آسیبشناسی نقش شبکه های اجتماعی در جنگ ترکیبی علیه ایران
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 364-393
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.490457.1405
محمد جواد موسی نژاد، مهسا تاتاری، افشین متقی، سمانه موحدی
چکیده اینستاگرام به دلیل قابلیتهای فروان و جذاب خود یکی از محبوبترین شبکههای اجتماعی در ایران و جهان است، اما در کنار جذابیتها، این شبکه اجتماعی آسیبهای فراوانی را به جوامع بشری وارد کرده است. این پژوهش با استفاده از مدل آسیبشناسی تجزیه و تحلیل میدان – نیرو لوین به شناسایی نیروهای فشار مثبت و منفی اینستاگرام در جنگ ترکیبی علیه ایران پرداختهاست. با وجود فیلتر شدن این شبکه در ایران همچنان این شبکه اجتماعی مورد اقبال بسیاری از کاربران ایرانی است. مناقشات اجتماعی سالهای اخیر ایران، منتج از جنگ ترکیبی تمام عیار نظام سلطه و مخالفین سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی علیه ایران بود. اینستاگرام با توجه به ماهیت خود و به عنوان ابزاری در اختیار نظام سلطه و مخالفین نظام سیاسی حاکم بر ایران به رهبری مناقشات داخلی، جهت دادن به اعتراضات با انجام عملیات روانی بر اذهان عمومی و تبدیل آن به جنگ داخلی نقش اساسی داشته است. همچنین به دلیل عدم سواد رسانهای برخی از کاربران، این بستر آسیبهای فراوانی را بر فرهنگ جامعه ایران تحمیل کرده است و به مسائل اساسی جامعه ایران دامن زده است، این شبکه اجتماعی بستری برای کسب اطلاعات، اخبار و مبادله اندیشه بوده است اما عموماً اخبار و اطلاعات این فضا با سو گیریهای فراوانی نسبت به جامعه و نظام سیاسی ایران همراه بوده است. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، نیروهای فشار منفی بیش از نیروهای فشار مثبت اینستاگرام بر جامعه ایران اثرگذار است و در ایجاد چالشهای اساسی در جامعه نقش مهمی را ایفا کرده است
آسیبشناسی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران از منظر نظریۀ همسایگی
دوره 3، شماره 10، زمستان 1400، صفحه 115-131
سید رضا موسوی نیا
چکیده همسایگی آغاز روابط خارجی کشورها و نقطۀ شروع منطقهگرایی درونزاست. صلح و ثبات نسبی و کاهش تدریجی مداخلات منفی قدرتهای برونمنطقهای از پیامدهای تحقق سیاست همسایگی و آغاز منطقهگرایی درونزاست. منطقهگرایی موفق در اروپا، آمریکای شمالی و شرق آسیا نیز از سیاست همسایگی آغاز شدند. سیاست همسایگی که ناظر بر ابعاد هنجاری روابط با همسایگان است، برای جمهوری اسلامی ایران یک سیاست راهبردی محسوب میشود؛ اما با وجود سیاستهای رسمیِ اعلانیِ جمهوری اسلامی، تحقق همسایگی در سیاست خارجی ایران همواره با موانعی جدی روبهرو بوده است. در این پژوهش قصد داریم با روشی علمی، ضمن توضیح نظریۀ همسایگی، مهمترین موانع تحقق سیاست همسایگی برای ایران را تبیین نماییم.
برایناساس، این سؤال را مطرح کردهایم: «مهمترین چالشهای تحقق سیاست همسایگی کداماند و چه راهکارهایی را میتوان برای رفع این موانع ترسیم نمود؟». فرضیهای که سعی در بینالاذهانیکردن آن داریم عبارت است از «چشمانداز دوگانۀ هژمونگرایی-الهامبخشی در سیاست خارجی ایران» در وهلۀ نخست و «دوگانۀ اعتمادسازی-توازنسازی» در وهلۀ دوم که مهمترین موانع تحقق سیاست همسایگی را تشکیل میدهند. حلوفصل دوگانۀ اولی و مدیریت دوگانۀ دومی، مهمترین مسئلۀ سیاست خارجی جمهوری اسلامی را برای تحقق سیاست همسایگی تشکیل میدهد. روش تأیید فرضیه در این مقاله توضیحیتبیینی است.
