کارکرد سازمان ملل متحد در حلوفصل بحران افغانستان (۱۹۴۷ تا ۲۰۲۱)
دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 77-103
https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.337301.1143
آرزو روانستان، نوذر شفیعی، حسین دهشیار، رحمت حاجی مینه
چکیده هدف از پژوهش حاضر بررسی و ارزیابی کارکرد سازمان ملل متحد در حلوفصل بحران افغانستان است که با کاربست شیوۀ کیفی و مبتنی بر گردآوری اطلاعات از طریق منابع آرشیوی سازمان ملل و به روش توصیفیتحلیلی، در پی پاسخ به این پرسش هستیم که کارکرد یا عملکرد سازمان ملل متحد در فرایند حلوفصل بحران افغانستان چگونه بوده است؟ فرضیۀ پژوهش مبین آن است که «سازمان ملل متحد بهعنوان یکی از تأثیرگذارترین سازمانهای بینالمللی دولتی بهوسیلۀ نهادهای اصلی خود مانند شورای امنیت، مجمع عمومی و دبیرکل، با پیادهسازی و اجرای اقدامات حقوقی (مانند صدور قطعنامههایی ذیل فصول ششم و هفتم منشور)، اقدامات دیپلماتیک (از طریق فعالیتها و اقدامات دبیرکل و نمایندۀ ویژه او) و نهادسازی (با نظارت بر اجرای قطعنامهها و اقدامات) موجب تقلیل و مقابله با بحرانها و توانمندسازی و بازسازی کشور افغانستان در برههای از زمان شد، با وجود این، در رسیدن به این اهداف کاملاً موفق نبوده است»؛ یافتههای پژوهش که با توجه به قواعد و اصول مدل تحلیلی بحرانهای بینالمللی مایکل برچر بررسی شده، نشان میدهد که سازمان ملل متحد با وجود برخورداری از سطوح بالای استقلال و مشروعیت در سطح بینالمللی، بهدلیل ضعف ساختاری و وابستگی ماهوی، در حلوفصل بحران افغانستان کارکرد موفقی نداشته و انفعالی (دستخوش عامل خارجی) و غیر راهبردی عمل کرده است.
تبیین غیرامنیتی سازی روابط ایران و افغانستان ( دوره زمانی 2000 تا 2019)
دوره 2، شماره 6، زمستان 1399، صفحه 25-48
هادی شیخ غفوری، سکینه ببری گنبد، حسین دهشیار
چکیده آغاز روابط ایران و افغانستان را میتوان از زمان اعلام استقلال افغانستان دانست. قرابت جغرافیایی و روابط تاریخی موجب شده تا هیچ کشور دیگری نتواند نقشی مهمتر از ایران را در جامعه افغانستان ایفا کند. در این راستا ان دو کشور در طول این سال ها روابط گوناگونی را در حوزه های سیاسی- اقتصادی و امنیتی داشته اند. از مهمترین مسائل مابین دو کشور در دوره زمانی مورد نظر می توان از مسئله رودخانه هیرمند، مسئله موادمخدر و تروریسم طالبان و مسئله مهاجران افغانی در کنار همکاری های اقتصادی نام برد. این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی در پی پاسخ به این سؤال است که روابط ایران و افغانستان در سالهای 2000 تا 2019 چگونه در فرایند غیر امنیتی شدن قرار می گیرد؟ به همین منظور با بهره گیری از کاربـست مفـاهیم و مولفـه هـای نظـری امنیتی سازی و غیر امنیتی سازی در چارچوب مکتب امنیتی کپنهاگ تلاش می شود شناخت و درک بهتری از مسائل حول محور غیر امنیتی سازی روابط ایران و افغانستان حاصـل شود. از این منظر در پاسخ به سوال اصلی باید گفت با خارج نمودن تدریجی مسائل امنیتی از دایره تنگ نظامی و سیاسی و انتقال سیاست خارجی از لایه های سیاسی-امنیتی به لایه های اقتصادی-تجاری ، روابط ایران و افغانستان در سطوح مورد نظر کارگزاران این دو کشور به سمت غیر امنیتی خواهد رفت.
