشاهی سعودی است که به واسطه نفت و قرائت اسلام‌گرایی خاص خود در پی گسترش و بسط نفوذ سیاسی خود در سایر نقاط جهان است. پژوهش حاضر ضمن بررسی چگونگی تحول یافتن مفهوم نظری پترواسلام در گذر زمان، در پی مشخص ساختن این نکته خواهد بود که حکومت سعودی چگونه به واسطه توجه و تمرکز به مفهوم پترواسلام درصدد تسلط و تفوق بر جهان اسلام برآمده و به چه میزان این ابزار قدرتمند کنش‌های منطقه‌ای پادشاهی سعودی را در افق 1414شکل می‌دهد.
 
 

جهان اسلام

ادراک نظام شناختی دولت یازدهم و دوازدهم از مذاکرات هسته ای ایران و غرب

دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 51-75

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.431965.1310

پرهام پوررمضان، نرگس میرزایی کشه ای فراهانی

چکیده بررسی نظام شناختی سیاست‌مداران و سیاست‌گذاران یکی از مهم‌ترین قالب‌های شناخت و بررسی رفتارها، کنش‌ها و تصمیم‌گیری‌های این افراد است. نظام شناختی افراد به‌معنای ادراک، نوع جهان‌بینی، باورها و ارزش‌ها و همچنین گفتمان‌های حاکم بر این باورها نقش و تأثیرات بسیار عمیقی در این فرایند دارند. الگوی‌های تصمیم‌گیری هسته‌ای جمهوری اسلامی ایران به‌عنوان بزرگ‌ترین مسئله سیاست خارجی در دوران پساانقلاب، به‌صورت غیرقابل‌انکاری تحت تأثیر روان‌شناسی شناخت، کیش شخصیتی، ساخت‌های ادراکی و سبک رهبری سیاست‌مداران حاکم در این عرصه بوده است. در پژوهش حاضر، ما به دنبال بررسی و فهم نظام شناختی دولت تدبیر و امید و تأثیرات آن در رویکردهای سیاسی و تصمیمات اتخاذشده ایران درقبال پرونده هسته‌ای و مذاکرات با غرب هستیم. ازاین‌رو، پرسش اصلی این پژوهش این است که ادراک نظام شناختی دولت‌های یازدهم و دوازدهم ایران چه تأثیراتی در رویکرد‌های سیاسی اتخاذشده درقبال مذاکرات هسته‌ای ایران با غرب داشته است؟ در این پژوهش از روش کیفی با رویکرد توصیفی و تحلیلی استفاده شده است. شایان ذکر است ابزار گردآوری داده نیز فیش‌برداری و خوانش کتاب‌ها، مقالات و سایت‌های اینترنتی است. به‌دلیل اکتشافی بودن پژوهش از دادن فرضیه پرهیز می‌شود. درنهایت با تحلیل داده‌های توصیفی می‌توان بیان کرد که نظام شناختی و گفتمان‌های حاکم بر باور این دولت، در دگرگونی رویکرد سیاسی ایران درقبال مذاکرات هسته‌ای با غرب از تقابل به تنش‌زدایی تأثیرگذار بوده است.
 
 

جهان اسلام

آمریکا و راهبرد کودتا‏ سازی برای بقای هژمونی؛ اقدام در ایرانِ 1953

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 54-80

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.455072.1348

حمید احمدی نژاد، محبوبه روحی

چکیده آمریکا پس از تبدیل به قدرت برتر جهانی، حفظ و بقای هژمونی خود را با راهبردهای گوناگون در دستور کار قرار داده است. در این مسیر، کودتاسازی به عنوان گزینه‏ ی مرجح به هنگام شکست راهبردهای دیگر، در بسیاری از کشورها به وسیله‏ ی ایالات متحده مورد استفاده قرار گفته است. این پژوهش با هدف شناسایی راهبردهای این کشور در جهت بقای هژمونی خود با تمرکز بر کودتاسازی، این سوال را مطرح کرده که: راهبرد کودتا‏سازی چگونه و با چه هدفی در ایران علیه محمد مصدق در دستور کار سیاست خارجی ایالات متحده قرار گرفت؟ با اتکاء بر روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه‏ ی داده‏ های اسنادی، یافته‏ های حاکی از آن است که آمریکا به هنگام شکست تاکتیک‏ های سه‏ گانه ‏ی تحریم، حمله و اهریمن ‏سازی، کودتا را به عنوان کوتاه‏ ترین و زودبازده ‏ترین راهبرد در جهت حفظ هژمونی خود به کار می ‏گیرد. نتیجه‏ ی پژوهش با تمرکز بر کودتای 1332 در ایران، نشان می‏ دهد پس از به بُن‏ بست رسیدن تاکتیک‏ های آشکار، رهبران آمریکا گزینه‏ ی ایجاد کودتا را برای روی کار آمدن دولتِ در راستای منافع خود با هدف حفظ هژمونی خویش علیه مصدق به اجراء در‏آوردند.

جهان اسلام

سناریوهای آینده نظم امنیتی منطقه‌ای غرب آسیا در افق 1405

دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 55-86

https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.385210.1244

محمد شاه محمدی، اکبر خزلی

چکیده منطقه غرب آسیا از نظر ژئواستراتژیک، ژئواکونومیک و ژئوپلتیک اهمیت ویژه‌ای برای قدرت‌های بزرگ دارد و به همین دلیل تاریخ یک قرن گذشته این منطقه فراز و نشیب‌های زیادی داشته است. کشورهای این منطقه را نیز به لحاظ پیچیدگی‌های خاص آن و تهدیدات روز افزون منطقه‌ای و فرا‌منطقه‌ای و همچنین نگرانی‌هایی که وجود دارد، نمی‌توان از یکدیگر جدا دانست و ناامنی هر کدام از این کشورها می‌تواند ناامنی دیگر کشورها را به دنبال داشته باشد. به همین دلیل، تحقق مطلوبیت‌های جمهوری اسلامی ‌‌ایران در منطقه و اینکه چه سناریویی می‌‌تواند مطلوبیت جمهوری اسلامی ‌‌ایران در این منطقه را به همراه داشته باشد یا به عبارتی، رصد سناریوهای محتمل و طراحی سناریویی که ارزش‌های حیاتی ایران را تضمین نماید حاوی ارزش راهبردی است و دارای اهمیت ویژه‌ای برای جمهوری اسلامی ایران است که هدف تحقیق حاضر نیز همین امر بوده است، لذا در این تحقیق با روش آینده پژوهی GBN و با انجام مصاحبه با 25 نفر از خبرگان و نخبگان آشنا با حوزه‌ی غرب آسیا و تجزیه و تحلیل آنها با روش تحلیل محتوا و همچنین داده‌های حاصل از پرسشنامه‌های توزیع شده بین 36 نفر از جامعه‌ی آماری به صورت هدفمند و تمام شمار با نرم‌افزارهای‌ Excel و SPSS اقدام به شناسایی بازیگران، کنشگران، شگفتی‌سازها، پیشران‌ها و عدم قطعیت‌ها نمودم و نهایتاً چهار سناریوی محتمل به نام‌های( فروپاشی نظم فعلی و بی‌نظمی، هژمونی نظم ایرانی اسلامی، هژمونی نظم سلفی غربی، کنسرت قدرت‌های منطقه‌ای و نظم دسته‌جمعی) شناسایی گردید.