تحلیل ژنومهای ژئوپلیتیکی اثرگذار ایران و عربستان سعودی بر درگیریهای منطقهای دو کشور (مطالعۀ موردی سه کشور: یمن، سوریه و بحرین)
صفحه 1-26
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.385231.1245
فرزاد احمدی دوازده امامی، زهرا احمدی پور
چکیده ژنومهای ژئوپلیتیکی پدیدههای جغرافیایی مربوط به واحدهای سیاسی مستقل دارای حاکمیت یا همان کشورها هستند که تفکر راهبردی و سیاست داخلی و خارجی آن را میسازند. این ژنومها که مختص به هر کشور هستند، تحلیل سیاست خارجی و شیوۀ کنش بازیگران در سطوح ملی، منطقهای و جهانی را پیشبینیپذیر میکنند. از آنجا که ایران و عربستان سعودی دو بازیگر اصلی منطقۀ جنوب غربی آسیا هستند، شناخت ژنومهای ژئوپلیتیکی آنان برای تحلیل سیاست خارجی و کدهای ژئوپلیتیکی آنان اهمیت فراوان دارد. در این پژوهش در پی شناسایی ژنومهای تأثیرگذار دو کشور هستیم تا ضمن پیبردن به شیوۀ تأثیر آنها در شکلدادن به سیاست خارجی آنها، نقش این ژنومها در مهمترین فضاهای درگیری میان ایران و عربستان را تشریح کنیم. فرضیۀ پژوهش بدین شکل مطرح میشود که بهنظر میرسد ژنومهای ژئوپلیتیکی متفاوت ایران و عربستان زمینهساز منازعات دو کشور در سطح منطقه هستند. روش پژوهش نیز توصیفیتحلیلی و بر پایۀ اطلاعات و منابع کتابخانهای است. نتیجۀ پژوهش نشان میدهد میان ژنومهای دو کشور و توسعۀ رقابت و منازعات دو کشور رابطۀ مستقیمی برقرار است.
زمینههای سقوط جمهوریت با مطالعۀ رفتار رأیدهی مردم افغانستان (مطالعۀ موردی انتخابات ریاستجمهوری سال 2019)
صفحه 27-51
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.420991.1291
رضا اختیاری امیری، علی کریمیمله، غلامعباس حسینی
چکیده چهارمین انتخابات ریاستجمهوری افغانستان در زمان تقابل حکومت مرکزی با طالبان در مذاکرات صلح دوحه و جنگ در بخشهای گستردۀ کشور برگزار شد. انتخابات پس از چندین ماه به تعویقافتادن، سرانجام در سپتامبر 2019 برگزار شد. خیلی زود آمار شرکتکنندگان سرخط خبرها قرار گرفت. حدود 2 میلیون و 600 هزار نفر یعنی فقط 20 درصد از واجدان رأیدهی پای صندوقهای رأی حاضر شده بودند. این عدم استقبال، خبر از تحولی بزرگ در افکار عمومی و اوضاع نابسامان وضعیت سیاسی افغانستان میداد. اینکه زمینههای سقوط نظام جمهوریت در افغانستان در رفتار رأیدهندگان انتخابات ریاستجمهوری سال 2019 چگونه نمود یافته بوده است؟ پرسشی است که در این پژوهش با یاریگرفتن از نظریات رفتار رأیدهی اندیشمندانی همچون پیپا نوریس، رابرت دال و اینگلهارت به روش توصیفیتبیینی و با استفاده از منابع کتابخانهای در پی پاسخدادن به آن هستیم. یافتههای این پژوهش نشان میدهد رفتار رأیدهی مردم افغانستان زنگ خطر مهمی را برای حکومت مرکزی و بهتبع آن حیات دموکراسی به صدا در آورده بود. عدم مشارکت حداکثری در انتخابات که یکی از مهمترین نمادهای دموکراسی است، نشاندهندۀ بیاعتمادی مردم به نظام و روشنگر مقبولیتنداشتن آن در جامعه است. رفتار رأیدهندگان افغانستانی در سال 2019 نشان داد که هیچ شخص و گروهی به آن توجه نکرده و کمتر از دو سال بعد نتیجۀ آن با سقوط جمهوریت و بازگشت طالبان نمایان شد. این رفتار رأیدهندگان زمینههایی داشته است که در این پژوهش آنها را بررسی میکنیم.
.اصول و قواعد حاکم بر اساسیسازی سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران (رهیافتها و دریافتها)
صفحه 53-77
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.428381.1304
محمدرضا بدرگرمی، محمد حبیبی مجنده
چکیده قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران در اعلام سیاست خارجی شامل اصولی است که تبیینکنندۀ مبانی و اهداف برآمده از مکتب اسلام و انقلاب اسلامی و دارای ماهیت خاص مذهبی و سیاسی است که آن را از سایر قوانین اساسی نظامهای سیاسی تا حدود زیادی متمایز میکند. با اینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران اصول راهبردی سیاست خارجی احصا شده است، تأمل در خصوص ارزیابی نظاممند تنظیم و اجرای سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران براساس میزان التزام مجریان سیاست خارجی به اصول و موازین قانون اساسی حوزهای است که هنوز آنطور که باید مورد توجه پژوهشگران عرصۀ سیاست خارجی قرار نگرفته است. با وجود این، مروری بر ورودیهای قانون اساسی مربوط به موضوعات سیاست خارجی نشاندهندۀ نبود منابع خاص پژوهشی در راستای عینیتبخشیدن به ظرفیتهای موجود در قانون اساسی (اساسیسازی) برای ارتقای سیاست خارجی با هدف تأمین بیش از پیش منافع ملی در چارچوب حقوق اساسی است. این امر نشان میدهد که در این زمینه دستکم کم کار شده است. با آگاهی از این وضعیت در قالب این پژوهش به این پرسش پاسخ میدهیم که تأثیرپذیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی از قانون اساسی در چارچوب اساسیگرایی چگونه است؟ در این زمینه، با استفاده از منابع کتابخانهای، اسنادی و اینترنتی توضیح داده میشود که با توجه به ظرفیتهای همهجانبۀ قانون اساسی، سیر سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران در راستای تأمین منافع ملی با تأکید بر واژۀ سعادت بشری از جمله هر ایرانی در چارچوب قانوناساسی، تکاملی است.
سناریوهای آیندۀ وضعیت اعتماد اجتماعی در سال 1404
صفحه 79-109
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.346325.1169
مرتضی بشارتی هولاسو، رزیتا سپهرنیا، علی hکبر رضایی،، عباسعلی قیومی، محسن قدمی
چکیده اعتماد اجتماعی مهمترین شاخص سرمایۀ اجتماعی است که ارتقای آن انسجام و همبستگی بین اعضای جامعه، گروهها و سازمانها را تقویت میکند. هدف این پژوهش، تدوین سناریوهایی دربارۀ آیندههای ممکن، محتمل و مطلوب اعتماد اجتماعی در سال 1404 ساکنان شهر تهران است. روش این پژوهش، ترکیبی از روشهای کمی و کیفی است؛ با مرور منابع و بررسی و تحلیل اسناد، مصاحبۀ اکتشافی، پویش محیطی و دلفی خبرگان، 11 پیشران اصلی شناسایی و با روش تحلیل ماتریس متقاطع و روش تحلیل ماتریس موازنه بر گذار، سناریوهای ممکن، محتمل و مطلوب آیندۀ اعتماد اجتماعی تدوین شده است. با بهکارگیری نرمافزار سناریو ویزارد، 288 سناریو ممکن از ترکیب وضعیتهای احتمالی توصیفگرهای پیشرانها گزارش شد. از این تعداد، دو سناریو با سازگاری و هماهنگی درونی بود. در سناریوی اول، دوزخ، چاه ویل، آیندۀ وضعیت اعتماد اجتماعی، در تمام سطوح (اعتماد نهادی، اعتماد تعمیم یافته و اعتماد بینشخصی) دچار سیر کاهشی شدید بوده و بیاعتمادی بهصورت چشمگیری افزایش خواهد یافت. در تصویر مطلوب آیندۀ وضعیت اعتماد اجتماعی، سناریوی دوم که با عنوان مدینۀ فاضله، بهشت، شراب طهور، نامگذاری شده است، برعکس سناریوی اول، وضعیت اعتماد اجتماعی در هر سه سطح سیر افزایشی و بسیار مطلوبی خواهد داشت. با توجه به یافتههای پژوهش حاضر و احتمال بیشتر وقوع سناریوی اول (سناریو محتمل)، براساس نظر خبرگان، برخی از راهبردهای پیشنهادی برای تحقق سناریوی دوم (سناریوی مطلوب) شامل تثبیت دموکراسی، اجرای یکسان قانون دربارۀ همۀ مردم، اصلاح یا لغو قوانین فسادزا و نیز تسهیل گردش آزادانۀ اطلاعات میشود.
تبیین ابعاد مؤلفههای امنیتی طرح گاپ ترکیه از منظر مکتب کپنهاگ
صفحه 111-135
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.432539.1312
شیلان خاکی، جهانگیر کرمی، سید اسدالله اطهری
چکیده امروزه خاورمیانه از یکسو شاهد جابهجایی نسبی منبع قدرت از نفت به آب و از سوی دیگر، سوءمدیریت حکمرانی بینحوضهای آن است. این مسئله در کنار کمیابی این منبع و تغییرات اقلیمی جهانی سبب شده است ترکیه با اجرای کلانپروژۀ گاپ از کنترل خود بر منابع آبی برای بهنتیجهرساندن سیاستهای توسعهطلبانۀ خود در منطقه بهویژه کشورهای منتفع از آب دجله و فرات، بهعنوان ابزار فشار بهرهبرداری کند. همچنین همزمان به درخواستهای مکرر همسایگان (ایران، سوریه و عراق) مبنی بر حقابه بیاعتنا است. این پژوهش با استفاده از روش توصیفیتحلیلی و منابع کتابخانهای و رسانهای بهدنبال پاسخ به این پرسش است چگونه طرح گاپ ترکیه موجب ایجاد بحران در خاورمیانه بهویژه کشورهای پاییندست این طرح خواهد شد؟ براساس مکتب کپنهاگ، یافتهها نشان میدهد اجرای طرح گاپ منجر به وابستگی سیاسی کشورهای پاییندست به ترکیه و آسیبها و پیامدهای گسترده در این کشورها با عنوان تهدیدات پنجگانۀ امنیت (زیستمحیطی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و نظامی) میشود و این پیامدهای مخرب با نگاه ایدئولوژیک ترکیه و تبدیل آب به منبع اعمال قدرت همچون نفت، محقق میشود.
تحلیل رقابتهای سیاسی و اقتصادی آمریکا و چین در خاورمیانه در سالهای 2021 تا 2023
صفحه 137-162
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.397560.1260
حسین کریمی فرد
چکیده چین و ایالات متحدۀ آمریکا بهعنوان دو قدرت بزرگ دارای روابط رقابتآمیز در حوزهها و موضوعات سیاسی و اقتصادی هستند. دورۀ زمانی از ابتدای ریاستجمهوی بایدن تا سال 2023 در نظر گرفته شده است. هدف از نگارش این مقاله بررسی سیاست آمریکا و چین در منطقۀ خاورمیانه براساس مفهوم «رقابت» است. در این مقاله بهدنبال پاسخ هستیم که چین و آمریکا در سالهای 2021 تا 2023 چه سیاستی را در خاورمیانه پیگیری میکنند؟ فرضیه این پژوهش که تلاش میشود با متدلوژی تحلیلی و تبیینی به آن پاسخ داده شود این است که سیاست آمریکا در خاورمیانه بر حمایت از اسرائیل، نفت و ترانزیت انرژی، تهدیدانگاری ایران و فروش تسلیحات استوار است. بنابراین از سیاست ایجاد تنش بین کشورهای این منطقه حمایت میکند، اما سیاست چین در این منطقه بر ایجاد رابطۀ سیاسی و اقتصادی با دشمنان آمریکا (مانند ایران) و جداکردن متحدان مردد و بیاعتماد به آمریکا (مانند عربستان، امارات متحدۀ عربی و قطر) و مشارکت اقتصادی با آنها و دسترسی به بازار نفتوانرژی است. یافتههای پژوهش نشان میدهد که اعتماد به نفس چین برای رقابت با آمریکا در منطقۀ خاورمیانه در سالهای 2021تا 2023 افزایش یافته است. بنابراین خواستار افزایش نفوذ خود در این منطقه است.
تحلیل جایگاه نئوپاتریمونیالیسم در سیاست خارجی عربستان سعودی
صفحه 163-187
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.414114.1283
محمدرضا محمدی، کیهان برزگر، نفیسه سادات قادری
چکیده شناخت نقش، جایگاه و میزان تأثیرگذاری متغیرهای داخلی و اهمیت آن بر فرایند تصمیمسازی در عرصۀ سیاست خارجی اهمیت ویژهای دارد. سیاست خارجی در امتداد سیاست داخلی قرار دارد و تصمیمات این حوزه برخواسته از شرایط و متغیرهای داخلی مانند ساختار ادارۀ دولت، سازوکارهای انتقال قدرت، تأثیر افراد، نهادها و ساختار و فرهنگ سیاسی کشور است. از دیگر سو، پاتریمونیالیسم بهعنوان بخشی از ساختار سنتی کشورهای حاشیۀ جنوبی خلیج فارس که انتقال قدرت بهصورت موروثی را بههمراه دارد و تأثیر آن بر سیاست خارجی این کشورها بهویژه عربستان سعودی، موضوعی است که کمتر بدان پرداخته شده است. در این پژوهش با این فرض که کاربست رویکردهای مختلف در سیاست خارجی عربستان، از ابتدای شکلگیری بر عنصر پادشاه بهعنوان هستۀ اصلی قدرت بناشده، بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که نوپاتریمونیالیسم و تأثیر آن در سیاست خارجی این کشور چیست؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد که مفاهیم هویتی، جانشینی و ساختاری و فرهنگ سیاسی از مهمترین عوامل در رویکردهای مختلف سیاست خارجی عربستان هستند که از ابتدای شکلگیری آن تاکنون بر عنصر پادشاه بهعنوان هستۀ اصلی قدرت بناشده و رفتار دولت در حوزۀ خارجی را همواره تابعی از وضعیت و شرایط قدرت پادشاه در نظام سیاسی، فرایندهای جانشینی در این کشور و سیستمهای تابعۀ آن کرده است. در حالی که تصمیمسازان سیاست خارجی نسل پیشین عربستان، احتیاط، محافظهکاری و شکیبایی را در سیاست خارجی مهم میدانستند، انتقال قدرت در قالب نوپاتریمونیالیسم به نسل جدید نخبگان سیاسی عربستان، به درپیشگرفتن سیاستهای جدید و تهاجمی منجر شده است.
تأثیرات سدسازیهای ترکیه بر امنیت ملی عراق
صفحه 189-213
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.409778.1278
محمد نادری، مهناز گودرزی، مجید توسلی رکنآبادی، سید جواد امام جمعهزاده،
چکیده آب، نقشی حیاتی و اهمیتی راهبردی در محیط زیست، توسعۀ اقتصادی پایدار، حیات فرهنگی و اجتماعی، منافع سیاسی و امنیتی و در مجموع قدرت ملی و توسعه پایدار دارد. کمبود آب، رقابت بر سر دستیابی، تصاحب و تسلط بر این عنصر حیاتی بهویژه در شیوه و میزان بهرهبرداری از منابع آبی مشترک را تشدید کرده است. سدسازیهای ترکیه بر دجله و فرات، تأثیرات گستردهای بر محیط زیست، سلامت، معیشت و امنیت ساکنان منطقه و کشورهای تأثیرپذیر داشته و به مهاجرت، خشکشدن تالابها، بیابانزایی و بروز ناآرامیها منجر شده است. عراق بهدلیل محدودیتهای ژئوپلیتیکی، آسیبپذیرترین کشور منطقه در بحران آب است. دجله و فرات، اصلیترین منبع تامین نیازهای آبی این کشور است. ترکیه با برخورداری از موقعیت بالادستی در حوضۀ آبریز دجله و فرات، 14 سد بر فرات و 8 سد روی دجله ساخته است. هدف پژوهش تبیین تأثیرات سدسازیهای ترکیه بر امنیت ملی عراق است. در این پژوهش با روش توصیفیتحلیلی میکوشیم به این پرسش پاسخ دهیم که سدسازیهای ترکیه چه تأثیراتی بر امنیت ملی عراق برجای گذاشته است؟ یافتههای پژوهش نشان میدهد، سدسازیهای ترکیه، علاوه بر نابودی بخش قابل توجهی از پوشش گیاهی و زمینهای کشاورزی، زیانهای اقتصادی و آسیبهای اجتماعی، تالابهای منطقه میانرودان را با خطر نابودی مواجه و به مرکز اصلی شکلگیری و انتقال ریزگرد تبدیل و به معضلات زیستمحیطی منطقه و کشورهای تأثیرپذیر، بهویژه عراق منجر شده است؛ این سدسازیها «تهدید وجودی» عراق است. اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانهای و فیشبرداری از اسناد، کتب، مقالات، رسانهها و منابع الکترونیکی گردآوری شده است.
آسیبشناسی عملکرد ایران در مواجهه با جریانات نوسلفی در منطقۀ خاورمیانه
صفحه 215-239
https://doi.org/10.22034/FASIW.2024.355607.1196
مرتضی نورمحمدی، سعید کریمی ،
چکیده افق تمدنی انقلاب اسلامی و بهتبع آن ضرورت تعیین جایگاه کنشگران اسلامگرا در میان عناصر تمدن، آرمان وحدت اسلامی و نقشآفرینی ایران بهشکل یک دولت انقلابی که بهطبع به ارجحیت جنبشهای دینی بر دولتهای محافظهکار میانجامد، ایجاب میکند که جریانات اسلامگرا بهشیوۀ عام و اسلامگرایان سیاسی بهشکل خاص در هدفگذاریهای سیاسی و امنیتی و راهبردهای کلان نظام جایگاه ویژهای داشته باشند. در این پژوهش میخواهیم با درنظرگرفتن این الزام به آسیبشناسی عملکرد ایران در مواجهه با یکی از اثرگذارترین و پربسامدترین جنبشهای معاصر اسلامگرای سنی یعنی «جنبش نوسلفیه» بپردازیم. با این هدف و با کاربست رویکرد توضیحیتبیینی، تعامل و تعارضات جریانات نوسلفی و نهضت انقلابی شیعی در ایران در سه دورۀ تاریخی (پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، پس از شکلگیری نظام اسلامی تا تحولات عربی در سال ۲۰۱۱ و پس از آن) و در قالب سه سطح کنشگری (جنبش ـ جنبش، جنبش ـ دولت و دولت ـ دولت) را بررسی میکنیم. در پژوهش بهدنبال پاسخ این پرسش هستیم که چهار دهه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، از منظر کارکردی چه عواملی موجب واگرایی ایران با جریانات نوسلفی شده است؟ فرضیۀ پژوهش این است که شناخت ناکافی و یکسانانگاری بین جریانات سلفی در قالب وهابیگری، محو تدریجی رگههای کنشگری نهضتی در میان نخبگان فکری و ابزاری دستگاه سیاست خارجی ایران، ارجحیت ارتباط با جریانات اسلامگرای سکولار و صوفی بهجای اسلامگرایان سیاسی و عدم تلاش برای برقراری گفتوگوهای راهبردی و تعامل انتقادی فعال با جنبشهای نوسلفی، سبب واگرایی ایران با جریانهای مورد نظر را فراهم کرده است.
بازگشت سرمایه، نقش ژئواکونومی سوریه بر وضعیت راهبردی ایران در منطقۀ غرب آسیا؛ با نگاه ویژه به بندر لاذقیه (2018-2023)
صفحه 241-264
https://doi.org/10.22034/FASIW.2023.399230.1265
مهدی هدایتی شهیدانی، صدیقه آذین
چکیده کنش میان دو کشور ایران و سوریه در غرب آسیا برخواسته از تاریخچۀ دیپلماسی فعال میان آنان در زمینههای مختلف است. در این میان بیش از هر موضوعی، ارتباط میان تهران با دمشق پس از گذار از بخشهای سخت و نظامی در جنگ داخلی سوریه و تولد داعش از میانۀ آن، از ویژگیهای مطلوب جغرافیای اقتصادی سوریه متأثر بوده است. این پرسش طرح میشود که تأثیر جایگاه ژئواکونومیکی سوریه بر وضعیت راهبردی ایران در منطقۀ خاورمیانه در سالهای 2018 تا 2023 چه بوده است؟ در پاسخ این فرضیه مطرح میشود که ژئواکونومی سوریه پس از سقوط داعش موجب تثبیت نفوذ ایران در سوریه و افزایش نقشآفرینی منطقهای در دو بعد سیاسی و اقتصادی شده است. با تکیه بر نظریۀ ژئواکونومی، نتایج پژوهش نشان میدهد که ویژگیهای سوریه همانند قرارگرفتن در کنارههای مدیترانه، حلقۀ اتصال میان سه قاره و بندرهای بزرگ اقتصادی و راهبردی همچون لاذقیه، موجب تقویت وضعیت راهبردی ایران در منطقه شده است. این مقاله با استفاده از دادههای اسنادی و آماری با روش توصیفیتحلیلی فرضیه فوق را مورد آزمون قرار داده است.
