دوره و شماره: دوره 4، شماره 2 - شماره پیاپی 12، تابستان 1401 
جهان اسلام

روابط افغانستان و چین: تغییر به‌سمت شراکت استراتژیک

صفحه 1-29

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.344912.1165

سمیه مروتی، حمید احمدی، مهدی ذاکریان

چکیده روابط چین و افغانستان در دهه‌های گذشته براساس رویکرد پکن به تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی تنظیم شده است. خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و تصرف کابل از سوی طالبان موجب تغییر رویکرد چین در قبال افغانستان از دیدگاه‌های مختلف شد. خروج آمریکا موجب تغییر موازنۀ قدرت در افغانستان و به‌تبع آن مناطق پیرامونی آن خواهد شد. رویکرد چین نسبت به افغانستان همواره برمدار ملاحظات امنیتی بوده و در حال ‌حاضر ملاحظات اقتصادی نیز به آن افزوده شده است. طرح بزرگ اقتصادی چین در پاکستان و آسیای مرکزی در کنار نگرانی از پیوند میان گروه‌های افراطی در افغانستان با ایغورها در همسایگی این کشور از مهم‌ترین نگرانی‌های امنیتی چین است. حضور طالبان در قدرت و خروج آمریکا از افغانستان منجر به تغییر الگوی روابط از بی‌تفاوتی حساب‌شده به شراکت استراتژیک شده است. مؤلفه‌هایی مانند ‌قطعیت‌نداشتن محیطی و انطباق استراتژیک، زمینه‌ساز پذیرش این الگو از سوی چین شد. در پژوهش حاضر به بررسی چرایی تغییر رویکرد چین در قبال افغانستان از بی‌تفاوتی حساب‌شده به شراکت استراتژیک می‌پردازیم و می‌خواهیم با بیان کنشگری‌ چین در افغانستان تصویر روشنی از این تحولات ارائه دهیم.

جهان اسلام

سیاست خارجی عربستان در قبال ایران در دورۀ پسابرجام

صفحه 31-59

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.329363.1122

مهدی ذوالفقاری، اسماء امامی

چکیده از سال 2015 تغییراتی در سیاست خارجی عربستان سعودی ایجاد شد که با دوره‌های پیش‌تر متفاوت بود. یکی از عواملی که در تغییر رفتار سیاست خارجی عربستان تأثیر گذاشت، توافق هسته‌ای بین ایران و کشورهای 1+5 (ایالات‌ متحده، روسیه، چین، فرانسه، انگلستان و آلمان) بود. این پرسش مطرح است که فضای پسابرجام چگونه بر سیاست خارجی عربستان سعودی تأثیر گذاشته است. برای پاسخ به این پرسش، با استفاده از نظریۀ واقع‌گرایی نوکلاسیک این فرضیه مطرح می‌شود که فضای پسابرجام سیاست خارجی عربستان سعودی را تهاجمی کرده است. نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که مقامات و تصمیم‌گیرندگان سعودی از ترس تغییر وضعیت و قدرت منطقه‌ای به‌نفع جمهوری اسلامی ایران، به‌سوی استخراج منابع خود (بیشتر نفت) رفته و با استفاده از این منابع، اقداماتی مانند افزایش خرید تسلیحات، به‌کارگیری سیاست‌های تهاجمی در منطقه و متنوع‌سازی شریک‌های جهانی برای تغییر موازنۀ قدرت به سود خود انجام داده‌اند.

جهان اسلام

بررسی مقایسه‌ای سیاست عربستان و قطر در قبال داعش در سوریه

صفحه 61-82

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.337050.1140

حسین رفیع، حسین معین آبادی بیگدلی، مرتضی شیخ دره‌نی

چکیده داعش نام اختصاری گروه تروریستی عراق و شام از اسلام‌گرایان افراطی است. در جریان رشد داعش، سوریه با توجه به تحولات داخلی خود بستر مناسبی برای رشد و اعلام خلافت این گروه بوده است. با شروع بحران داخلی سوریه نقش برخی از بازیگران منطقه‌ای برای رشد داعش و تعمیق این بحران توجیه‌پذیر است. بازیگران منطقه‌ای دخیل در تحولات سوریه از جمله کشور‌های عربی که در رأس آن‌ها عربستان سعودی و قطر بودند سیاست‌های متفاوتی را در قبال داعش در سوریه به‌کار گرفتند. این کشور‌ها از سیاست‌ها و ابزار‌های مختلفی برای حمایت از داعش استفاده کردند. برخلاف ادعای عربستان مبنی بر رد تروریسم و انواع آن، همواره شاهد استفاده از این موضوع در سیاست‌های این کشور در منطقه و تحولات آن هستیم. در کنار عربستان، قطر ‌به‌عنوان کشوری کوچک علاقۀ زیادی به گسترش تأثیرات خود بر تحولات منطقه‌ای با استفاده از ابزار تروریسم و ‌‌افراط‌گرایی اسلامی دارد. در این پژوهش به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که سیاست ریاض و دوحه در قبال داعش در سوریه چیست؟ در پاسخ این فرضیه مطرح است که این دو کشور در جریان تحولات سوریه با ابزارها و شیوه‌های مختلف از داعش در برابر دولت مرکزی سوریه حمایت‌های گسترده‌ای کرده‌اند. سیاست‌های عربستان و قطر با وجود شباهت، تفاوت‌های جزئی دارد. پژوهش حاضر به‌شکل مقایسه‌ای و با استفاده از روش توصیفی‌‌تحلیلی نوشته شده است.

جهان اسلام

تحلیل ژئوپلیتیک الگوهای رفتاری مبتنی بر تنازع و تعامل در روابط ایران و عربستان سعودی

صفحه 83-106

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.336873.1139

هوشمند زارعی دارامرودی، حمیدرضا محمدی، محسن عزیززاده طسوج

چکیده شناخت عوامل مؤثر بر روابط کشورها از ضرورت‌‌‌ها و پیش‌نیازهای تأمین منافع ملی و تنظیم چگونگی سیاست خارجی دولت‌هاست. این عوامل می‌توانند شاخص‌های زیربنایی یا روبنایی قدرت‌ساز کشورها یا علائق متنوعی باشند که مناسبات آن‌ها را شکل می‌دهد. ژئوپلیتیک با واکاوی عوامل مختلف شکل‌دهندۀ قدرت ملی کشورها، علائق و منافع مختلف بازیگران، شناخت بنیادها و بسترهای بحران‌های منطقه‌ا‌ی و تحلیل بر مبنای عوامل ثابت و متغیر جغرافیایی فهم و آگاهی مورد نیاز را برای تدوین سیاست خارجی واقع‌گرا و عاقلانه فراهم می‌کند. کشورهای قرارگرفته در یک منطقۀ ژئوپلیتیک که وزن و قدرت ملی تقریباً یکسانی دارند، همواره به‌دنبال ایجاد گونه‌ای از توازن قوا در مناسبات ژئوپلیتیک خود هستند که بتواند اهداف و منافع ملی آن‌ها را نیز تأمین کند. جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی به‌سبب همسایگی و وجود عوامل واگرا و همگرای مؤثر در سیاست‌های داخلی و خارجی خود، الگوهای رفتاری خاصی را در روره‌های مختلف تاریخی روابط خود بروز داده‌اند که در طیفی از تنازع تا تعامل، همکاری و رقابت قابل بررسی است. در این پژوهش به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که در روابط جمهوری اسلامی ایران و عربستان سعودی کدام یک از الگوهای رفتاری تنازع یا تعامل غالب بوده است؟ یافته‌‌‌ها نشان می‌دهد که روابط ایران و عربستان سعودی متأثر از وجود تفاوت‌های بنیادین و ساختاری داخلی و خارجی، بسترهای ژئوپلیتیکی متعارض و واگرایانه‌ای است که در دوره‌های مختلف الگوی تنازع و تعامل را ایجاد کرده است، ولی با توجه به وجود عوامل همگرا و ضرورت‌های داخلی و خارجی این دو کشور در دوره‌های تاریخی مختلف، الگوی رفتاری تعامل و همکاری برای کاهش تنش‌‌‌ها نیز ارائه شده است.

جهان اسلام

تحلیلی بر رویکرد سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در منطقۀ آسیای جنوبی

صفحه 107-131

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.341682.1153

علی طهماسبی، حجت مهکویی، علیرضا عباسی، رضا سیمبر

چکیده رویکرد سیاست خارجی، نقش مهمی در توسعۀ روابط منطقه‌ای و جهانی برای کشورها دارد. به‌ویژه در عصر جهانی‌شدن که پیوندها و مناسبات میان کشورها در عرصۀ بین‌الملل، کاملاً درهم تنیده شده‌اند. ماهیت ویژۀ دورۀ جهانی‌شدن این است که کمترین ظرفیت موجود برای برقراری ارتباط با کشورهای دیگر، اثری مثبت بر تصویر بین‌المللی آن کشور دارد. در روابط منطقه‌ای، رفتار سیاست خارجی ایران، نسبت به مناطق ژئوپلیتیکی پیرامونش، رویکردهای متفاوتی داشته است. منطقۀ آسیای جنوبی به‌عنوان منطقۀ ژئوپلیتیکی مستقل، بر اساس نظریۀ سول کوهن و تبدیل‌شدن آن به قلمروی ژئواستراتژیک سوم، می‌تواند از مناطقی باشد که در تغییر رویکرد سیاست خارجی کشور نسبت به این منطقه ظرفیت لازم را ارائه دهد. هدف اصلی در این مقاله، تحلیل رویکرد سیاست خارجی ایران در روابط منطقه‌ای با منطقۀ آسیای جنوبی است. این پرسش مطرح است که جایگاه منطقۀ آسیای جنوبی در روابط و رویکرد سیاست خارجی ایران چگونه است؟ برای پاسخ به این پرسش از روش و رویکرد پژوهشی توصیفی‌تحلیلی و ابزار گردآوری داده‌های کتابخانه‌ای و سایت‌های اینترنتی استفاده می‌کنیم. نتایج یافته‌های پژوهش نشان می‌دهند منطقۀ ژئوپلیتیکی آسیای جنوبی، در سیاست خارجی ایران جایگاه و اولویت مناسبی ندارد و سیاست خارجی این کشور در بهره‌برداری از موقعیت این منطقه برای توسعۀ روابط منطقه‌ای، اقدامات لازم و جدی نکرده است.
 

جهان اسلام

تبیین ابعاد و علایق ژئوپلیتیکی حضور ایران در شاخ آفریقا

صفحه 133-155

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.344392.1161

میثم میرزائی تبار

چکیده شاخ آفریقا عنوان منطقه‌ای در شرق قارۀ آفریقا است که در مجاورت فضاهای دریایی خلیج عدن، تنگۀ باب‌المندب و دریای سرخ قرار دارد و به‌صورت زبانه‌ای به داخل خلیج عدن پیش آمده است. این منطقه از دیرباز ارزش و اهمیت ژئوپلیتیک، ژئواستراتژیک و ژئواکونومیک داشته است و به‌دلیل داشتن این ارزش‌ها، بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای همواره در تلاش برای حضور و فعالیت در آن بوده‌اند. در چند سال گذشته، ایران با وجود کاهش یا قطع روابط با کشورهای شاخ آفریقا و به‌تبع کاهش فعالیت‌ها، همواره یکی از کشورهای حاضر در این منطقه به‌ویژه در فضاهای دریایی آن بوده است. از این‌رو ضرورت دارد دلایل مسئله از منظر ژئوپلیتیک بررسی و تحلیل شود. در این پژوهش با روش توصیفی‌تحلیلی و رویکرد استنباطی و تحلیل محتوا و با بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای به تبیین ژئوپلیتیکی دلایل حضور ایران در شاخ آفریقا و فضاهای آبی و ساحلی این منطقه می‌پردازیم. این پرسش مطرح است که در چارچوب مفاهیم ژئوپلیتیک، مهم‌ترین ضرورت‌ها برای حضور و فعالیت ایران در شاخ آفریقا کدامند؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد که مهم‌ترین دلایل ژئوپلیتیکی برای حضور و فعالیت ایران را می‌توان تأمین امنیت تردد دریایی، حضور بازیگران رقیب و خنثی‌سازی برخی اقدامات خصمانه، ظرفیت‌های ژئواکونومیک شاخ آفریقا، و موضوع حوزۀ نفوذ و قلمروسازی دانست.