کارکرد نظریه گفتمان «لاکلا و موف» در تقویت عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 279-312
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.419605.1289
پژمان نوروزی، مهدی فیروزکوهی
چکیده گفتمان انقلاب اسلامی پس از حضور در عرصۀ منازعات جهانی قدرت، توانسته است منشأ تأثیرات جدی در تغییر معادلات قدرت در سطوح محیطهای متجانس و غیرمتجانس واقع گردد. لزوم تداوم این امر تقویت عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی است. نکته کلیدی که این پژوهش بر آن تأکید دارد، آن است که برد موشکها و پهبادهای ج.ا.ا نمیتواند موجبات تقویت عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی را فراهم کند چرا که رقبای ما میتوانند برد آنها را کوتاه کنند. در واقع شلیک یک اثر گفتمانی بسیار موثرتر از شلیک موشک خواهد بود. بنابراین، این پژوهش با سؤال، چگونه با استفاده از نظریه گفتمان لاکلا و موف میتوان موجبات تقویت عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی را در محیطهای متجانس و غیر متجانس فراهم کرد؟ به دنبال آن بوده است که با فراخواندن نظریه گفتمان لاکلا و موف بر سر سفره بازخوانی و پیکرتراشی از این نظریه، الگویی را برای تقویت عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی ارائه کند و این الگو شامل: راهبرد گفتمانسازی و شش راهکار «قابلیت دسترسی و اعتباریابی»، «غیریتسازی و هویتبخشی»، «ایدئولوژیسازی»، «مشروعیتسازی و مشروعیتنمایی»، «اسطورهسازی» و «انتقالگرایی پیشتازانه» بوده است که هر کدام از این راهکارها به تناسب خود مسئولیت تکمیل، بخشی از پازل تقویت عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی را که بر اساس گفتمانسازی طراحی شده، برعهده داشته است. این پژوهش که توسعهای– کاربردی میباشد؛ برای گردآوری اطلاعات نیز از روش کتابخانهای و پیمایشی استفاده کرده است.
بررسی تأثیر بازاریابی سیاسی در تقویت عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی ایران
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 323-351
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.397275.1259
پژمان نوروزی، مهدی فیروزکوهی
چکیده یکی از مهمترین انقلابهای معناگرا در جهان انقلاب سال 1357 ایران بوده است. در گام دوم انقلاب اسلامی یکی از راهبردیترین اهداف انقلاب، موضوع عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی بوده؛ اما کمبود چهارچوب و الگوها در این زمینه، همواره یکی از موانع عملیاتی شدن این مهم بوده است. در این پژوهش با استفاده از مفهوم بازاریابی سیاسی سعی شده گامی به سوی طراحی چهارچوبی در راستای عملی کردن موضوع عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی برداشته شود. سؤال اصلی در این پژوهش این است که «چگونه میتوان با استفاده از نظریه بازاریابی سیاسی موجبات تقویت عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی را فراهم کرد؟» در این پژوهش فرانظریه بازاریابی سیاسی مبتنی بر مفهوم بنیادین «حفظ»، «تعمیق» و «نگهداشت» محصول در نظر گرفته شده است؛ بهنحوی که شناخت و مدیریت فرایند برندینگ، رسانه، بازاریابان حرفهای و بازاریابی استراتژیک عوامل اصلی موفقیت بازاریابی سیاسی در عمقبخشی خارجی انقلاب اسلامی در نظر گرفته شده است. این پژوهش از نوع توسعهای- کاربردی است و برای گردآوری اطلاعات از روش کتابخانهای و پیمایشی استفاده شده است.
.منافع ژئوپلیتیکی بازیگران منطقهای در بحران یمن
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 163-193
https://doi.org/10.2203/FASIW.2023.384450.124.3
امیررضا مقومی، مهدی فیروزکوهی، کاظم ذوقی بارانی، محمدعلی حسننیا
چکیده یمن بهدلیل موقعیت ویژۀ ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی که دارد همواره قدرتهای منطقهای و فرامنطقهای در آن دخالت کردهاند. شکلگیری خیزشهای عربی و پس از آن دخالت قدرتهای منطقهای و بینالمللی در آن، یمن را بیشازپیش به بحران کشاند و این کشور را به میدان جنگ داخلی و خارجی تبدیل کرد. در این مقاله در پی پاسخ این پرسش هستیم که چهار بازیگر مهم منطقهای، یعنی جمهوری اسلامی ایران، عربستان سعودی، امارات متحدۀ عربی و اسرائیل، چه منافع ژئوپلیتیکی را در بحران یمن دنبال میکنند؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که با وجود انگیزههای سیاسی و ایدئولوژیکِ هرکدام از بازیگران، بیشتر اهداف اساسی آنان در این بحران، متوجه مزیتهای ژئوپلیتیکی و ژئواستراتژیکی یمن است. ایران علاوه بر اهداف ایدئولوژیک در کمک به مستضعفین، این بحران را عرصهای برای گسترش عمق ژئوپلیتیک محور مقاومت میداند و عربستان سعودی نیز که مهمترین بازیگر منطقهای دخیل در بحران یمن است، یمن را برای جاهطلبیهای منطقهای و بینالمللی و همچنین متوقفشدن مشکلات ژئوپلیتیکیاش ضروری میداند. امارات متحدۀ عربی که سیاست خارجیاش را بر دیپلماسی دریایی و تنگهای بنا کرده است، ژئوپلیتیک یمن را محور سیاستهایش برای نقشآفرینی مؤثرتر در منطقه میداند. اسرائیل نیز که یکی از واحدهای سیاسی ذینفع در دریای سرخ محسوب میشود، موقعیت ژئوپلیتیکی یمن را برای امنیت کشتیرانی و افزایش قدرت بازدارندگیاش در برابر جبهۀ مقاومت مهم میداند.
