اطلاعات آماری نشریه

 

تعداد دوره‌ها 7
تعداد شماره‌ها 26
تعداد مقالات 218
تعداد نویسندگان 460
تعداد مشاهده مقاله 186,319
تعداد دریافت فایل اصل مقاله 97,440
نسبت مشاهده بر مقاله 854.67
نسبت دریافت فایل بر مقاله 446.97
 
تعداد مقالات پذیرفته شده 156
درصد پذیرش 27
زمان پذیرش (روز) 128
تعداد پایگاه های نمایه شده 7
تعداد داوران 88

فصلنامه علمی مطالعات بنیادین و کاربردی جهان اسلام، نشریه‌ای با دسترسی آزاد است که توسط انجمن ژئوپلیتیک ایران و با همکاری مرکز آینده‌پژوهی جهان اسلام منتشر می‌شود. این نشریه با بهره‌گیری از داوری تخصصی دو سو ناشناس و پایبندی به اصول کمیته اخلاق نشر (COPE)، به انتشار مقالات علمی اصیل در حوزه‌های علوم سیاسی، روابط بین‌الملل، مطالعات منطقه‌ای، ژئوپلیتیک و آینده‌پژوهی در جهان اسلام می‌پردازد. تمامی مقالات با استفاده از نرم‌افزارهای همیاب و سمیم نور از نظر اصالت بررسی شده و توسط داوران متخصص ارزیابی می‌شوند. این نشریه از تاریخ 4 اسفند 1400 در فهرست نشریات معتبر وزارت علوم، تحقیقات و فناوری قرار گرفته است.  (مطالعه بیشتر)

 


قابل توجه نویسندگان

به اطلاع پژوهشگران و نویسندگان محترم می‌رساند با توجه به درخواست سازمان نشریات علمی کشور، ثبت و نمایش شناسه ORCID برای تمامی نویسندگان مقالات الزامی گردید. لذا از نویسندگان محترم درخواست می‌شود قبل از ارسال مقاله به فصلنامه مطالعات بنیادین و کاربردی جهان اسلام نسبت به اخذ کد شناسه پژوهشگر ORCID و ایمیل آکادمیک اقدام نمایند.

 

راهنمای دریافت شناسه پژوهشگر (ORCID)


            

 

نقش دیپلماسی علمی در توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اسراییل و کشورهای آسیای مرکزی و قفقاز.

صفحه 2-32

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.558527.1540

شیوا علی زاده، حمیدرضا جوادی قلعه

چکیده با رشد تصاعدی پیشرفت‌ها در حوزه‌های علم و فناوری، تلاش دولت‌ها برای بهره‌برداری از این دستاوردها در جهت پیشبرد اهداف سیاست خارجی‌شان افزایش یافته و متقابلاً یاری گرفتن از روابط خارجی در جهت ارتقای توانمندی‌های علم و فناوری نیز به یکی از مهم‌ترین اهداف دستگاه دیپلماسی کشور‌ها بدل شده است؛ رویکردی که به‌مثابه جنبه‌ای دارای اولویت از دیپلماسی، با عنوان دیپلماسی علمی جایگاهی با اهمیت روزافزون یافته و به‌منزله وجهی از قدرت نرم توسط بسیاری از بازیگران جهانی و منطقه‌ای به‌خدمت گرفته شده است. در این میان کنشگری همچون اسرائیل به‌محض رسیدن به این تلقی که بر تهدیدهای امنیتی ابتدایی چیره شده، نام ملت استارتاپ را برای خود برگزیده است. یکی از پهنه‌های مناسب برای قدرت‌نمایی اسرائیل در این حوزه، آسیای مرکزی و قفقاز بود. مفروض نویسندگان پژوهش حاضر در پاسخ به چیستی نقش دیپلماسی علمی در توسعه مناسبات سیاسی و اقتصادی اسرائیل در آسیای مرکزی و قفقاز بر این است که دیپلماسی علمی گرانیگاه مناسبات اسرائیل در این منطقه است و اسرائیل توانسته با شناسایی نیازهای فنی و علمی کشورهای این منطقه در حوزه‌های مختلف امنیتی، کشاورزی، انرژی، نظامی، سایبری و پزشکی ُ جایگاه خود را در عرصه روابط خارجی این کشورها تثبیت و تعمیق کند. این پژوهش کیفی با رویکرد توصیفی ـ تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی به انجام رسیده است.

..تبیین ضرورت های ژئوپلیتیک حضور ایران درمعادلات جهان اسلام (منطقه مورد مطالعه: جنوب غرب آسیا)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 04 آبان 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.544622.1513

آیه شعبانی کوچصفهانی، علیرضا محرابی، سید یحیی صفوی

چکیده کشور ایران با تکیه بر ضرورت و بنیانهای ژئوپلیتیکی خویش اعم ازموقعیت استراتژیک وتراتزیتی ،ویژگی های انسانی ،طبیعی و محوریت تاریخی در جهان اسلام ، بعنوان یک قدرت منطقه ای در جنوب غرب آسیا محسوب می شود.
بااین توصیف قطعا قدرتهای جهانی و فرا منطقه ای همچون ایالات متحده و رژیم صهیونیستی نیر که بر اساس اصل منفعت جویی خود در این منطقه حضورداشته درتلاش هستند و یا ایران را تحت هژمونی وسلطه خود قراردهند یااز رفتارمستقلانه ایران درمنطقه جنوب غرب آسیا کاسته وجلوگیری نموده و با اولویت حذف ایران بعنوان قطب رهبری جهان اسلام که در تلاش برای تقابل با حوزه نفوذ استکبار انها در کشورهای منطقه همچون عراق ، سوریه ، لبنان حضوردارد به منافع خود دست یابند .
دراین مقاله با بهره گیری از اسناد کتابخانه ای و روش توصیفی _ تحلیلی در تلاش برای پاسخ به این سئوال هستیم که حضورایران درمنطقه جنوب غرب آسیا تاچه میزان دارای منطق وضرورت ژئوپلتیکی لازم بوده ورفتارمستقلانه ایران وحضور در این منطقه چه نتایج وابعاد ژئوپلتیکی دارد؟ قطعا ایران در منطقه جنوب غرب آسیا با تاکید بر ویژگیهای ژئوپلیتیکی خود می تواند نقش افرینی ویژه خود را داشته باشد.

بررسی تأثیر مولفه‌ های اقتصاد دانش بنیان بر رشد فراگیر در کشورهای منتخب اسلامی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 01 آذر 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.479454.1383

محمد غفاری فرد، سید حسن قوامی، امید حیدری

چکیده اقتصاد دانش‌بنیان به‌عنوان یک مدل اقتصادی جدید، تأثیر قابل‌توجهی بر رشد فراگیر دارد. این نوع اقتصاد بر اساس استفاده از دانش، فناوری و نوآوری برای تولید کالا و خدمات، تمرکز دارد. ازآنجایی‌که دانش و فناوری به‌عنوان محرک‌های اصلی رشد و توسعه در اقتصاد بنیان شناخته می‌شوند، تأثیر اقتصاد دانش‌بنیان بر رشد فراگیر بسیار مهم است. تحقیق حاضر تأثیر مؤلفه‌های اقتصاد دانش‌بنیان بر رشد فراگیر در کشورهای اسلامی افغانستان، ایران، عربستان صعودی، پاکستان، ازبکستان، تاجیکستان، ترکیه، عمان، کویت، عراق، الجزایر، بحرین، اردن، مالزی، اندونزی، قطر، قزاقستان و امارات متحده عربی با استفاده از داده‌های آماری که توسط بانک جهانی ارائه گردیده است طی سال‌های 2006 الی 2020 با به‌کارگیری روش پنل دیتا (FMOLS) در دو مدل مورد بررسی قرار گرفته است، نتایجی که از مدل اول به دست آمده‌اند بیان‌کننده رابطه معنی‌دار و بلندمدت بین مؤلفه‌های اقتصاد دانش‌بنیان و رشد فراگیر در کشورهای منتخب اسلامی می‌باشد به‌نحوی‌که مؤلفه‌های آموزش و توسعه منابع انسانی، سیستم نوآوری و زیرساخت‌های اطلاعاتی تأثیر مثبت و معنی‌دار و همچنان شاخص مشوق‌های اقتصادی تأثیر منفی و معنی‌دار بر رشد فراگیر دارد. به همین ترتیب مدل دوم نشان‌دهنده تأثیر مثبت و معنی‌داری شاخص ترکیبی اقتصاد دانش‌بنیان بر رشد فراگیر می‌باشد به‌نحوی‌که با افزایش یک درصد در شاخص ترکیبی اقتصاد دانش‌بنیان رشد فراگیر به‌اندازه (0.281) افزایش می‌یابد. پس بنابراین سیاست‌گذاران اقتصادی جهت افزایش رشد فراگیر کشورهای منتخب اسلامی به ارتقاء زیرساخت‌های فناوری و اطلاعات، سرمایه‌گذاری درزمینه آموزش و پژوهش، ارتقاء سطح دانش و تخصص، حمایت و تشویق بخش‌های خصوصی را در اولویت‌های کاری خویش قرار دهند.

تکوین الگوی "دولت ملی نوسنت گرا" در مواجهه با الگوی"احیای خلافت اسلامی" (با تأکید بر تعامل دین و دولت در امارات متحده عربی)

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 دی 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.506228.1439

علی قربان پور

چکیده در دهه‌های اخیر، الگوی "دولت ملی‌ نوسنّت‌گرا" در مواجهه با "احیای خلافت اسلامی" در جهان اسلام شکل گرفته است. امارات متحده عربی نمونه‌ای بارز از رویکرد اول است که با اتخاذ پارادایم دینی نوسنّت‌گرا، مبتنی بر فقه تساهل‌گرا با تأسی از "فقه المقاصد"، به تعدیل مرزبندی‌های جهان اسلام با مدرنیته می‌پردازد. در مقابل، رویکرد"احیای خلافت اسلامی" در چارچوب "اسلام سیاسی" و سلفی‌گری، مرزبندی‌های رادیکالی با جهان مدرن ، و به طور خاص جوامع شیعی، ایجاد کرده و خواهان بازگشت به نظم خلفایی در مقیاس امت واحده است. پرسش اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه امارات متحده عربی، با اتخاذ الگوی شورایی شبه دموکراتیک، بدون پذیرش خط‌مشی اسلام سیاسی-سلفی، توانسته به سطح قابل قبولی از توسعه و رفاه دست یابد. یافته های پژوهش نشان می‌دهد که دولت ملی‌گرای نوسنّت‌گرای امارات، به پشتوانه فقه المقاصد و تکیه بر اصل "شورا"با مشاورت عبدالله بن بیه ، توانست دین را در تعامل با دولت قرار دهد که نتیجه آن رسیدن به درجه بالایی از توسعه اقتصادی ، در سطح ملی - بین المللی و در نتیجه میزان قابل توجهی از مشروعیت کارآمدی را به دست آورد. به رغم چنین پیشرفتی، نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که الگوی مذکور، ممکن است در چشم انداز آینده، به علت نادیده گرفتن برخی خطوط قرمز مسلمانان، با چالش‌هایی نظیر مطالبات مدنی و شکل‌گیری نوبنیادگرایی اسلامی مواجه گردد. پژوهش حاضر، به صورت کیفی، با روش کتابخانه‌ای و اسنادی انجام شده و برای تحلیل یافته‌ها از "برنامه‌های پژوهشی لاکاتوش" بهره گرفته شده است.

منازعه گفتمانی، جریانهای نئوسلفی،تقابل هویتی جمهوری اسلامی ایران

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 03 دی 1404

رشید رکابیان، سعید دانشمند

چکیده سلفیان تکفیری به عنوان یکی از نحله‌های فکری باسابقه در تاریخ اسلامی، همواره جهان اسلام را با آشوبها و مشکلات متعددی مواجه ساخته‌انداز بطن این جریان نئوسلفی پدیدآمدکه با منازعه گفتمانی«تکفیر» یک تقابل هویتی با جمهوری اسلامی ایران ایجاد کردند. (طرح مساله)ضرورت شناخت این نحله فکری و گروه های برآمده ازآن مثل داعش به اهمیت اتحاد در جهان اسلام می‌انجامد.(ضرورت) برای پیامدهای سلفی- تکفیری می‌توان نظریه‌های متفاوتی را به کار برد، از آنجا که سلفی- تکفیری، عناصر یک گفتمان را دارا است، می‌توان آن را درچارچوب «نظریه گفتمان»ارنستولاکلا وشنتال موفه تحلیل کرد. بر این اساس تحقیق به این پرسش پاسخ میدهد:«جریانهای نئوسلفی برای تقابل هویتی با جمهوری اسلامی بر چه منازعه های گفتمانی استوارند؟»
پارادایم حاکم بر این پژوهش، کیفی بوده و با اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی و با بهرهگیری از دادههای کتابخانهای و اسنادی به پیش رفته است.
. فرضیه تحقیق پاسخ میدهد:« مکتب فکری نوسلفی، که خود را وامدار اندیشه‌های ابن تیمیه و محمد بن عبدالوهاب میداند، خاستگاه ایدئولوژیک گروههای تندروی معاصر است که بر دگرسازی شیعه هویت یابی می‌شود واین تقابل را جهاد اکبرمیدانند»یافته های پژوهش نشان میدهد سلفی‌گری سیاسی تهدیدگر منافع ملی است تا جایی که مهم‌ترین مؤلفه های «ایدئولوژیک» انقلاب اسلامی، همچون؛ کاهش شکاف‌ های شیعه-سنی و عرب-عجم و در برابر، تضاد اسلام- صهیونیسم دستخوش تهدید سلفی‌هاست.

.رویکرد ها و سیاستهای ارتش مصر برای مقابله با اخوان المسلمین پس از بهار عربی

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 دی 1404

احسان شاه ابراهیم

چکیده بهار عربی در سال 2011، منجر به تغییر شرایط سیاسی در بسیاری از کشورهای شمال آفریقا از جمله تونس و مصر شد. در مصر اعتراضات گسترده مردمی و شکل گیری جمعه های خشم منجر به سرنگونی دیکتاتوری " حسنی مبارک " و پس از آن تشکیل دولت موقت و شورای انتقالی شد. شورای انتقالی، اقدام به برگزاری انتخابات درسال 2012 کرد که نتیجه آن پیروزی اخوانی ها و دیگر گروههای اسلامگرا بود. دوران ریاست جمهوری " محمد مرسی " اما برای اخوان المسلمین و گروههای حامی آنها خوش یمن نبود و با تشدید اختلافات ارتش و دولت مرسی سرانجام ژنرال " عبدالفتاح السیسی " با انجام یک کودتا قدرت را به ارتش بازگرداند. بر این اساس بازخوانی تقابل ارتش مصر و اخوان المسلمین، به عنوان دو نیروی تاثیرگذار در تحولات سیاسی این کشور و شناخت عواملی که کودتای ارتش و سرنگونی اخوانی ها را تسریع کرد حائز اهمیت است. پس از بهار عربی نیز، با وجود دوران کوتاهی از مماشات و در سایه نشینی ارتش نظامیان مصری با احساس نگرانی و خطر از دست دادن قدرت وارد عمل شدند و صحنه سیاسی را در اختیار گرفتند.

.تبیین نقش جمهوری اسلامی ایران در رویکرد جهانی چین

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 دی 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.238091

محسن کشوریان آزاد، مهرشاد غفاری زاده

چکیده قدرت جهانی در حال رشد جمهوری خلق چین و تلاش این کشور برای برتری در منابع قدرت ساز عرصه بین‌الملل موجب گشته تا تبیین نقش دیگر کشورها در رویکرد جهانی آن اهمیت به خصوصی داشته باشد. در این میان، جمهوری اسلامی ایران به دلیل جایگاه و نفوذ منطقه ای آن، برخورداری از مزیت ژئوپلیتیکی و ژئوکونومیکی و نقش آن در ساختار قدرت در نظام بین‌الملل برای قدرت های بزرگ در ادوار مختلف و برای چین در وضعت کنونی نظام جهانی اهمیت به سزایی دارد. همچنین توسعه روابط روبه رشد جمهوری اسلامی ایران و چین درنتیجه اشتراکات و الزامات ساختاری نظام بین‌الملل، قابلیت حوزه های مختلف همکاری و زمینه های در حال ظهور مشترک موجب افزایش توجه به روابط این دو کشور در عرصه بین‌الملل شده است. هدف از این مقاله تبیین نقش جمهوری اسلامی ایران در رویکرد جهانی چین است و با روش تحلیلی-تبیینی به این ُسؤال پاسخ داده است که جمهوری اسلامی ایران در رویکرد جهانی چین و راهبردهای منشعب از آن از چه نقشی برخوردار است؟ در پاسخ فرض بر این است که بر مبنای واقعیت های موجود، رویکرد جهانی چین نسبت به عرصه بین‌الملل و منطقه غرب آسیا مشارکت محور است که جمهوری اسلامی ایران در این رویکرد و راهبردهای منشعب از آن نقش پراهمیتی دارد. براساس یافته ها، دو کشور در چارچوب های توسعه ای مشترک و رفع موانع و چالش های مشترک می توانند مشارکت راهبردی را در سال های آینده ادامه دهند.

.از دشمنی تا دوستی: تحلیلی روایتی از دگرگونی سیاست‌خارجی ایران در قبال طالبان

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 13 دی 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.238092

بهاره داودی، سید یوسف قرشی

چکیده روایت یا داستان‌پردازی سیاسی ابزاری برای شکل‌دهی به واقعیت‌ها و در نهایت تأثیرگذاری بر مخاطبان در جهان سیاست است. رهبران و شخصیت‌های سیاسی به عنوان روایت‌گر این داستان‌ها، تلاش می‌کنند تا از طریق ساخت واقعیت مورد نظرخود، سیاست‌های مطلوبشان را به اجرا گذارند. سیاست‌های اِعمالی دولت‌ها در حوزه خارجی نیز این‌گونه است و تصمیم‌گیرندگان سیاست خارجی هم با استفاده از روایت‌ها، دوستان و دشمنان خود را تعریف می‌کنند و به یک سیاست‌گذاری مشخص دست می‌زنند. سیاست خارجی ایران در قبال افغانستان نیز از این قاعده مستثنی نیست. این ارتباط از دیرباز برقرار بوده و در مقاطعی، به شدت دچار فراز و نشیب شده است. مقطع به قدرت رسیدن طالبان در 1996 و تجدید حکمرانی این گروه در 2021 از این قاعده پیروی می‌کند. سیاست ایران در قبال طالبان از 1996 تا 2001 به صورت تقابلی و به محض سقوط سقوط طالبان و در ادامه، با تشکیل امارت دوم طالبان در سال 2021 این رابطه به سمت تعامل‌گرایی تغییر یافته است. سوال اصلی این پژوهش عبارتست از: چگونه و با چه کیفیتی روایت سیاست ‌خارجی جمهوری اسلامی ایران در قبال طالبان در بازه زمانی 1996 تا 2021 دچار دگرگونی شده است؟ پاسخ آن است که روایت‌های مطرح شده توسط مقامات جمهوری اسلامی ایران با اتکا به سه عنصر محیط، شخصیت‌پردازی و پیرنگ‌سازی، دچار تحول و به روایت مسلط تبدیل شده است. روایت‌پژوهی به عنوان روش پژوهش استفاده شده است.

ظرفیتها و مولفه های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن.

مقالات آماده انتشار، پذیرفته شده، انتشار آنلاین از 18 دی 1404

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.238758

سیدمحمد موسوی

چکیده قدرت نرم شکلی از قدرت ملی است که مبتنی بر جذابیت فکری و فرهنگی است. قدرت نرم فراتر از قدرت فرهنگی صرف است و شامل قدرت سیاسی و اقتصادی نیز می‌شود. هدف از نوشتار حاضر، تبیین ظرفیت ها و مولفه های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن است. در این پژوهش تلاش می کنیم با استفاده از چارچوب نظری قدرت نرم جوزف نای و روش توصیفی -تحلیلی به سئوال اصلی پژوهش مبنی بر چیستی ظرفیت های فرهنگی قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران در یمن پاسخ دهیم. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قدرت نرم فرهنگی محصول و برآیند تصویرسازی مثبت، ارائه چهره موجه از خود، کسب اعتبار در افکار عمومی داخلی و خارجی است. جمهوری اسلامی ایران به دلایل مختلفی زمینه ها و شرایط لازم را برای کسب قدرت نرم و ارتقای حد نصاب محبوبیت خود در میان کشور های منطقه به ویژه یمن فراهم ساخته است. در نتیجه ظرفیت فرهنگی ایرانیان در نسبتی که میان خود و سایر کشورها به ویژه یمن برقرار کرده است، در میان دو ضلع منابع هویتی: «اسلامیت، ایرانیت » شکل یافته است. جمهوری اسلامی ایران تواسته است با بهره گیری از ظرفیت های فرهنگی و نیروهای متحد محلی یمن، استراتژی مبتنی بر محورمقاومت و بازدارندگی را پیش ببرد.

جهان اسلام

روابط افغانستان و چین: تغییر به‌سمت شراکت استراتژیک

دوره 4، شماره 2، تابستان 1401، صفحه 1-29

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.344912.1165

سمیه مروتی، حمید احمدی، مهدی ذاکریان

چکیده روابط چین و افغانستان در دهه‌های گذشته براساس رویکرد پکن به تحولات منطقه‌ای و بین‌المللی تنظیم شده است. خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان و تصرف کابل از سوی طالبان موجب تغییر رویکرد چین در قبال افغانستان از دیدگاه‌های مختلف شد. خروج آمریکا موجب تغییر موازنۀ قدرت در افغانستان و به‌تبع آن مناطق پیرامونی آن خواهد شد. رویکرد چین نسبت به افغانستان همواره برمدار ملاحظات امنیتی بوده و در حال ‌حاضر ملاحظات اقتصادی نیز به آن افزوده شده است. طرح بزرگ اقتصادی چین در پاکستان و آسیای مرکزی در کنار نگرانی از پیوند میان گروه‌های افراطی در افغانستان با ایغورها در همسایگی این کشور از مهم‌ترین نگرانی‌های امنیتی چین است. حضور طالبان در قدرت و خروج آمریکا از افغانستان منجر به تغییر الگوی روابط از بی‌تفاوتی حساب‌شده به شراکت استراتژیک شده است. مؤلفه‌هایی مانند ‌قطعیت‌نداشتن محیطی و انطباق استراتژیک، زمینه‌ساز پذیرش این الگو از سوی چین شد. در پژوهش حاضر به بررسی چرایی تغییر رویکرد چین در قبال افغانستان از بی‌تفاوتی حساب‌شده به شراکت استراتژیک می‌پردازیم و می‌خواهیم با بیان کنشگری‌ چین در افغانستان تصویر روشنی از این تحولات ارائه دهیم.

جهان اسلام

طالبان و بازیابی حاکمیت: جنبش قوی، دولت‌ملت ضعیف

دوره 4، شماره 3، پاییز 1401، صفحه 105-130

https://doi.org/10.22034/FASIW.2022.350464.1179

محسن عباس زاده مرزبالی، کوثر طالشی کلتی

چکیده سقوط دولت افغانستان در 24 مرداد 1400 و ظهور دوبارۀ «امارت اسلامیِ» طالبان بدون مقاومت جدی از سوی نیروهای نظامی، غیرمنتظره‌ترین رویداد سال بود. پرسش این است که چگونه می‌توان قدرت‌گیری دوبارۀ طالبان را تحلیل کرد؟ در پژوهش حاضر به شیوۀ توصیفی‌تحلیلی تلاش می‌کنیم در طرح‌واره‌ای چندسویه، به این پرسش پاسخ دهیم. به ‌این‌منظور این فرضیه را مبنا قرار می‌دهیم که جنبش قومی‌مذهبی طالبان با اتکا به عنصر عصبیت، در بستر جامعه‌ای گسسته و دولت ورشکسته و تقارن با شرایط مناسب بین‌المللی، موفق به تسخیر دوبارۀ حکومت در افغانستان شد. در توجیه این فرض، امکانات تحلیلی نظریه‌های مختلف‌ را دربارۀ دگرگونی انقلابی در قالب یک چارچوب نظری ترکیبی به‌کار می‌گیریم. اضلاع این چارچوب نظری عبارت‌اند از: مفهوم عصبیت در نظریۀ سنتی دگرگونی انقلابی، نظریۀ بسیج منابع در جامعۀ گسسته، مفهوم دولت ورشکسته و نقش محیط بین‌الملل در تحولات انقلابی. در اثر هم‌نشینی عوامل چهارگانه (انسجام عصبیت ‌بنیاد جنش طالبان، ازهم‌گسیختگی اجتماعی جامعه، ورشکستگی دولت افغانستان و مدارا و کمک بازیگران خارجی) طالبان بدون مواجهه با مقاومت جدی قدرت را به‌دست گرفت. شیوۀ وقوع این تحول، به‌لحاظ شکلی به سبک انقلاب‌های شرقی (پیشرَوی از پیرامون) شباهت داشت. نتیجه اینکه، علت موفقیت طالبان در بازیابی حاکمیت خود بر افغانستان را می‌توان در تقارن جنبش قوی و دولت‌ملت ضعیف دانست: ضعف‌های متعدد دولت افغانستان و نبود یکپارچگی ملی به موازات انسجام ناشی از وحدت قومی‌مذهبی طالبان.
 

جهان اسلام

راهبرد امنیت ملی اسرائیل در مواجهه با تهدیدهای محیط پیرامونی

دوره 3، شماره 7، بهار 1400، صفحه 40-64

سید هادی برهانی، سید حامد حسینی

چکیده وضعیت عدم‌ قطعیت سبب شده است معمای امنیت همچنان عنصر ذاتی و بنیادین سیاست بین‌الملل به‌شمار رود و بازیگران را در فضای تهدید و نوعی نظام ترس نسبت به اصل بقا و خودیاری خود نگه دارد. در طول بیش از هفتاد سال از عمر دولت اسرائیل شاهد بوده‌ایم که اسرائیل با چالش‌های راهبردی و امنیتی گوناگونی مواجه بوده است. همچنان نیز تهدیدهای جدی در سطح بالا علیه موجودیت این بازیگر وجود دارد. در این مقاله به‌دنبال پاسخ این پرسش هستیم که ارزیابی اسرائیل از تهدیدهای چندوجهی چگونه است و در مرحلۀ بعد چه پاسخ‌هایی را برای این نوع از خطرها در نظر گرفته است. با توجه به واقع‌گرایی تدافعی این فرضیه را مطرح می‌کنیم که مسئلۀ بقا و امنیت همچنان اساسی‌ترین نگرانی راهبرد امنیت ملی اسرائیل است و با توجه به بیشینه‌شدن تهدیدهای ساختاری در سطح محیط پیرامونی به‌دنبال آن است که مشکل امنیتی خود را با طراحی راهبرد نوین و کاهش تهدیدها تا اندازه‌ای تخفیف دهد. نوآوری این پژوهش در شناسایی عوامل محرک راهبرد امنیت ملی اسرائیل از منظری غیرایدئولوژیک و از نگاه خود تحلیلگران اسرائیل است که بینشی را نسبت به‌ پیش‌بینی و شناخت اقدامات اسرائیل در آینده فراهم می‌آورد. همچنین با توجه به روند تهدیدها از سطح متعارف به سطوح نامتعارف، یافته‌های تحلیلی پژوهش تغییرات معناداری را در راهبرد کلاسیک امنیت ملی اسرائیل تبیین کرده است.

جهان اسلام

راهبرد سیاست خارجی امارات در بحران سوریه. 2011 - 2024

دوره 7، شماره 1، بهار 1404، صفحه 255-278

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.494048.1412

نجات سید علی

چکیده شکل‌گیری موج انقلاب‌های عربی در پایان سال 2010 در خاورمیانه، الگوی نظم منطقه‌ و کنش برخی از بازیگران منطقه‌ای را متحول و دگرگون ساخت. تحولات ناشی از خیزش‌های مردمی و افول قدرت‌های کلاسیک منطقه نظیر مصر، سوریه و عراق،امارات متحده عربی را ترغیب نمود تا با افزایش ثقل ژئوپلیتیک خود، به عنوان قدرت نوظهور و بازیگر کلیدی در معادلات منطقه‌ای نقش‌آفرینی کند. امارات که تا سال 2011 روابط خوبی با دولت بشار اسد برقرار کرده بود و یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران خارجی در سوریه به شمار می‌رفت، با آغاز بحران، روابط دیپلماتیک خود را با دمشق قطع کرد و به‌ حمایت از اپوزیسیون سوریه پرداخت. سال‌های 2012 تا 2014، دوران سیاست خارجی تهاجمی و اوج تلاش‌های امارات برای سرنگونی دولت بشار اسد بود، اما از ابتدای 2018 رویکرد ابوظبی از سیاست تهدید و فشار به سیاست تنش‌زدایی و عادی‌سازی روابط تغییر یافت.سفر وزیر خارجه امارات به دمشق در پایان سال 2021 و سفر بشار اسد به امارات در آغاز سال 2022 نقطه عطفی در روابط امارات و سوریه به شمار می‌رود. از این‌رو، پژوهش حاضر با بهره‌گیری از روش توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه‌ای و الکترونیکی به دنبال پاسخ‌گویی به این پرسش است که دلیل چرخش امارات از سیاست تهاجمی به عادی‌سازی روابط با سوریه چیست؟ در پاسخ به این پرسش، نویسنده با کاربست چارچوب مفهومی پراگماتیسم، این فرضیه را مورد آزمون قرار می‌دهد که ملاحظات منطقه‌ای و بین‌المللی و مؤلفه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی، منجر به تغییر رویکرد سیاست خارجی امارات در قبال بحران سوریه شده است


 

جهان اسلام

سیاست جمهوری اسلامی ایران در قبال کشورهای شورای همکاری خلیج فارس

دوره 2، شماره 6، زمستان 1399، صفحه 49-72

رضا سیمبر، دانیال رضاپور، صدیقه آذین

چکیده  



شورای همکاری خلیج فارس از مهم‌ترین سازمان‌های منطقه‌ای در محیط منطقه‌ای ایران است و سیاست‌های ایران همواره نقش مهمی در جهت‌گیری‌ها و اهداف شورا داشته است. مقاله حاضر سعی کرده است با واکاوی سیاست‌های ج.ا. ایران در 20 سال گذشته براساس تحولات خاورمیانه و تئوری امنیت منطقه‌ای به این سوال پاسخ دهد که مولفه و محور اصلی ج.ا. ایران پس از دفاع مقدس مخصوصا در دوران ریاست جمهوری آقای روحانی در قبال شورای همکاری خلیج فارس چه چیزی بوده است؟ این پژوهش نشان می‌دهد که در دوره دولت آقای روحانی، بهبود روابط با شورای همکاری خلیج فارس محور اصلی تلاش‌های ایران برای بهبود امنیت منطقه خلیج فارس بوده است. با این وجود، تعدادی از موانع ساختاری، عدم اعتماد تاریخی و تحرکات ایران در منطقه، روابط تهران با کشورهای شورای همکاری را شدیدا خصمانه کرده و باعث افزایش بیشتر ناامنی در منطقه شده است زیرا نفوذ فزاینده ایران در منطقه عربی همراه با سیاست ضد هژمون، به این معنی است که ابتکارات صلح ایران با شورای همکاری با موانع بزرگی روبرو شده و موفقیت ایران در کاهش تنش‌ها و برنامه‌ ترویج طرح‌های صلح با شورای همکاری خلیج فارس ثمره‌ای نداشته است. این مقاله با روش تحقیق تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای سعی در بررسی این موضوع دارد.

ابر واژگان