فرایند دولتملتسازی و نقش آن در شکلگیری بحران لبنان
صفحه 9-39
احمد بخشی، مزدخواه احسان، هدی یوسفی
چکیده فرایند دولتملتسازی، فرایندی غربی است که کشورهای مدرن اروپایی بهگونهای مطلوب آن را بهکار گرفتهاند. این فرایند مبتنی بر ایجاد نهاد قدرتمند دولت، شکلدادن به بروکراسی منظم و کارآمد و نیز تعریف هویت ملی برای شهروندان حاضر در مرزهای مشخص، با عنوان ملت است. نظریههای متعددی در باب تبیین فرایند دولتملتسازی و نیز بررسی الگوهای مختلف آن وجود دارد. تقریباً در خاورمیانه بهسادگی اجراشدنی نیست. مرزهای تحمیلی در خاورمیانه، نبود زمینههای دولتملتسازی همچون دموکراسی در کشورهای خاورمیانه، پیوستن دیرهنگام کشورهای منطقه به این فرایند و نیز پراکندگی قومی و نژادی مردم در این منطقه، سبب بروز تنشهایی در داخل و در میان کشورها میشود. در لبنان، بهعنوان یکی از نمونههای ناموفق در عرصۀ دولتملتسازی، تعدد گروههای قومی و مذهبی و وجود مداوم تنشهای امنیتی، چرخۀ بیپایانی از بحران را در بدنۀ قدرت و در سطح جامعه رقمزده است. در این مقاله، میخواهیم با مروری بر نظریههای دولتملتسازی، چارچوبهای آنها را در خاورمیانه بهکار بسته و دلایل موفقشدن یا موفقنشدن آنها را بررسی کنیم. این پرسش مطرح است که موانع اصلی موفقشدن دولتملتسازی در خاورمیانه و بهویژه در لبنان چه بوده است؟ فرض ما مبتنی بر این است که الگوی بهکار گرفتهشده برای دولت ملتسازی در خاورمیانه، بهجای آنکه به حل مسئله بپردازد، تشدیدکنندۀ بحرانهای جدیدی بوده است. در رابطه با لبنان بهعنوان نمونۀ مطالعاتی این مقاله، میکوشیم با بررسی مؤلفههایی چون ساختار حکومتی، دموکراسی محدود و تشتت قومی و فرقهای شکست روند دولتملتسازی در این کشور را با روش توصیفیتحلیلی تبیین کنیم.
راهبرد امنیت ملی اسرائیل در مواجهه با تهدیدهای محیط پیرامونی
صفحه 40-64
سید هادی برهانی، سید حامد حسینی
چکیده وضعیت عدم قطعیت سبب شده است معمای امنیت همچنان عنصر ذاتی و بنیادین سیاست بینالملل بهشمار رود و بازیگران را در فضای تهدید و نوعی نظام ترس نسبت به اصل بقا و خودیاری خود نگه دارد. در طول بیش از هفتاد سال از عمر دولت اسرائیل شاهد بودهایم که اسرائیل با چالشهای راهبردی و امنیتی گوناگونی مواجه بوده است. همچنان نیز تهدیدهای جدی در سطح بالا علیه موجودیت این بازیگر وجود دارد. در این مقاله بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که ارزیابی اسرائیل از تهدیدهای چندوجهی چگونه است و در مرحلۀ بعد چه پاسخهایی را برای این نوع از خطرها در نظر گرفته است. با توجه به واقعگرایی تدافعی این فرضیه را مطرح میکنیم که مسئلۀ بقا و امنیت همچنان اساسیترین نگرانی راهبرد امنیت ملی اسرائیل است و با توجه به بیشینهشدن تهدیدهای ساختاری در سطح محیط پیرامونی بهدنبال آن است که مشکل امنیتی خود را با طراحی راهبرد نوین و کاهش تهدیدها تا اندازهای تخفیف دهد. نوآوری این پژوهش در شناسایی عوامل محرک راهبرد امنیت ملی اسرائیل از منظری غیرایدئولوژیک و از نگاه خود تحلیلگران اسرائیل است که بینشی را نسبت به پیشبینی و شناخت اقدامات اسرائیل در آینده فراهم میآورد. همچنین با توجه به روند تهدیدها از سطح متعارف به سطوح نامتعارف، یافتههای تحلیلی پژوهش تغییرات معناداری را در راهبرد کلاسیک امنیت ملی اسرائیل تبیین کرده است.
مقایسۀ منطقهگرایی در آسهآن و اتحادیۀ عرب
صفحه 65-90
الهه کولایی، احمد رمضانی
چکیده دو سازمان آسهآن و اتحادیۀ عرب تقریباً تاریخ مشابهی از نظر استعمار و بهدستآوردن استقلال داشتهاند. با این حال پس از شکلگیری، تجربههای متفاوتی را پشت سر گذاشته و وضعیت کنونی آنها بسیار با یکدیگر متفاوت است. پرسش اصلی این نوشتار این است که چرا منطقهگرایی آسهآن نسبت به اتحادیۀ عرب موفقتر عمل کرده است؟ در این مقاله با گردآوری مطالب به شیوۀ اسنادی و با کاربست روش ترکیبی کیفی و تحلیلی با رویکرد مقایسهای استدلال میکنیم که به این چند دلیل آسهآن نسبت به اتحادیۀ عرب موفقتر عمل کرده است: 1. وابستگی متقابل اندک اعضای اتحادیۀ عرب و وابستگی متقابل نسبی کشورهای آسهآن؛ 2. بازی با حاصل جمع صفر در اتحادیۀ عرب و بازی با حاصل جمع مثبت/مضاعف در میان اعضای آسهآن؛ 3. برخی ارزشهای مشترک مانند اصل مداخلهنکردن، یک واکنش که در آسهآن بهنسبت نهادینه شده است و بهرهبردارینکردن از ارزشهای مشترک در میان کشورهای اتحادیۀ عرب. به این دلایل از تجربۀ آسهآن با موفقیت نسبی و از تجربۀ اتحادیۀ عرب با عنوان ناموفق و ناکارآمد یاد میشود.
حلوفصل منازعات بینالمللی در سیرۀ نبوی
صفحه 91-112
فخرالدین سلطانی، اسما شهریاری،
چکیده تاریخ زندگی بشری از همان ابتدا همراه با نزاع، جنگ و خونریزی بوده است. این مسئله سبب خسارتهای مالی، روانی و جانی فراوانی شده است. برقراری صلح و رفع منازعات همواره دغدغۀ بشر بوده است. از اینرو، دانشمندان بسیاری نظریههای متعددی را مطرح کردهاند. برخی از سردمداران دولتها، حکومتها و اندیشمندان از صلح سخن میگویند، صلحی که گاهی در آن جنگ، خونریزی، غارت مجاز دانسته شده است. اما سیرۀ نبوی رهنمودهای مهم و حیاتی را برای رفع جنگ و نزاع ها در جوامع بشری ارائه میدهد که با پیروی از آن میتوان جوامع جهانی را در پرتو صلح مدیریت کرد. ﺑﺮای درک سیرۀ نبوی و اﺳﺘﺨﺮاج راﻫﺒﺮدﻫﺎی ﺻﻠﺢ، ﻧﻴﺎزﻣﻨﺪ ﺑﻪﻛﺎرﺑﺴﺘﻦ روﺷﻲ ﻣﻨﺎﺳﺐ ﻫﺴﺘﻴﻢ. ﺑﻪ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻨﻈﻮر در اﻳﻦ مقاله میکوشیم ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از روش ﺗﺤﻠﻴﻞ ﻣﺤﺘﻮا ﺑﻪ ﺗﻮﺻﻴﻒ ﻣﻨﻈﻢ از ارتباطات معنایی دست یابیم. اسلام به ابعاد و محورهای مختلف ارتباطی انسان توجه کرده است و آنچه انسان در تنظیم روابط خویش به آن نیاز دارد براساس صلح و پرهیز از خشونت و تعارض تنظیم میکند. دین اسلام مهمترین مبنای فکری خود را در زمینۀ تعامل انسانها با یکدیگر با محور قراردادن اصل صلح و ثبات در جوامع ارائه میکند. قرآن کریم در فراخوانی عمومی، جامعه را دعوت به صلح میکند. در این مقاله با رجوع به آیات قرآن کریم و کلام پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) حلوفصل منازعات بینالمللی در اسلام را بررسی میکنیم.
جایگاه ژئوپلیتیکی تنگۀ هرمز در راهبرد دفاع دریای ایران
صفحه 113-146
سهراب عسگری،، مصطفی قادری حاجت
چکیده با تشکیل نیروی دریایی در سال 1303 اعمال حاکمیت بر قلمروی دریایی کشور شروع شد. تصویب نخستین قانون مناطق دریایی ایران در سال 313 ، اعمال حاکمیت را قانونمند کرد. در دهههای بعد قانون مناطق دریایی ایران بازنگری شد. در تکمیل آن، حقوق و قوانین بینالملل دریاها مؤثر بود. موضوع قوانین دریایی کشور، همواره خلیج فارس و دریای عمان بوده است و تنگۀ هرمز بهعنوان آبراه مهم جهانی از نظام حقوقی ویژهای برخوردار نشده است. در نتیجه، عبور از آن دارای نظام حقوقی خاصی نیست و قوانین کنوانسیون 1982 حقوق بینالملل دریاها به تنگۀ هرمز نیز تعمیم داده میشود. تنشهای سیاسی پیشآمده در دهههای اخیر و اقدامات خصمانۀ کشورهای متخاصم، سبب شده است بستن تنگۀ هرمز بهعنوان اهرم بازدارندۀ تدافعی مورد توجه مسئولان کشور قرار بگیرد.
در این مقالۀ توصیفی و تحلیلی که به شیوۀ کتابخانهای انجام دادهایم، ضمن بررسی وضعیت و روند اقدامات ایران در عرصۀ قلمروهای دریایی، به نقش ژئوپلیتیک تنگۀ هرمز در سیاستهای دفاعی کشور میپردازیم که بهعنوان متغییر مستقل در این پژوهش مطرح است و پیامدهای بستن تنگۀ هرمز نیز بهعنوان متغییر تابع است. این پرسش مطرح است که تنگۀ هرمز چه جایگاهی در راهبرد دفاع دریایی ایران داشته است و طرح بستن تنگه از منظر راهبرد دفاعی دریایی چه پیامدهایی دارد؟ براساس یافتههای پژوهش، طرح بستن تنگۀ هرمز توسط جمهوری اسلامی ایران، همواره واکنشهای زیادی در پی داشته است. ساخت خطوط لولۀ جایگزین، ابراز مخالفتهای بینالمللی، تهدید بهکارگیری نیروی نظامی با بازنگهداشتن تنگه از جمله آنها بوده است.
بررسی جایگاه سیاسی و اجتماعی زنان در کشورهای عربی خلیج فارس در سالهای 2002 تا 2020؛ مطالعۀ موردی بحرین
صفحه 147-167
محمد منصوری مقدم، فرشید لاری منفرد
چکیده حضور زنان در عرصۀ فعالیتهای سیاسی و اجتماعی کشورهای عربی بهدلیل نوع نگاه حاکمیت و مواضع برخی جریانهای سیاسی و دینی، همواره یکی از مسائل و دغدغههای مورد بحث در سطح جامعه بوده است. در این میان، بحرین که از سال 2002 شاهد بروز تحولاتی در عرصۀ سیاسی بوده است، اقداماتی برای افزایش مشارکت سیاسی و اجتماعی زنان انجام داده است. در این پژوهش با روش توصیفیتحلیلی و بهرهگیری از منابع کتابخانهای و اینترنتی دادههای تاریخی را ارزیابی و تجزیه و تحلیل میکنیم. یافتههای این پژوهش نشان میدهد که با وجود هنجارها و آداب و رسوم خاص جوامع عربی، ساختار سیاسی سنتی حکومت بحرین و روش سرکوبگرانۀ این کشور در برخورد با مخالفان سیاسی بهویژه در اعتراضات و تظاهرات سیاسی 14 فوریۀ 2011، حضور زنان در مناصب مهم سیاسی و اجتماعی در دهههای اخیر رشد چشمگیری داشته است. افزایش تعداد انجمنها، اتحادیهها و سازمانهای غیردولتی زنان و همچنین افزایش میزان حضور آنان در مناصب بالای سیاسی مانند وزارتخانه، سفارتخانه، نمایندگی مجلس، حاکی از تأثیرات مثبت اصلاحات سیاسی سال 2002 شیخ حمد بن عیسی آل خلیفه در ارتقای نقش و جایگاه سیاسی زنان بحرین در دهههای اخیر است.
