استقرار بازاریابی عصبی در قیمت گذاری در صنایع غذایی با تاکید بر الگوهای رفتاری مصرف کنندگان عراقی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 ‏‪دانشجوى دکترى گروه مدیریت بازرگانى، دانشکده علوم اجتماعى ، دانشگاه محقق اردبیلى ، اردبیل ، إیران

2 استاد، گروه مدیریت بازرگانى ، دانشکده علوم اجتماعى ، دانشگاه محقق اردبیلى ، اردبیل ، إیران

3 استاد ،گروه مدیریت بازرگانى ، دانشکده علوم اجتماعى ، دانشگاه محقق اردبیلى , اردبیل ، إیران

4 استاد، گروه مدیریت بازرگانی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

10.22034/fasiw.2024.247413
چکیده
این پژوهش با هدف تبیین نقش سازه های ادراکی، شناختی، احساسی و رابطه ای در شکل دهی به پیامدهای رفتاری مصرف کننده در بستر بازاریابی عصبی انجام شد. منطق اصلی مطالعه بر این فرض استوار بود که ادراک مصرف کننده از قیمت، ارزش، ویژگی های کارکردی، سهولت ادراک شده، مؤلفه های شناختی و انگیزشی، در کنار محرک های حسی، اعتماد و تمایز برند، می تواند به صورت مستقیم و غیرمستقیم بر نگرش ها و رفتارهای پسینی مشتری اثر بگذارد. برای آزمون این روابط، داده های کمی حاصل از ۴۰۰ پاسخ دهنده مورد بررسی قرار گرفت. ابزار اندازه گیری شامل مجموعه ای از سازه های چندگویه ای بود که هر یک با سه گویه سنجیده شدند و طیفی از متغیرهای پیش بین، میانجی، پیامدی و زمینه ای را در بر می گرفتند. در سطح تحلیلی، ساختار داده ها نشان داد که متغیرهای اصلی پژوهش در چند خوشه مفهومی قابل دسته بندی هستند. خوشه نخست شامل ادراکات اولیه مشتری مانند ادراک قیمت، ارزش ادراک شده، منافع یا ویژگی های ادراک شده، سهولت، ارزیابی های شناختی و محرک های انگیزشی بود. خوشه دوم به عناصر اثرگذار بر پردازش ذهنی و عاطفی همچون طراحی یا محرک های حسی، اعتماد شناختی، برندینگ بصری، تمایز برند و اعتماد مشتری اختصاص داشت. خوشه سوم نیز پیامدهای رفتاری و نگرشی مانند قصد خرید، رضایت، وفاداری به برند، رضایت مشتری و قصد خرید مجدد را در بر گرفت. افزون بر این، متغیرهای فرهنگ، جنسیت، درآمد، سن، تجربه، آشنایی با برند و درگیری ذهنی به عنوان عوامل زمینه ای و بالقوه تعدیل گر در نظر گرفته شدند. یافته های مفهومی مبتنی بر ساختار داده حاکی از آن است که در فضای بازاریابی عصبی، تصمیم خرید صرفاً محصول ارزیابی اقتصادی نیست، بلکه حاصل برهم کنش پیچیده ای از ارزیابی های شناختی، محرک های حسی، معانی نمادین برند، اعتماد و زمینه فرهنگی است. بر این اساس، می توان نتیجه گرفت که مدل های یک بعدی توضیح رفتار مصرف کننده برای تبیین پاسخ های بازار کافی نیستند و لازم است چارچوبی یکپارچه و چندسطحی برای تحلیل فرایند تصمیم گیری مشتری به کار گرفته شود.

کلیدواژه‌ها