کلیدواژه‌ها = منافع ملی
جهان اسلام

سیاست استراتژیک چین برای گسترش قلمروی نفوذ در آسیای مرکزی..

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 202-234

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.481429.1389

حمید درج

چکیده منطقه آسیای مرکزی یکی از مناطقی است که چین از دوران بسیار دور ارتباطات نزدیکی با آن داشته است. فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 و باز شدن فضای آسیای مرکزی، زمینه مساعدی را برای برقراری دوباره پیوندها میان چین و جمهوری‌های منطقه فراهم کرد. علاوه بر همجواری ژئوپلیتیک، پکن تداوم و گسترش مناسبات با کشورهای آسیای مرکزی و حضور روزافزون به ویژه در معادلات انرژی منطقه را در دستور کار قرار داده است و در صدد توسعه نفوذ در لایه‌های قدرت در آسیای مرکزی برآمده است که این مسأله ضمن کمک به چین برای تبدیل شدن به قدرت اول آینده منطقه، می تواند زمینه های لازم برای گسترش قدرت پکن در صحنه بین المللی را فراهم نماید. بدین ترتیب، پرسش اصلی مقالۀ حاضر این است که چین برای گسترش قلمروی نفوذ در آسیای مرکزی چه سیاستی را در پیش گرفته است؟ فرضیه پژوهش این است که چین در تلاش است تا با تقویت حضور و گسترش تعاملات به ویژه اقتصادی و انرژی با کشورهای آسیای مرکزی، به اهدافی همچون؛ دسترسی به منابع انرژی، رشد و توسعه اقتصادی، ایجاد بازارهای وارداتی و فایق آمدن بر چالش‌های امنیت منطقه‌ای دست پیدا کند که این موضوع می تواند کمک شایانی به افزایش قلمروی نفوذ پکن در آسیای مرکزی بخشد.

جهان اسلام

.واکاوی نسبت منافع ملی جمهوری اسلامی ایران با نظام بین‌الملل و بازخورد آن در جهت‌گیری سیاست خارجی

دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 1-26

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.480637.1386

رضا اختیاری امیری، حسین دوست‌محمدی، محمدتقی قزل‌سفلی

چکیده کانون اصلی سیاست خارجی هر کشوری تأمین منافع ملی است، اما تأمین منافع ملی در خلأ رخ نمی‌دهد و نیازمند تعامل دولت‌ها با نظام بین‌الملل و هنجارهای برخاسته از آن است. در همین ارتباط، از زمان وقوع انقلاب اسلامی در سال 1357 علی‌رغم بروز و ظهور رگه‌هایی از واقع‌بینی در برخی ادوار، بعد آرمان‌باوری در سیاست خارجی غلبه داشته است. به همین جهت، جمهوری اسلامی ایران در تأمین منافع ملی در عرصه سیاست خارجی با چالش‌های جدی مواجه شده است. در همین راستا سوال اصلی پژوهش بر این مبنا قرار دارد که باتوجه‌به ناسازواری منافع ملی با ساختار نظام بین‌الملل، چه راهبردی در عرصه سیاست خارجی بهتر می‌تواند منافع ملی جمهوری اسلامی ایران را تأمین کند؟ یافته‌ها مبین این واقعیت هستند که باتوجه‌به ماهیت ایدئولوژیک نظام و ضرورت حفظ آرمان‌های انقلاب اسلامی از یک‌سو و ساختار واقع‌گرایانه نظام بین‌الملل و الزامات آن از سوی دیگر، اتخاذ راهبرد عمل‌گرایی نتیجه‌محور در سیاست خارجی می‌تواند به بهترین نحو تأمین‌کننده منافع ملی باشد. روش پژوهش تحلیل محتوای کیفی بوده و داده‌ها از منابع اسنادی و کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده است. همچنین از مبانی نظری پراگماتیسم برای تبیین موضوع پژوهش بهره‌برداری شده است.
 
 

جهان اسلام

قدرت‌یابی طالبان و رویکرد جمهوری اسلامی ایران

دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 139-161

https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.374119.1224

مائده داودی، داود کیانی، کیهان برزگر،

چکیده قدرت‌گرفتن دوبارۀ طالبان در افغانستان با خروج نیروهای آمریکایی به‌دنبال تصرف کابل، پایتخت این کشور رخ داد و سبب شد جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با همسایه‎های شرقی‎اش دچار برخی تناقض‎ها شود. از سویی، چون ابعاد تحولات برای ایران روشن نیست، به آنچه می‎گذرد به دیدۀ تهدید و تردید می‎نگرد و وجود توطئه در تمامی تحولات را دور از ذهن نمی‎داند. در این مقاله با استفاده از روش کیفی و در چارچوب واقع‌گرایی تهاجمی داده‎ها را گردآوری و از روش تحلیل مضمون استفاده کرده‌ایم. این نوشتار با هدف شناسایی رویکرد جمهوری اسلامی ایران با توجه به قدرت‌یابی دوبارۀ طالبان شکل گرفته و به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که جمهوری اسلامی ایران چه رویکردی در قبال طالبان افغانستان داشته است؟ در پاسخ این فرضیه را مطرح می‌کنیم که خروج زودهنگام نیروهای آمریکایی از افغانستان و سقوط کابل به‌دست طالبان بار دیگر شرایط پرآشوب خاورمیانه و معادلات ژئوپلیتیک آن را دست‌خوش تغییر کرده و بر منافع ایران تأثیر‎ گذاشته است. از سوی دیگر، طالبان از بعد ایدئولوژیک به‌عنوان یک گروه افراطی سُنی، همچنان تهدیدی برای امنیت ملی ایران به حساب می‎آید‎. نتایج این پژوهش نشان می‎دهد براساس موقعیت و نقش حساس ایران در منطقه، مواضع ایران با توجه به رویکرد طالبان متفاوت خواهد بود.