دوره و شماره: دوره 7، شماره 2 - شماره پیاپی 24، تابستان 1404 
جهان اسلام

تبیین نقش موقعیت ژئوپلیتیکی گذرگاهی، بر امنیت ملی با تاکید بر حمل‌ونقل هوایی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 2-30

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.499208.1424

جواد امینی، سید یحیی صفوی همامی، ابراهیم رومینا، ریباز قربانی نژاد

چکیده موقعیت گذرگاهی تولید کننده قدرت است .به تبع تولید قدرت در عرصه های مختلف،امنیت شکل می گیرد .موقعیت ؤئوپلیتیکی به وضعیتی اطلاق می گرددکه رقابت قدرتی در ارتباط با فضای جغرافیایی بین بازیگران ژئوپلیتیکی در جریان باشدچنانچه بازیگران ژئوپلیتیکی در رقابت با یکدیگر بتوانند مزیت مورد نظر خود را جذب نمایند از برتری ژئوپلیتیکی نسبت به دیگر بازیگران برخوردار شده و بر امنیت ملی خود خواهند افزود. در این پؤوهش به نقش موقعیت ژئوپلیتیکی ایران از نوع گذرگاهی در ارتباط با خطوط هوایی پرداخته است. موقعیت جغرافیایی ایران می تواند به عنوان کوریدورهای هوایی جهانی نقش افرینی نماید ولی تاکنون این مزیت فراوری نشده و رقبای منطقه ای ان را نصیب خود کرده اند . پژوهش حاضر با موقعیت کنونی حمل و نقل هوایی و کوریدورهای فعال، به ظرفیت های کنونی سرزمین ایران پرداخته است. در این مقاله روش تحقیق داده ها توصیفی تحلیلی است و شیوه گرداوری داده ها اسنادی کتابخانه ای است. نتایج تحقیق نشان می دهد که موقعیت ژئوپلیتیکی ایران تا کنون نتوانسته است موجب تولید قدرت وبه تبع ان امنیت ملی گردد. چنانچه این موقعیت با توجه به ظرفیت های جغرافیایی ایران فراوری گردد می تواند در تولید قدرت و امنیت ملی تاثیر گذار گردد .


 

جهان اسلام

بنیان‌ های سیاست خارجی عمان و جایگاه‌یابی منطقه‌ای در نظام منطقه‌ ای خلیج فارس (2010-2023)

صفحه 32-60

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.521018.1475

فرشاد آئینه دار، فریبرز ارغوانی پیرسلامی، سیدجواد صالحی

چکیده معادلات منطقه‌ای در زیرسیستم خلیج‌فارس همواره اصلی‌ترین متغیر تعیین‌کننده در نظم و ثبات در خاورمیانه بوده و در این میان، نقش قدرت‌های منطقه‌ای همواره جزئی جدایی‌ناپذیر از این فرایند بوده است. کشور عمان اگرچه هیچ‌گاه در مقام قدرت منطقه‌ای ظاهر نشده اما در یک دهه اخیر الگوهایی از رفتار را در سیاست خارجی نمایانده که تردیدی در تلاش این سلطان‌نشین در جایگاه‌یابی منطقه‌ای باقی نمی‌گذارد. مقاله حاضر با هدف تبیین روندها و بنیان‌های سیاست خارجی عمان در تحقق این جایگاه‌یابی با طرح این پرسش که چه بسترهایی برای تحقق این هدف در سیاست خارجی مسقط وجود دارد؟ بر این نظر است عملکرد این کشور در سه حوزه تمایل، ظرفیت و پذیرش برای جایگاه‌یابی منطقه‌ای در حدود یک دهه گذشته زمینه را برای این ایفای نقش مهیا کرده است. این مقاله با بهره‌گیری از چارچوب مفهومی جایگاه‌یابی منطقه‌ای و روش علت کاوی در استنتاج دلایل و بسترهای این ایفای نقش به این نتیجه دست یافته است که عملکرد عمان در تلاش برای میانجی‌گری در بحران‌های منطقه‌ای، اتخاذ رویکرد میانه برای حل چالش‌های ساختاری، عملکرد غیرایدئولوژیک در مواجهه با مسائل منجر شده است تا ظرفیت و پذیرش منطقه‌ای این کشور ارتقا یافته و مسیر جایگاه‌یابی منطقه‌ای برای این کشور تسهیل شود.


 

جهان اسلام

.برسازی الگوی همکاری و رقابت در روابط ایران و ترکیه (2023-2011)

صفحه 62-87

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.484184.1395

سعید پیرمحمدی، سید امیر نیاکویی

چکیده روابط جمهوری اسلامی ایران و ترکیه از آغاز تاکنون در طیفی از همکاری تا رقابت نوسان داشته است. ادراک از ترکیه به‌عنوان کشوری نسبتاً سکولار متحد غرب و عضو ناتو آن را به بازیگری چالش‌برانگیز در ساختار فکری تصمیم‌سازان ایران تبدیل کرده است. دو کشور در ارتباط با نقش منطقه‌ای، نظم منطقه‌ای و رهبری منطقه‌ای انگاره‌های متفاوتی دارند. ادراک تهدیدآمیز تهران از کریدور زنگه‌زور و افزایش نفوذ اسرائیل در ترکیه و آذربایجان بدبینی‌ها در این خصوص را تشدید کرده است. در عین حال، روابط تاریخی بین دو کشور همسایه و همکاری‌ها در حوزه‌های اقتصادی عاملی محوری در پیشبرد سیاست همسایگی و دیپلماسی اقتصادی منطقه‌ای ایران محسوب می‌شود. تجربه همکاری در بحران قطر و همه‌پرسی اقلیم کردستان عراق در سال 2017 نیز نشان داد که تهران و آنکارا منافع مشترکی دست‌کم در برخی حوزه‌های موضوعی دارند. پرسش اصلی مقاله حاضر این است که چه عاملی زمینه‌ساز نوسان سینوسی در روابط ایران و ترکیه حد فاصل سال‌های 2011 تا 2023 شده است. یافته‌های پژوهش بر مبنای گزاره‌های سازه‌انگاری نشان می‌دهد در بعد ایجابی استقرار نظم منطقه‌ای مطلوب موارد متعددی از تضاد و واگرایی منافع ایران و ترکیه از جمله در بحران‌های سوریه و قره‌باغ قابل رؤیت است و درموارد تلاش برای جلوگیری از استقرار نظم منقه‌ای نامطلوب، دو طرف در قالب کنش منفی و سلبی به نوعی همکاری تاکتیکی رسیده‌اند. برخی از حوزه‌های اقتصادی تعاملات دوجانبه نیز به‌مثابه حوزه خاکستری روابط، وضعیتی بینابین داشته است.


 

جهان اسلام

الزامات راهبردی محور مقاومت برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران.

صفحه 80-111

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.355455.1195

مهدی نبوی، حسن خداوردی، گارینه کشیشیان سیرکی، رضا سیمبر

چکیده محور مقاومت با توجه به گسترش کمی و کیفی که در دو دهه اخیر یافته است، توانسته خود را به عنوان عنصر مؤثر درفرآیندهای سیاسی و نظامی منطقه غرب آسیا نشان دهد و قابلیت‌های ویژه‌ای در این خصوص کسب نماید. این مسئله سبب ایجاد ترتیبات امنیتی مشخص پیرامون جمهوری اسلامی ایران و یا به عبارت بهتر، برقراری نوعی موازنه تهدید درحوزه کشورهای منطقه غرب آسیا شده است، تا حدی که می‌توان گفت به صورت «خودکار» تهدیدات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای علیه جمهوری اسلامی ایران را دفع می‌نماید. این پژوهش با هدف بررسی الزامات راهبردی محور مقاومت؛ برای امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران انجام گرفته است. با توجه به روش‌‌ تحقیق توصیفی مورد استفاده در این پژوهش، از شیوه‌های میدانی (پرسشنامه) و کتابخانه‌ای (اسنادی) برای آزمون فرضیه استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر را به تعداد 60نفر تشکیل می‌دهند که با استفاده از فرمول کوکران، تعداد 50 نفر به عنوان حجم نمونه تعیین گردید. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که چندبردارسازی و چندوجهی نمودن محور مقاومت با تاکید بر فعال‌سازی ظرفیت اقتصادی، تثبیت قدرت نظامی و دفاعی و تعمیق همکاری با قدرت‌های بزرگ فرامنطقه‎ای (روسیه و چین) وهمچنین تعامل وبرقراری ارتباط سازنده و در چارچوب سیاست همسایگی برای دکترین سیاست خارجی و اتخاذ راهبرد مطلوب درمنطقه غرب آسیا، مهمترین الزامات راهبردی جمهوری اسلامی ایران در مواجهه با محور مقاومت است.

جهان اسلام

فرصت‌ های نظام بین‌الملل در حال گذار برای جمهوری اسلامی ایران

صفحه 112-134

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.500104.1426

رهبر طالعی حور، محمودرضا رهبر قاضی، رضا محموداوغلی

چکیده ظهور و افول قدرت‌های بزرگ، همواره یکی از موضوعات مهم در نظام بین‌الملل بوده است. با شروع قرن بیست‌ویکم این گزاره در بین ناظران و تحلیل‌گران قوت گرفته که دوران گذار در نظام بین‌الملل شروع شده و نظم بین‌المللی مورد نظر ایالات متحده آمریکا بعد از فروپاشی شوروی در حال تغییر است. با توجه به تاکید نئورئالیسم بر تاثیر پذیری کشورها از نظام بین‌الملل، دوران گذار می‌تواند برای جمهوری اسلامی ایران به عنوان یکی از قدرت‌های منطقه‌ای دارای فرصت باشد. سئوال اصلی پژوهش عبارت است از: نظام بین‌الملل در حال گذار چه فرصت‌هایی برای جمهوری اسلامی ایران دارد؟ فرضیه پژوهش بیان می‌کند دوران نظام بین‌الملل در حال گذار فرصت‌هایی همچون همکاری راهبردی با قدرت‌های نوظهور، استفاده از ظرفیت ائتلاف‌ها و پیمان‌های منطقه‌ای و بین‌المللی، افزایش کنشگری قدرت معنایی و کاهش اثر تحریم‌ها را برای جمهوری اسلامی ایران فراهم می‌نماید. نتایج پژوهش بیانگر این است که نظام بین‌الملل در حال گذار برای کشورهایی همچون جمهوری اسلامی ایران که مخالف نظام بین‌الملل آمریکا محور بوده، فرصت‌هایی را فراهم نموده است که استفاده از فرصت‌ها برای تامین منافع ملی جمهوری اسلامی ایران ضرورت دارد. این پژوهش از نوع توصیفی – تحلیلی بوده و از منابع کتابخانه‌ای و پویش اینترنتی برای جمع‌آوری داده‌ها استفاده شده است.


 

جهان اسلام

تأثیر سیاست‌ های جمعیت بر وضعیت تراز قدرت ملی جمهوری اسلامی ایران

صفحه 136-164

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.535276.1498

کاوه فرهادی، سیدجلال دهقانی فیروزآبادی، صمد قائم پناه

چکیده این پژوهش به بررسی تأثیر سیاست‌های جمعیتی جمهوری اسلامی ایران بر وضعیت تراز قدرت ملی با تمرکز بر نقش عوامل راهبردی می‌پردازد. اهمیت این موضوع از آن جهت است که تغییرات جمعیتی، به‌ویژه در ساختار سنی و توزیع جمعیت، می‌تواند پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم قابل توجهی بر توان ملی و جایگاه کشور در نظام بین‌الملل داشته باشد. روش تحقیق ترکیبی (کیفی-کمی) بوده و جامعه آماری شامل نخبگان و متخصصان حوزه علوم سیاسی به ویژه اساتید دانشگاهی است. در بخش کیفی، با انجام مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و تحلیل مضمون، ۸۲ مضمون اولیه استخراج شد که پس از کدگذاری به ۹ مضمون سازمان‌دهنده شامل الزامات سیاسی، مدیریتی، اقتصادی، آموزشی، فرهنگی و اجتماعی، بهداشتی و زیست‌محیطی، جغرافیایی و جمعیت‌شناختی تقسیم شدند. همچنین، چهار مضمون فراگیر اصلی شامل الزامات مدیریتی و سیاسی، اقتصادی، آموزشی-فرهنگی-اجتماعی و بهداشتی-زیست‌محیطی و جغرافیایی-جمعیت‌شناختی شناسایی گردید. در بخش کمی، پرسشنامه طراحی و با استفاده از مدل‌سازی معادلات ساختاری با رویکرد PLS، برازش مدل مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که الزامات جغرافیایی و جمعیت‌شناختی با ضریب تأثیر ۰.۶۱۵ بر الزامات سیاسی، اقتصادی و اجتماعی تأثیرگذار است و الزامات مدیریتی، سیاسی و اقتصادی بیشترین تأثیر (۰.۶۶۲) را بر وضعیت تراز قدرت ملی دارند. یافته‌ها نشان می‌دهد سیاست‌های جمعیتی می‌توانند به طور معناداری در ارتقای قدرت ملی ایران مؤثر باشند.


 

جهان اسلام

.بازاندیشی درباره «بازدارندگی» در منازعه جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی

صفحه 166-192

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.517688.1470

سعید ساسانیان

چکیده با تشدید منازعه میان جمهوری اسلامی ایران و رژیم صهیونیستی پس از 7 اکتبر 2023، مفهوم بازدارندگی بیش از پیش در تحلیل‌ها محوریت یافته است. بسیاری با محوریت قراردادن بازدارندگی به‌عنوان چهارچوبی برای تحلیل این منازعه، از تغییرات آن در ایران می‌گویند. اما سؤال اساسی آن است که آیا این مفهوم راهبردی، برای تبیین منازعه میان این دو بازیگر، از کفایت نظری برخوردار است؟ هدف از طرح این سؤال، ارائه چهارچوبی است که بتواند این منازعه را با دقت بیشتری تبیین کند تا امکان آسیب‌شناسی آن از منظر امنیت ملی، بیشتر فراهم شود. در پاسخ، این فرضیه درنظر گرفته شده که بازدارندگی ذیل سیاست‌های دفاعی یک بازیگر قرار می‌گیرد و بنابراین باتوجه به محوریت سیاست تهاجمی ایران و رژیم صهیونیستی در تقابل با یکدیگر، اگرچه تحت چهارچوبی قابل بهره‌برداری است اما برای تبیین این منازعه، از کفایت نظری برخوردار نیست. این فرضیه با رویکرد توصیفی و تحلیلی و با داده‌های حاصل از جمع‌آوری اسنادی، مورد پردازش قرار گرفته است.


 

جهان اسلام

امنیت اطلاعات در جمهوری اسلامی ایران ؛ رویکرد فقهی - سیاسی

صفحه 194-220

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.485764.1401

احمد غلامحسینی، محمود قیوم زاده، مهدی نوریان

چکیده اسناد بین‌المللی ثابت نموده است که توانایی تولید و استفاده امن از اطلاعات، تأثیر مستقیمی بر موفقیت برنامه‌های توسعه در جهان امروز داشته، فرصت‌های جدیدی را در اختیار کشورها قرار می‌دهد؛ لذا با عنایت به‌ضرورت تأثیرگذاری تحقیقات بر اراده و تصمیم مدیران اجرایی، پژوهش حاضر سعی نموده است تا با روش کیفی و تحلیل اسناد کتابخانه‌ای به سؤالاتی در خصوص امنیت اطلاعات و زمینه‌های فقهی - سیاسی مرتبط با آن در ساختار جمهوری اسلامی پاسخ دهد. بنابراین هدف گذاری خود را بر پاسخ به این پرسش که "با توجه به مبانی فقهی - سیاسی در ساختار جمهوری اسلامی ایران، امنیت اطلاعات از چه جایگاهی برخوردار است؟" معطوف نموده است. در این راستا، تدابیر سیاسی و حقوقی مرتبط با امنیت اطلاعات و تأثیر اصول اسلامی و فقهی بر آن بررسی شده است. ضمن اینکه بررسی نقش حقوق فردی و حریم خصوصی به‌عنوان متغیرهای مؤثر بر سیاست‌گذاری‌های امنیتی امروز و آینده موردتوجه ویژه‌ای قرار گرفته‌اند؛ بدین رو با برشمردن تدابیر جمهوری اسلامی، برخی گزاره‌برگ‌های برجسته حقوقی و سیاسی آن مورد واکاوی موشکافانه‌تری قرار گرفته و با عنایت به هویت دینی جمهوری اسلامی ایران مبانی فقهی - حقوقی این تدابیر بررسی شده است. در نهایت باتکیه‌بر داده‌های دست‌یافته اولویت احترام به حریم شخصی اطلاعات شهروندان در شریعت اسلامی؛ حرمت هرگونه تجسس در آن بدون دلیل موجه قانونی و شرعی؛ الزام به احترام به حقوق شهروندی و امنیت روانی ناشی از آن و مسئولیت مدنی و کیفری نقض این مهم ثابت گردیده است.

جهان اسلام

رسانه‌های اجتماعی نسل جوان و بهار عربی: تحلیل نقش تکنولوژی‌های ارتباطی در بستر نارضایتی‌های سیاسی

صفحه 222-246

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.529955.1489

علی سعد، سید رضا نقیب السادات

چکیده بررسی نقش رسانه‌های نوین و شبکه‌های اجتماعی مجازی در انقلاب‌های عربی منطقه در دهه گذشته سوژه بسیاری از مطالعات بوده است. بر کسی پوشیده نیست گسترش دسترسی به اینترنت و رشد روزافزون کاربران شبکه‌های اجتماعی مجازی در چند سال منتهی به دسامبر 2010 نقش پر اهمیتی در شکل گیری این انقلاب‌ها و تغییرات اساسی که در کشورهای خاورمیانه شد، داشته است. از این رو در این مطالعه تلاش شده است با بررسی نقش این رسانه‌های نوین در زمینه‌سازی و بروز انقلاب‌ها از نقطه نظر ارتباطی شکل‌گیری و توصیف آنها مورد مداقه بیشتر قرار گیرد.
در این پژوهش با بررسی مطالعات انجام شده با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل نقش رسانه‌های اجتماعی و تلفن همراه در سازماندهی اعتراضات سیاسی می‌پردازد.
مطابق این پژوهش جمعیت جوان و تحصیلکرده کشورهای عربی و گسترش استفاده از رسانه‌های نوین ارتباطی و ساختار معیوب حکمرانی در این کشورها زمینه بروز انقلاب‌ها را فراهم کرده است. تکنولوژی‌های نوین اطلاعاتی و ارتباطاتی نیز در روند انقلاب موجب گسترش سرعت آن و تسری انقلاب به سایر کشورهای عربی منطقه شد.

جهان اسلام

مولفه‌های اقتصاد سیاسی رقابت ایران و ترکیه در حوزه عراق(2020-2003)

صفحه 248-273

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.500039.1425

سجاد بهرامی مقدم، احمد ستارزاده

چکیده سقوط صدام و اشغال نظامی عراق توسط آمریکا در مارس 2003 موجب شکل‌گیری رقابت‌های منطقه‌ای در فضای سیاسی اقتصادی این کشور شد. در اثر ایجاد خلاء قدرت در عراق، رقابت‌های منطقه‌ای دو همسایه آن یعنی ترکیه و ایران در این کشور افزایش یافت. پژوهش حاضر به تبیین عناصر و متغیرهای اثرگذار بر افزایش رقابت‌های آنکارا با تهران در عراق می‌پردازد. براین اساس سؤال مقاله آن است که چه عواملی زمینه گسترش رقابت‌های ترکیه و ایران را در عراق از سال 2003 تا 2020 فراهم کرده است؟ در پاسخ به نظر می‌رسد که خلاء قدرت به وجود آمده در عراق پس از صدام، دستیابی به انرژی و انتقال آن در منطقه، تصاحب بازارهای عراق در اثر نیازمندی‌های عمرانی و اقتصادی ناشی از خرابی‌های جنگ در گسترش رقابت بین ایران و ترکیه در عراق مؤثر واقع شده است. سند چشم‌انداز هر دوکشور، تبدیل شدن به قدرت اول منطقه در سال 1404 برای ایران و 2023 برای ترکیه، این دو کشور را در یک فرایند تحصیل موقعیت سیاسی و اقتصادی مناسب در منطقه و رقابت بر سر الگو شدن در آن قرار داده است. در این مقاله با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی داده‌ها و تجزیه و تحلیل آمار تعاملات اقتصادی، به ابعاد رقابت ایران و ترکیه در عراق پس از سال 2003 پرداخته شده است.


 

جهان اسلام

نقش سلامت اجتماعی بر گرایش به نزاع قومی- گروهی (مورد مطالعه: مردان 18 تا 45 ساله شهر کابل - افغانستان)

صفحه 274-297

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.492047.1411

سید محمد فیروزی، غلام الدین واحدی، ذبیح الله عثمانی

چکیده منازعات گروهی و قومی در افغانستان پیشینه‌ی طولانی دارد و بسیاری از بحران‌های جاری نیز با این مساله ارتباط پیدا می‌کند. منازعات قومی در جوامع مانند افغانسان، علل و عوامل مختلفی دارد که یکی از مهم‌ترین آن «سلامت اجتماعی» است. سلامت اجتماعی به‌عنوان مفهومی چندبعدی شامل پذیرش، مشارکت، انسجام، شکوفایی، و همبستگی اجتماعی شناخته می‌شود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش ابعاد مختلف سلامت اجتماعی بر گرایش به نزاع قومی- گروهی در میان مردان 18 تا 45 ساله شهر کابل انجام شد. روش این تحقیق، کمی و پیمایشی بوده و نمونه‌گیری به صورت خوشه‌ای چندمرحله‌ای از جامعه آماری با حجم 384 نفر و بر اساس جدول مورگان انجام گرفت. ابزار گردآوری داده‌ها، پرسشنامه استاندارد کییز و پرسشنامه محقق‌ساخته بود که اعتبار و پایایی آن‌ها با استفاده از آلفای کرونباخ و تأیید کارشناسان تأیید شد. داده‌ها با نرم‌افزار SPSS تحلیل و از آزمون‌های آماری نظیر آزمون‌های (T، F)، همبستگی پیرسون، و رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان داد که هر پنج بعد سلامت اجتماعی با سطح معناداری قوی و رابطه معکوس بر میزان گرایش پاسخگویان به نزاع قومی- گروهی تأثیر دارند. بخش دیگر از نتایج نشان داد که سلامت اجتماعی و سن پاسخگویان حدود 24 درصد از دامنه واریانس‌های گرایش به نزاع قومی- گروهی را تبیین می‌کند. یافته‌ها بر اهمیت تقویت سلامت اجتماعی، کاهش نابرابری‌ها، و ترویج ارزش‌های مشترک تأکید داشتند و پیشنهاد می‌شود که سیاست‌گذاران بر ایجاد بسترهایی برای افزایش مشارکت اجتماعی، کاهش شکاف‌های اجتماعی و بهبود انسجام میان گروه‌های مختلف متمرکز شوند.


 

جهان اسلام

تحلیل مضمون روابط قدرت در رسانه اجتماعی سیاست‌مداران: مطالعه موردی توییت‌ های ترامپ درباره ایران

صفحه 298-334

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.475739.1473

محمد گاپله، جعفر امینی کوشک

چکیده در عصر رسانه‌های اجتماعی، سیاست‌مداران از پلتفرم‌هایی نظیر توییتر(شبکه ایکس) برای شکل‌دهی به افکار عمومی و پیشبرد اهداف سیاسی بهره می‌گیرند. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل مضمون بارویکرد شبکه مضامین به بررسی روابط قدرت در توییت‌های دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور پیشین ایالات متحده، درباره ایران می‌پردازد. جامعه زبانی پژوهش شامل بیش از 240 توییت است که در بازه ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱ منتشر شده‌اند. در مجموع 27کد پایه از توییت‌ها استخراج شد که تعداد کل تکرار آن‌ها به ۶۷۸ مورد می‌رسد. این کدها در قالب 10 مضمون پایه، 5 مضمون سازمان‌دهنده: 1.نمایش هژمونی آمریکا و تهدید مستقیم ایران2.تخریب گذشته برای ساختن قدرت حال: برجام و دولت اوباما 3.اعمال فشار حداکثری:تحریم‌ها و انزوای اقتصادی 4.مشروعیت‌زدایی از نظام ایران و حمایت از اپوزیسیون داخلی 5. شخصی‌سازی قدرت و نمایش اقتدار فردی ترامپ) و یک مضمون فراگیر(بازنمایی و اعمال روابط قدرت در توییت‌های ترامپ درباره ایران) استخراج شد که همگی ذیل یک مضمون فراگیر (بازنمایی و اعمال روابط قدرت در توییت‌های ترامپ درباره ایران) قرار دارند. نتایج نشان می‌دهد گفتمان ترامپ در توییتر درباره ایران، شدیداً مبتنی بر نمایش قدرت یک‌جانبه، شخصی‌سازی سیاست خارجی، و بازنمایی دوگانه “ما قدرتمند – آنها ضعیف” است. این گفتمان با استفاده از ابزارهایی چون تهدید، تحریم، مشروعیت‌زدایی و روایت‌های شخص‌محور، سعی در تثبیت یک روایت سلطه‌گر از روابط آمریکا و ایران دارد. پژوهش حاضر نشان می‌دهد که رسانه‌های اجتماعی چگونه می‌توانند به بستری مؤثر برای تولید و بازنمایی پیچیده قدرت سیاسی در سطوح بین‌المللی تبدیل شوند.


 

جهان اسلام

بررسی مقایسه‌ ای پیامدهای راه‌حل دو دولتی و یک دولتی برای رژیم صهیونیستی

صفحه 336-362

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.509192.1451

علیرضا کوهکن، حمیدرضا جوادی قلعه، سعید محمدی کاوند

چکیده به دنبال بی‌اعتنایی رژیم صهیونیستی به «طرح تقسیم 1947 سازمان ملل متحد» و ادامه مناقشه اسرائیل و فلسطین به عنوان یکی از مهم‌ترین مناقشات هفتاد و شش سال گذشته در نظام بین‌الملل، راه‌حل‌های مختلفی از سوی بازیگران ملی و فراملی عرصه بین‌الملل برای حل این مناقشه ارائه شده که یکی از آن‌ها، راه‌حل دو دولتی است. البته در این میان جریان راست‌گرای اسرائیل همواره به دنبال دستیابی به راه‌حل یک دولتی بوده است. این پژوهش از طریق بررسی مقایسه‌ای پیامدهای راه‌حل دو دولتی و یک دولتی به دنبال پاسخ به این سوال است که راهبرد واقعی اسرائیل در قبال مساله فلسطین چیست؟ نتایج این بررسی‌ها بر اساس شاخص‌های دهگانه سرنوشت هویت یهودی، دموکراسی، امنیت، سهولت در اجرای طرح، میزان حمایت داخلی در اسرائیل، مقبولیت طرح از نظر آمریکا، مقبولیت طرح در اتحادیه اروپا و سازمان‌های بین‌المللی، مقبولیت طرح در میان کشورهای عربی، هزینه‌های مستقیم و هزینه‌های غیرمستقیم نشان داده است که هر یک از این دو راه‌حل تبعات امنیتی مخصوص به خود را برای رژیم صهیونیستی به همراه دارند و لذا این رژیم در واقع به دنبال ادامه سیاست حفظ وضع موجود و الحاق خزنده است. پژوهش حاضر از نوع ‌کیفی با رویکرد توصیفی‌ـ‌تحلیلی ذیل روش مطالعه مقایسه‌ای است که داده‌های لازم برای آن با استفاده از منابع کتابخانه‌ای و اینترنتی گردآوری شده‌اند.


 

جهان اسلام

آسیب‌شناسی نقش شبکه‌ های اجتماعی در جنگ ترکیبی علیه ایران

صفحه 364-393

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.490457.1405

محمد جواد موسی نژاد، مهسا تاتاری، افشین متقی، سمانه موحدی

چکیده اینستاگرام به دلیل قابلیت‌های فروان و جذاب خود یکی از محبوب‌ترین شبکه‌های اجتماعی در ایران و جهان است، اما در کنار جذابیت‌ها، این شبکه اجتماعی آسیب‌های فراوانی را به جوامع بشری وارد کرده است. این پژوهش با استفاده از مدل آسیب‌شناسی تجزیه و تحلیل میدان – نیرو لوین به شناسایی نیروهای فشار مثبت و منفی اینستاگرام در جنگ ترکیبی علیه ایران پرداخته‌است. با وجود فیلتر شدن این شبکه در ایران همچنان این شبکه اجتماعی مورد اقبال بسیاری از کاربران ایرانی است. مناقشات اجتماعی سال‌های اخیر ایران، منتج از جنگ ترکیبی تمام عیار نظام سلطه و مخالفین سیاسی حاکمیت جمهوری اسلامی علیه ایران بود. اینستاگرام با توجه به ماهیت خود و به عنوان ابزاری در اختیار نظام سلطه و مخالفین نظام سیاسی حاکم بر ایران به رهبری مناقشات داخلی، جهت دادن به اعتراضات با انجام عملیات روانی بر اذهان عمومی و تبدیل آن به جنگ داخلی نقش اساسی داشته است. همچنین به دلیل عدم سواد رسانه‌ای برخی از کاربران، این بستر آسیب‌های فراوانی را بر فرهنگ جامعه ایران تحمیل کرده است و به مسائل اساسی جامعه ایران دامن زده است، این شبکه‌ اجتماعی بستری برای کسب اطلاعات، اخبار و مبادله اندیشه بوده است اما عموماً اخبار و اطلاعات این فضا با سو گیری‌های فراوانی نسبت به جامعه و نظام سیاسی ایران همراه بوده است. با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، نیروهای فشار منفی بیش از نیروهای فشار مثبت اینستاگرام بر جامعه ایران اثرگذار است و در ایجاد چالش‌های اساسی در جامعه نقش مهمی را ایفا کرده است


 

جهان اسلام

.تاثیر سرمایه اجتماعی بر تروریسم در غرب آسیا (2007 تا 2020)

صفحه 394-432

https://doi.org/10.22034/fasiw.2025.485617.1406

ابوالفضل دلاوری، رضا خلیلی، حامد مهربان اینچه برون

چکیده تصویر بین‌المللی غرب آسیا به‌ویژه پس از حادثه یازدهم سپتامبر به شدت با تروریسم پیوند خورده است. این امر با ظهور داعش و حملات بی‌شمار آن در اقصی نقاط جهان و بهره‌گیری از خشونت بی‌حد و مرز تشدید شده است. تلاش‌های بسیاری برای تبیین تروریسم انجام شده است، اما اکثر آن‌ها سرمایه اجتماعی را به عنوان مفهومی میان‌رشته‌ای در این زمینه مورد توجه قرار نداده‌اند. بر این اساس، پرسش اصلی مقاله این است که سرمایه اجتماعی چه تاثیری بر تروریسم در غرب آسیا در سال‌های 2007 تا 2020 داشته است؟ برای پاسخ به پرسش مذکور از روش کمّی بهره برده شده و روش جمع‌آوری داده‌ها نیز اسنادی و مبتنی بر استفاده از بانک‌های اطلاعاتی (تحلیل ثانویه) موجود بوده است. همچنین نرم‌افزار SPSS نسخه 22 نیز برای تحلیل داده‌ها استفاده شده است. تحلیل داده‏ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون خطی چندمتغیره از نوع گام به گام حاکی از آن است که سرمایه اجتماعی بین‌المللی 50 درصد از تغییرات تعداد گروه‌های تروریستی را تبیین می‏کند، در حالی که اعتماد بین‌المللی تقریبا 83 درصد از تغییرات تعداد حملات گروه‌های تروریستی را توضیح می‏دهد. در نهایت، مشارکت نهادی تقریبا 37 درصد از شدت خشونت اعمالی توسط گروه‌های تروریستی را تبیین می‌کند. با توجه به مقادیر بتا، می‏توان استدلال کرد سرمایه اجتماعی بر تعداد گروه‌های تروریستی تاثیر مثبتی داشته است. مشارکت نهادی و اعتماد بین‌المللی نیز به ترتیب بر شدت خشونت و تعداد حملات گروه‌های تروریستی تاثیر منفی و مثبتی بر جای نهاده است.