سناریوهای آیندۀ تأثیر اقلیتهای مذهبی در ارتقای امنیت ملی (مورد مطالعه اهل سنت)
صفحه 1-25
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.341190.1152
امیر زندی، محمد رحیم زندی، مهدی احمدیان، حسین موسوی
چکیده شناخت آینده و ایجاد تصویری از آن در زمان حال، از وظایف مدیران و سیاستگذاران کشورها است. ایجاد شناخت موردنظر باید به کمک روشهای مناسب پیشبینی و تحلیل انجام شود. هرقدر این روشها اتکاپذیرتر باشند، نتایج تحلیل و پیشبینی اهمیت بیشتری خواهد داشت. روشهای تحلیل و پیشبینی مختلف هستند. در این میان سناریوسازی یکی از روشهای مطالعة آینده و تحلیل امنیتی است که حاصل مطالعات پژوهشگران در تحلیل رخدادهای امنیتی است. در این پژوهش با توجه به فراگیری اهل سنت نسبت به سایر مذاهب موجود در کشور میکوشیم ضمن شناسایی کنشگران و پیشرانها و عدمقطعیتهای مؤثر اهل سنت ایران در امنیت ملی به این پرسش پاسخ دهیم که سناریوهای آیندۀ تأثیر اهل سنت در امنیت ملی ایران کدامند؟ در این پژوهش مجموعهای از روشها و تکنیکهای رایج در فرارشتۀ مطالعۀ آینده را بهکار میگیریم و آیندۀ اهل سنت را با رویکردی میانرشتهای مطالعه میکنیم. این پژوهش ازنظر هدف، پژوهشی کاربردی و از نظر روش کیفی است و اقدام اصلی در این پژوهش سناریونویسی به روش جیبیان است. بر این اساس در قالب چهار سناریو آیندۀ اهل سنت ایران را ترسیم میکنیم.
بررسی آثار اقتصادی بلندمدت کمکهای رسمی توسعهای، درآمدهای انتقالی اشخاص و سرمایهگذاری خارجی در کشورهای منتخب اسلامی
صفحه 27-52
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.342956.1156
محمد غفاریفرد، فاطمه حسینی
چکیده کشورهای اسلامی همانند سایر کشورها برای رسیدن به سطحی از رفاه نیازمند رشد اقتصادی هستند. بیشتر کشورهای درحالتوسعه با کمبود منابع برای رسیدن به رشد و توسعۀ اقتصادی مواجه هستند. بنابراین در این کشورها جریان انواع سرمایهگذاریهای خارجی اهمیت قابل توجهی دارد. هدف در این مقاله بررسی اثرگذاری بلندمدت جریان انواع سرمایههای خارجی شامل سرمایهگذاری مستقیم خارجی، کمکهای رسمی توسعهای و درآمدهای انتقالی اشخاص بر رشد اقتصادی کشورهای منتخب اسلامی (جمهوری آذربایجان، بنگلادش، بنین، کامرون، مصر، اندونزی، ایران، اردن، قزاقستان، مراکش، نیجر، نیجریه، پاکستان، سودان، ترکیه، تونس و اوگاندا) در سالهای 2000 تا 2019 است. مدل این پژوهش بعد از انجام آزمونها با استفاده از روش اقتصادسنجی پانل (حداقل مربعات کاملاً اصلاحشده) برآورد شده است. نتایج نشان میدهد که در بلندمدت جریان سرمایههای خارجی (کمکهای رسمی توسعهای، سرمایهگذاری مستقیم خارجی و درآمدهای انتقالی شخصی) بر تولید ناخالص داخلی حقیقی این کشورها تأثیر مثبت و معناداری میگذارد. همچنین متغیرهای نیروی کار، سرمایه و مخارج دولت نیز اثر مثبت و معناداری بر رشد اقتصادی دارد. بنابراین سیاستگذاران اقتصادی برای رونق اقتصادی باید سیاستهای توسعۀ فضای کسبوکار، استفادۀ بهینه از منابع خارجی در توسعۀ زیرساختها و هدایت منابع افراد ملی ساکن در خارج از کشور را برای ارتقای شاخصهای زیربنایی و اقتصادی ملی در نظر بگیرند.
دیپلماسی مشارکت راهبردی چین و رویکرد آن به غرب آسیا
صفحه 53-79
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.366800.1215
مهرشاد غفارزاده، مهدی امیری، ایمان شعبانزاده
چکیده پس از پایان جنگ سرد چین یک شبکۀ مشارکت جهانی تشکیل داده است. دیپلماسی مشارکتی چین در سه دهۀ اخیر به ابزار اصلی سیاست خارجی این کشور تبدیل شده و شاخص نمادین سطح روابط دوجانبه و چندجانبه با دولتها و سازمانهای بینالمللی و منطقهای است. این پرسش مطرح است که غرب آسیا چه جایگاهی در دیپلماسی مشارکتی چین دارد؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که چین مانند گذشته شریکهای خود را به قدرتهای بزرگ محدود نکرده است که این راهبرد قابل توجهترین تغییر در شبکۀ مشارکت چین است. از آنجایی که خارج از منطقه ایندو-پاسیفیک برای چین، غرب آسیا یکی از مهمترین مناطق است، رویکرد چین به غرب آسیا مبتنی بر امنیت منابع مهم و دسترسی به بازارها و منابع است. این نوشتار استدلال میکند که سلسلهمراتب سطوح دیپلماسی مشارکتی نشان میدهد که دولتها و سازمانهای منطقۀ غرب آسیا برای چین اهمیت دارند. بنابراین با درک این سلسلهمراتب میتوان رویکرد چین به روابط با کشورهای غرب آسیا را تحلیل کرد. دیپلماسی مشارکت چین با غرب آسیا بر محورهای انرژی، ابتکار یک کمربند و یک راه، سرمایهگذاری خارجی، تجارت و فناوری متمرکز است. روش پژوهش این مقاله توصیفی-تحلیلی است.
تبیین بیثباتی سیاسی در جامعۀ ناهمگون عراق در سالهای 2003 تا 2022
صفحه 81-104
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.335816.1214
حسین کریمیفرد
چکیده بررسی تحولات سیاسی در عراق در سالهای 2003 تا 2022 نشان میدهد که دموکراسی در این کشور از چندین جنگ داخلی گذر کرده است. هنوز انتخابات مورد تأکید همۀ گروههای مذهبی، قومی و سیاسی است، اما رقابت بین فرقهها و گروههای مختلف سیاسی سبب بیثباتی و گاه آشوب در این کشور شده است. این پرسش مطرح است که در سالهای 2003 تا 2022 چه عواملی سبب تنش و بیثباتی در عراق شده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که دموکراسی انجمنی، دولت ضعیف، ناهمگونی جامعۀ سیاسی و نبود تفکر ملی نزد نخبگان از عوامل مهم بیثباتی و تنش در عراق در سالهای 2003 تا 2022 هستند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فروماندگی دولت مرکزی عراق به چرخۀ خشونت و فرقهگرایی در این کشور دامن زده است. ضعیفبودن دولت مرکزی سبب افزایش خواستههای گروههای قومی و مذهبی و شخصیتها و کسب سهمیۀ بیشتری از قدرت شده است. فرقهگرایی سبب بیثباتکردن دولتها، مداخلۀ بیشتر و تشدید جنگ قدرت شده است. هویتهای فرقهای امنیتیشده، به منبع بیثباتی، درگیری و پراکندگی بیشتر در داخل تبدیل شده است. هرچند در قانون اساسی جدید عراق بر نظم جدید حقوقی و سیاسی دموکراتیک و کثرتگرایانه تأکید شده است، تا نهادینهشدن و استقرار کامل آن، زمان زیادی لازم است.
تحلیل موج چهارم بنیادگرایی افراطی مدرن در چارچوب پساسازمانگرایی
صفحه 105-127
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.376497.1231
محمدرضا محمدی، ابراهیم متقی، حسین سوری
چکیده ناکامی راهبرد جهاد فتح از سوی داعش، سبب شده است تا بهعنوان یک مؤلفۀ تطبیقی با شرایط جدید و راهبرد تروریستی جدید در دستور کار قرار گیرد. بر اساس آن، ساختار تشکیلاتی جدید با توجه به اشراف اطلاعاتی رقبا تدوین شد. این مسئله سبب سرعتبخشیدن به حملات، مخفیبودن این حملات، استفاده از لایههای مجازی ارتباطات اینترنتی، عضویابی و عملیاتهای اینترنتی میشود که توانایی سازمانهای امنیتی را در مقابله با این گروهها بهشدت کاهش میدهد. افراطگرایی، بنیادگرایی و تروریسم در سالهای اخیر در سراسر طیف ایدئولوژیک با روندی «پساسازمانی» گسترش یافته است. در این روند، با افزایش فعالیتهای آنلاین، عضویت و حمایت از گروههای خاص مبهمتر شده و رشد جنبشهای فراملی، سیالتر جریان داشته است. حملات تروریستی را افرادی انجام میدهند که هیچ ارتباط مشخصی با سازمانهای شناسایی شده ندارند، اما نوعی روش همسان و ایدئولوژی مشترک در همۀ آنها دیده میشود. در این مقاله با این فرض که افراطگرایی در سالهای آینده در قالب «پساسازمانگرایی» گسترش خواهد یافت، میخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که اساساً تروریسم نوین بر اساس پساسازمانگرایی، چه مؤلفهها، متغیرها و ساختاری دارد؟ هدف در این مقاله این است که با روش تحلیلی و با استفاده از نتایج چند پژوهش پیمایشی و ارائۀ مصداقهایی، محتوای مجازی بنیادگرایی پساسازمانی را بهعنوان نسل چهارم تروریسم، تحلیل و مؤلفههای اصلی آن را شناسایی کنیم. یافتههای این پژوهش این فرضیه را تأیید میکند که موج چهارم بنیادگرایی در قالب پساسازمانگرایی نمود مییابد.
اثرسنجی نظام موازنۀ دور آمریکا در روابط راهبردی عربستان سعودی و اسرائیل
صفحه 129-154
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.360744.1201
امیر رضا مقومی ،، شهروز شریعتی
چکیده منطقۀ غرب آسیا یکی از مهمترین مناطق بینالمللی است که در دهههای اخیر با تحولات عمیق و گستردهای روبهرو شده است. پویاییهای سریع منطقهای و فرامنطقهای، روابط بین دولتها را متحول ساخته و صفبندیهای جدیدی را در غرب آسیا بهوجود آورده است. یکی از این تحولات بنیادی را در دگرگونی روابط بین عربستان سعودی و اسرائیل میبینیم. در این مقاله به روش تحلیل پسارویدادی در پی تبیین جایگاه نظام مفهومی موازنۀ دور آمریکا بر روابط رو به رشد عربستان و اسرائیل و ارزیابی پیامدهای توسعۀ این روابط بر منطقۀ غرب آسیا هستیم و میخواهیم به این پرسش پاسخ دهیم که سیاستگذاری ایالات متحده در غرب آسیا چگونه روابط عربستان سعودی و اسرائیل را متأثر کرده است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه مطرح میشود که آمریکا میکوشد با احیای رهنامۀ دوستونی پیشین خود در قالب نظام موازنۀ دور در غرب آسیا، امنیت این منطقه را در چارچوب راهبرد ثبات هژمونیک ایالات متحده تداوم بخشد. یافتههای مقاله مبتنی بر روندپژوهی تحولات، همچنین نشان میدهد گسترش روابط اسرائیل و عربستان سعودی میتواند منجر به تغییر ژئوپلیتیک انتقال انرژی در غرب آسیا شود و ژئوپلیتیک این منطقه را با تحولاتی احتمالی روبهرو سازد که این تغییرات در راستای منافع کلان ایالات متحده برای کنترل منابع انرژی جهان خواهد بود.
