<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>مطالعات بنیادین و کاربردی جهان اسلام</title>
    <link>http://journal.iiwfs.com/</link>
    <description>مطالعات بنیادین و کاربردی جهان اسلام</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Fri, 20 Feb 2026 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>نقش دیپلماسی علمی در توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اسراییل و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_238762.html</link>
      <description>با رشد تصاعدی پیشرفت‌ها در حوزه‌های علم و فناوری، تلاش دولت‌ها برای بهره‌برداری از این دستاوردها در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی‌شان افزایش یافته و متقابلاً یاری گرفتن از روابط خارجی در جهت ارتقای توانمندی‌های علم و فناوری نیز به یکی از مهم‌ترین اهداف دستگاه دیپلماسی کشور‌ها بدل شده است؛ رویکردی که به‌مثابه جنبه‌ای دارای اولویت از دیپلماسی، با عنوان دیپلماسی علمی جایگاهی با اهمیت روزافزون یافته و به‌منزله وجهی از قدرت نرم توسط بسیاری از بازیگران جهانی و منطقه‌ای به‌خدمت گرفته شده است. در این میان کنشگری همچون اسرائیل به‌محض رسیدن به این تلقی که بر تهدیدهای امنیتی ابتدایی چیره شده، نام ملت استارتاپ را برای خود برگزیده است. یکی از پهنه‌های مناسب برای قدرت‌نمایی اسرائیل در این حوزه، آسیای مرکزی و قفقاز بود. مفروض نویسندگان پژوهش حاضر در پاسخ به چیستی نقش دیپلماسی علمی در توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اسرائیل در آسیای مرکزی و قفقاز بر این است که دیپلماسی علمی گرانیگاه مناسبات اسرائیل در این منطقه است و اسرائیل توانسته با شناسایی نیازهای فنی و علمی کشورهای این منطقه در حوزه‌های مختلف امنیتی، کشاورزی، انرژی، نظامی، سایبری و پزشکی ُ جایگاه خود را در عرصه روابط خارجی این کشورها تثبیت و تعمیق کند. این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی به انجام رسیده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>..تبیین ضرورت های ژئوپلیتیک حضور ایران درمعادلات جهان اسلام (منطقه مورد مطالعه: جنوب غرب آسیا)</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_232944.html</link>
      <description>کشور ایران با تکیه بر ضرورت و بنیانهای ژئوپلیتیکی خویش اعم ازموقعیت استراتژیک وتراتزیتی ،ویژگی های انسانی ،طبیعی و محوریت تاریخی در جهان اسلام ، بعنوان یک قدرت منطقه ای در جنوب غرب آسیا محسوب می شود.بااین توصیف قطعا قدرتهای جهانی و فرا منطقه ای همچون ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نیر که بر اساس اصل منفعت جویی خود در این منطقه حضورداشته درتلاش هستند و یا ایران را تحت هژمونی وسلطه خود قراردهند یااز رفتارمستقلانه ایران درمنطقه جنوب غرب آسیا کاسته وجلوگیری نموده و با اولویت حذف ایران بعنوان قطب رهبری جهان اسلام که در تلاش برای تقابل با حوزه نفوذ استکبار انها در کشورهای منطقه همچون عراق ، سوریه ، لبنان حضوردارد به منافع خود دست یابند .دراین مقاله با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای و روش توصیفی _ تحلیلی در تلاش برای پاسخ به این سئوال هستیم که حضورایران درمنطقه جنوب غرب آسیا تاچه میزان دارای منطق وضرورت ژئوپلتیکی لازم بوده ورفتارمستقلانه ایران وحضور در این منطقه چه نتایج وابعاد ژئوپلتیکی دارد؟ قطعا ایران در منطقه جنوب غرب آسیا با تاکید بر ویژگیهای ژئوپلیتیکی خود می تواند نقش افرینی ویژه خود را داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی تأثیر مولفه‌ های اقتصاد دانش بنیان بر رشد فراگیر در کشورهای منتخب اسلامی</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_237026.html</link>
      <description>اقتصاد دانش‌بنیان به‌عنوان یک مدل اقتصادی جدید، تأثیر قابل‌توجهی بر رشد فراگیر دارد. این نوع اقتصاد بر اساس استفاده از دانش، فناوری و نوآوری برای تولید کالا و خدمات، تمرکز دارد. ازآنجایی‌که دانش و فناوری به‌عنوان محرک‌های اصلی رشد و توسعه در اقتصاد بنیان شناخته می‌شوند، تأثیر اقتصاد دانش‌بنیان بر رشد فراگیر بسیار مهم است. تحقیق حاضر تأثیر مؤلفه‌های اقتصاد دانش‌بنیان بر رشد فراگیر در کشورهای اسلامی افغانستان، ایران، عربستان صعودی، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکیه، عمان، کویت، عراق، الجزایر، بحرین، اردن، مالزی، اندونزی، قطر، قزاقستان و امارات متحده عربی با استفاده از داده‌های آماری که توسط بانک جهانی ارائه گردیده است طی سال‌های 2006 الی 2020 با به‌کارگیری روش پنل دیتا (FMOLS) در دو مدل مورد بررسی قرار گرفته است، نتایجی که از مدل اول به دست آمده‌اند بیان‌کننده رابطه معنی‌دار و بلندمدت بین مؤلفه‌های اقتصاد دانش‌بنیان و رشد فراگیر در کشورهای منتخب اسلامی می‌باشد به‌نحوی‌که مؤلفه‌های آموزش و توسعه منابع انسانی، سیستم نوآوری و زیرساخت‌های اطلاعاتی تأثیر مثبت و معنی‌دار و همچنان شاخص مشوق‌های اقتصادی تأثیر منفی و معنی‌دار بر رشد فراگیر دارد. به همین ترتیب مدل دوم نشان‌دهنده تأثیر مثبت و معنی‌داری شاخص ترکیبی اقتصاد دانش‌بنیان بر رشد فراگیر می‌باشد به‌نحوی‌که با افزایش یک درصد در شاخص ترکیبی اقتصاد دانش‌بنیان رشد فراگیر به‌اندازه (0.281) افزایش می‌یابد. پس بنابراین سیاست‌گذاران اقتصادی جهت افزایش رشد فراگیر کشورهای منتخب اسلامی به ارتقاء زیرساخت‌های فناوری و اطلاعات، سرمایه‌گذاری درزمینه آموزش و پژوهش، ارتقاء سطح دانش و تخصص، حمایت و تشویق بخش‌های خصوصی را در اولویت‌های کاری خویش قرار دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ظرفیتها و مولفه های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_238758.html</link>
      <description>قدرت نرم شکلی از قدرت ملی است که مبتنی بر جذابیت فکری و فرهنگی است. قدرت نرم فراتر از قدرت فرهنگی صرف است و شامل قدرت سیاسی و اقتصادی نیز می‌شود. هدف از نوشتار حاضر، تبیین ظرفیت ها و مولفه های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن است. در این پژوهش تلاش می کنیم با استفاده از چارچوب نظری قدرت نرم جوزف نای و روش توصیفی -تحلیلی به سئوال اصلی پژوهش مبنی بر چیستی ظرفیت های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن پاسخ دهیم.&amp;amp;nbsp;یافته های پژوهش حاکی از آن است که قدرت نرم فرهنگی محصول و برآیند تصویرسازی مثبت، ارائه چهره موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و خارجی است. جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلفی زمینه ها و شرایط لازم را برای کسب قدرت نرم و ارتقای حد نصاب محبوبیت خود در میان کشور های منطقه به ویژه یمن فراهم ساخته است. در نتیجه ظرفیت فرهنگی ایرانیان در نسبتی که میان خود و سایر کشورها به ویژه یمن برقرار کرده است، در میان دو ضلع منابع هویتی: &amp;amp;laquo;اسلامیت، ایرانیت &amp;amp;raquo; شکل یافته است. جمهوری اسلامی ایران تواسته است با بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و نیروهای متحد محلی یمن، استراتژی مبتنی بر محورمقاومت و بازدارندگی را پیش ببرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر تقابل سنت و مدرنیته در توسعه سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245741.html</link>
      <description> پس از پیروزی انقلاب اسلامی همچنان تقابل سنت و مدرنیته، تعارضات و تقابل در حوزه‌های گوناگون جامعه حضور و بروز داشته است. مفهوم متعارض بودن سنت و مدرنیته در کشورهای درحال‌توسعه، که نیاز به تحقیق و تعدیل دارد، عمدتاً حاصل ورود مدرنیته در قالب پدیده‌ای &amp;amp;laquo;بیرونی&amp;amp;raquo; به درون یک نظام اجتماعی ناآشنا و ناهماهنگ بوده است. ضرورت و هدف پژوهش حاضر، پرداختن به ظهور و گسترش پدیده جهانی‌شدن در نیم‌قرن اخیر در ایران و بررسی تأثیر تقابل این دو گفتمان است که موجب ظهور فرایند جدیدی شده است. در این راستا سؤال اصلی پژوهش آن است که تقابل سنت و مدرنیته چه تأثیری در توسعه سیاسی ایران پس از انقلاب اسلامی داشته است؟ در ادامه، این فرضیه مطرح می‌شود که با وجود تقابل سنت و مدرنیته در ایران پس از انقلاب اسلامی، ظهور رویکرد و گفتمانی جدید -مبتنی‌بر ارزش‌های ملی، بومی و دینی و در عین حال هماهنگ با ارزش‌های مدرن جهانی- که بتواند نقشی بسزا در توسعه سیاسی ایفا کند، ضروری است. مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیل کیفی و براساس داده‌های دست ‌اول اسنادی، کتابخانه‌ای و اینترنتی انجام‌ شده است. در تفسیر یافته‌های کلی، نویسندگان به این نتیجه دست‌ یافته‌اند که گفتمان‌های سیاسی پس از انقلاب اسلامی توانسته جایگاهی ویژه در بین کشورهای جهان و نهضت‌های انقلابی و همچنین آرمان‌های رهایی‌بخش پیدا کند و در این میان، تقابل و تعامل گفتمان‌ها نقش مؤثری در توسعه سیاسی جامعه ایران داشته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>.سیاست خارجی دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران در قبال طالبان (1400 تا 1396)</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245542.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی و تاثیر سیاست خارجی دولت دوازدهم جمهوری اسلامی ایران در قبال افغانستان می‌پردازد، تمرکز ویژه در پژوهش بر تغیر رویکرد دولت دوازدهم نسبت به طالبان و نقش ایران در روند صلح افغانستان خواهد بود. به نظررسد؛ تغیر رویکرد ایران نسبت به طالبان، از تقابل به تعامل محتاطانه، ناشی از عواملی چون تحولات میدانی در افغانستان، ظهور داعش، تغییر در سیاست منطقه‌ای آمریکا، ملاحظات اقتصادی و نگرانی‌های امنیتی بوده است. همچنین، ایران تلاش کرده تا در روند صلح افغانستان نقش سازنده‌ای ایفا کند که بر موقعیت طالبان نیز تأثیرگذار بوده است. این پژوهش به درک بهتر پویایی‌های سیاست خارجی ایران در منطقه و چالش‌های پیش روی آن کمک می‌کند. سؤال اصلی پژوهش این است که سیاست خارجی دولت دوازدهم ایران چه تأثیری بر روند تحولات افغانستان، به‌ویژه در رابطه با طالبان، داشته است؟ این پژوهش با روش توصیفی_تحلیلی و با هدف بررسی سیاست خارجی ایران در قبال تحولات افغانستان و ظهور مجدد طالبان انجام شده است. گردآوری داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای و با استفاده از منابع معتبر صورت گرفته است. چارچوب نظری پژوهش، ترکیبی از نظریه‌های امنیت منطقه‌ای و مدیریت بحران است. یافته‌ها نشان می‌دهد که سیاست خارجی ایران در دوره مورد بررسی، با رویکردی عمل‌گرایانه و مبتنی بر اصول تعامل سازنده، دیپلماسی اقتصادی و چندجانبه‌گرایی، در راستای حفظ منافع ملی و حمایت از صلح و ثبات در افغانستان تدوین و اجرا شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>روابط جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی: از همکاری تا رقابت.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245932.html</link>
      <description>روابط میان جمهوری اسلامی ایران و امارات متحده عربی طی پنج دهه اخیر تحت تأثیر عوامل داخلی، منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای با پیچیدگی‌های فراوان و روندی بسیار متغیر و اغلب متنازع همراه بوده است. دوره ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ از حیث شدت تقابل سیاسی، دیپلماسی خصومت‌آمیز و اختلافات سرزمینی و امنیتی، نقطه‌عطف تنش‌ها میان تهران و ابوظبی محسوب می‌شود. اما شدت خصومت و تنش‌های سیاسی بین ابوظبی و تهران اوایل ۲۰۲۱ و پس از آغاز کار دولت دموکرات در آمریکا و تشکیل دولت سیزدهم در ایران به‌طور محسوسی کاهش یافت. پژوهش حاضر با روش توصیفی - تبیینی و تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و الکترونیکی به دنبال پاسخ به این پرسش کلیدی است که آینده روابط ایران و امارات در میان مدت و بلند مدت چه الگوهایی را می‌تواند ترسیم کند؟ فرضیه‌ پژوهش در قالب سه الگو طرح شده است: اول، الگوی روابط دوستانه و همکاری‌جویانه با برتری فرهنگ کانتی؛ دوم، رقابت مدیریت‌شده با غلبه فرهنگ لاکی؛ و سوم، تشدید خصومت، تنش فزاینده و غلبه فرهنگ هابزی که با فعال‌شدن متغیرهای امنیتی و ژئوپلیتیک، امکان صعود به سوی رویارویی مستقیم و نظامی وجود دارد. این سناریو می‌تواند هزینه‌های سیاسی، امنیتی و اقتصادی بر دو طرف تحمیل کند و معماری امنیتی خلیج فارس را به سمت بی‌ثباتی فزاینده سوق دهد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که الگوی رقابت مدیریت‌شده، محتمل‌ترین حالت آینده‌ روابط ایران و امارات است. زیرا از یک‌سو هزینه‌ رویارویی مستقیم بسیار بالاست و از سوی دیگر موانع ساختاری و رقابت‌های ژئوپلیتیک مانع شکل‌گیری همگرایی سیاسی استراتژیک بین دو کشور خواهد شد. </description>
    </item>
    <item>
      <title>میان منطقه گرایی سیاست اقتصادی چین و نظم منطقه‌ ای در شورای همکاری خلیج فارس (2023-2004)</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245544.html</link>
      <description>جمهوری خلق چین به‌عنوان کشوری که جایگاه آن در سطح نظام بین‌الملل پیوسته ارتقا یافته و با سایر قدرت‌های نظام بین‌الملل وارد رقابت شده است، شناخته می‌شود. رشد مستمر اقتصادی چین و برخورداری این کشور از مازاد سرمایه، حجم بالای تولیدات صنعتی، نیاز به بازارهای مصرف جدید، منابع انرژی ارزان و... باعث تغییر دستورکار اقتصادی دولت در ایجاد رویکرد توسعه و تثبیت قدرت در ساختارهای اقتصاد سیاسی بین‌الملل بویژه منطقه حساس غرب آسیا گردیده است. در این راستا، این پژوهش سعی دارد به این پرسش اساسی بپردازد که سیاست‌های اقتصادی چین در قبال شورای همکاری خلیج فارس، چه تاثیری بر روابط اعضای شورا داشته است؟ فرضیه پژوهش با روش کیفی و رویکرد تبیینی بدین صورت طراحی شده که روابط میان منطقه‌ای بین چین و اعضای شورای همکاری خلیج فارس منجر به شکل‌گیری شبکه‌ای از روابط بین اعضای شورا شده که افزایش سطح همکاری، رقابت و وابستگی متقابل بین اعضا را تقویت نموده است. بنابراین در این پژوهش تلاش می‌شود تاثیرگذاری حوزه مطالعاتی میان منطقه‌گرایی بر شاخص‌های همکاری و رقابت در شورای همکاری خلیج فارس مورد بررسی قرار گیرد. یافته‌های پژوهش موید این واقعیت است که در قالب الگوی استراتژی مشارکتی چین، سرمایه‌گذاری و روابط بین چین و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به‌سرعت گسترش‌یافته و در نتیجه انعقاد قراردادها و مشارکت‌های چینی مثل مشارکت جامع استراتژیک، ابتکار کمربند جاده، موافقتنامه چارچوب همکاری اقتصادی، تجاری، سرمایه‌گذاری و فناوری 2004، مذاکرات ایجاد توافقنامه تجارت آزاد، الگوی همکاری 3+2+1 و... همگرایی بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تقویت شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>.تبیین نقش جمهوری اسلامی ایران در رویکرد جهانی چین</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_238091.html</link>
      <description>قدرت جهانی در حال رشد جمهوری خلق چین و تلاش این کشور برای برتری در منابع قدرت ساز عرصه بین‌الملل موجب گشته تا تبیین نقش دیگر کشورها در رویکرد جهانی آن اهمیت به خصوصی داشته باشد. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به دلیل جایگاه و نفوذ منطقه ای آن، برخورداری از مزیت ژئوپلیتیکی و ژئوکونومیکی و نقش آن در ساختار قدرت در نظام بین‌الملل برای قدرت های بزرگ در ادوار مختلف و برای چین در وضعت کنونی نظام جهانی اهمیت به سزایی دارد. همچنین توسعه روابط روبه رشد جمهوری اسلامی ایران و چین درنتیجه اشتراکات و الزامات ساختاری نظام بین‌الملل، قابلیت حوزه های مختلف همکاری و زمینه های در حال ظهور مشترک موجب افزایش توجه به روابط این دو کشور در عرصه بین‌الملل شده است. هدف از این مقاله تبیین نقش جمهوری اسلامی ایران در رویکرد جهانی چین است و با روش تحلیلی-تبیینی به این ُسؤال پاسخ داده است که جمهوری اسلامی ایران در رویکرد جهانی چین و راهبردهای منشعب از آن از چه نقشی برخوردار است؟ در پاسخ فرض بر این است که بر مبنای واقعیت های موجود، رویکرد جهانی چین نسبت به عرصه بین‌الملل و منطقه غرب آسیا مشارکت محور است که جمهوری اسلامی ایران در این رویکرد و راهبردهای منشعب از آن نقش پراهمیتی دارد. براساس یافته ها، دو کشور در چارچوب های توسعه ای مشترک و رفع موانع و چالش های مشترک می توانند مشارکت راهبردی را در سال های آینده ادامه دهند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تبیین ابعاد و مولفه های راهبرد منطقه گرایی جمهوری اسلامی ایران در دوره گذار نظام بین‌الملل.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245545.html</link>
      <description>جمهوری اسلامی ایران به دلیل قرار گرفتن در منطقه غرب آسیا و نزدیکی با مناطق آسیای مرکزی و قفقاز نیازمند راهبرد منطقه‌گرایی مطلوب است. بنابراین این پژوهش با هدف تبیین علمی و تحلیلی ابعاد و مؤلفه‌های کلیدی راهبرد منطقه‌گرایی جمهوری اسلامی ایران در بستر دوره گذار نظام بین‌الملل انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که در چارچوب نظری نوواقع‌گرایی و در شرایط خاص گذار نظام بین الملل، راهبرد منطقه‌گرایی ایران چگونه و با چه مؤلفه‌هایی قابل ترسیم است. در پاسخ به سئوال پژوهش، فرضیه‌ به این صورت طرح می گردد که راهبرد منطقه گرایی جمهوری اسلامی ایران در پنج بُعد سیاسی، امنیتی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی و با مؤلفه‌های مشخص در هر بعد، قابلیت عملیاتی‌شدن دارد. پژوهش با رویکرد تبیینی&amp;amp;ndash;تحلیلی و با بهره‌گیری از داده‌های کتابخانه‌ای، اسناد سیاستی و شواهد به‌روز منطقه‌ای، این ابعاد و مؤلفه‌ها را شناسایی و ارزیابی کرده است. نتایج پژوهش نشان می‌دهد ترکیب و هم‌افزایی این پنج بُعد، ضمن افزایش تاب‌آوری و قدرت موازنه‌سازی ایران، فرصت‌های نوینی را برای ارتقای جایگاه کشور به‌عنوان بازیگری محوری در نظم منطقه‌ای در حال شکل‌گیری فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>از دشمنی تا دوستی: تحلیلی روایتی از دگرگونی سیاست‌خارجی ایران در قبال طالبان</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_238092.html</link>
      <description>روایت یا داستان‌پردازی سیاسی ابزاری برای شکل‌دهی به واقعیت‌ها و در نهایت تأثیرگذاری بر مخاطبان در جهان سیاست است. رهبران و شخصیت‌های سیاسی به عنوان روایت‌گر این داستان‌ها، تلاش می‌کنند تا از طریق ساخت واقعیت مورد نظرخود، سیاست‌های مطلوبشان را به اجرا گذارند. سیاست‌های اِعمالی دولت‌ها در حوزه خارجی نیز این‌گونه است و تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی هم با استفاده از روایت‌ها، دوستان و دشمنان خود را تعریف می‌کنند و به یک سیاست‌گذاری مشخص دست می‌زنند. سیاست خارجی ایران در قبال افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست. این ارتباط از دیرباز برقرار بوده و در مقاطعی، به شدت دچار فراز و نشیب شده است. مقطع به قدرت رسیدن طالبان در 1996 و تجدید حکمرانی این گروه در 2021 از این قاعده پیروی می‌کند. سیاست ایران در قبال طالبان از 1996 تا 2001 به صورت تقابلی و به محض سقوط سقوط طالبان و در ادامه، با تشکیل امارت دوم طالبان در سال 2021 این رابطه به سمت تعامل‌گرایی تغییر یافته است. سوال اصلی این پژوهش عبارتست از: چگونه و با چه کیفیتی روایت سیاست ‌خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال طالبان در بازه زمانی 1996 تا 2021 دچار دگرگونی شده است؟ پاسخ آن است که روایت‌های مطرح شده توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران با اتکا به سه عنصر محیط، شخصیت‌پردازی و پیرنگ‌سازی، دچار تحول و به روایت مسلط تبدیل شده است. روایت‌پژوهی به عنوان روش پژوهش استفاده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنایات علیه زنان در خلافت داعش تجاوز سازمان یافته به عنوان سلاح جنگی در بازارایی سلطه.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245547.html</link>
      <description>این مقاله به بررسی هدف و کارکرد تجاوز سیستماتیک گروه تروریستی داعش در مناطق اشغالی عراق و سوریه طی سال‌های ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۹ می‌پردازد. شواهد نشان می‌دهد که این جنایات صرفاً نتیجه هرج‌ومرج جنگی یا اقدامات فردی نبود، بلکه بخشی از یک سیاست سازمان‌یافته برای ایجاد رعب و وحشت، تغییر ترکیب جمعیتی، پاداش‌دهی به نیروهای داعش، و تحقیر اقلیت‌های مذهبی و قومی بود. مسئله اصلی این بود که جنایات جنسی داعش صرفاً اقدامات فردی یا محصول جانبی جنگ نبودند، بلکه بخشی از یک استراتژی سازمان‌یافته به شمار می‌رفتند. سؤال اصلی مقاله این است که هدف داعش از تجاوز به زنان در مناطق تحت کنترلش چه بوده و چگونه این اقدام در استراتژی کلی این گروه جای می‌گرفت؟ روش تحقیق این مقاله از نوع تبیینی بوده و داده‌ها از طریق مطالعه اسنادی، بررسی گزارش‌های سازمان ملل و سازمان‌های حقوق بشری و سایر مقالات جمع‌آوری شده‌اند. یافته های تحقیق تحقیق نشان می‌دهند که خشونت جنسی در استراتژی داعش، با پشتوانه فتاوای مذهبی و سازماندهی بازارهای برده‌داری، کارکردی فراتر از یک جنایت معمولی داشت. این اقدامات به عنوان یک ابزار ایدئولوژیک قوی، به صورت همزمان برای ایجاد وحشت، تغییر بافت جمعیتی، تأمین پاداش برای نیروها و تحقیر اقلیت‌های قومی و مذهبی مورد استفاده قرار می‌گرفت.در نهایت، نتیجه‌گیری مقاله این است که این اقدامات ریشه در هنجارهای تاریخی و فرهنگی مردسالارانه منطقه داشتند و تجاوز جنسی در استراتژی داعش ابزاری چندمنظوره برای گسترش سلطه و کنترل بود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چرایی و کارکردهای شبکه‌های اجتماعی اپوزیسیون سیاسی عربستان سعودی؛ مطالعه موردی گروه های تکفیری سلفی و نوسلفی.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245946.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف بررسی چرایی و کارکردهای شبکه‌های اجتماعی در کنشگری اپوزیسیون سیاسی عربستان سعودی انجام شده و با تمرکز بر دو جریان سلفی تکفیری و نوسلفی، تلاش می‌کند تحول رفتار سیاسی و گفتمانی مخالفان را تحلیل کند. چارچوب نظری پژوهش بر نظریه حوزه عمومی و کنش ارتباطی هابرماس، جامعه شبکه‌ای کستلز، چارچوب‌بندی گفتمانی، بسیج منابع، رادیکال‌سازی آنلاین و فرصت سیاسی مبتنی است. روش پژوهش توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی و مبتنی بر تحلیل اسنادی و تحلیل محتوای دیجیتال است. یافته‌ها نشان می‌دهد شبکه‌های اجتماعی در ساختار اقتدارگرای عربستان نقش &amp;amp;laquo;حوزه عمومی جایگزین&amp;amp;raquo; را ایفا کرده و امکان بیان نارضایتی، طرح مطالبات و بازتولید گفتمان‌های مخالف را فراهم می‌کنند. بر اساس نتایج، جریان سلفی تکفیری از ۲۰۱۸ تا ۲۰۲۴ کاهش تدریجی فعالیت را تجربه کرده و به شبکه‌سازی محدودتر روی آورده است، در حالی‌که جریان نوسلفی طی همین دوره رشد یافته و حضور پایدارتری داشته است. این روندها نشان می‌دهد فضای مجازی به مهم‌ترین عرصه رقابت ایدئولوژیک و سیاسی اپوزیسیون سعودی تبدیل شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش توانمندی پزشکی هسته‌ ای بر همگرایی میان ایران و کشورهای حوزه خلیج‌فارس.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245548.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با تمرکز بر توانمندی‌های پزشکی هسته‌ای ایران و نقش آن در تقویت همگرایی منطقهای، به تحلیل ابعاد فنی، درمانی و سیاستی همکاری‌های میان ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس می‌پردازد. با اتکا به چارچوب نظریه کارکردگرایی میترانی، مطالعه حاضر درصدد است تا چگونگی تأثیر همکاری در حوزه پزشکی هسته‌ای، بهویژه در تولید و کاربرد رادیوداروها، را بر تعمیق روابط منطقهای و ارتقای همگرایی میان ایران و کشورهای همسایه بررسی کند. روش تحقیق مورد استفاده، تحلیل محتوای کیفی است که از طریق بررسی اسناد علمی، گزارش‌های بین‌المللی و مصاحبه با متخصصان ایرانی حوزه پزشکی هسته‌ای انجام شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که ایران با بهره‌گیری از مزیت‌های فناورانه خود در تولید رادیوداروها و ارائه خدمات درمانی مقرون‌به‌صرفه، می‌تواند به عنوان قطب همکاری‌های علمی و فنی در منطقه عمل نماید. چنین همکاری‌هایی نه تنها به بهبود شاخص‌های سلامت در کشورهای خلیج فارس منجر می‌شود، بلکه زمینه را برای شبکه‌سازی دانشی، تبادل اطلاعات و توسعه توریسم درمانی فراهم می‌آورد. بر این اساس، تقویت همکاری‌های علمی در حوزه پزشکی هسته‌ای می‌تواند به عنوان ابزاری کارآمد برای گسترش تعاملات سیاسی و اقتصادی در منطقه مورد توجه قرار گیرد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>هوش مصنوعی و هویت ملی در ایران؛ چشم‌انداز و بایسته‌های سیاستگذاری.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245618.html</link>
      <description>هوش مصنوعی، به‌ویژه در صورت‌بندی‌های جدیدِ مولد و مدل‌های زبانی بزرگ، نه‌تنها ابزاری فنی در کنار سایر فناوری‌ها، بلکه سازکاری فعال است که در گزینش محتوا، رتبه‌بندیِ اعتبار و حتی قالب‌های زبانیِ بیانِ تجربه اجتماعی، به‌طور روزمره نقش‌آفرینی می‌کند. از این‌رو، این فناوری را نه صرفا در سطح &amp;amp;laquo;کاربرد&amp;amp;raquo;، بلکه می‌بایست با توجه به لایه‌های عمیق‌تری در سطح داده، استانداردهای ارزیابی و قواعد دسترسی در نظر گرفت که به‌صورت ساختاری، تعیین می‌کند که چه چیزی &amp;amp;laquo;قابل گفتن&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;قابل دیدن&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;قابل اتکا&amp;amp;raquo; است. در چشم‌انداز سیاستگذاریِ عمومی، می‌توان هوش مصنوعی را هم &amp;amp;laquo;فناوریِ حکمرانی&amp;amp;raquo; و هم &amp;amp;laquo;شکلی نوظهور از حکمرانی&amp;amp;raquo; دانست؛ شامل مجموعه‌ای از سازکارهای طبقه‌بندی و هماهنگ‌سازی که پیامدهای سیاسی و فرهنگی آن، از بسیاری تنظیم‌گری‌های کلاسیک فراتر است. بر همین اساس، مسئله اصلیِ این مقاله نیز چنین صورت‌بندی شده است: ایران چگونه می‌تواند در عصر هوش مصنوعی، توسعه فناورانه را با صیانتِ فعال و بازآفرینیِ خلاقِ هویت ملی (در ترکیبِ ایرانی ـ اسلامی ـ انقلابی) هم‌راستا کند، بی‌آنکه به انسداد فرهنگی یا خودبسندگیِ زیان‌بار دچار شود؟ در پاسخ، مقاله کوشیده است تا با روشی تحلیلی و سیاست‌محور، قالب &amp;amp;laquo;عدالت فرهنگی در هوش مصنوعی&amp;amp;raquo; و شش محور سیاستیِ مکمل را پیشنهاد کند: (۱) تعریف حوزه‌های حساس هویتی و تعیین سطح ریسک، (۲) ایجاد پیکره‌داده‌ها و دارایی‌های داده‌ایِ فارسیِ قابل اتکا، (۳) طراحی معیارهای ارزیابی فرهنگی ـ هویتی و سازکار ممیزی، (۴) حکمرانی مشارکتی و دیپلماسی داده، (۵) ارتقای دانش هوش مصنوعی در نهادهای هویتی و آموزشی و (۶) اجرای پایلوت‌های سیاستی در حوزه‌های منتخب و یادگیری تدریجی.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل سناریوی روابط ایران و رژیم صهیونیستی(۲۰۲۵-۲۰۳۵) : شناسایی عوامل کلیدی، طراحی سناریوهای آینده، و ارائه پاسخ‌های استراتژیک.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245620.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر در روابط ایران و رژیم‌صهیونیستی، طراحی سناریوهای احتمالی آینده (۲۰۲۵-۲۰۳۵)، ارزیابی احتمال وقوع و پیامدهای‌آنها، وارائه راهکارهای‌استراتژیک انجام شد. این مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع آینده‌پژوهی باروش تحلیل سناریو است. جامعه آماری منابع علمی مرتبط بود و نمونه‌گیری هدفمند انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که عوامل کلیدی شامل ایدئولوژی، برنامه هسته‌ای، ژئوپلیتیک، امنیت، اقتصاد، جنگ سایبری و نقش قدرت‌های بزرگ هستند که با تلفیق متغیر تعدیل‌کننده &amp;amp;laquo;تحولات سیاسی داخلی در ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی&amp;amp;raquo; چهار سناریو طراحی شد: ۱) جهان موازنه قدرت، ۲) جهان دیپلماسی و تنش محدود، ۳) جهان جنگ پنهان، و ۴) جهان درگیری مستقیم. ارزیابی احتمالات نشان می‌دهد که سناریوی &amp;amp;laquo;جنگ پنهان&amp;amp;raquo; با احتمال بسیار بالا به‌عنوان حالت تعادل پویا و مقاوم در برابر شوک‌های سیاسی عمل می‌کند. سناریوی &amp;amp;laquo;دیپلماسی و تنش محدود&amp;amp;raquo; در کوتاه‌مدت محتمل است اما در بلندمدت ناپایدار است. سناریوی &amp;amp;laquo;موازنه قدرت&amp;amp;raquo; احتمال پایین تا متوسط و سناریوی &amp;amp;laquo;درگیری مستقیم&amp;amp;raquo; احتمال کم دارد، هرچند به‌عنوان یک ریسک دنباله‌دار با پیامدهای فاجعه‌بار قابل توجه است. نتیجه‌گیری حاکی از آن است که احتمال جنگ گسترده پایین است، اما تنش‌های غیرمستقیم ادامه خواهد داشت. استراتژی‌های واکنشی برای ایران پیشنهاد گردید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>توسعه رسانه ها و سیاست خارجی نگاهی به راهبردهای ارتقاء دیپلماسی رسانه ای عراق.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246244.html</link>
      <description>عراق جدید برای تاثیرگذاری در عرصه بین الملل نیازمند حضور فعال تر در عرصه سیاست خارجی و ارتباطاتی جهان است تا از این طریق بتواند منافع ملی خود را در سطوح مختلف تحقق بخشد. عدم توسعه رسانه ای در دوران دیکتاتوری صدام حسین و حزب بعث، اثرات خود را امروز نمایان کرده و باعث شده است دولت عراق قادر به اتخاذ استراتژی مشخصی در حوزه دیپلماسی رسانه ای و عمومی نباشد. این در حالی است که بهره گیری از توان رسانه ها در عرصه سیاست خارجی به عنوان عامل قدرت نرم، در چند دهه گذشته روند صعودی داشته و مبنایی برای ارزیابی سطح دیپلماسی کشورها قرار گرفته است. در این تحقیق که به روش تحلیل مضمون مصاحبه های 20 تن از کارشناسان رسانه، ارتباطات و دیپلمات های عراقی صورت پذیرفته، تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که چه راهکارهایی برای توسعه دیپلماسی رسانه ای عراق و بهبود جایگاه آن می توان ارائه کرد. بر اساس نتایج حاصل، تولید محتوای مطلوب رسانه ای، اتخاذ استراتژی مطلوب رسانه ای و تمرکز رسانه ای بر موضوعات سیاست خارجی از جمله این راهکارهای که می تواند ارتقا دیپلماسی رسانه ای عراق را در پی داشته باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ تحلیل پیامدهای ژئوپلیتیک- امنیت منطقه‌ای بر اساس رویکرد شبکه‌ای و انتقادی در روابط بین‌الملل.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245934.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، تحلیل پیامدهای جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران بر امنیت منطقه‌ای، تعادل قدرت در غرب آسیا و واکنش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. سوال اصلی پژوهش عبارت است از: &amp;amp;laquo;چگونه جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران را می‌توان از منظر ژئوپلیتیک شبکه‌ای و امنیت انتقادی تحلیل نمود؟ و پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی آن چه خواهد بود؟&amp;amp;raquo; فرضیه پژوهش دلالت بر این موضوع دارد که جنگ کوتاه‌مدت رژیم صهیونیستی علیه ایران، با ایجاد اختلال در شبکه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه، پیامدهای بلندمدت ژئوپلیتیکی و تهدیدات امنیت انسانی و منطقه‌ای را تشدید می‌کند. یافته‌های پژوهش با بهره‌گیری از ترکیب نظریه ژئوپلیتیک شبکه‌ای (برای تحلیل روابط پیچیده بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای) و رویکرد امنیت انتقادی (برای بررسی پیامدهای انسانی، اجتماعی و فراتر از تهدیدات نظامی) و با استفاده از روش تحلیل کیفی مبتنی بر مطالعات موردی، منابع ثانویه و تحلیل محتوای داده‌های سیاسی و امنیتی نشان داد که جنگ ۱۲ روزه، شبکه‌های منطقه‌ای را مختل کرده، امنیت جمعی و همکاری‌های منطقه‌ای را تضعیف و ثبات ژئوپلیتیکی غرب آسیا را تهدید می‌کند. این مطالعه بر اهمیت تحلیل شبکه‌ای و رویکرد انتقادی در فهم بحران‌های منطقه‌ای تأکید دارد و راهکارهایی برای تقویت امنیت جمعی و دیپلماسی پیشگیرانه ارائه می‌کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بحران غزه و نظم نوین منطقه‌ای در غرب آسیا: تحلیل راهبردی نقش ایران در پویایی‌های امنیتی منطقه</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245991.html</link>
      <description>بحران غزه، به‌ویژه پس از عملیات &amp;amp;laquo;طوفان الاقصی&amp;amp;raquo; در اکتبر ۲۰۲۳، به نقطه‌عطفی در تحولات ژئوپلیتیک و امنیتی غرب آسیا بدل شده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بحران غزه بر نظم منطقه‌ای و نقش‌آفرینی ایران در پویایی‌های امنیتی و ژئوپلیتیک غرب آسیا انجام شد. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تکنیک توصیفی-تحلیلی بود. پرسش اصلی مقاله این است که بحران غزه چگونه پویایی‌های قدرت، نقش بازیگران منطقه‌ای و ساختار نظم امنیتی در غرب آسیا را تحت تأثیر قرار داده است؟ و ایران با چه راهبردهای امنیتی، دیپلماتیک و اقتصادی می‌تواند جایگاه منطقه‌ای خود را در نظم نوین منطقه‌ای حفظ و تقویت کند؟ یافته‌ها نشان داد بحران غزه، موجب تغییر استراتژی امنیتی چند لایه‌ای ایران، پویش قدرت، قابلیت‌های کلی، چرخه پنهان بازیگری دولت‌های منطقه، گسترش جنگ هیبریدی و تغییر ماهیت درگیری‌ها بر علیه ایران شده است.پژوهش حاضر استدلال می‌کند که برای حفظ موقعیت استراتژیک ایران، ضروری است که از چارچوب‌های بازدارندگی خطی عبور کرده و به سمت بازدارندگی غیرخطی و شبکه‌ای حرکت کند. استفاده از قدرت هوشمند، بهره‌گیری از فناوری‌های نوین اطلاعاتی و نظامی، و توسعه دیپلماسی چندلایه، از جمله راهبردهای پیشنهادی این پژوهش برای مواجهه با تغییرات نظم منطقه‌ای است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تأثیر نفوذ چین بر راهبرد آمریکا در منطقه غرب آسیا از 2021 تا. 2025.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246023.html</link>
      <description>چین به‌عنوان یک قدرت نوظهور در جهان، نفوذ خود را در منطقه غرب آسیا به‌سرعت افزایش داده است. از زمان به قدرت رسیدن کمونیست‌ها در چین، این کشور روابط خوبی را با چندین کشور در منطقه برقرار کرده است و اکنون پکن به‌عنوان یک رقیب جدی برای هژمونی ایالات‌متحده دیده می‌شود. اقتصاد رو به رشد، قدرت نظامی، بهره‌وری بازار و رویکرد به‌اصطلاح عدم مداخله‌گرایانه، اهرمی قدرتمند را برای تعامل بیشتر با کشورهای غرب آسیا در اختیار چین قرار داده است. جاه‌طلبی‌های چین در غرب آسیا تنها محدود به نفت، گاز و بازار نیست، بلکه این منطقه از اهمیت راهبردی نیز برخوردار است و ابتکار &amp;amp;laquo;کمربند-راه&amp;amp;raquo; شامل تمامی جنبه‌ها می‌شود. در مقطع کنونی قدرت دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی در حال گسترش چین به یک تهدید جدی برای ایالات‌متحده تبدیل شده است، هدف این پژوهش بررسی ابعاد نفوذ فزاینده چین بر امنیت منطقه و تأثیر آن بر تغییر سیاست ایالات‌متحده نسبت به این منطقه است. در این راستا سؤال اصلی پژوهش حاضر این است که گسترش نفوذ چین در غرب آسیا چه تأثیری بر تغییر راهبرد آمریکا در این منطقه از سال 2021 تا 2025 داشته است؟ پژوهش حاضر بر اساس روش‌شناسی و رویکردی مبتنی بر روش‌های کیفی و توصیفی-تحلیلی، به تحلیل این مسئله پرداخته است که نفوذ چین باعث نگرانی‌های ایالات‌متحده نسبت به غرب آسیا و احیای مجدد نفوذ و حضورش از طریق بازگشت به منطقه، دیپلماسی اقتصادی، دیپلماسی فناوری و درپیش گرفتن سیاست‌های ائتلاف سازی چند لایه جدید در منطقه در طول سال‌های 2021 تا 2025 شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیپلماسی علمی عراق: محدودیت‌ها، چالش‌ها و چشم‌اندازها</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245954.html</link>
      <description>دیپلماسی علمی، به‌عنوان یکی از ابزارهای نوین روابط بین‌الملل، نقش مهمی در تقویت همکاری‌های علمی، تبادل دانش و حل مسائل جهانی ایفا می‌کند. عراق، کشوری با سابقه تاریخی غنی و موقعیت ژئوپلیتیکی حساس، پتانسیل بالایی برای بهره‌مندی از دیپلماسی علمی درراستای توسعه پایدار و تقویت روابط بین‌المللی خود دارد. بااین‌حال، این کشور با محدودیت‌ها و چالش‌های متعددی در این حوزه مواجه است. این مقاله در پاسخ به این سؤال که &amp;amp;laquo;چرا تحقق و بهره‌گیری از دیپلماسی علمی توسط عراق با چالش و محدودیت‌های اساسی مواجه است؟&amp;amp;raquo; وضعیت دیپلماسی علمی عراق، محدودیت‌ها و چالش‌های پیش روی آن را بررسی می‌کند و راهکارهایی برای بهبود این حوزه ارائه می‌دهد. نتایج نشان می‌دهد که عواملی نظیر ضعف زیرساخت‌های علمی، ناپایداری سیاسی، کمبود بودجه و فقدان سیاست‌گذاری منسجم، ازجمله موانع اصلی توسعه دیپلماسی علمی در عراق است. در این پژوهش از روش کیفی و تحلیل داده‌های ثانویه برای بررسی موضوع استفاده شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل اقدامات بازدارنده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حفظ نظم و امنیت عمومی جامعه.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246231.html</link>
      <description>امنیت عمومی به عنوان یکی از بنیادی‌ترین نیازهای هر جامعه، نقش حیاتی در حفظ نظم، ثبات و پیشرفت ملی ایفا می‌کند. در شرایط کنونی، گسترش تهدیدات امنیتی به‌ویژه جرایم و اقدامات تروریستی، چالشی جدی برای دولت‌ها محسوب می‌شود؛ چالشی که علاوه بر تهدید جان و مال شهروندان، ثبات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی کشورها را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف تحلیل اقدامات بازدارنده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حفظ و ارتقای امنیت عمومی در ایران انجام شده است.در این راستا، این پرسش کلیدی مطرح شدکه راهبردهای اساسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در زمینه اقدامات بازدارنده در تامین امنیت عمومی جامعه در کشور کدامند؟ این تحقیق برای پاسخ به این پرسش از روش توصیفی_پیمایشی و گردآوری داده‌ها از طریق مطالعات کتابخانه‌ای، پرسشنامه و مصاحبه نیمه‌ساختار یافته بهره گرفت. نتایج پژوهش نشان می‌دهد که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توانسته است با ایجاد بازدارندگی چندلایه، تهدیدات امنیتی و عملیات‌های تروریستی را به میزان قابل توجهی کاهش دهد. این بازدارندگی نه‌تنها در حوزه نظامی و اطلاعاتی، بلکه درسطح فرهنگی و اجتماعی نیز با تقویت گفتمان مقاومت و بسیج مردمی گسترش یافته و به بازدارندگی ترکیبی تبدیل شده است. یافته‌ها حاکی از آن است که سپاه با پیش‌دستی در رصد اطلاعاتی، شناسایی و دستگیری عناصر خرابکار،نقش مؤثری در جلوگیری از براندازی نظام و حفاظت از دستاوردهای انقلاب اسلامی ایفا کرده است. در مجموع، سپاه پاسداران در مدیریت و تأمین امنیت داخلی کشور عملکردی موفق و چندبعدی داشته است که موجب ارتقای ثبات و امنیت پایدار در ایران شده است</description>
    </item>
    <item>
      <title>رویکردهای پیشگیرانه جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تأمین مالی تروریسم با تأکید بر اسناد بین‌المللی.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246551.html</link>
      <description>موضوع تروریسم، یکی از مهمترین مسائل مورد بحث در میان کشورهای جهان است زیرا پیامدهای آن در مسائل امنیتی، سیاسی، حقوقی، اقتصادی، نظامی و حتی فرهنگی همواره ملموس و اثرگذار بوده است. از طرفی، یکی از موضوعات بسیار مهم، مسأالة قابل بحث در خصوص مبارزه با تروریسم و راهکارهای مقابله با تأمین منابع مالی آن بوده است، زیرا یکی رویکردهای موثر در مبارزه، مقابله و کاهش تهدیدات بالقوة تروریسم، مقابله با تأمین مالی آن می‌باشد. در این رابطه نیز کشورهای مختلف جهان بر اساس ضرورت مبارزه و مقابله با تررویسم، سیاست‌های مختلفی در مبارزه با تأمین مالی تروریسم اتخاذ و به اجرا گذارده‌اند. براین اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی رویکردهای پیشگیرانه در مبارزه با تأمین مالی تروریسم؛ بررسی تطبیقی سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران و اسناد بین‌المللی می‌باشد. سوال اصلی عبارت است از: &amp;amp;laquo;رویکردهای پیشگیرانه جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تأمین مالی تروریسم براساس اسناد بین‌المللی چگونه است؟&amp;amp;raquo; یافته‌های پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی، بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای و نظریة تروریسم نشان داد رویکرد پیشگیرانة جمهوری اسلامی ایران در مبارزه با تأمین مالی تروریسم مبتنی بر دونوع پیشگیری کیفری و غیرکیفری است در حالی که در اسناد بین‌المللی این موضوع، از نوع پیشگیری غیرکیفری می‌باشد. بر این اساس، قوانین موجود در حقوق ایران در خصوص مبارزه با بزه تأمین مالی تروریسم، از نوع پیشگیری کیفری است و عوامل محیطی، اجتماعی و مدیریتی نیز از نوع پیشگیری غیرکیفری است هرچند فقدان مفهوم و ارکان جامع و کامل از تروریسم چالش‌های تقنینی در این رابطه ایجاد نموده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بازخوانی مفهوم قدرت دراسلام و نسبت آن با نظریه رئالیستی روابط بین الملل.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246298.html</link>
      <description>قدرت از بنیادی‌ترین مفاهیم نظریه‌های روابط بین‌الملل، به‌ویژه رئالیسم، است؛ با این حال، رئالیسم قدرت را عمدتاً بر پایه بقا، امنیت، موازنه قوا و منافع ملی تبیین می‌کند، در حالی که اندیشه اسلامی افزون بر ابعاد مادی، مبانی الهی، اخلاقی و هنجاری را نیز در تعریف قدرت دخیل می‌داند. مسئله اصلی این پژوهش آن است که مفهوم قدرت در اندیشه اسلامی تا چه اندازه با برداشت رئالیستی از قدرت هم‌پوشانی دارد و در چه زمینه‌هایی نیازمند تنقیح و تهذیب است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با اتکا بر رویکرد تنقیحی ـ تهذیبی، به مقایسه تحلیلی مفهوم قدرت در رئالیسم و اندیشه اسلامی پرداخته است. مبنای تحلیل، قرائتی از اسلام است که قدرت را در چارچوب عدالت، بازدارندگی، دفاع مشروع، مشروعیت و مسئولیت اخلاقی تفسیر می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد که اسلام ضرورت قدرت برای حفظ امنیت، بازدارندگی و بقای جامعه سیاسی را می‌پذیرد و از این حیث با برخی مبانی رئالیسم همسو است؛ اما قدرت را غایتی مستقل و مبتنی بر انباشت سلطه نمی‌داند، بلکه آن را با اصولی همچون عدالت، کرامت انسانی، مشروعیت، مسئولیت اخلاقی، غایت الهی و محدودیت کاربرد زور مقید می‌سازد. همچنین، با توجه به تنوع قرائت‌های اسلامی درباره جهاد، روابط با غیرمسلمانان و کاربرد قدرت، پژوهش رویکرد دفاعی ـ بازدارنده را مبنای تحلیل قرار داده است. در نهایت، مقاله نشان می‌دهد که &amp;amp;laquo;قدرت اسلامی&amp;amp;raquo; از تعامل قدرت مادی، مشروعیت اخلاقی و غایت الهی شکل می‌گیرد و چارچوبی بومی و اصلاح‌شده برای تحلیل قدرت در روابط بین‌الملل ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارزیابی چگونگی بهره‌گیری چین از مفهوم &amp;laquo;مسئولیت قدرت بزرگ&amp;raquo; برای بسط نفوذ در خاورمیانه.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_245795.html</link>
      <description>چین در دو دهه اخیر و در پی رشد اقتصادی خیره‌کننده، درصدد بازتعریف نظم جهانی است. پکن تلاش می‌کند با منطقی متفاوت از غرب و در سایه توافق‌های مشارکتی با کشورهای مختلف و ارائه مفهومی متفاوت از &amp;amp;laquo;مسئولیت قدرت بزرگ&amp;amp;raquo; جایگاه خود را در نظام جهانی در رقابت با آمریکا ارتقاء دهد. شی ‌جین پینگ، رئیس جمهور چین سپتامبر 2025 ابتکار حکمرانی جهانی را مطرح کرده که در امتداد مفهوم مسئولیت قدرت بزرگ قرار دارد. مطابق این ابتکار بر پایبندی به قوانین بین‌المللی، برابری حاکمیت‌ها و چندجانبه‌گرایی در نظام جهانی تاکید شده است. منطقه خاورمیانه جایگاه مهمی در دستیابی چین به هدف راهبردی خود دارد. سوال این پژوهش این است که چین چگونه با بهره‌گیری از مفهوم مسئولیت قدرت بزرگ در قبال منطقه خاورمیانه، نفوذ خود را در این منطقه در رقابت با آمریکا بسط داده است؟ یافته‌های این پژوهش که با بهره‌گیری از مفهوم‌شناسی مسئولیت قدرت بزرگ از منظر چین و همچنین روش تحقیق توصیفی- تحلیلی به دست آمده، حاکی از این است که چین ضمن اینکه خواستار ثبات در خاورمیانه است، تلاش دارد با احترام به حاکمیت کشورهای منطقه و &amp;amp;laquo;توسعه صلح‌آمیز&amp;amp;raquo;، منافع اقتصادی و سیاسی خود را تأمین کرده و در رقابت با ایالات متحده آمریکا، نفوذ خود را در این منطقه بسط دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل رویکرد طالبان نسبت به مفاهیم مشروعیت و اقتدار در امارت اسلامی جدید.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246353.html</link>
      <description>vتجربه دو دهه دموکراسی با سقوط کابل به دست طالبان در ۲۴ تیر ۱۴۰۰ به پایان رسید تا تحریک طالبان مأموریت و عملیات ناتمام قبل از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ را این بار به اتمام برسانند و به طور کامل، جغرافیای افغانستان را تسخیر کنند. با استیلای مجدد طالبان پس از دو دهه فترت، مفاهیم قدرت، مشروعیت و اقتدار صرف نظر از موفقیت طالبان در کسب مشروعیت داخلی، ملی و بین‌المللی و یا سقوط مجدد آنان، واقعیتی است که باید بسیاری از پدیده‌های اجتماعی این کشور را با فرضیه پذیرش فعلی امارت اسلامی طالبان دنبال کرد. بر همین اساس سوالی که در اینجا مطرح می شود این است که اساسا زمینه‌های شکل‌گیری و بسترهای تکوین مفاهیم قدرت، مشروعیت و اقتدار در این برهه چه بوده و رویکرد طالبان نسبت به این مفاهیم چیست؟ در پاسخ این فرضیه مطرح می شود که ماهیت حاکمیت جدید در افغانستان به دلیل ساختار و طراحی ضعیف و قدرت ضد دموکراسی جامعه با این مفاهیم هم خوانی ندارد. برایند این موارد راه را بر کسب مشروعیت و اقتدار سیاسی برای طالبان دشوار می کند . اطلاعات مورد نیاز پژوهش به شیوه کتابخانه‌ای، مطالعه اسنادی و استفاده از منابع معتبر در سایت‌های اینترنتی گرآوری و در چارچوب نظریه عصبیت ابن خلدون بررسی و تحلیل شده اند. یافته‌های این مقاله نشان می‌دهد که حاکمیت طالبان پس از بازگشت به قدرت در سال 1400، همچنان با مشکلاتی مانند عدم مشروعیت داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی روبه‌رو است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>منازعه گفتمانی، جریانهای نئوسلفی،تقابل هویتی جمهوری اسلامی ایران</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_237116.html</link>
      <description>سلفیان تکفیری به عنوان یکی از نحله‌های فکری باسابقه در تاریخ اسلامی، همواره جهان اسلام را با آشوبها و مشکلات متعددی مواجه ساخته‌انداز بطن این جریان نئوسلفی پدیدآمدکه با منازعه گفتمانی&amp;amp;laquo;تکفیر&amp;amp;raquo; یک تقابل هویتی با جمهوری اسلامی ایران ایجاد کردند. (طرح مساله)ضرورت شناخت این نحله فکری و گروه های برآمده ازآن مثل داعش به اهمیت اتحاد در جهان اسلام می‌انجامد.(ضرورت) برای پیامدهای سلفی- تکفیری می‌توان نظریه‌های متفاوتی را به کار برد، از آنجا که سلفی- تکفیری، عناصر یک گفتمان را دارا است، می‌توان آن را درچارچوب &amp;amp;laquo;نظریه گفتمان&amp;amp;raquo;ارنستولاکلا وشنتال موفه تحلیل کرد. بر این اساس تحقیق به این پرسش پاسخ میدهد:&amp;amp;laquo;جریانهای نئوسلفی برای تقابل هویتی با جمهوری اسلامی بر چه منازعه های گفتمانی استوارند؟&amp;amp;raquo;پارادایم حاکم بر این پژوهش، کیفی بوده و با اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از دادههای کتابخانهای و اسنادی به پیش رفته است.. فرضیه تحقیق پاسخ میدهد:&amp;amp;laquo; مکتب فکری نوسلفی، که خود را وامدار اندیشه‌های ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب میداند، خاستگاه ایدئولوژیک گروههای تندروی معاصر است که بر دگرسازی شیعه هویت یابی می‌شود واین تقابل را جهاد اکبرمیدانند&amp;amp;raquo;یافته های پژوهش نشان میدهد سلفی‌گری سیاسی تهدیدگر منافع ملی است تا جایی که مهم‌ترین مؤلفه های &amp;amp;laquo;ایدئولوژیک&amp;amp;raquo; انقلاب اسلامی، همچون؛ کاهش شکاف‌ های شیعه-سنی و عرب-عجم و در برابر، تضاد اسلام- صهیونیسم دستخوش تهدید سلفی‌هاست.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ابعاد سیاسی ابطال و اجرای آرای داوری ایکسید با تأکید بر پیامد های آن برای ایران.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246462.html</link>
      <description>مقاله حاضر به بررسی تطبیقی چالش‌های ابطال و اجرای آرای داوری صادره از سوی مرکز بین‌المللی حل و فصل اختلافات ناشی از سرمایه‌گذاری (ایکسید) می‌پردازد. با توجه به اهمیت روزافزون داوری بین‌المللی در دعاوی سرمایه‌گذاری و نقش محوری ایکسید در این زمینه، درک صحیح از سازوکارهای حقوقی حاکم بر ابطال و اجرای آرای این مرکز، امری ضروری است. این پژوهش ابتدا به سازوکارها و مبانی حقوقی ابطال آراء در خود سیستم ایکسید پرداخته و سپس با رویکردی تطبیقی، قوانین داخلی کشورهای مختلف، به ویژه ایران و رویکرد دیوان‌های داوری در سایر نظام‌های حقوقی را در خصوص شناسایی و اجرای این آراء مورد بررسی قرار می‌دهد. در این راستا، مفاهیم کلیدی چون قواعد حاکم بر صلاحیت، نقض آشکار رویه، و دلایل ابطال آراء در ایکسید، و همچنین شرایط و موانع شناسایی و اجرای آرای خارجی در نظام‌های ملی، تجزیه و تحلیل خواهند شد. هدف اصلی این تحقیق، ارائه تصویری جامع از وضعیت فعلی و چالش‌های پیش رو در ابطال و اجرای آرای ایکسید و ارائه راهکارهایی برای تسهیل فرآیندهای اجرای عادلانه و مؤثر این آراء در سطح بین‌المللی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>.رویکرد ها و سیاستهای ارتش مصر برای مقابله با اخوان المسلمین پس از بهار عربی</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_238090.html</link>
      <description>بهار عربی در سال 2011، منجر به تغییر شرایط سیاسی در بسیاری از کشورهای شمال آفریقا از جمله تونس و مصر شد. در مصر اعتراضات گسترده مردمی و شکل گیری جمعه های خشم منجر به سرنگونی دیکتاتوری " حسنی مبارک " و پس از آن تشکیل دولت موقت و شورای انتقالی شد. شورای انتقالی، اقدام به برگزاری انتخابات درسال 2012 کرد که نتیجه آن پیروزی اخوانی ها و دیگر گروههای اسلامگرا بود. دوران ریاست جمهوری " محمد مرسی " اما برای اخوان المسلمین و گروههای حامی آنها خوش یمن نبود و با تشدید اختلافات ارتش و دولت مرسی سرانجام ژنرال " عبدالفتاح السیسی " با انجام یک کودتا قدرت را به ارتش بازگرداند. بر این اساس بازخوانی تقابل ارتش مصر و اخوان المسلمین، به عنوان دو نیروی تاثیرگذار در تحولات سیاسی این کشور و شناخت عواملی که کودتای ارتش و سرنگونی اخوانی ها را تسریع کرد حائز اهمیت است. پس از بهار عربی نیز، با وجود دوران کوتاهی از مماشات و در سایه نشینی ارتش نظامیان مصری با احساس نگرانی و خطر از دست دادن قدرت وارد عمل شدند و صحنه سیاسی را در اختیار گرفتند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>چرخه ناپایداری سیاسی و ناکامی توسعه در افغانستان: نقش شکاف‌های قومی، وابستگی خارجی و بحران مشروعیت.</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246464.html</link>
      <description>این پژوهش با تمرکز بر چرخه ناپایداری سیاسی و ناکامی توسعه در افغانستان، سه متغیر اصلی شامل شکاف‌های قومی، وابستگی خارجی و بحران مشروعیت را به‌عنوان عوامل این چرخه بررسی می‌کند. افغانستان به دلیل تنوع قومی و عدم مدیریت کارآمد، همواره شاهد شکل‌گیری گسل‌های هویتی بوده است؛ گسل‌هایی که با رقابت‌های سیاسی و امنیتی داخلی درهم تنیده و مانع ایجاد دولت فراگیر و پایدار شده‌اند. همچنین وابستگی تاریخی و ساختاری به حمایت‌های خارجی، چه در قالب مداخلات مستقیم قدرت‌های جهانی و چه در شکل وابستگی به کمک‌های مالی و نظامی، استقلال تصمیم‌گیری سیاسی کشور را تضعیف و زمینه‌ساز شکنندگی ساختار دولت شده است. بحران مشروعیت نیز به‌عنوان حلقه مکمل این چرخه، ناشی از عدم برگزاری انتخابات شفاف و ضعف در نهادهای دموکراتیک است که در نهایت باعث بی‌اعتمادی شهروندان به نظام سیاسی گردیده است. روش پژوهش به شیوه توصیفی&amp;amp;ndash;تحلیلی انجام و داده‌ها از منابع تاریخی، سیاسی و گزارش‌های معاصر گردآوری شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که ترکیب این سه عامل، افغانستان را در چرخه‌ای معیوب گرفتار ساخته که خروج از آن دشوار است؛ به‌گونه‌ای که هرگاه زمینه‌ای برای توسعه فراهم شده، شکاف‌های قومی یا مداخلات خارجی ثبات را مختل و بحران مشروعیت را تشدید کرده‌اند. نتایج بیان می‌کند که حل بحران افغانستان تنها در گروی بازتعریف مشروعیت سیاسی بر پایه مشارکت واقعی شهروندان، کاهش وابستگی به حمایت خارجی و مدیریت سازنده تنوع قومی است. در غیر این‌صورت، چرخه ناپایداری سیاسی تداوم یافته و ناکامی در مسیر توسعه همچنان ادامه خواهد داشت.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوهای مصون سازی در دیپلماسی اقتصادی؛ بررسی تطبیقی جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی..</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246859.html</link>
      <description>نظریه هجینگ در سال های اخیر، نقش برجسته ای در تحلیل رفتار واحدها در سیاست بین الملل یافته است. درحالی که در مطالعات گذشته، این رفتارها جسته و گریخته از سوی کشورها دنبال شده، اما نظریه های منسجمی برای بررسی الگوهای متفاوت در زمینه وجود نداشته است. اکنون و با تغییر محیط همکاری های اقتصادی و دگرگونی های ساختاری در نظام بین الملل، هریک از کشورها، مسیر هجینگ خود را متفاوت از دیگران پیش می برند. در این زمینه، مسأله پژوهش پیش رو، تحلیل الگوی هجینگ در ایران و عربستان سعودی به عنوان دو قدرت همسایه در منطقه غرب آسیا و قدرت سیاسی نسبتا یکسانی است. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش حاضر عبارت است از: دو کشور براساس چه الگوهایی از هجینگ در دیپلماسی اقتصادی رفتار می کنند و هر یک از این الگوها چه پیامدهایی را به همراه دارد؟ یافته‌های پژوهش بیانگر این واقعیت است که ایران در شرایطی به سمت الگوی هجینگ واکنشی سوق یافته که از یک سو فشارهای خارجی و از سوی دیگر عدم انسجام تصمیم سازی، این کشور را وارد سطحی از واکنش پذیری در مقابل الگوهای مسلط جهانی کرده است. در مقابل، دولت سعودی، مبتنی بر استراتژی توسعه خود، الگوی هجینگ منسجم را در پیش گرفته است. در عین حال که هر دو الگو در ایران و عربستان به طور نسبی پیاده شده و تحقق کامل آن منوط به حفظ وضع موجود در سال های آتی است. روش پژوهشی این مقاله بر اساس روش تحلیل داده‌ها و مبتنی بر الگوی توصیفی- تحلیلی است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بررسی رویکرد فرانسه نسبت به مسئله فلسطین..</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246820.html</link>
      <description>کشور فرانسه با توجه به روابط و حضور دیرینه‌ای که در منطقه غرب آسیا دارد، تاکنون نقش مهمی در مسئله فلسطین بازی کرده است. این کشور، همواره رویکرد خود نسبت به مسئله فلسطین را با تعهد تاریخی و تمایل به ترویج راه حل مسالمت آمیز برای مناقشه بین رژیم صهیونیستی و فلسطین تعریف کرده است. در همین راستا، پژوهش حاضر در پی بررسی رویکرد فرانسه نسبت به مسئله فلسطین است. این مقاله به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که فرانسه نسبت به مسئله فلسطین چه رویکردی اتخاذ کرده است؟ فرضیه تحقیق این است که دیپلماسی فرانسه در قبال مسئله فلسطین در ظاهر منعکس کننده تعادل بین حمایت از حقوق فلسطینیان برای تشکیل دولت فلسطین و نیاز به تضمین امنیت دولت عبری است، ولی در باطن با تحلیل اقدامات فرانسه در حوزه‌های حقوق بشر، شهرک‌سازی‌های غیر قانونی رژیم صهیونیستی، راه‌حل دو دولت، به شکاف عمیقی بین گفتار و عمل در رویکرد این کشور پی‌خواهد برد. پژوهش حاضر با روش توصیفی و تحلیلی صورت گرفته و گردآوری اطلاعات به‌ صورت مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی شامل کتاب‌ها، مقالات تخصصی و اینترنت بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی رفتاری رژیم صهیونیستی علیه آوارگان فلسطینی ( با تاکید برآنروا)..</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_247036.html</link>
      <description>رژیم صهیونیستی پس از عملیات طوفان الاقصی، مجموعه اقداماتی علیه فلسطینی‌ها انجام داده که یکی از شاخص‌ترین آنها، تلاش برای انحلال &amp;amp;laquo;آنروا&amp;amp;raquo; بوده است. هدف این مقاله، واکاوی بنیان‌های مخالفت این رژیم با نهاد آنروا است. مساله اصلی این نوشتار، مجموعه اقدامات رژیم صهیونیستی عیله آنروا از جمله نابودسازی زیرساخت‌ها و امکانات آنروا، اتهام همکاری با حماس، کشتار اعضای آن و در نهایت مصوبه کنست مبنی بر ممنوعیت فعالیت این کارگزاری در سرزمین‌های اشغالی از 7 اکتبر2023 تا ژانویه 2025، است. سوال اصلی مقاله عبارتست از: &amp;amp;laquo;مهمترین الگوهای رفتاری رژیم صهیونیستی علیه آوارگان فلسطینی کدامند و دلیل اصلی مخالفت این رژیم با فعالیت‌های آنروا در مساله فلسطین و بویژه در نوار غزه چیست؟&amp;amp;raquo; فرضیه مقاله اینگونه صورت‌بندی شده است : &amp;amp;laquo; با توجه به اینکه آنروا موجب استمرار مساله آوارگان فلسطینی و حفظ هویت آنها برای پیگیری حق بازگشت شده، رژیم صهیونیستی می‌کوشد با حذف نهاد آنروا، حق بازگشت را منتفی کند&amp;amp;raquo;. یافته‌های مقاله نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی طی 77 سال اخیر برای حذف مساله آوارگان فلسطینی، اقداماتی چون روایت‌‌سازی جعلی، پرداخت غرامت، انتقال و استقرار در کشورهای ثالث، مبادله با آوارگان یهودی، کوچ اجباری، گرسنگی دادن و سرانجام انحلال آنروا را پیگیری کرده‌است. فرضیه این مقاله با تحلیل داده‌های معتبر، با روش کیفی و رویکرد توصیفی- تحلیلی پردازش شده و روش گردآوری داده‌ها نیز، کتابخانه‌ای بوده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل تاریخی-جامعه شناختی پدیده قاچاق در بنادرخلیج فارس درپرتو نظریه جهان &amp;ndash; نظام (نیمه نخست قرن 20)...</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246822.html</link>
      <description>این پژوهش با رویکردی تاریخی&amp;amp;ndash;تحلیلی، فرآیند شکل‌گیری و نهادینه‌شدن شبکه‌های قاچاق کالا را در بنادر شمالی خلیج فارس طی نیمه نخست قرن بیستم میلادی بررسی می‌کند. یافته‌ها مبتنی بر اسناد آرشیوی، گزارش‌های کنسولی و مطبوعات دوره نشان می‌دهد که ترکیب سه‌گانه‌ی سیاست‌های مالی دولت مرکزی، ساختارهای معیشتی&amp;amp;ndash;اجتماعی منطقه و مداخلات هدفمند قدرت‌های خارجی (به ویژه بریتانیا)، به ایجاد شبکه‌ای سازمان‌یافته از قاچاق کالاهای استراتژیک انجامید. در چارچوب نظریه‌ی &amp;amp;laquo;نظام جهانی&amp;amp;raquo; والرشتاین، این پدیده، بازتاب موقعیت نیمه‌پیرامونی ایران و فشارهای ساختاری مرکز جهانی بر حاشیه بود. پیامدهای آن فراتر از زیان اقتصادی، شامل تضعیف حاکمیت ملی، انتقال سرمایه به شیخ‌نشین‌های جنوب خلیج‌فارس، شکل‌گیری شبکه‌های فراملی و دگرگونی ساختار اجتماعی&amp;amp;ndash;سیاسی منطقه شد. این پژوهش قاچاق را نه صرفاً به عنوان یک معضل اقتصادی، بلکه به مثابه یک پدیده سیاسی-اجتماعی بازتاب‌دهنده گفتمان قدرت در مرزهای جهان اسلام تفسیر می‌کند و درکی از چگونگی شکل‌گیری روابط نابرابر و نیز ظرفیت‌های کنشگری جوامع محلی در مناطق پیرامونی جهان اسلام ارائه می‌دهد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>الگوی نفوذ آمریکا در ایران مابعد انقلاب اسلامی مبتنی بر اسناد لانه جاسوسی (سفارت سابق ایالات متحده در ایران)..</title>
      <link>http://journal.iiwfs.com/article_246823.html</link>
      <description>سفارتخانه‌ها از مهمترین ارکان پیشبرد سیاست‌های یک کشور در اقصی نقاط جهان هستند و نحوه کنشگری آن‌ها نیز تابعی از روابط متقابل با کشورهای مقصد است. سفارت سابق آمریکا در ایران نیز از این قاعده مستثنی نبوده و پس از پیروزی انقلاب اسلامی (1979) و چرخش ایران از متحد راهبردی به رقیب گفتمانی- تمدنی، نقش محوری در پیشبرد سیاست‌های آمریکا در دوره جدید ایفا کرد. در نهایت افزایش التهابات میان دو کشور منجر به تسخیر سفارت این کشور در آبان 1358 شد و با توجه به اسناد به دست آمده از این سفارتخانه، برنامه‌های آمریکا برای نفوذ در ایران مابعد انقلاب اسلامی بیش از پیش مشخص شد. لذا با توجه به ضرورت تاریخی و همچنین آینده‌نگرانه شناخت ابعاد این نفوذ، این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که مبتنی بر اسناد بدست آمده از سفارت سابق آمریکا در ایران، الگوی نفوذ آمریکا در ایران بعد از انقلاب اسلامی چگونه بوده است؟ جهت پاسخ به این سؤال از روش تحلیل محتوای کیفی با رویکرد استقرائی استفاده شده و مبتنی بر این روش، کلیه اسناد بدست آمده از سفارت سابق آمریکا در دوره پس از پیروزی انقلاب اسلامی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. بر اساس یافته‌های بدست آمده الگوی نفوذ آمریکا در ایران مابعد انقلاب اسلامی را می‌توان ذیل سه بخش اصلی اهداف نفوذ، آماج یا مخاطبین نفوذ و ابعاد نفوذ، تقسیم‌بندی نمود که اسناد بدست آمده در ذیل هرکدام از این بخش‌ها نمایانگر تلاش جدی آمریکا برای نفوذ در ایران در دوره مذکور بوده است.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
