دوره و شماره: دوره 7، شماره 3 - شماره پیاپی 25، پاییز 1404 
جهان اسلام

کالایی شدن جنسیت در پس زمینه جهانی شدن اقتصاد در امارات متحده عربی.

صفحه 2-29

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.535943.1499

پردیس یاراحمدی، مرتضی اسمعیلی، فریبرز ارغوانی پیرسلامی

چکیده در پی جهانی‌شدن اقتصاد، امارات متحده عربی به‌عنوان الگویی پیچیده در همگرایی اقتصاد جهانی و توسعه ظاهر شده است. متعاقب قرار گرفتن این کشور در مسیر جهانی‌شدن، سرمایه‌گذاری‌های گسترده و رشد صنایع مختلف به‌عنوان عناصر محوری این تحول بروز یافته‌اند که یکی از نتایج آن اهمیت یافتن تعدد جنسیت‎ها در پیشبرد نیروی کار و جنسیت زدگی بازار کار در این کشور بوده است. هدف این مقاله بررسی تأثیر جهانی‌شدن اقتصاد بر تبدیل‌شدن جنسیت به کالا، با تمرکز بر مطالعه موردی امارات متحده عربی است. این مقاله با بررسی تأثیر جهانی‌شدن اقتصاد بر توسعه صنعتی و اجتماعی امارات متحده عربی، بر این پرسش متمرکز است که چگونه جهانی‌شدن به کالایی شدن جنسیت در این کشور منجر شده است و با بهره‌گیری از رویکرد اقتصاد سیاسی بین‌الملل و نظریات رئالیسم، لیبرالیسم و ساختارگرایی، این مقاله بر این ادعاست که جهانی‌شدن اقتصاد با تأکید بر انباشت سرمایه و جذب سرمایه‌گذاری خارجی، پایه‌های صنعتی‌شدن سریع امارات متحده عربی را فراهم کرده است و با اهمیت‌دادن به کسب سود و انباشت سرمایه موجب کالایی‌شدن افراد و شیئیت بخشیدن به موضوع جنسیت در بعد اقتصادی شده و در نتیجه باهدف ایجاد یک صنعت جاذب سرمایه و اشتغال‌زا، زمینه‌ساز رواج پدیده کارگران جنسی شده است. یافته‌های این پژوهش نشان می دهد که در نتیجه اهمیت یافتن غیر قابل انکار جهانی‌شدن اقتصاد و تلاش کشورها برای نقش‌یابی در اقتصاد جهانی، بهره‌گیری از مقوله جنسیت به عنوان نیروی کار به عنوان عنصر جاذب سرمایه و فناوری در کشورها مهم شده است.

جهان اسلام

سیاست‌گذاری گاز در ایران: الزامات توسعه پایدار و نقش‌آفرینی منطقه‌ای در جهان اسلام

صفحه 30-53

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.236961

داود کیانی، مهدی الماسی مقدم، مریم اسماعیلی فرد

چکیده صنعت گاز طبیعی یکی از مزیت‌های راهبردی اقتصاد ایران است که نقشی کلیدی در تحقق توسعه پایدار ایفا می‌کند؛ توسعه‌ای که علاوه بر بهبود شاخص‌های اقتصادی و زیست‌محیطی، با اصول عدالت، مشارکت و مسئولیت‌پذیری در حکمرانی همخوانی دارد. در رویکرد غربی، توسعه پایدار مبتنی بر حکمرانی شفاف، عدالت بین‌نسلی، حفاظت از منابع طبیعی و مشارکت ذی‌نفعان است؛ در حالی‌که در آموزه‌های اسلامی نیز بر تعادل در بهره‌برداری، حفظ محیط‌زیست به‌مثابه امانت الهی، و تقویت همکاری‌های درون‌امت اسلامی تأکید شده است. جمهوری اسلامی ایران با برخورداری از دومین ذخایر بزرگ گاز جهان، توان ایفای نقش مؤثر در معماری انرژی منطقه‌ای و ارتقای دیپلماسی انرژی را داراست. با این حال، سیاست‌گذاری گازی کشور با چالش‌هایی نظیر ضعف در حکمرانی یکپارچه، گسست تصمیم‌سازی، و بی‌توجهی به ارزیابی‌های زیست‌محیطی مواجه است. این پژوهش با پرسش اصلی «مهم‌ترین موانع و الزامات تحقق توسعه پایدار در سیاست‌گذاری گاز ایران با توجه به نقش منطقه‌ای کشور چیست؟» به تحلیل این چالش‌ها می‌پردازد. فرضیه تحقیق بر آن است که تحقق این هدف نیازمند رفع موانع نهادی، استقرار حکمرانی مشارکتی، تدوین راهبردهای بلندمدت، و بهره‌برداری هدفمند از ظرفیت گاز طبیعی برای تقویت پیوندهای منطقه‌ای است. این مطالعه با روش توصیفی–تحلیلی و تحلیل مضمون داده‌های اسنادی انجام شده و نشان می‌دهد اصلاح سیاست‌گذاری، تقویت شفافیت، و پیوند سیاست گازی با اهداف کلان منطقه‌ای، راهی برای تحقق توسعه‌ای بومی‌گرا و عدالت‌محور است.

جهان اسلام

آمریکا و راهبرد کودتا‏ سازی برای بقای هژمونی؛ اقدام در ایرانِ 1953

صفحه 54-80

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.455072.1348

حمید احمدی نژاد، محبوبه روحی

چکیده آمریکا پس از تبدیل به قدرت برتر جهانی، حفظ و بقای هژمونی خود را با راهبردهای گوناگون در دستور کار قرار داده است. در این مسیر، کودتاسازی به عنوان گزینه‏ ی مرجح به هنگام شکست راهبردهای دیگر، در بسیاری از کشورها به وسیله‏ ی ایالات متحده مورد استفاده قرار گفته است. این پژوهش با هدف شناسایی راهبردهای این کشور در جهت بقای هژمونی خود با تمرکز بر کودتاسازی، این سوال را مطرح کرده که: راهبرد کودتا‏سازی چگونه و با چه هدفی در ایران علیه محمد مصدق در دستور کار سیاست خارجی ایالات متحده قرار گرفت؟ با اتکاء بر روش توصیفی- تحلیلی و بر پایه‏ ی داده‏ های اسنادی، یافته‏ های حاکی از آن است که آمریکا به هنگام شکست تاکتیک‏ های سه‏ گانه ‏ی تحریم، حمله و اهریمن ‏سازی، کودتا را به عنوان کوتاه‏ ترین و زودبازده ‏ترین راهبرد در جهت حفظ هژمونی خود به کار می ‏گیرد. نتیجه‏ ی پژوهش با تمرکز بر کودتای 1332 در ایران، نشان می‏ دهد پس از به بُن‏ بست رسیدن تاکتیک‏ های آشکار، رهبران آمریکا گزینه‏ ی ایجاد کودتا را برای روی کار آمدن دولتِ در راستای منافع خود با هدف حفظ هژمونی خویش علیه مصدق به اجراء در‏آوردند.

جهان اسلام

هندسه متغیر قدرت ؛ کویت و هنر بقاء در عصر شکنندگی پسا بهار عربی

صفحه 82-111

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.527169.1485

زینب درویشوند، وحید رنجبرحیدری، مجید بزرگمهری

چکیده تأثیر بهار عربی بر پویه‌های جامعه‌سیاسی جهان عرب، الگویی دوپارچه از دگرگونی‌ها پدید آورد؛ دولت‌های دچار دگرگونی‌های ساختاری (تونس، مصر، یمن، بحرین، لیبی، سوریه) و جوامع شاهد تحولات محدود (مراکش، اردن، لبنان، الجزایر، کویت، عربستان سعودی، عمان). این رویدادها نه‌تنها معماری قدرت منطقه‌ای را متحول ساخت، بلکه پیامدهای ژئوپلیتیکیِ دامنه‌داری را رقم زد و خاستگاه این تحولات که در بحران‌های ساختاری عربی ریشه داشت، بازتاب تعامل دیالکتیکی نارضایتی‌های بومی و دینامیسم‌های فراملی بود. پرسش محوری این پژوهش؛ دلیل عدم اثرگذاری جنبش‌های اعتراضی در کویت در پسابهار عربی چه بود؟ در چارچوب روش پژوهش سازه‌انگاری اجتماعی، باید بیان داشت که متغیرهای درونزای منازعات فرقه‌ای، بحران زیست‌حقوقی بیدون‌ها، ساختار هیبرید سیاسی، عوامل برونزای امواج ناآرامی‌های منطقه‌ای،سازوکارهای هم‌افزایی اعتراضات را پدید آوردند و اگرچه متغیرهای درونی، بستر ناهمسازی‌ها را فراهم نمود، اما مؤلفه‌های فراملی در شکل‌دهی به روندشناسی کنش‌های اعتراضی و جهت‌دهی گفتمان‌های انقلابی نقشی تعیین‌کننده ایفاء نمودند اما موفق به انقلاب در کویت تاکنون نگردیدند. این پژوهش براساس روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از نظریات سازه انگاری و روش جمع آوری کتابخانه ای و اسنادی تدوین گردیده است.

جهان اسلام

رقابت ژئواکونومیک در اقتصاد دیجیتال خلیج‌فارس: مطالعه موردی عربستان و امارات متحده عربی

صفحه 112-140

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.457093.1349

فرشته بهرامی پور، پرهام پوررمضان

چکیده دولت نقشی راهبردی و اساسی در توسعه دارد. کارگزاران موفق توسعه تنها دولت‌های توسعه‌گرا و کارآمدی هستند که با به‌کارگیری ابزارها و سیاست‌های مختلف سعی می‌کنند کشور را بدین مقصود برسانند. قطر نیز به‌عنوان یک بازیگر مهم در سیاست منطقه‌ای و بین‌المللی ظهور یافته و توانسته موفقیتی چشمگیر در زمینه توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی به دست آورد و به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان با سطح درآمد سرانه بالای جهانی تبدیل شود. بدین ترتیب این سؤال مطرح می‌شود که دولت قطر چه نقشی در روند توسعه این کشور داشته است؟ مفروض پژوهش این است که مطابق با الگوی دولت توسعه‌گرا، دولت توانسته با استراتژی و برنامه‌های توسعه‌ای مختلف، در پیشرفت قطر نقشی مؤثر داشته باشد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر دیدگاه آدریان لفت ویچ، چنین نتیجه می‌گیرد که دولت در این کشور به رهبری شیخ حمد آل‌ثانی و سپس شیخ تمیم از ویژگی‌های الگوی دولت توسعه‌گرا چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی برخوردار بوده است و با راهبردهای اقتصادی، پولی، تجاری، آموزشی و سرمایه‌گذاری مختلف توانسته مسیر توسعه اقتصادی و انسانی در این کشور را هموار کند و به پیشرفت‌های چشمگیری دست یابد.

جهان اسلام

دولت توسعه گرا و امر توسعه در قطر ( با تأکید بر دیدگاه آدریان لفت ویچ)

صفحه 142-167

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.437252.1331

محبوبه بشیری، سمیه حمیدی، مسلم خسروی زارگز

چکیده دولت نقشی راهبردی و اساسی در توسعه دارد. کارگزاران موفق توسعه تنها دولت های توسعه گرا و کارآمدی هستند که با به کارگیری ابزارها و سیاست های مختلف سعی می کنند کشور را بدین مقصود برسانند. قطر نیز به عنوان یک بازیگر مهم درسیاست منطقه ای و بین المللی ظهور یافته و توانسته است موفقیتی چشمگیر در زمینه توسعه اقتصادی، اجتماعی و انسانی به دست آورد و به یکی از ثروتمندترین کشورهای جهان با سطح درآمد سرانه بالای جهانی تبدیل شود. بدین ترتیب این سؤال مطرح می شود که دولت قطر چه نقشی در روند توسعه این کشور داشته است؟ مفروض پژوهش این است که مطابق با الگوی دولت توسعه گرا، دولت توانسته با استراتژی و برنامه های توسعه ای مختلف، در پیشرفت قطر نقشی مؤثر داشته باشد. پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با تأکید بر دیدگاه آدریان لفت ویچ، چنین نتیجه می گیرد که دولت در این کشور به رهبری شیخ حمد آل ثانی و سپس شیخ تمیم از ویژگی های الگوی دولت توسعه گرا چه در سیاست داخلی و چه در سیاست خارجی برخوردار بوده است و با راهبردهای اقتصادی، پولی، تجاری، آموزشی و سرمایه گذاری مختلف توانسته مسیر توسعه اقتصادی و انسانی در این کشور را هموار و به پیشرفت های چشمگیری دست یابد.

جهان اسلام

.نارکو تروریسم داعش خراسان و معضلات امنیتی آن در قبال دولت سازی طالبان

صفحه 168-200

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.459354.1350

غلامرضا حمیدی کیا، میرابراهیم صدیق، فخرالدین سلطانی

چکیده با قدرت‌گیری طالبان در افغانستان موضوع داعش خراسان و درگیری این دو گروه و گسترش دامنه تهدیدات امنیتی آن بر علیه روند دولت سازی جنبش طالبان در منطقه بیشتر از گذشته اهمیت پیدا کرده است. پس از حاکمیت دوباره طالبان که چند سال از آن می‌گذرد، تروریست‌های داعش بیش از ۳۰۰ مورد حمله را در ولایت‌های مختلف افغانستان انجام داده و حملات آنها از نظر جغرافیایی نیز گسترش چشمگیری داشته، به طوری که دامنه این درگیری ها از شش ولایت در سال ۲۰۲۱ به ۱۱ ولایت تا اواسط سال ۲۰۲۲ افزایش یافته است. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی در صدد بررسی معضلاتی می باشد که نارکوتروریسم داعش خراسان در افغانستان در مسیر دولت سازی طالبان ایجاد کرده است. بنابراین سوال این است که، مهم‌ترین معضلاتی که نارکوتروریسم داعش خراسان علیه فرآیند دولت سازی طالبان در افغانستان ایجاد کرده چیست؟ فرضیه پژوهش که با تعریفی از تروریست به عنوان چارچوب نظری پژوهش به دست آمده، بدینگونه است، معضلات امنیتی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی که در ادامه به تحلیل آن می‌پردازیم مهم‌ترین معضلاتی هستند که داعش خراسان در افغانستان ایجاد کرده است. این مسأله روند دولت سازی طالبان را با مشکلات قابل توجهی مواجه کرده است.

جهان اسلام

سیاست استراتژیک چین برای گسترش قلمروی نفوذ در آسیای مرکزی..

صفحه 202-234

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.481429.1389

حمید درج

چکیده منطقه آسیای مرکزی یکی از مناطقی است که چین از دوران بسیار دور ارتباطات نزدیکی با آن داشته است. فروپاشی اتحاد شوروی در سال 1991 و باز شدن فضای آسیای مرکزی، زمینه مساعدی را برای برقراری دوباره پیوندها میان چین و جمهوری‌های منطقه فراهم کرد. علاوه بر همجواری ژئوپلیتیک، پکن تداوم و گسترش مناسبات با کشورهای آسیای مرکزی و حضور روزافزون به ویژه در معادلات انرژی منطقه را در دستور کار قرار داده است و در صدد توسعه نفوذ در لایه‌های قدرت در آسیای مرکزی برآمده است که این مسأله ضمن کمک به چین برای تبدیل شدن به قدرت اول آینده منطقه، می تواند زمینه های لازم برای گسترش قدرت پکن در صحنه بین المللی را فراهم نماید. بدین ترتیب، پرسش اصلی مقالۀ حاضر این است که چین برای گسترش قلمروی نفوذ در آسیای مرکزی چه سیاستی را در پیش گرفته است؟ فرضیه پژوهش این است که چین در تلاش است تا با تقویت حضور و گسترش تعاملات به ویژه اقتصادی و انرژی با کشورهای آسیای مرکزی، به اهدافی همچون؛ دسترسی به منابع انرژی، رشد و توسعه اقتصادی، ایجاد بازارهای وارداتی و فایق آمدن بر چالش‌های امنیت منطقه‌ای دست پیدا کند که این موضوع می تواند کمک شایانی به افزایش قلمروی نفوذ پکن در آسیای مرکزی بخشد.

جهان اسلام

.تحلیل کیفیت نقش آفرینی ج.ا. ایران. در جنگ کریدورها؛ مداخله فعال یا انزوای ژئوپلیتیک

صفحه 236-268

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.485976.1400

احسان کاظمی، فرشاد رومی، آرش سعیدی راد

چکیده امروزه کریدورهای بین المللی و منطقه ای با توجه به دگرگونی های ژئوپلیتیکی و مزایای اقتصادی، سیاسی و امنیتی اهمیت مضاعفی یافته اند. در این میان، کشور ایران از دیرباز در مرکز مهم ترین مسیرهای ترانزیتی قرار داشته و با سیاستگذاری مدون این مهم می توانست ضمن ارتقاء جایگاه ژئوپلیتیک ایران، مزیت های فراوانی برای کشور به ارمغان بیاورد. اما تحولات یک دهه اخیر گویای آن است که ایران به نوعی عامدانه از سوی دولت های خارجی از دالان اصلی کریدورها حذف شده است. سوال اصلی پژوهش از این قرار است که «عملکرد ایران در طرح های کریدوری منطقه چگونه بوده و چه پیامدهایی را به دنبال داشته است ؟» فرضیه پژوهش اینگونه تدوین یافته که: « جمهوری اسلامی ایران به رغم داشتن مزیت های ژئوپلیتیکی، به دلایل داخلی و خارجی نتوانسته است سهم چندانی از کریدورهای منطقه ای را نصیب خود کند که پیامد آن انزوا و تضعیف اقتصاد ملی، کاهش ضریب امنیتی و فرشایش ژئوپلیتیکی ایران خواهد بود.» چارچوب نظری پژوهش، نظریه ژئوپلی نومیک دمکو، وود و کازی است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی است و از طریق منابع کتابخانه ای – اسنادی به گردآوری، طبقه بندی و در نهایت تحلیل و تبیین داده ها پرداخته می شود. یافته های پژوهش حکایت از آن دارد که «ایران با داشتن مزیت های ژئوپلیتیک نسبت به سایر کشورهای منطقه عملا نتوانسته سهم چندانی از جغرافیای کریدورها را نصیب خود سازد که این مهم می تواند موجب تنهایی ژئوپلیتیکی شده و اثرات امنیتی، سیاسی و اقتصادی بسیار منفی داشته باشد.

ظرفیت‌ های پارادیپلماتیک دیاسپورای ایرانی در ترکیه.

صفحه 270-295

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.525692.1483

عبدالمجید سیفی، مریم خالقی نژاد

چکیده جهانی‌شدن و جهان‌منطقه‌ای شدن، موجب خلق ابزارها و فرصت‌های جدید دیپلماتیک در عرصه بین‌المللی مانند پارادیپلماسی و فرصت‌های ناشی از دیاسپورا شده است. تلفیق این فرصت‌ها منجر به گشایش دریچه‌های نوینی در علم سیاست، روابط بین‌الملل و دولت‌ها می‌شود. این مقاله به بررسی ظرفیت‌های پارادیپلماتیک ایرانیان دیاسپورا در ترکیه می‌پردازد و توانایی آنها را در تقویت روابط فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بین دو ملت بررسی می‌کند. پارادیپلماسی به‌عنوان پل غیررسمی بین کشورها و اشاعه همکاری‌های فرامرزی عمل می‌کند و اهمیت استفاده از جوامع دیاسپورا در سه محور اقتصاد، سیاست و فرهنگ در سراسر جهان امری در حال افزایش است. با روند تصاعدی اهمیت به کارگیری این موضوع در دستگاه سیاست خارجی کشورها، مقاله پیش رو با هدف معرفی افق جدیدی از فرصت‌های نوین به منظور تحقق منافع ملی به بررسی ظرفیت-های پارادیپلماتیک دیاسپورای ایرانی در ترکیه می‌پردازد. از این منظر پرسش اصلی مقاله مطرح می‌شود که دیاسپورای ایرانی در ترکیه چه ظرفیت‌های پارادیپلماتیکی دارد و این ظرفیت‌ها چگونه می‌تواند بر روابط دو کشور تاثیرگذار باشد؟ یافت‌های پژوهش بر این امر تاکید دارد که «دیاسپورای ایرانی در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و بعضا سیاسی دارای ظرفیت بالای پارادیپلماتیک است که می‌تواند سبب تقویت روابط ایران و ترکیه شود». قابل ذکر است روش نگارش این مقاله به صورت علی که مبتنی بر زنجیره علت و معلول است و ابزار گردآوری داده‌ها به صورت کتابخانه‌ای و مصاحبه‌ای می‌باشد.

جهان اسلام

.تحلیل لایه‌های علی گسترش پدیده اسلام هراسی در غرب

صفحه 296-327

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.458502.1351

اکرم خلیفه، زاهد غفاری هشجین، ایوب نیکونهاد

چکیده مسئله اسلام‌ستیزی و اسلام هراسی در مغرب زمین گرچه یک پدیده تاریخی است و از زمان ظهور اسلام تا امروز به شکل‌های مختلف در غرب خود را نشان داده است اما در دهه‌های اخیر مسئله اسلام هراسی و اهانت به باورهای مسلمانان در غرب شدت بیشتری گرفته و باوجود رسانه‌های نوین ارتباطی این مقوله برجسته‌تر نیز شده است. پژوهش پیش‌روی به دنبال پاسخ به این پرسش است که ریشه‌ها و علل گسترش اسلام هراسی در غرب چیست؟ ابزار پاسخگویی به این پرسش بهره‌گیری از روش تحلیل لایه‌های علی است که یکی از روش‌های متداول در آینده‌پژوهی است که داده‌های مرتبط با هریک از این لایه‌ها از دو طریق پیمایش محیطی متون و مصاحبه با 7 نفر از خبرگان که صاحب آثاری در این حوزه بوده اند، به‌دست‌آمده است. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که ریشه‌ها و علل اسلام هراسی در مغرب زمین دربرگیرنده طیفی از مسائل از لایه‌های عینی و نظام‌های علی سیاسی، اجتماعی و... تا لایه‌های گفتمان- جهان‌بینی و اسطوره-استعاره است. تئوریزه شدن و بسط اجتماعی اسلام هراسی در غرب نه یک کنش بلکه واکنشی منفعلانه و از سر استیصال در برابر موج رو به گسترش اسلام‌خواهی و اسلام‌گرایی است که بنیان‌های فکری و فرهنگی غرب را به چالش کشیده است و در آینده این روند اسلام‌ستیزی و اسلام هراسی در غرب گسترش پیدا خواهد کرد.

جهان اسلام

تکوین الگوی "دولت ملی نوسنت گرا" در مواجهه با الگوی"احیای خلافت اسلامی" ( با تأکید بر تعامل دین و دولت در امارات متحده عربی ).

صفحه 328-359

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.506228.11439

علی قربانپور

چکیده : در دهه‌های اخیر، الگوی "دولت ملی‌ نوسنّت‌گرا" در مواجهه با "احیای خلافت اسلامی" در جهان اسلام شکل گرفته است. امارات متحده عربی نمونه‌ای بارز از رویکرد اول است که با اتخاذ پارادایم دینی نوسنّت‌گرا، مبتنی بر فقه تساهل‌گرا با تأسی از "فقه المقاصد"، به تعدیل مرزبندی‌های جهان اسلام با مدرنیته می‌پردازد. در مقابل، رویکرد"احیای خلافت اسلامی" در چارچوب "اسلام سیاسی" و سلفی‌گری، مرزبندی‌های رادیکالی با جهان مدرن ، و به طور خاص جوامع شیعی، ایجاد کرده و خواهان بازگشت به نظم خلفایی در مقیاس امت واحده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه امارات متحده عربی، با اتخاذ الگوی شورایی شبه دموکراتیک، بدون پذیرش خط‌مشی اسلام سیاسی-سلفی، توانسته به سطح قابل قبولی از توسعه و رفاه دست یابد. یافته های پژوهش نشان می‌دهد که دولت ملی‌گرای نوسنّت‌گرای امارات، به پشتوانه فقه المقاصد و تکیه بر اصل "شورا"با مشاورت عبدالله بن بیه ، توانست  دین را در تعامل با دولت قرار دهد که نتیجه آن رسیدن به درجه بالایی  از توسعه اقتصادی ، در سطح ملی - بین المللی و در نتیجه میزان قابل توجهی از مشروعیت کارآمدی را به دست آورد. به رغم چنین پیشرفتی، نتایج حاصل از این پژوهش  نشان می دهد که الگوی مذکور، ممکن است در  چشم انداز آینده، به علت نادیده گرفتن برخی خطوط قرمز مسلمانان،  با چالش‌هایی نظیر مطالبات مدنی و شکل‌گیری نوبنیادگرایی اسلامی مواجه گردد. پژوهش حاضر، به صورت کیفی، با روش کتابخانه‌ای و اسنادی انجام شده و برای تحلیل یافته‌ها از "برنامه‌های پژوهشی لاکاتوش" بهره گرفته شده است.

جهان اسلام

تحلیل خطبه‌ ی نماز جمعه مقام معظم رهبری پس از شهادت سید حسن نصرالله (13/07/1403) با تأکید بر الگوی کنش گفتار جان سرل

صفحه 360-382

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.495203.1415

فرود قایدگیوی، علی باقری دولت آبادی

چکیده مباحث زبان‌شناسی و به کارگیری آن در مطالعة متون و خطابه‌ها، نقش موثری در خوانش نظامند گفتارها و متون دارد. نظریة کنش گفتاری ازجمله نظریه‌های زبان‌شناسی است که توسط جان سرل برای تحلیل گفتارها مطرح شده است. این پژوهش قصد دارد تا با استفاده از نظریه کنش گفتاری جان سرل به تحلیل بیانات مقام معظم رهبری در خطبه‌ نماز جمعه تهران بعد از شهادت سید حسن نصرالله (13/7/1403) بپردازد و کنش های گفتاری رهبر معظم انقلاب را مورد واکاوی و بررسی قرار دهد. در انجام پژوهش حاضر از هر دو روش کمّی (آمار توصیفی) و کیفی(توصیفی _تبیینی) استفاده شده است. شیوه گرداوری داده‌ها به صورت نمونه‌گیری هدفمند بود و روایی محتوایی بر اساس گروه کانونی واحد انجام شد. یافته‌های پژوهش بیانگر این نکته است که در کلام رهبری کنش اظهاری بیشترین بسامد و کنش اعلامی کمترین بسامد را داشته‌اند. بسامد کنش اظهاری 42/49 درصد، کنش عاطفی 43/26 درصد، کنش ترغیبی 10/16 درصد، کنش تعهدی 75/5 درصد و کنش اعلامی 30/2 درصد بود. بسامد بالای کنش اظهاری در بین کنش‌های گفتاری رهبر انقلاب اسلامی، نشان می‌دهد ایشان در ایراد این خطبه قصد داشتند با طرح حوادث پیش آمده از جمله ترورهای اخیر که منجر به شهادت اسماعیل هنیه(10/05/1403) و شهادت سید‌حسن نصرالله(06/07/1403) گردید و همچنین حملات موشکی ایران به اسرائیل(وعده صادق1 (25/01/1403)، وعده صادق2(10/07/1403)، به عنوان رهبر انقلاب اسلامی و جبهة مقاومت، وظیفة روشنگری و آگاه‌سازی جامعه را ایفا نمایند.



 

جهان اسلام

.چگونگی بررسی زمینه‌ های سیاسی و اجتماعی ظهور اسلام سیاسی افغانستان

صفحه 384-420

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.506401.1440

ادریس رسا، مرتضی منشادی، سیدحسین اطهری، وحید سینائی

چکیده این مقاله به چگونگی بررسی ظهور اسلام سیاسی افغانستان می‌پردازد، این کشور در طول دو قرن اخیر صحنه رویارویی ایدئولوژی‌های مختلف و متعارض بوده است. هواداران این ایدئولوژی‌ها برای دست‌‍یابی به قدرت سیاسی و پیاده کردن اهداف ایدئولوژیکی شان مبارزات سیاسی را در سطوح مختلف از مواجهه گفتمانی تا مبارزه‌ی مسلحانه در پیش گرفتند. در این میان اسلام سیاسی به مثابه ایدئولوژی از همان نخست ثبات و پایداری نظام‌های سیاسی افغانستان را تا به امروز با مشکلات زیادی روبه‌رو ساخته است.
پرسش اصلی این پژوهش چگونگی بررسی زمینه‌های سیاسی و اجتماعی ظهور اسلام سیاسی افغانستان می‌باشد؟ مطابق داده‌‌ها فرض بر این است که ظهور اسلام سیاسی افغانستان ریشه در آرا و اندیشه‌های سید جمال الدین دارد. برعلاوه اسلام سیاسی با گرایش‌های مختلف متأثر از آرای سلام اسیاسی ترکیه توسط محمود طرزی، اسلام سیاسی تصوفی توسط دو خانواده مجددی و گیلانی و اسلام سیاسی دیوبندی توسط معلمان هندی بوده و اما در معنای مدرن آن با برگشت دانش‌ آموختگان الازهر مصر با خط فکری اخوان المسلمین و برگشت طلبه‌های قم ایران با آرای شیعه وارد افغانستان گردید. پژهش حاضر جنبه اکتشافی داشته و از روش جامعه شناسی تاریخی با روی‌کرد توصفی و تحلیلی استفاده شده است.

جهان اسلام

اوراسیا و بازتعریف نفوذ جهانی در عصر پسا آمریکا: نقش کریدور شمال ـ جنوب و ابتکار کمریند و جاده

صفحه 422-442

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.558115.1542

زرین موسوی اکبرزاده

چکیده تحولات ساختاری اخیر در نظم جهانی و روند افول نسبی هژمونی ایالات متحده، ضرورت بازاندیشی در نظریه‌های توازن قدرت و رویکردهای تحلیل ژئوپلیتیک منطقه‌ای را برجسته ساخته است؛ در این چارچوب، اوراسیا به‌عنوان یک محور ژئوستراتژیک حیاتی، نقش تعیین‌کننده‌ای در بازتعریف سازوکارهای نفوذ و بازتوزیع قدرت جهانی ایفا می‌کند. این مقاله با تکیه بر چارچوب‌های نظری قدرت سخت و نرم، توازن قدرت و نظریه نظم چندقطبی، به بررسی نقش پروژه‌های کلان حمل‌ونقل و زیرساختی، به‌ ویژه کریدور شمال–جنوب و ابتکار کمربند و جاده، در تغییر پویایی‌های قدرت جهانی می‌پردازد. مسئله اصلی تحقیق، تحلیل این است که چگونه این پروژه‌ها، فراتر از ابعاد اقتصادی و تجاری،به‌عنوان ابزارهای استراتژیک، ظرفیت‌های قدرت‌های منطقه‌ای را تقویت کرده و نفوذ سنتی ایالات متحده را محدود می‌سازند. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل ژئوپلیتیک اسنادی و مطالعه سیاست‌ها، توافقات بین‌المللی و پروژه‌های ترانزیتی است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کریدور شمال–جنوب، با کاهش محسوس هزینه و زمان حمل‌ونقل، توانسته فرصت‌های اقتصادی و ژئوپلیتیکی قابل‌توجهی برای هند، ایران، روسیه و آذربایجان ایجاد کند و این کشورها را قادر سازد تا نقش فعال‌تری در بازتوزیع قدرت منطقه‌ای و تقویت جایگاه استراتژیک خود ایفا کنند. این پروژه‌ها قادر به بازتعریف سازوکارهای سنتی نفوذ جهانی و افزایش توانمندی بازیگران منطقه‌ای در شکل‌دهی به نظم چندقطبی هستند. پروژه‌های زیرساختی اوراسیا به‌عنوان عوامل تعیین‌کننده در سیاست‌های قدرت جهانی ظهور یافته و فرآیند بازتوزیع نفوذ میان بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای را تسهیل می‌کنند، به گونه‌ای که همگان شاهد تغییرات ملموس در معماری ژئوپلیتیک قاره اوراسیا و بازتعریف خطوط نفوذ جهانی هستند.