توسعه رسانه ها و سیاست خارجی نگاهی به راهبردهای ارتقاء دیپلماسی رسانه ای عراق.
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 208-234
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.246244
هاتف پوررشیدی علیبیگلو، علی اصغر احمدزاده
چکیده عراق جدید برای تاثیرگذاری در عرصه بین الملل نیازمند حضور فعال تر در عرصه سیاست خارجی و ارتباطاتی جهان است تا از این طریق بتواند منافع ملی خود را در سطوح مختلف تحقق بخشد. عدم توسعه رسانه ای در دوران دیکتاتوری صدام حسین و حزب بعث، اثرات خود را امروز نمایان کرده و باعث شده است دولت عراق قادر به اتخاذ استراتژی مشخصی در حوزه دیپلماسی رسانه ای و عمومی نباشد. این در حالی است که بهره گیری از توان رسانه ها در عرصه سیاست خارجی به عنوان عامل قدرت نرم، در چند دهه گذشته روند صعودی داشته و مبنایی برای ارزیابی سطح دیپلماسی کشورها قرار گرفته است. در این تحقیق که به روش تحلیل مضمون مصاحبه های 20 تن از کارشناسان رسانه، ارتباطات و دیپلمات های عراقی صورت پذیرفته، تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که چه راهکارهایی برای توسعه دیپلماسی رسانه ای عراق و بهبود جایگاه آن می توان ارائه کرد. بر اساس نتایج حاصل، تولید محتوای مطلوب رسانه ای، اتخاذ استراتژی مطلوب رسانه ای و تمرکز رسانه ای بر موضوعات سیاست خارجی از جمله این راهکارهای که می تواند ارتقا دیپلماسی رسانه ای عراق را در پی داشته باشد.
دیپلماسی علمی عراق: محدودیتها، چالشها و چشماندازها
دوره 7، شماره 4، زمستان 1404، صفحه 350-380
https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.536409.1501
احمد فیاض، حسین رفیع، علی اکبر جعفری
چکیده دیپلماسی علمی، بهعنوان یکی از ابزارهای نوین روابط بینالملل، نقش مهمی در تقویت همکاریهای علمی، تبادل دانش و حل مسائل جهانی ایفا میکند. عراق، کشوری با سابقه تاریخی غنی و موقعیت ژئوپلیتیکی حساس، پتانسیل بالایی برای بهرهمندی از دیپلماسی علمی درراستای توسعه پایدار و تقویت روابط بینالمللی خود دارد. بااینحال، این کشور با محدودیتها و چالشهای متعددی در این حوزه مواجه است. این مقاله در پاسخ به این سؤال که «چرا تحقق و بهرهگیری از دیپلماسی علمی توسط عراق با چالش و محدودیتهای اساسی مواجه است؟» وضعیت دیپلماسی علمی عراق، محدودیتها و چالشهای پیش روی آن را بررسی میکند و راهکارهایی برای بهبود این حوزه ارائه میدهد. نتایج نشان میدهد که عواملی نظیر ضعف زیرساختهای علمی، ناپایداری سیاسی، کمبود بودجه و فقدان سیاستگذاری منسجم، ازجمله موانع اصلی توسعه دیپلماسی علمی در عراق است. در این پژوهش از روش کیفی و تحلیل دادههای ثانویه برای بررسی موضوع استفاده شده است.
مولفههای اقتصاد سیاسی رقابت ایران و ترکیه در حوزه عراق(2020-2003)
دوره 7، شماره 2، تابستان 1404، صفحه 248-273
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.500039.1425
سجاد بهرامی مقدم، احمد ستارزاده
چکیده سقوط صدام و اشغال نظامی عراق توسط آمریکا در مارس 2003 موجب شکلگیری رقابتهای منطقهای در فضای سیاسی اقتصادی این کشور شد. در اثر ایجاد خلاء قدرت در عراق، رقابتهای منطقهای دو همسایه آن یعنی ترکیه و ایران در این کشور افزایش یافت. پژوهش حاضر به تبیین عناصر و متغیرهای اثرگذار بر افزایش رقابتهای آنکارا با تهران در عراق میپردازد. براین اساس سؤال مقاله آن است که چه عواملی زمینه گسترش رقابتهای ترکیه و ایران را در عراق از سال 2003 تا 2020 فراهم کرده است؟ در پاسخ به نظر میرسد که خلاء قدرت به وجود آمده در عراق پس از صدام، دستیابی به انرژی و انتقال آن در منطقه، تصاحب بازارهای عراق در اثر نیازمندیهای عمرانی و اقتصادی ناشی از خرابیهای جنگ در گسترش رقابت بین ایران و ترکیه در عراق مؤثر واقع شده است. سند چشمانداز هر دوکشور، تبدیل شدن به قدرت اول منطقه در سال 1404 برای ایران و 2023 برای ترکیه، این دو کشور را در یک فرایند تحصیل موقعیت سیاسی و اقتصادی مناسب در منطقه و رقابت بر سر الگو شدن در آن قرار داده است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی دادهها و تجزیه و تحلیل آمار تعاملات اقتصادی، به ابعاد رقابت ایران و ترکیه در عراق پس از سال 2003 پرداخته شده است.
جایگاه عراق در سیاست همسایگی ایران: اوّلیت یا اولویّت
دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 313-338
https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.506792.1441
سید محمد هوشی سادات، علی شمس آبادی
چکیده ایران با 15 کشور مرزهای دریایی و خشکی دارد که از این حیث، در دسته پنجم کشورهای با همسایگان زیاد در جهان قرار میگیرد.. در میان این همسایگان، عراق بهعنوان کشوری که باید در اولویت سیاست خارجی ایران قرار داشته باشد، قابلیت رسیدن به اوّلیت در سیاست همسایگی ایران را دارد. سرزمین عراق در طول تاریخ، بخشی از جغرافیای سیاسی (ایرانزمین) و سپس جغرافیای فرهنگی (ایرانشهر) بوده و در حال حاضر این کشور در چارچوب جغرافیای پیرامونی اقتصادی و امنیتی ایران قرار میگیرد. مسئله اصلی مقاله این است که: «چگونه جایگاه عراق در سیاست همسایگی ایران از اولویت به اوّلیت تغییر مییابد؟». این فرضیه طی فرایند تحقیق، با دادههایی که از حاصل مشاهدات میدانی و مطالعات کتابخانهای نویسندگان است، مورد آزمون قرار خواهد گرفت. طی این پژوهش شاخصهای چهارگانه ژئوپلتیک، ژئواکونومیک، ژئوکالچر و ژئواستراتژیک به همراه ۱۸ زیرشاخص استخراجشده و بر أساس آنها جایگاه عراق در ردهبندی کشورهای همسایه ایران بررسی میشود.
تحلیل ژئوپلیتیکی روابط عراق و عربستان در سه دهه اخیر
دوره 6، شماره 4، زمستان 1403، صفحه 165-193
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.472563.1371
ریام عبدالله جونی، سید هادی زرقانی، زهرا احمدی پور
چکیده روابط کشورها با یکدیگر اساساً در قالب سیاست خارجی آنها نمود پیدا میکند و سیاست خارجی هر کشوری تحت تأثیر ویژگیهای جغرافیایی و ژئوپلیتیکی آن است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با استناد به منابع کتابخانهای و مطالعه میدانی، به دنبال بررسی و تحلیل نقش عوامل ژئوپلیتیکی در روابط عراق و عربستان سعودی در طی سه دهه گذشته است. برای بررسی دادههای میدانی تحقیق از روش تحلیل عامل تأییدی نوع اول در نرمافزار LISREL و برای آزمون استنباطی و آمار توصیفی از نرمافزار SPSS استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد در بین متغیرها و عوامل تأثیرگذار در روابط دو کشور، بهترتیب متغیرهای بُعد فرهنگی دارای بیشترین تأثیر، متغیرهای بُعد سیاسی- امنیتی در رتبه دوم و درنهایت متغیرهای بُعد اقتصادی دارای کمترین تأثیر بودهاند. نتایج تحلیل عاملی در بُعد سیاسی- امنیتی نشان میدهد متغیرهای «حمایتهای عربستان از گروههای بنیادگرای افراطی، داعش و ...» و متغیر «ایدئولوژی سیاسی متفاوت دو کشور (شیعه- وهابیت) بیشترین تأثیر را در تضعیف روابط و متغیرهای «سازمانهای منطقهای حوزه خلیجفارس و کشورهای عربی» و «تشکیل شورای همکاری عراق- عربستان» بیشترین تأثیر را در بهبود روابط دو کشور داشتهاند. در بُعد اقتصادی، متغیرهای «بازگشایی گذرگاههای مرزی و احداث منطقه اقتصادی آزاد» و همچنین متغیر «تأمین نیازهای عراق از عربستان» بیشترین تأثیر را در بهبود روابط داشتهاند و متغیر با تأثیر منفی باتوجهبه مقدار کمتر آن از حد استاندارد تأیید نشده است. درنهایت در بُعد فرهنگی متغیرهای «فرهنگ و زبان مشترک (ملیگرایی عربی)» و متغیر «حضور عراقیها در مراسم حج» در بهبود روابط دو کشور تأثیر مثبت داشته و متغیر «حمایت عربستان از اهل سنت در عراق» و متغیر «اکثریت جمعیت شیعی عراق» نقش منفی در روابط دو کشور داشته است.
تحلیلی بر چالشها و محدودیت های دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق از 2003 تا 2024
دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 139-164
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.463833.1357
خلیل اله سردارنیا، شبر قحطان عدنان عبدالحسین، قریشی جمیل
چکیده پرسش این نوشتار آن است که مهمترین چالشها و محدودیتهای دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق پسا صدام از سال ۲۰۰۳ تا 2024 چه بودهاند؟ این پژوهش با روش تحلیلی- توصیفی با رویکرد جامعهشناختی تاریخی به روابط بینالملل و با تکنیک کتابخانهای، اینترنتی و اسنادی انجام شده است. یافتههای این مطالعه نشان داد که ایران تلاش کرده با استفاده از گفتمان جامع روابط تاریخی با اعراب عراق بهطورکلی و با شیعیان بهطور خاص بر اساس مشترکات فرهنگی و مذهبی و رویکرد مبتنی بر مقاومت در مقابل توسعه و سلطه گرایی قدرتهای فرا منطقهای البته با همکاری دولت عراق، فضای مناسبی برای دیپلماسی فرهنگی و بهبود روابط دو ملت ایجاد کند. بااینوجود چالشها و موانعی بر سر راه دیپلماسی فرهنگی بین ایران و عراق از 2003 تا 2024 وجود داشته است که مهمترین آنها عبارتاند از: فعالیتها و نقشآفرینی منفی رسانههای آمریکایی- سعودی با محوریت ایران هراسی در منطقه، فعالیتها و اقدامات مخرب گروههای تروریستی تکفیری بهویژه داعش، شکلگیری و شکافهای سیاسی- فکری بین تشکلهای شیعی بهویژه گروه صدر با بقیه شیعیان، شیعه هراسی در منطقه در چارچوب رقابتهای ژئوکالچری بین هلال شیعی به رهبری ایران و بلوک سنی به رهبری عربستان، فعال بودن جریانهای ضد ایرانی در عراق و بقایای حزب بعث، مداخلات خارجی در امور عراق برای شکننده سازی دولت، استمرار برخی آثار روحی- روانی ناشی از آثار و پیامدهای جنگ ایران و عراق، عدم تلاش جدی دو کشور برای گسترش دیپلماسی فرهنگی به پیروان اهل سنت و فقدان افق بلندمدت برای همکاریها بین دوکشور
نقش جامعه مدنی و سازمانهای غیردولتی در فرایند دولت ـ ملتسازی عراق
دوره 6، شماره 2، تابستان 1403، صفحه 239-269
https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.206149
فاطمه کسائی زاده، حسین کریمی فرد، علی حسین حسین زاده، سارا نجف پور
چکیده کشور عراق پس از سال 2003 با سلسله درگیریها و بحرانهای متعدد تضعیف شد. درواقع این پروژه دولت- ملتسازی تهاجمی خارجی (برونزا) بود که منجر به درگیریهای خشونتآمیز داخلی ناشی از عوامل اجتماعی، قومی، سیاسی و ایدئولوژیکی و بیثباتی و ناامنی گسترده در عراق شد. از شاخصهای دولت-ملتسازی، پیشرفت دموکراسی و نهادهای دموکراتیک است. به همین سبب جامعه مدنی را در چارچوب تئوری دولت- ملتسازی مورد تحقیق قرار داده اند، هدف از این نوشتار واکاوی ارتباط میان جامعه مدنی و سازمانهای مردمنهاد و غیردولتی با دولت -ملتسازی در عراق است. فرضیهای که در پاسخ اصلی این پژوهش مطرحشده این است که به نظر میرسد سازمانهای غیردولتی و مردمنهاد در عراق رو به گسترش هستند و در دولت -ملتسازی پس از منازعه نقش دارند. یافتههای پژوهش که با روش توصیفی- تحلیلی که با ترکیبی از منابع کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده حاکی از آناستکه جامعه عراق از اثرات جنگ داخلی و نقض حقوقبشر، تنشهای فرقهای و سیاسی و بحرانهای اجتماعی رنجبرده با بهرهگیری از آزادی سیاسی و امکانات شبکههای اجتماعی و بستر مناسب تقویت جامعه مدنی با اتکا بر قانون تشکیل سمنها در کنار احزاب و سایر ارکان جامعه مدنی و سنتی، مؤثر بر ملتسازی پس از منازعه گام برداشته است. نقش مدنی و مسئولیت اجتماعی افراد و سهم آنان در تحقق ثبات و توسعه امری متغیر است که این پژوهش تلاش میکند تا این مفهوم را در جامعه عراق بررسی نماید و میزان اثرگذاری آن را در آینده پیشبینی کند.
تبیین جایگاه امنیت غذایی در مناسبات آبی ایران و عراق
دوره 6، شماره 1، بهار 1403، صفحه 291-321
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.434384.1317
صدیقه نصری فخرداود، حسن صدرانیا
چکیده امنیت غذایی یکی از مولفههای مهم در روابط میان کشورها شده و در رابطه با تاثیر آن در مناسبات هیدروپلیتیک میان کشورها مطالعات مختلفی انجام شده است. این نوشتار با هدف واکاوی نقش امنیت غذایی و تحلیل تاثیر آن در روابط میان کشورها به دنبال پاسخ به این پرسش است که امنیت غذایی و منابع آب در روابط میان ایران و عراق چه تاثیری دارند؟ استدلال فرضیه پژوهش بر آن است که امنیت غذایی یکی از متغیرهای راهبردی در مناسبات هیدروپلیتیک میان دو کشور است. بدین منظور با رویکرد ترکیبی از منابع کتابخانهای، اسناد و روش دلفی متمرکز بر مصاحبههای باز و نیمهساختاریافته با متخصصان ایرانی و عراقی متغیرها شناسایی شده، سپس با روش تحلیل ساختاری و نرمافزار میکمک نتایج تحلیل و ارزیابی شده است. نتایج نشان میدهند پس از شناسایی و تحلیل ساختاری رابطه میان متغیرها، اهمیت منابع آبی برای امنیت غذایی یکی از متغیرهای راهبردی و کلیدی بهشمار میرود. روابط متقابل بیانگر آن است که امنیت غذایی با حوزههای مربوط به توسعه و امنیت در هر دو کشور توامان در ارتباط است و این نشاندهنده اهمیت بالای این جستار موضوعی در روابط بین دو کشور دارد.
موانع و چالشهای تأثیرگذار در توسعهنیافتگی سیاسی عراق پساصدام
دوره 5، شماره 3، پاییز 1402، صفحه 25-48
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.399359.1266
سعید حق پرست،، توحید ولی پور عتیق، رضا نصیری حامد
چکیده موانع و چالشهای تأثیرگذار بر پیشروی توسعۀ سیاسی کشور مسلمان عراق و مقاومتهایی که برای حفظ شرایط گذشته شده است عوامل گوناگونی دارد. در این پژوهش بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که در فرایند شکلگیری توسعۀ سیاسی در عراق بعد از سرنگونی حزب بعث، چه موانع و چالشهای تأثیرگذاری نقش دارند؟ پاسخ فرضیه این است که دو دسته عوامل داخلی و خارجی، عوامل اصلی عدم توسعۀ سیاسی عراق پسا صدام هستند. عوامل داخلی جنگ و نزاع داخلی بر سر قدرت و تقویت سیاست مبتنی بر هویتهای قومی و فرقهای، تنش بین اقلیم کردستان و دولت مرکزی و عوامل خارجی، ظهور و حضور سازمانهای تروریستی همچون داعش، حضور نیروهای ائتلاف به رهبری آمریکا و مداخله در امور سیاسی کشور در دو دهۀ اخیر، فرایند توسعۀ سیاسی پس از فروپاشی حزب بعث را در عراق دچار چالش و گاهی متوقف کرده است. پژوهش حاضر بهلحاظ روش، توصیفیتحلیلی است. در نتیجۀ حرکت در مسیر توسعۀ سیاسی مطلوب میتواند یک دگرگونی اساسی در باور سیاسی افراد و نهادهای این کشور باشد که پیشفرضهای آن را تغییر در فرهنگ، اقتصاد و جامعه تشکیل میدهند. تغییرات در این حوزهها، عاملی برای تغییر در حوزۀ سیاسی یا تحکیم آن است.
سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در خصوص عراق پس از ظهور داعش بر مبنای رهنامۀ مسئولیت حمایت
دوره 5، شماره 2، تابستان 1402، صفحه 91-112
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.381035.1239
عباس فقیه عبداللهی، مهدی ذاکریان، هادی تاجیک
چکیده در پی جنایات متعدد گروه تروریستی داعش در عراق، جمهوری اسلامی ایران به درخواست رسمی دولت عراق به کمک این کشور شتافت و در نهایت متصرفات داعش آزاد و این گروه جنایتکار سرکوب شد. هدف از انجام این پژوهش بررسی حمایتهای ایران در بحران عراق پس از ظهور داعش با گامهای سه گانۀ رهنامۀ مسئولیت حمایت شامل پیشگیری، مداخله و بازسازی به روش تحلیلی و توصیفی است. بررسی الگوی رفتاری سیاست خارجی جمهوری اسلامی در عراق پس از ظهور داعش نشان میدهد گرچه مرحلۀ پیشگیری رهنامۀ مسئولیت حمایت کاملاً توسط جمهوری اسلامی ایران اعمال نشده است، شواهد کافی از اعمال مراحل مداخله و بازسازی توسط جمهوری اسلامی ایران بر مبنای رهنامۀ مسئولیت حمایت در عراق وجود دارد. حضور ایران در عراق در کنار توجیهات امنیت ملی جنبۀ حقوق بشری و امنیت انسانی دارد. مقابله ایران با گروه تروریستی داعش در عراق که همۀ جنایات ذیل رهنامۀ مسئولیت حمایت را مرتکب شده است، مصداق حمایت جمهوری اسلامی ایران از مظلومان و مستضعفان مصرح در قانون اساسی ایران است و اعمال حقوق بشر انسانی در مقابل حقوق بشر ابزاری است.
تبیین بیثباتی سیاسی در جامعۀ ناهمگون عراق در سالهای 2003 تا 2022
دوره 4، شماره 4، زمستان 1401، صفحه 81-104
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.335816.1214
حسین کریمیفرد
چکیده بررسی تحولات سیاسی در عراق در سالهای 2003 تا 2022 نشان میدهد که دموکراسی در این کشور از چندین جنگ داخلی گذر کرده است. هنوز انتخابات مورد تأکید همۀ گروههای مذهبی، قومی و سیاسی است، اما رقابت بین فرقهها و گروههای مختلف سیاسی سبب بیثباتی و گاه آشوب در این کشور شده است. این پرسش مطرح است که در سالهای 2003 تا 2022 چه عواملی سبب تنش و بیثباتی در عراق شده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که دموکراسی انجمنی، دولت ضعیف، ناهمگونی جامعۀ سیاسی و نبود تفکر ملی نزد نخبگان از عوامل مهم بیثباتی و تنش در عراق در سالهای 2003 تا 2022 هستند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که فروماندگی دولت مرکزی عراق به چرخۀ خشونت و فرقهگرایی در این کشور دامن زده است. ضعیفبودن دولت مرکزی سبب افزایش خواستههای گروههای قومی و مذهبی و شخصیتها و کسب سهمیۀ بیشتری از قدرت شده است. فرقهگرایی سبب بیثباتکردن دولتها، مداخلۀ بیشتر و تشدید جنگ قدرت شده است. هویتهای فرقهای امنیتیشده، به منبع بیثباتی، درگیری و پراکندگی بیشتر در داخل تبدیل شده است. هرچند در قانون اساسی جدید عراق بر نظم جدید حقوقی و سیاسی دموکراتیک و کثرتگرایانه تأکید شده است، تا نهادینهشدن و استقرار کامل آن، زمان زیادی لازم است.
تأملی جامعهشناختی در مقایسۀ نظامهای سیاسی لبنان و عراق از منظر دموکراسی توافقی
دوره 4، شماره 1، بهار 1401، صفحه 93-119
https://doi.org/10.22034/fasiw.2022.152737
سید خدایار مرتضوی، سعید شمس الدینی
چکیده دموکراسی توافقی بیش از نیم قرن در لبنان و نزدیک به دو دهه در عراق اجرایی شده است. با توجه به نارساییهای مربوط به فرایند دولتملتسازی، این پرسش مطرح است که روند تاریخیاجتماعی شکلگیری نظامهای سیاسی لبنان و عراق بر مبنای الگوی دموکراسی توافقی چگونه است و در این روند، این دو نظام چه شباهتها و تفاوتهایی داشتهاند؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که دموکراسی توافقی گزینهای است از نظر نهادیسیاسی با ایجاد بستر مناسب برای مشارکت گروههای متکثر قومی، دینی و زبانی قابلیت تحقق امنیت و ثبات نسبی را دارد، اما بافت قبیلهای و گرایشهای سنتی فرقهگرایانۀ این کشورها و تداوم شکافهای اجتماعی از جمله چالشهای مؤثر در شکنندگی این دموکراسی است. در این مقاله با استفاده از رهیافت نهادگرایی و روش مقایسهای در بررسی موضوع، به این نتیجه رسیدیم که با توجه به چندفرهنگیبودن این دو کشور و تنوع شکافهای اجتماعی در آنها، دموکراسی توافقی گزینۀ بهنسبت مناسبی برای مشارکت سیاسی گروههای گوناگون در تصمیمگیریهای دو کشور است و توانسته در این سالها بهویژه در لبنان به شیوۀ شبه پارلمانی و در عراق با تمرکزبخشیدن به پارلمان، ثباتی نسبی، اما شکننده بهوجود آورد. فرهنگ سنتی و عشیرهای حاکم بر این دو کشور، مشکل هویت ملی، موانع فرهنگی ایجاد جامعۀ مدنی و سازمانهای مردم نهاد و کاستیهای درونی، این نوع دموکراسی را در عمل با مشکل مواجه کرده است و بهشکل ظرفی مدرن، اما با مظروفی سنتی و غیردموکراتیک درآمده است.
بررسی مقایسهای گروههای مقاومت حشدالشعبی عراق و حماس فلسطین
دوره 3، شماره 9، پاییز 1400، صفحه 140-165
سید صالح موسوی، محمدرحیم عیوضی، سید محمد اشرفی
چکیده در سه دهۀ اخیر، در میان ملتهای منطقه بهویژه شیعیان خاورمیانه، آشکارا شاهد خودآگاهی و ظهور و تقویت جنبشهای سیاسیاجتماعی بودهایم. با توجه به پیامدهای داخلی و خارجی این جنبشها، نقش تأثیرگذار آنها را در سطوح تحولات منطقهای و کشوری میبینیم. در این مقاله دو گروه مقاومت اسلامگرای معاصر، جنبش مقاومت حماس فلسطین و گروه مقاومت حشدالشعبی عراق را با یکدیگر مقایسه میکنیم. با توجه به شرایط کنونی خاورمیانه، ساختار و تشکیلات این دو گروه در قالب یک دستگاه مفهومی و بهوسیلۀ مطالعۀ تطبیقی اهمیت دارد. روش بررسی این مقاله توصیفیاکتشافی است. در پی پاسخ این پرسش هستیم که گروههای مقاومت حشدالشعبی و حماس چه تفاوتها و شباهتهایی با یکدیگر دارند؟ مقایسۀ این دو گروه مقاومت، دلایل تحولات اساسی و تأثیرگذار اخیر دو کشور عراق و فلسطین را بهصورت شفاف مشخص میکند. گروه مقاومت حشدالشعبی عراق و حماس فلسطین، پیوند عمیقی با انقلاب اسلامی ایران داشته و رشد و نفوذ این گروهها بهعنوان بازوان حمایتی جمهوری اسلامی بسیار اهمیت دارد. در مقایسۀ هویت این دو گروه مقاومت، قالب گروه مقاومت حشدالشعبی عراق، ایدئولوژی اسلامی شیعی و ایدئولوژی جنبش مقاومت حماس ریشه در اخوان المسلمین مصر دارد. شایان توجه اینکه جنبشهای آزادیبخش، همچون هر پدیدۀ اجتماعی دیگر، در گذر زمان و تحت تأثیر شرایط و مؤلفههایی، دچار تحول میشوند.
چرخش سیاست خارجی عربستان در قبال عراق (2003-2020)؛ گذار از تقابل هویتمحور به همگرایی منفعتگرا
دوره 2، شماره 5، پاییز 1399، صفحه 33-68
سلطانی نژاد محمد، علی شمس آبادی، منا خلیفاتی
چکیده عربستان سعودی، همواره، به تحولات عراق با حساسیت بالایی مینگریسته و پتانسیل عظیمی از توانمندی خود در سیاست خارجی را صرف این کشور کرده است که طبیعتاً این موضوع، بهویژه پس از 2003 که نگرانیهای ریاض در قبال معادلات بغداد را بیشتر نمود، در طراحی نقشۀ قدرت در غرب آسیا اثری شگرف داشته است. با وجود این اهمیت، نگاه و اقدامات خاندان سعودی در قبال عراق پساصدام و پساداعش بدون تحول نبوده است. مقالۀ حاضر به بررسی سیاست عربستان در عراق از سال 2003 تا میانۀ سال 2020 پرداخته است و با شناسایی یک نقطۀ چرخش مهم در سال 2016 طی این بازۀ زمانی، به این پرسش اصلی پاسخ میدهد: تحول سیاست خارجی عربستان در قبال عراق پساصدام چگونه بوده است؟ فرضیهای که برای پاسخ به این سؤال مطرح شده است، از این قرار است: نگاه غالب بر سیاست عربستان در قبال عراق در سالهای 2003 تا 2016، منبعث از دغدغههای هویتی و رقابتهای شیعیسنی و عربیغیرعربی، تقابلی بوده و از سال 2016 تا 2020 با توسعۀ مناسبات اقتصادیسیاسی با دولت عراق همگرایی داشته است. برای آزمودن این فرضیه، با روش توصیفیتحلیلی، ضمن بهرهگیری از نظریات سازهانگاری و نوکارکردگرایی، تبیین شده است که از سال 2016 بهبعد، عربستان با مشاهدۀ شکست سیاستهای برآمده از رویکرد شیعهستیز و مواجهشدن با نتیجههای عکس آن، از یک بازیگر متعصب سنّیِ ضدّ دولتِ غالباً شیعی عراق به یک بازیگر همگرا و همکار با عراق برای جهتدهی به معادلات سیاسی این کشور تبدیل شده است.
