نویسنده = حسین رفیع

واکاوی پیامدهای اتحاد راهبردی آمریکا-اسرائیل بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران در پرتو جنگ‌های ترکیبی و فرسایشی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.248550

رؤی هادی جهاد، علی اکبر جعفری، حسین رفیع

چکیده اتحاد استراتژیک آمریکا و اسرائیل یکی از برجسته‌ترین اتحادهای امنیتی در خاورمیانه است و تأثیرات گسترده‌ای بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران داشته است. این اتحاد با استفاده از ابزارهای نظامی، اطلاعاتی، اقتصادی و دیپلماتیک، یک سیستم تهدید چندلایه علیه ایران ایجاد می‌کند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی و مطالعه موردی، مبتنی بر نظریه «موازنه تهدید»، با هدف تحلیل ابعاد تأثیر این اتحاد بر امنیت ملی ایران انجام شده است. زیرا کشورها دائماً در تلاشند تا منابع تهدیدها و فرصت‌ها را شناسایی کنند تا بقا و تداوم خود را در نظام بین‌الملل تضمین کنند. در این چارچوب، جمهوری اسلامی ایران با توجه به موقعیت ژئوپلیتیکی و قابلیت‌های منطقه‌ای خود، جایگاه محوری در معادلات امنیت منطقه‌ای خاورمیانه دارد. و ماهیت تفاوت‌های ساختاری که آن را به ایالات متحده و اسرائیل پیوند می‌دهد. اتحاد استراتژیک ایالات متحده و اسرائیل، به ویژه در دوران پس از جنگ سرد، به یک متغیر اصلی تأثیرگذار بر محیط امنیتی پیرامون ایران تبدیل شده است. اتحاد آمریکا و اسرائیل این اتحاد که یکی از برجسته‌ترین اتحادهای استراتژیک در منطقه است، عاملی کلیدی در ایجاد توازن‌های استراتژیک در خاورمیانه محسوب می‌شود که جمهوری اسلامی ایران را تحت تأثیر قرار داده و آن را با چالش‌های سیاسی، امنیتی، نظامی، اقتصادی و اجتماعی مواجه ساخته است. این مطالعه نتیجه می‌گیرد که اتحاد آمریکا و اسرائیل نه تنها تهدیدات سخت را فعال می‌کند، بلکه شامل تهدیدات نرم و ترکیبی نیز می‌شود که ایران را به اتخاذ استراتژی‌های بازدارندگی نامتقارن برای حفظ تعادل تهدید در محیط منطقه‌ای خود واداشته است.

آوردگاه نوعثمان‌گرایی و محور مقاومت: تأثیر امنیتی رقابت ترکیه و ایران بر عراق.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 24 مرداد 1405

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.250750

حسین رفیع

چکیده تحولات عراق پس از ۲۰۰۳، این کشور را به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل کرده است؛ رقابتی که در آن، ایران و ترکیه با اتکا به راهبردهای متفاوت، درصدد بازتعریف جایگاه خود در معماری امنیتی عراق و منطقه هستند. در این میان، نوعثمان‌گرایی ترکیه و محور مقاومت ایران، دو الگوی رقیب قدرت‌ورزی و نظم‌سازی منطقه‌ای را نمایندگی می‌کنند که پیامدهای امنیتی قابل‌توجهی برای حاکمیت، ثبات و امنیت عراق به همراه داشته‌اند. مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین تأثیر رقابت این دو رویکرد بر محیط امنیتی عراق است. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش آن است که «رقابت نوعثمان‌گرایی و محور مقاومت چگونه بر محیط امنیتی عراق تأثیر گذاشته است؟». فرضیه پژوهش بر این مبنا استوار است که «ایران و ترکیه، هرکدام بسته به سکتور و زمینه خاص، میان راهبردهای امنیتی‌سازی و غیرامنیتی‌سازی در نوسان بوده‌اند و این رقابت دوسویه، صرف‌نظر از اینکه کدام بازیگر در کدام مقطع، کنشگر غالب امنیتی‌سازی بوده، به بازتولید وضعیت‌های امنیتی چندلایه و ناپایدار در عراق منجر شده است». پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده‌ها به شیوه اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمون، در چارچوب نظریه امنیتی‌سازی مکتب کپنهاگ بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که رقابت ایران و ترکیه در حوزه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، محیط امنیتی عراق را به فضایی چندلایه و متعارض تبدیل کرده و با تشدید منطق تهدید، مداخلات منطقه‌ای و محدودیت ظرفیت حاکمیت مستقل عراق، شکنندگی امنیتی این کشور را افزایش داده است.

دیپلماسی علمی عراق: محدودیت‌ها، چالش‌ها و چشم‌اندازها

دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 350-380

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.536409.1501

احمد فیاض، حسین رفیع، علی اکبر جعفری

چکیده دیپلماسی علمی، به‌عنوان یکی از ابزارهای نوین روابط بین‌الملل، نقش مهمی در تقویت همکاری‌های علمی، تبادل دانش و حل مسائل جهانی ایفا می‌کند. عراق، کشوری با سابقه تاریخی غنی و موقعیت ژئوپلیتیکی حساس، پتانسیل بالایی برای بهره‌مندی از دیپلماسی علمی درراستای توسعه پایدار و تقویت روابط بین‌المللی خود دارد. بااین‌حال، این کشور با محدودیت‌ها و چالش‌های متعددی در این حوزه مواجه است. این مقاله در پاسخ به این سؤال که «چرا تحقق و بهره‌گیری از دیپلماسی علمی توسط عراق با چالش و محدودیت‌های اساسی مواجه است؟» وضعیت دیپلماسی علمی عراق، محدودیت‌ها و چالش‌های پیش روی آن را بررسی می‌کند و راهکارهایی برای بهبود این حوزه ارائه می‌دهد. نتایج نشان می‌دهد که عواملی نظیر ضعف زیرساخت‌های علمی، ناپایداری سیاسی، کمبود بودجه و فقدان سیاست‌گذاری منسجم، ازجمله موانع اصلی توسعه دیپلماسی علمی در عراق است. در این پژوهش از روش کیفی و تحلیل داده‌های ثانویه برای بررسی موضوع استفاده شده است.

جهان اسلام

بررسی مقایسه‌ای سیاست عربستان و قطر در قبال داعش در سوریه

دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 61-82

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.337050.1140

حسین رفیع، حسین معین آبادی بیگدلی، مرتضی شیخ دره‌نی

چکیده داعش نام اختصاری گروه تروریستی عراق و شام از اسلام‌گرایان افراطی است. در جریان رشد داعش، سوریه با توجه به تحولات داخلی خود بستر مناسبی برای رشد و اعلام خلافت این گروه بوده است. با شروع بحران داخلی سوریه نقش برخی از بازیگران منطقه‌ای برای رشد داعش و تعمیق این بحران توجیه‌پذیر است. بازیگران منطقه‌ای دخیل در تحولات سوریه از جمله کشور‌های عربی که در رأس آن‌ها عربستان سعودی و قطر بودند سیاست‌های متفاوتی را در قبال داعش در سوریه به‌کار گرفتند. این کشور‌ها از سیاست‌ها و ابزار‌های مختلفی برای حمایت از داعش استفاده کردند. برخلاف ادعای عربستان مبنی بر رد تروریسم و انواع آن، همواره شاهد استفاده از این موضوع در سیاست‌های این کشور در منطقه و تحولات آن هستیم. در کنار عربستان، قطر ‌به‌عنوان کشوری کوچک علاقۀ زیادی به گسترش تأثیرات خود بر تحولات منطقه‌ای با استفاده از ابزار تروریسم و ‌‌افراط‌گرایی اسلامی دارد. در این پژوهش به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که سیاست ریاض و دوحه در قبال داعش در سوریه چیست؟ در پاسخ این فرضیه مطرح است که این دو کشور در جریان تحولات سوریه با ابزارها و شیوه‌های مختلف از داعش در برابر دولت مرکزی سوریه حمایت‌های گسترده‌ای کرده‌اند. سیاست‌های عربستان و قطر با وجود شباهت، تفاوت‌های جزئی دارد. پژوهش حاضر به‌شکل مقایسه‌ای و با استفاده از روش توصیفی‌‌تحلیلی نوشته شده است.