تحلیل اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی (استراتژی امنیت ملی، استراتژی آیزنکوت و استراتژی نظامی)
صفحه 9-38
رحمان حبیبی، مجید یوسفی، علی رودباری
چکیده روش معمول اکثر بازیگران برای تعیین اولویتهای مهم امنیت ملی، ارائه اسناد راهبردی است که به تعیین منافع، ادراک آنها از تهدیدات و تعدادی از راهحلهای مناسب برای حفظ امنیت ملی میپردازد. با توجه به آنکه اهداف رژیم صهیونیستی به طور مستقیم و غیرمستقیم منافع ایران را تحت تأثیر قرار میدهد، بررسی اسناد راهبردی و فهم ادراکات این بازیگر ضروری است. لذا سؤال تحقیق آن است که محتوای اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی چگونه است؟ ماهیت این تحقیق توصیفی-تحلیلی از نوع مطالعه موردی کیفی میباشد و از روش تجزیه و تحلیل محتوای کیفی برای بررسی موضوع مد نظر استفاده شده است. جامعه آماری این پروژه اسناد راهبردی اخیر رژیم صهیونیستی میباشد. برای بررسی این موضوع سعی شده است که مفاهیم اساسی از ادبیات موجود و اسناد راهبردی استخراج شود. پنج مقوله اصلی که در این بررسی استفاده شده-اند شامل «دیدگاه استراتژیک»، «اهداف و منافع»، «تهدیدات»، «ابزارها» و «روشهای اقدام» هستند و تعداد زیر مقولههای فرعی ۱۴ و زیر مقولههای فرعی سطح دو نیز ۵۸ مورد میباشند. یافتههای حاصل از بررسی اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی نشان میدهد که این بازیگر محیط پیرامونی خود را رقابتی میبینند. اسناد راهبردی رژیم صهیونیستی در مقولههای اهداف به «حفظ دوره آرامش، تمامیت ارضی و امتیازات امنیتی اسرائیل» و «بهبود قابلیتهای نظامی»، تهدیدات به «نظامی-متعارف و غیرنظامی-خشونتآمیز و غیر خشونتآمیز»، ابزارها به «ابزار نظامی و اطلاعات» و روش بهکارگیری از ابزارها در رویکرد به «آمادگی و تسلیم کردن» و در شیوه اقدام به «یکجانبهگرایی یا چندجانبه گرایی دروغین» اشاره دارد.
الگویابی مناسبات قدرتهای منطقهای در مناطق شکننده مطالعه موردی؛ ایران و عربستان در جنوب غرب آسیا
صفحه 39-64
حسین ربیعی، محمدرضا نامی، مراد کاویانی راد، عطاالله عبدی
چکیده عوامل و متغیرهای جغرافیایی و ژئوپلیتیک، ایجاد کننده و شکل دهنده به کیفیت روابط ژئوپلیتیک در منطقه شکننده هستند. جنوب غرب آسیا از جمله مناطق شکننده جهان است که مناسبات قدرت های درون و برون منطقه ای نقش مؤثری در پیدایش شرایط شکننده آن داشته است. پژوهش حاضر با هدف شناخت الگوی مناسبات قدرتهای منطقهای جنوب غرب آسیا و در چارچوب نظریه نظام جهانی و مناطق شکننده سوئل کوهن انجام شده است. فرضیه مقاله این است که دهه ها هماوردی و تقابل ناشی از تعارض علایق و منافع ژئوپلیتیک ج.ا.ایران و عربستان، به پایداری شکنندگی منطقه انجامیده و الگوی ناپایداری ایجاد کرده است. روش انجام این پژوهش توصیفی است و برای تبیین و استنتاج بحث، دادهها و اطلاعات مورد نیاز پژوهش از اسناد و منابع کتابخانهای گرداوری شده است. بررسی نشان داد رویکرد قلمروگستری این دو قدرت به تنشهای پرهزینه انجامیده و بنبست ژئوپلیتیک ایجاد کرده است؛ در حال حاضر چشم اندازی برای تحقق هژمونی یک جانبه در جنوب غرب آسیا وجود ندارد و الگوی هماوردی و تقابل در مناسبات دو کشور نیز عملاً افزون بر تشدید تنشها و هزینهها، زمینه مداخله گستردهتر قدرتهای فرامنطقه در مناسبات منطقهای خواهد داشت.
هندوستان٬ کلان استراتژی مائوسام و منافع ملی ایران
صفحه 65-94
آرش رئیسی نژاد
چکیده راه ابریشم نوین یا ابتکار کمربند و جاده بلندپروازانه ترین کلانپروژه در زمانه کنونی به شمار می آید که نمود و نماد اعمال قدرت چین در ورای مرزهای خود است. از سوی دیگر٬ هندوستان چندی است که در واکنش کوشیده است تا با کلان استراتژی نوین خود٬ مائوسام٬ به مهار کلان پروژه چینی بپردازند. برای رقابت با ابتکار کمربند و جاده٬ این استراتژی هندی بر دو جاده کتان و جاده کالادان استوار است. از این دریچه٬ اقیانوس هند نقطه ثقل رقابت میان جاده دریایی راه ابریشم نوین و کلان استراتژی مائوسام است. نوشته پیشِ رو به تبیین پرسش اساسی خود درباره تاثیر کلان استراتژی مائوسام بر منافع ملی ایران می پردازد. "عوامل شکل گیری کلان استراتژی مائوسام چیست؟" این پرسش بنیادین و محوری نوشته پیش روست که خوانشی تحلیلی از تاثیر حضور هند در غرب آسیا و مشخصا ایران را نمایان میسازد. فرضیه نوشته هم بر این استدلال استوار است که مائوسام یک نوع راهبرد مهارِ مهار است. نوشته با ذکر جزییات کنشگری ویژه هند در واکنش به چین و خط مشی های آن در محیط پیرامونی ایران بیان می کند. همچنین٬ دامنه و گستره سیاستهای دهلی در این منطقه مورد بررسی قرار خواهند گرفت. مهمتر این که نوشته نشان میدهد که جاده کتان هند بیشترین وابستگی را به بندر چابهار داشته و این بندر ژئواستراتژیک دروازه ورود هند به اوراسیاست. امری که نمایانگر تاثیر ژئوپولیتیکی مائوسام بر منافع ملی ایران از طریق آماده کردن بستر راهبردی برای پذیرش ایران به عنوان چهارراه دالان های نوپدید بینالمللی خواهد بود.
رسانه و عمق بخشی به انقلاب اسلامی ایران
صفحه 95-120
مهدی فیروزکوهی، فرشید فرهادی، باوندپوری مهدی
چکیده انقلاباسلامی ایران برای آنکه بتواند در میان مسلمانان و ملتهای سایر کشورها ریشه بدواند، ناگزیر به برقراری ارتباط روزافزون با مراکز و نهادهای مهم کشورهای هدف است. پدیدهای که تحت عنوان عمقبخشی انقلاباسلامی از آن یاد میشود. بر این اساس، یکی از ابزارهای مهمی که امروزه با توجه به ماهیت و کارکردهای آن میتواند کارآمد باشد، به موضوع رسانه برمیگردد. رسانهها با توجه به پیشرفتهایی که در زمینه فناوریهای ارتباطی شکل گرفته است امروزه، مرزهای جغرافیایی را در مینوردند و ارتباطات را به شیوۀ فراملی و جهانی گسترش میدهند. بنابراین تبیین نقش رسانه در مقولۀ صدور انقلاب هدف این پژوهش میباشد. متناسب با این هدف این پرسش مطرح میشود که ارتباط بین رسانهها و عمق بخشی به انقلاب اسلامی ایران چیست؟ در پاسخ به پرسش تحقیق این فرضیه مطرح میشود که رسانهها و بهویژه رسانههای نوین اجتماعی، با توجه به قابلیتهایی که از نظر حجم اطلاعات، گستره و سرعت پخش و انتشار آن در اختیار دارند میتوانند در پیشبرد عمق بخشی انقلاب اسلامی به صورت القاء، اقناع افکار عمومی ملتها، تصویرسازی، ایجاد پیوندهای ارتباطی، ایجاد جذابیت و غیره در ده سال آینده ایفای نقش کنند. این تحقیق با روش علّی و گردآوری دادهها با رجوع به منابع کتابخانهای، کتب، مجلات معتبر علمی به بررسی ارتباط مابین متغیرهای تحقیق پرداخته است.
تحلیل بحران روابط قطر و عربستان سعودی در چارچوب قدرت نرم قطر
صفحه 121-148
محمد رضا محمدی، رضا نصیری حامد، سعید ربیعی
چکیده با قطع روابط عربستان و چند کشور منطقه با قطر در سال 2017، منطقه خلیج فارس وارد یک بحران پیچیده سیاسی شد. تحلیلگران، دلایل متعددی را برای بروز این بحران بیان میکنند؛ در این میان به نظر میرسد این اقدامات بیش از هر چیز نتیجه موفقیتهای دوحه در سیاست خارجی خود و مطرحشدن این کشور بهعنوان بازیگر مهم منطقهای در کنار بازیگران سنتی خاورمیانه باشد. در پاسخ به این سوال که بهره-گیری قطر از قدرت نرم در سیاست خارجی، چه تأثیری بر شکلگیری بحران خلیج فارس داشته، این مقاله دریافته است که دولت قطر از 2011 به بعد توانسته با بهرهگیری از قدرت نرم بهعنوان ابزاری تأثیرگذار، سیاستی مستقل از قدرتهای سنتی منطقه اتخاذ کند؛ موضوعی که سبب نارضایتی عربستان، بهعنوان یکی از این قدرتها شد. این پژوهش در تلاش است تا با بهرهگیری از روش توصیفی- تحلیلی با نگاهی به اختلافات قطر و عربستان و بررسی دقیق نقش قدرت نرم دوحه، به تحلیل ریشهای عوامل شکلگیری و تشدید بحران در روابط قطر و عربستان سعودی بپردازد. یافتهها و نتایج پژوهش نشان میدهد که موفقیت قطر در بهکارگیری قدرت نرم خود، یکی از مهمترین عوامل اختلافبرانگیز دوحه-ریاض بوده است.
هویت و بیطرفی در سیاست خارجی عمان در خاورمیانه
صفحه 149-176
محمد نصیرزاده، فریده محمدعلیپور
چکیده سیاست خارجی عمان در مواجهه با موضوعات مختلف منطقهای در خاورمیانه از الگوی رفتاری دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیجفارس متمایز است. رویکرد این کشور در قبال ایران، برخورد متمایز تاریخی با مسئله اعراب و اسرائیل و بحران دیپلماتیک قطر جملگی مواردی هستند که عمان در برخورد با آنها نوعی استقلال رفتاری از خود نشان داده و سیاست خارجی متمایزی را پیگیری کرده است. یکی از مهمترین مؤلفههایی که سبب تکوین این الگوی رفتاری گردیده، بستر اجتماعی منحصربهفرد عمان و هویتی است که در این بستر اجتماعی قوام یافته و بهعنوان یک ارزش سبب انتخاب الگوی رفتاری خاصی گردیده است. بر این اساس، این پژوهش در راستای پاسخ به پرسش چگونگی تأثیرگذاری هویت بر سیاست خارجی عمان، این فرضیه را بررسی میکند که هویت عمان با پذیرش تکثرگرایی بر سیاست خارجی این کشور تأثیر گذاشته و منجر به اتخاذ رویکرد بیطرفی و میانجیگری شده است. پژوهش حاضر با استفاده از نظریه سازهانگاری، به این نتیجه رسیده است که تکثرگرایی ناشی از تساهل دینی/زبانی/قومیتی بهعنوان متغیر مداخلهگر از جزمگرایی عمان در عرصه سیاست خارجی ممانعت به عمل آورده و موجب رویکرد بیطرفی در برخورد با مسائل مختلف منطقه گردیده است.
