کلیدواژه‌ها = جهان اسلام
جهان اسلام

.تحلیل لایه‌های علی گسترش پدیده اسلام هراسی در غرب

دوره 7، شماره 3، پاییز 1404، صفحه 296-327

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.458502.1351

اکرم خلیفه، زاهد غفاری هشجین، ایوب نیکونهاد

چکیده مسئله اسلام‌ستیزی و اسلام هراسی در مغرب زمین گرچه یک پدیده تاریخی است و از زمان ظهور اسلام تا امروز به شکل‌های مختلف در غرب خود را نشان داده است اما در دهه‌های اخیر مسئله اسلام هراسی و اهانت به باورهای مسلمانان در غرب شدت بیشتری گرفته و باوجود رسانه‌های نوین ارتباطی این مقوله برجسته‌تر نیز شده است. پژوهش پیش‌روی به دنبال پاسخ به این پرسش است که ریشه‌ها و علل گسترش اسلام هراسی در غرب چیست؟ ابزار پاسخگویی به این پرسش بهره‌گیری از روش تحلیل لایه‌های علی است که یکی از روش‌های متداول در آینده‌پژوهی است که داده‌های مرتبط با هریک از این لایه‌ها از دو طریق پیمایش محیطی متون و مصاحبه با 7 نفر از خبرگان که صاحب آثاری در این حوزه بوده اند، به‌دست‌آمده است. یافته‌های پژوهش بیانگر آن است که ریشه‌ها و علل اسلام هراسی در مغرب زمین دربرگیرنده طیفی از مسائل از لایه‌های عینی و نظام‌های علی سیاسی، اجتماعی و... تا لایه‌های گفتمان- جهان‌بینی و اسطوره-استعاره است. تئوریزه شدن و بسط اجتماعی اسلام هراسی در غرب نه یک کنش بلکه واکنشی منفعلانه و از سر استیصال در برابر موج رو به گسترش اسلام‌خواهی و اسلام‌گرایی است که بنیان‌های فکری و فرهنگی غرب را به چالش کشیده است و در آینده این روند اسلام‌ستیزی و اسلام هراسی در غرب گسترش پیدا خواهد کرد.

تحلیل نقش دولت در تنظیم بازار غیر متشکل پولی و تأثیر آن بر امنیت اقتصادی جهان‌اسلام

دوره 6، شماره 3، پاییز 1403، صفحه 311-339

https://doi.org/10.22034/fasiw.2024.420586.9290

حامد کاویانی، محمدرضا ویژه، ولی رستمی

چکیده در بسیاری از کشورهای اسلامی، بازار غیرمتشکل پولی به عنوان یکی از چالش‌های ساختاری نظام مالی، موجب بروز بحران‌های امنیتی، اقتصادی و اجتماعی شده است. فعالیت موسسات اعتباری غیرمجاز در این بازار، به دلیل خلأهای قانونی و ضعف نظارت نهادهای حاکمیتی، نه‌تنها موجب انحراف از سیاست‌های پولی و بانکی کشورها شده، بلکه اعتماد عمومی به نظام مالی را نیز با تهدید مواجه ساخته است. مسئله اصلی این پژوهش، بررسی ابعاد حقوقی و سیاست‌گذاری دولت در ساماندهی بازار غیرمتشکل پولی و سنجش تأثیر آن بر امنیت، شفافیت و سلامت نظام پولی در کشورهای اسلامی است. سؤال محوری آن است که چگونه می‌توان با بهره‌گیری از ابزارهای حقوقی و مقررات‌گذاری دولت، الگوی مطلوبی برای کنترل و هدایت بازار غیرمتشکل پولی طراحی کرد تا ضمن مقابله با فعالیت موسسات اعتباری غیرمجاز، از بروز بحران‌های مالی و اجتماعی در جهان اسلام جلوگیری شود؟ فرضیه پژوهش بر این مبنا استوار است که تدوین مقررات جامع و اعمال نظارت مؤثر توسط نهادهای مرکزی پولی، به ویژه بانک مرکزی، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در کاهش مخاطرات ناشی از بازار غیرمتشکل پولی ایفا کرده و زمینه‌ساز ارتقاء سلامت و شفافیت نظام مالی کشورهای اسلامی گردد. این مقاله با روش تحلیلی-توصیفی و با بهره‌گیری از منابع حقوقی، مقررات داخلی و بین‌المللی، به ارائه راهکارهایی برای طراحی الگوی مقررات‌گذاری مطلوب در بازار پولی جهان اسلام می‌پردازد.
 
 

جهان اسلام

تحلیل سیاست خارجی تهاجمی/ کنشگرانه عربستان از منظر رئالیسم نئوکلاسیک(2010-2020)

دوره 2، شماره 6، زمستان 1399، صفحه 1-24

مرضیه سادات الوند، مریم سادات حسینی

چکیده عربستان سعودی به­عنوان یکی از کشورهای مهم و تأثیرگذار جهان اسلام و منطقه خاورمیانه به داشتن رویکردی محافظه­کارانه در سیاست خارجی خود مشهور بوده است و غالبا به­عنوان بازیگری که حامی وضع موجود و مخالف تغییر است، شناخته شده بود. با این وجود رفتارهای این کشور در طول دهه گذشته در عرصه منطقه­ای نشانگر عبور این کشور از رویکرد محافظه­کاری و تمایل شدید به رویکردی تهاجمی است. تحلیل رئالیسم نئوکلاسیک، تحلیلی چندسطحی است و به بررسی عوامل سطح واحد، دولت و عوامل کلان پرداخته و با ادغام عوامل داخلی و خارجی، نظریه­ای کامل و مناسب از سیاست خارجی ارائه می­دهد. به این دلیل، ادعای نگارندگان بر آن است که رئالیسم نئوکلاسیک چارچوب نظری منسجم و مناسب­تری در فهم سیاست خارجی عربستان سعودی به دست می­دهد. در این راستا، این نوشتار با روش تحلیلی-تبیینی و با استفاده از منابع کتابخانه­ای درصدد پاسخ به این پرسش است که رفتار سیاست خارجی تهاجمی عربستان سعودی در دهه اخیر از منظر رئالیسم نئوکلاسیک چگونه قابل تبیین است؟ بر این اساس فرضیه مقاله آن است که با توجه به تغییر شرایط داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی عربستان سعودی؛ الگوهای رفتاری سیاست خارجی این کشور از حالتی محافظه‌کارانه به سوی رفتاری تهاجمی و امنیتی محور سوق یافته است و سطح داخلی به اندازه سطح سیستمی و کلان در این تحول نقش مؤثری ایفا نموده است. نتایج تحقیق موید آن است که حضور سطوح چندگانه تحول رفتار سیاست خارجی عربستان، سبب تداوم رویکردهای ناشی از تحول نیز شده‌است.

جهان اسلام

واکاوی و تبیین بحران‌های ژئوپلیتیک جهان اسلام

دوره 2، شماره 6، زمستان 1399، صفحه 73-96

محسن جان پرور، ریحانه صالح آبادی، ساجد بهرامی جاف

چکیده جهان اسلام گستره‌ای وسیع از کشورها با جمعیت متعدد و متنوع است. دارا بودن جمعیت انسانی و نیز منابع جغرافیایی قدرت سبب بروز بحران‌های متعددی بین بازیگران مختلف در این گستره شده است. در این میان بحران‌های ژئوپلیتیکی به دلیل پایداری و تداومی که دارند به سادگی قابل حل نیستند از این‌رو از نوع بحران‌های درازمدت محسوب می‌شوند و اغلب باعث بروز درگیری‌ها و تنش‌های فراوان بین سازه‌های انسانی و فضایی می‌شوند. این مقاله با هدف بررسی بحران-های ژئوپلیتیکی جهان اسلام با روش تحقیق توصیفی – تحلیلی نوشته شده است و اطلاعات مورد نیاز با استفاده از روش کتابخانه‌ای و با مراجعه به منابع معتبر، کتب مقالات گردآوری گردید. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که بحران ژئوپلیتیک در منطقه جهان اسلام از نوع وضعیتی می‌باشد که در آن منابع جغرافیایی قدرت به عنوان منبع اصلی منازعه، کشمکش، اختلاف و غیره بین بازیگران در مناسبات فروملی، ملی، منطقه‌ای و جهانی می‌باشد. به بیان دیگر بحران ژئوپلیتیک در این منطقه زمانی ایجاد می‌شود که بازیگران در مناسبات فروملی، ملی، منطقه‌ای و جهانی خود روی یک یا چند منبع جغرافیایی قدرت با یکدیگر اختلاف داشته باشند و به رقابت با یکدیگر بپردازند. در نهایت نتایج تحقیق نشان می‌دهد که به صورت کلی بحران‌های ژئوپلیتیک جهان اسلام ناشی از مناسبات سیاسی بین بازیگران بوده و منابع جغرافیای قدرت را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد.

جهان اسلام

بررسی نقش رقابت بین قدرت‌های منطقه‌ای در واگرایی جهان اسلام با محوریت ایران و عربستان

دوره 2، شماره 5، پاییز 1399، صفحه 1-32

سید علی منوری، حامد رحمانی، ندا عسگری

چکیده قدرت‌های منطقه‌ای همواره موتور محرکۀ توسعه و امنیت منطقه­ای در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی هستند. به‌طوری که سیاست‌های کلان منطقه در ابعاد مختلف با سیاست‌ها و خط‌مشی‌های قدرت‌های منطقه‌ای خود را سازگار و همسان می‌کنند و این وضعیت طیفی از فرصت تا تهدید را به منطقۀ جهان اسلام تحمیل کرده است. قدرت‌های منطقه‌ای با توجه به ظرفیت‌های فرهنگی، اقتصادی، جغرافیایی و نظامی خود می‌توانند منطقه را به‌سوی رقابت و تنش سوق دهند یا با استفاده از دیپلماسی عمومی و درک ظرفیت‌های موجود، منطقه را به‌سوی همگرایی ببرند و هم‌سوی با آن توسعۀ پایدار و امنیت پایدار را در منطقه به ارمغان بیاورند. نمونۀ درک صحیح از منطقه و نقش سازندۀ قدرت‌های منطقه‌ای در همگرایی در اتحادیۀ اروپا به‌طور کامل مشهود است و نمونۀ نقش مخرب قدرت‌های منطقه‌ای در همگرایی در جهان اسلام برجسته است. در جهان اسلام قدرت‌های منطقه‌ای از جمله ایران و عربستان وجود دارند که با توجه به وزن بالای ژئوپلیتیکی دو قدرت در صورت درک واقعیت­های موجود مبتنی بر منافع جمعی در سطح ملی و منطقه­ای می‌توانند نقشی بی‌بدیل در همگرایی جهان اسلام ایفا ک
قدرت‌های منطقه‌ای همواره موتور محرکۀ توسعه و امنیت منطقه­ای در ابعاد سیاسی، اقتصادی، فرهنگی هستند. به‌طوری که سیاست‌های کلان منطقه در ابعاد مختلف با سیاست‌ها و خط‌مشی‌های قدرت‌های منطقه‌ای خود را سازگار و همسان می‌کنند و این وضعیت طیفی از فرصت تا تهدید را به منطقۀ جهان اسلام تحمیل کرده است. قدرت‌های منطقه‌ای با توجه به ظرفیت‌های فرهنگی، اقتصادی، جغرافیایی و نظامی خود می‌توانند منطقه را به‌سوی رقابت و تنش سوق دهند یا با استفاده از دیپلماسی عمومی و درک ظرفیت‌های موجود، منطقه را به‌سوی همگرایی ببرند و هم‌سوی با آن توسعۀ پایدار و امنیت پایدار را در منطقه به ارمغان بیاورند. نمونۀ درک صحیح از منطقه و نقش سازندۀ قدرت‌های منطقه‌ای در همگرایی در اتحادیۀ اروپا به‌طور کامل مشهود است و نمونۀ نقش مخرب قدرت‌های منطقه‌ای در همگرایی در جهان اسلام برجسته است. در جهان اسلام قدرت‌های منطقه‌ای از جمله ایران و عربستان وجود دارند که با توجه به وزن بالای ژئوپلیتیکی دو قدرت در صورت درک واقعیت­های موجود مبتنی بر منافع جمعی در سطح ملی و منطقه­ای می‌توانند نقشی بی‌بدیل در همگرایی جهان اسلام ایفا کنند، اما به‌دلایل گوناگون ساختاری و کارکردی دو قدرت نقشی سازنده در همگرایی جهان اسلام ایفا نکرده‌اند.
در این پژوهش از روش توصیفی‌تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی در پی پاسخ‌گویی به این پرسش هستیم که نقش قدرت‌های منطقه‌ای در واگرایی در جهان اسلام چیست؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در جهان اسلام با محوریت دو قدرت منطقه‌ای ایران و عربستان به‌دلیل اختلافات بر سر حوزۀ نفوذ، تضادهای ایدئولوژیکی، اختلاف ساختار سیاسی قدرت‌ها و اختلافات ژئواکونومی قدرت‌های منطقه‌ای ایران و عربستان نقش مخربی در همگرایی در جهان اسلام داشته‌اند.
نند، اما به‌دلایل گوناگون ساختاری و کارکردی دو قدرت نقشی سازنده در همگرایی جهان اسلام ایفا نکرده‌اند.
در این پژوهش از روش توصیفی‌تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی در پی پاسخ‌گویی به این پرسش هستیم که نقش قدرت‌های منطقه‌ای در واگرایی در جهان اسلام چیست؟ نتایج پژوهش نشان می‌دهد که در جهان اسلام با محوریت دو قدرت منطقه‌ای ایران و عربستان به‌دلیل اختلافات بر سر حوزۀ نفوذ، تضادهای ایدئولوژیکی، اختلاف ساختار سیاسی قدرت‌ها و اختلافات ژئواکونومی قدرت‌های منطقه‌ای ایران و عربستان نقش مخربی در همگرایی در جهان اسلام داشته‌اند.

نقش قدرت‌های فرامنطقه‌ای در بحران‌های ژئوپلیتیکی جهان اسلام

دوره 2، شماره 3، بهار 1399، صفحه 1-23

سیدعباس احمدی، کمال رنجبری، عبدالله شریفی

چکیده جهان اسلام یکی از مناطق حساس و استراتژیک در نظام ژئوپلیتیک در سطح کروی است. ذخایر عظیم انرژی، دریاها و راه‌های ارتباطی و همچنین وسعت گسترده و جمعیت زیاد آن، این منطقه را به منطقه‌ای کانونی در معادلات سیاسی و ژئوپلیتیکی تبدیل کرده است. در جهان اسلام فرصت‌های گوناگونی وجود دارد به طوری که همگرایی در جهان اسلام این پتانسیل را دارد که ساختار قدرت جهانی را با تغییرات بنیادی مواجه کند. علی‌رغم وجود ظرفیت‌های گسترده انسانی و طبیعی بحران‌های ژئوپلیتیکی در منطقه جهان اسلام تأثیرات مخربی بر توسعه پایدار و امنیت پایدار در این منطقه داشته است به طوری که بحران‌های ژئوپلیتیکی مانع اصلی همگرایی در بین کشورها در جهان اسلام بوده‌اند. این بحران‌ها باعث شده‌اند که ظرفیت‌های اقتصادی کشورهای جهان اسلام شکوفا نشوند و هم‌چنین کشورها مشغول مسائل امنیتی و حاشیه‌ای و کشمکش‌های سیاسی باشند. با توجه به اهمیت ژئوپلیتیکی این منطقه لذا نقش قدرت‌های جهانی در بحران‌های ژئوپلیتیکی این منطقه مشهود است. این پژوهش با ماهیت توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه‌ای به نقش قدرت‌های جهانی در بحران‌های ژئوپلیتیکی جهان اسلام پرداخته است. نتایج پژوهش نشانگر آن است که قدرت‌های فرامنطقه‌ای بر اساس اهداف، استراتژی‌ها و منافع خود در ابعاد ژئواکونومیکی، ژئوکالچر و هیدروپلیتیکی جهان اسلام باعث تشدید بحران‌های ژئوپلیتیکی شده‌اند.

قابلیت‌ها و ظرفیت‌های همگرایی در جهان اسلام

دوره 2، شماره 3، بهار 1399، صفحه 115-145

محمدرضا حافظ‌نیا، میثم میرزائی تبار

چکیده جهان اسلام پهنه سرزمینی وسیعی با پراکنش جمعیتی مسلمانان، از سواحل اقیانوس اطلس تا غرب چین و با امتداد و جهت جغرافیایی تقریباً جنوب‌غربی – شمال‌شرقی است که برخوردار از امتیازات اقتصادی، جغرافیایی، ژئوپلیتیکی، ژئواستراتژیکی، ژئواکونومیکی، ژئوکالچری و... است. با وجود موقعیت مناسب کشورهای اسلامی و برخورداری از بسیاری از ظرفیت‌ها و مزیت‌ها، این کشورها همواره با مشکلات عدیده‌ای در ابعاد مختلف خصوصاً در ابعاد اقتصادی و توسعه‌‌ای روبرو بوده‌ و هستند. یکی از مهم‌ترین معضلات موجود در دنیای اسلام، موضوع اختلافات و تنش‌ها در میان کشورهای اسلامی و واگرایی‌ها است که توسعه‌ی کشورهای اسلامی را در جهت منفی متأثر کرده است. مقاله حاضر، با روش توصیفی - تحلیلی و بهره‌گیری از منابع کتابخانه‌ای درصدد بررسی و تحلیل قابلیت‌ها و ظرفیت‌های همگرایی در جهان اسلام است. نتیجه بررسی‌ها نشان می‌دهد که جهان اسلام با وجود واگرایی‌هایی که با آن مواجه است، دارای قابلیت‌ها و ظرفیت‌های قابل توجهی است که از بین آنها، در این مقاله چند ظرفیت و قابلیت مهم در جهان اسلام مورد بحث قرار گرفته اند.

مردم‌سالاری دینی راهکار حقوقی جهان اسلام برای گذر از جریان‌های سکولار و بنیادگرایی سلفی

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 1-15

ابراهیم موسی زاده

چکیده یکی از مهم‌ترین چالش‌های جهان اسلام، رویش و رشد جریان‌های سیاسی عاریتی، غیراصیل و معارض با اصول دینی و فرهنگ اجتماعی ـ سیاسی مسلمانان است و جهان اسلام از این لحاظ جریان‌های متعدد خرد و کلانی را پشت سر گذاشته است. عصر حاضر جهان اسلام را می‌توان عصر تقابل و معارضه دو جریان عمده «سکولاریسم» و «بنیادگرایی سلفی» نامید که با توجه به اقتضائات اسلام و جامعه مسلمانان، هیچ یک از این دو جریان، جریان کامل و مناسبی برای کشورهای اسلامی نمی‌باشند. در مقابل دو جریان مذکور، الگوی «مردم‌سالاری دینی» مطرح می‌شود که احیاگری جهان اسلام و تأمین خواسته‌ها و نیازهای امت اسلامی و شهروندان کشورهای اسلامی را از طریق اصلاحات مبتنی بر پایه‌های ذاتی اسلامی در کنار پذیرش حاکمیت مردمی، امکان‌‌پذیر می‌سازد. موضوع اصلی این مقاله، تبیین مردم‌سالاری دینی؛ به عنوان راهکار حقوقی بنیادین، برای تأمین مقاصد و اهداف دینی و دنیوی کشورهای اسلامی است که این نوشتار با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی درصدد پاسخ به این سؤال می‌باشد که الگوی «مردم‌سالاری دینی» از چه ظرفیت‌هایی برخوردار بوده و چگونه به ایفای رسالت خود می‌پردازد؟ که اجمال یافته‌های تحقیق این است که مردم‌سالاری دینی مبتنی بر حاکمیت الهی و حاکمیت مردمی بوده و با پذیرش کرامت انسانی، آزادی، مساوات، حق تعیین سرنوشت و سازوکارهای مردم نهاد، مانند قانون اساسی، انتخابات، شورا، مشورت و اکثریت؛ به ایفای رسالت خویش می‌پردازد.
 
 

رتبه بندی عوامل تاثیرگذار دربحران های ژئوپلیتیکی منطقه غرب آسیا

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 16-43

محسن رستمی، لیلا مدبر، محسن خلیلی باصری

چکیده ریشه‌یابی بحران‌های ژئوپلیتیکی مستلزم بررسی سیر تاریخی تکوین بحران‌ها و نیز شناسایی عوامل مؤثر بر وقوع بحران‌های ژئوپلیتیکی، واکاوی نقش دولت‌ها و بازیگران سیاسی درون منطقه‌ای، شناخت نقش دولت‌ها و بازیگران مداخله‌گر فرا منطقه‌ای، شناسایی و بررسی نقش نخبگان مذهبی، سیاسی، نظامی، فرهنگی و اجتماعی است. تحقیق حاضر برای تحقق هدف اصلی تحقیق که همانا رتبه بندی مولفه ها و شاخص های تاثیرگذار در بحران های ژئوپلیتیکی جهان اسلام است از روش تحقیق کاربردی- توسعه ای استفاده کرده است و پس از  جمع آوری اطلاعات با ابزارهای مشاهده، مصاحبه، پرسشنامه و مطالعه اسناد نیز از روشهای تحقیق پیمایشی و تحقیق نظری و کتابخانه ای و اینترنتی استفاده می شود. همچنین با کمک تکنیک های دلفی و طوفان فکری برای استخراج مولفه ها و شاخص ها بهره گیری شده است و با استفاده ازطیف لیکرتی، روشهای وزن دهی و روشهای کمّی و کیفی به تجزیه و تحلیل آن ها اقدام شده است. که در پایان محققین به این نتیجه مهم می رسند که جهان اسلام در منطقه غرب آسیا دچار بحران‌های ژئوپلیتیکی مختلفی است که از این بحران‌ها می‌توان به مواردی نظیر ظهور گروه‌های تکفیری، رقابت و کشمکش بین کشورهای همجوار، رقابت‌های ایدئولوژیکی، بحران قومیت‌ها و گسست‌های فرهنگی اشاره کرد. وقوع این بحران در کوتاه‌مدت منطقه را دچار بحران جنگ، بی‌خانمانی و رشد جریان‌های تروریستی نموده است و در بلندمدت نیز پیامدهای به‌مراتب گسترده‌تری به دنبال خواهد داشت که منجر به تجزیه و متلاشی شدن کشورهای اسلامی به محدوده‌های ضعیف‌تر و کوچک‌تر و تغییرات ژئوپلیتیکی در منطقه غرب آسیا می‌شود. عامل وقوع این بحران‌ها، کنترل، مداخله و تصرف یک یا چند ارزش نظیر مکان، فضا، موقعیت، آب، منابع، قلمرو، اقلیت قومی، بازار صادراتی، مسیر انتقال کالا، انرژی، جزیره، تنگه، خط مرز، مکان مذهبی و نظایر آن است.
 
 

بررسی میزان اثرگذاری مؤلفه پترواسلام بر سیاست‌های منطقه‌ای عربستان سعودی در افق 1414 شمسی

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 44-57

سید حمزه صفوی، سید محمد مهدی قادری

چکیده بسیاری از پژوهشگران عرصه روابط بین‌الملل سابقه استفاده از ابزار حامل‌های انرژی به عنوان یک مؤلفه قدرت در سیاست را به جنگ رمضان 1973 و درگیری کشورهای عربی با رژیم صهیونیستی باز می‌گردانند. جنگ 1973 و متعاقب با آن دو شوک نفتی بزرگ که همزمان با تحریم فروش نفت به اسراییل، قیمت این حامل انرژی را به شدت در سطح جهانی افزایش داد، نه تنها بر مناسبات سیاسی بین‌المللی اثرگذار بود بلکه به عنوان یک مفهوم نوین نیز در حوزه ادبیات سیاسی نمود پیدا کرد. پترواسلام که از آن به عنوان بهره‌گیری کشورهای اسلامی از ابزار نفت برای پیشبرد مقاصد خود یاد می‌کنند، مفهوم عامی است که در سال‌های اخیر و به ویژه پس از به حکومت رسیدن سلمان بن عبدالعزیز و ولیعهد جوان وی یعنی محمد بن سلمان معنایی خاص و ویژه‌تر یافته است.به عبارت دیگر امروزه و پس از گذشت بیش از چهار دهه از جنگ 1973 تنها نمود مهم بهره‌گیری از پترواسلام کشور پادشاهی سعودی است که به واسطه نفت و قرائت اسلام‌گرایی خاص خود در پی گسترش و بسط نفوذ سیاسی خود در سایر نقاط جهان است. پژوهش حاضر ضمن بررسی چگونگی تحول یافتن مفهوم نظری پترواسلام در گذر زمان، در پی مشخص ساختن این نکته خواهد بود که حکومت سعودی چگونه به واسطه توجه و تمرکز به مفهوم پترواسلام درصدد تسلط و تفوق بر جهان اسلام برآمده و به چه میزان این ابزار قدرتمند کنش‌های منطقه‌ای پادشاهی سعودی را در افق 1414شکل می‌دهد.
 
 

ظرفیت‌های راهبردی جهان اسلام در هندسه جهانی قدرت

دوره 1، شماره 2، زمستان 1398، صفحه 76-105

زکریا کاظم پور، جواد معدنی

چکیده فضای چندگفتمانی و چندپارگی، ورود قدرت‌های منطقه‌ای و جهانی به بازی ائتلاف قدرت یا ائتلاف گفتمانی وتلاش آنها برای بازسازی و برسازی خود به منظور کسب سهم بیشتر در نظام آتی بین‌الملل، حکایت از آن دارد که جهان در این پیچ تاریخی، آبستن شکل‌گیری نظمی سیال و شاهد تغییراتی در دوران گذار از نظام بین‌الملل وستفالیایی به عصر پساوستفالی است.
با افول قدرت‌های جهانی و هژمونی غرب و به ویژه ایالات متحده آمریکا در سال‌های اخیر از یک طرف و رشد قدرت‌های منطقه‌ای از طرف دیگر، تحول و تغییر در مناسبات قدرت در سطح بین‌الملل مشهود و ظهور یافته است و چندجانبه‌گرایی در حال شکل‌گیری است و نشانه‌های بروز نظام نوین چندوجهی در مقابل نظام یک‌جانبه‌گرایی سلطه، اکنون برجسته شده است. جهان اسلام که نقطه مرکزی آن در منطقه جنوب غرب آسیا واقع شده است از جمله تمدنی است که از ظرفیت‌های ژئواستراتژیک، ژئوکالچر، ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک فوق‌العاده‌ای برخوردار بوده که می‌تواند آن را در معادلات و مناسبات بین‌المللی در جایگاه شایسته‌ای قرار دهد و وضعیت آن را ارتقاء دهد.
بنابراین تلاش شده ظرفیت‌های متعدد جهان اسلام مورد بررسی قرار گیرد و تحقیق انجام شده در پی پاسخ به این موضوع است که جهان اسلام دارای چه منابعی از قدرت است که می‌تواند بر ارتقاء و تکوین قدرت آن تأثیر گذاشته و سبب نقش پر رنگ جهان اسلام در معادلات جهانی گردد. شایان ذکراست که گردآوری داده‌ها نیز عمدتاً از طریق کتابخانه‌ای و بانک اطلاعاتی صورت گرفته و از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است.
 
 
 

تقویت روابط کشورهای اسلامی با دیپلماسی کاهش مخاطرات و پیش‌بینی آینده

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 36-53

علی جدی، ابراهیم مقیمی، سید عباس احمدی، مهدی زارع

چکیده مخاطرات با چنان شدتی حادث می‌شوند که تلفات و خسارات فراوانی را به همراه دارند و گستردگی اثرات ناشی از آنها ورای توانایی و ظرفیت دولت متأثر از مخاطرات است در چنین مواقعی قربانیان نیازمند کمک‌های بشردوستانه می‌باشند که حقوق بین‌الملل یک سری توصیه‌هایی به کشورها نموده است و حقوق بشردوستانه و چارچوبهای تصویب شده در این رابطه، تلاش برای کاهش مخاطرات را الزام آور کرده است. در اسلام، جایگاه آرامش، امنیت، تعاون و خدمت هم نوع از جایگاه بالایی برخوردار است لذا با توجه به مبانی نظری اسلام برای نوع‌دوستی و کمک به دیگران و مکمل آن ظرفیت عظیم منابع خدا دادی در کشورهای اسلامی به یقین این الزام برای جهان اسلام را مضاعف می‌نماید. با توجه به برخی تجربیات ناموفق گذشته جهان اسلام در تشکیل سازمانهای مشترک، در این نوشتار پیشنهاد می‌شود طی یک نشست مشترک بین چند کشور اسلامی با به کارگیری دیپلماسی کاهش مخاطرات یک سازمان بین المللی اسلامی (علمی و عملیاتی) به منظور الزام دولتهای اسلامی عضو در جهت همکاری برای کاهش مخاطرات در چارچوب حقوق و روابط بین‌الملل، تأسیس شود تا اندکی از خلأ‌های موجود را پر نماید و این سازمان برخلاف هدف برخی ائتلاف های مشترک گذشته کشورهای اسلامی که بر اساس تأمین منافع این کشورها شکل گرفته بود، فقط برای خدمت‌رسانی به همه بشریت به صورت عام المنفعه شکل بگیرد تا علاوه بر تقویت روابط بین کشورهای اسلامی، بتوان چهره رحمانی اسلام را در جهان به نمایش گذاشت.

جایگاه دیپلماسی عمومی و قدرت نرم در جهان اسلام در افق 1414 (ش)

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 81-100

محسن قاسمی

چکیده بروز تحولات و بی ثباتی‌های سیاسی- امنیتی در جهان اسلام، همگی معطوف به موقعیت قدرت نرم و ارتباطات گروه‌های فروملی و هویت بخش و همچنین نهادهای غیردولتی بوده است. بدیهی است، قدرت نرم در اسلام نشأت گرفته از ارزش‌های الهی بوده که به کنش‌گران، نقش آینده ساز اعطا می‌کند. در این مقاله تلاش می‌شود تا دیپلماسی عمومی که کارویژه‌ای نرم گونه در ایجاد آگاهی‌بخشی و ارتباطات مفید بین‌الدولی و بین‌المللی دارد، به عنوان عاملی در جهت امنیت‌بخشی و هموارگر در رسیدن به ثبات سیاسی و نهایتاً دموکراسی در کشورهای اسلامی معرفی گردد. ارزش‌های مشترکی که بعد از دهه 80 میلادی در ساختار قدرت در کشورهای مختلف جای گرفته‌اند، می‌توانند در جلوگیری از خشونت و رادیکالیسم مذهبی، چهره مخدوش شده اسلام را بازسازی نمایند. روشن است که، در بین جوامع اسلامی ابزار دیپلماسی عمومی مغفول و دستخوش بازی‌های سیاسی گردیده که با ایجاد استراتژی معکوس صلح و ثبات محقق می گردد.
 
 
 

ارزیابی پژوهش‌های دانشگاهی در کشورهای اسلامی (آسیب‌شناسی و راهکارهای حقوقی)

دوره 1، شماره 1، پاییز 1398، صفحه 101-117

مرتضی محقی، محمد کاظم محقی، معصومه غالی فلیح الکنانی

چکیده جهان اسلام با 57 کشور، حدود یک چهارم جمعیت جهان را به خود اختصاص داده است. کشورهای اسلامی علاوه بر عقب‌ماندگی در تولیدات صنعتی، از نظر علمی و پژوهشی نیز در وضعیت نامطلوبی به سر می‌برند. ارزیابی‌های علمی نشان دهنده این واقعیت است که سهم کشورهای اسلامی در تولیدات علمی، از کل تولیدات علمی جهان بسیار اندک است. تولیدات علمی به عنوان معیار مهمی از فعالیت سیستم علمی کشورها، امروزه نقش حیاتی برای نهادهای تصمیم‌گیر در سطوح ملی و بین‌المللی دارد. در سالیان اخیر برخی کشورهای اسلامی از جمله ایران، ترکیه، مصر و برخی کشورهای دیگر برای حضور فعال‌تر در زمینه‌های علمی، تلاش‌های بسیار انجام دادند که نتیجه آن افزایش میزان تولیدات علمی این کشورها در مجلات و پایگاه‌های معتبر علمی بوده است. از مهم‌ترین آسیب‌های نظام پژوهشی می‌توان به عدم کاربردی بودن پژوهش‌ها و عدم تعامل بین صنعت و دانشگاه‌ها اشاره نمود. راهکارهایی نظیر تدوین قوانین و مقررات در حوزه پژوهش های دانشگاهی، حمایت های قانونی از محققان، لزوم خرید منابع پژوهشی برای دانشگاه‌ها، توجه به موضوعات به ظاهر کوچک اما کاربردی و بالا بردن قدرت خرید علاقمندان به پژوهش می‌تواند تا حدودی وضعیت تولید علم در جهان اسلام را بهبود بخشد. هرچند کشورهای اسلامی تا رسیدن به جایگاه واقعی و تاریخی خود، نیازمند فعالیت‌های علمی و پژوهشی بنیادین در همه سطوح می‌باشند.