دوره و شماره: دوره 8، شماره 2 - شماره پیاپی 28، تابستان 1405 
جهان اسلام

تأثیر هوش مصنوعی بر ساختار قدرت در عربستان سعودی..

صفحه 2-41

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.254452

مهدی ذوالفقاری، نسترن ساعتی

چکیده در عصر حاضر که فناوری‌های نوین، به‌ویژه هوش مصنوعی، در حال بازتعریف مناسبات قدرت در سطح جهانی هستند، عربستان سعودی نیز به‌صورت هدفمند در پی بهره‌گیری از این فناوری به‌منظور تحول در ساختار قدرت داخلی و ارتقای جایگاه بین‌المللی خود است. اهمیت این موضوع در آن است که هوش مصنوعی می‌تواند به‌عنوان محرک تحول اقتصادی، توسعه فناوری، حکمرانی و افزایش رقابت‌پذیری این کشور عمل کند. این پژوهش به بررسی عواملی می‌پردازد که دولت عربستان سعودی را به سمت اتخاذ راهبردهای فعالانه در زمینه توسعه و به‌کارگیری فناوری‌های هوش مصنوعی سوق داده است. پرسش اصلی پژوهش آن است که چه عواملی دولت عربستان سعودی را به توسعه هوش مصنوعی ترغیب کرده‌اند؟ فرضیه پژوهش، با بهره‌گیری از روش توصیفی ـ تحلیلی و با استناد به نظریه قدرت هوشمند، این است که عربستان سعودی به‌منظور کاهش وابستگی به اقتصاد نفتی، تحقق اهداف چشم‌انداز ۲۰۳۰، توسعه قابلیت‌های فناورانه و ارتقای جایگاه بین‌المللی خود، سرمایه‌گذاری در حوزه هوش مصنوعی را به‌عنوان یکی از مسیرهای اصلی تحول اقتصادی و راهبردی دنبال می‌کند. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که هوش مصنوعی نه‌تنها یک فناوری نوین، بلکه ابزاری راهبردی در پیشبرد اهداف توسعه‌ای و تقویت مؤلفه‌های قدرت هوشمند عربستان سعودی به شمار می‌رود و در تحقق اهداف بلندمدت این کشور در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی نقش مؤثری ایفا می‌کند.

میان منطقه گرایی سیاست اقتصادی چین و نظم منطقه‌ ای در شورای همکاری خلیج فارس (2023-2004)

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245544

اشکان گل افشان

چکیده جمهوری خلق چین به‌عنوان کشوری که جایگاه آن در سطح نظام بین‌الملل پیوسته ارتقا یافته و با سایر قدرت‌های نظام بین‌الملل وارد رقابت شده است، شناخته می‌شود. رشد مستمر اقتصادی چین و برخورداری این کشور از مازاد سرمایه، حجم بالای تولیدات صنعتی، نیاز به بازارهای مصرف جدید، منابع انرژی ارزان و... باعث تغییر دستورکار اقتصادی دولت در ایجاد رویکرد توسعه و تثبیت قدرت در ساختارهای اقتصاد سیاسی بین‌الملل بویژه منطقه حساس غرب آسیا گردیده است. در این راستا، این پژوهش سعی دارد به این پرسش اساسی بپردازد که سیاست‌های اقتصادی چین در قبال شورای همکاری خلیج فارس، چه تاثیری بر روابط اعضای شورا داشته است؟ فرضیه پژوهش با روش کیفی و رویکرد تبیینی بدین صورت طراحی شده که روابط میان منطقه‌ای بین چین و اعضای شورای همکاری خلیج فارس منجر به شکل‌گیری شبکه‌ای از روابط بین اعضای شورا شده که افزایش سطح همکاری، رقابت و وابستگی متقابل بین اعضا را تقویت نموده است. بنابراین در این پژوهش تلاش می‌شود تاثیرگذاری حوزه مطالعاتی میان منطقه‌گرایی بر شاخص‌های همکاری و رقابت در شورای همکاری خلیج فارس مورد بررسی قرار گیرد. یافته‌های پژوهش موید این واقعیت است که در قالب الگوی استراتژی مشارکتی چین، سرمایه‌گذاری و روابط بین چین و کشورهای شورای همکاری خلیج فارس به‌سرعت گسترش‌یافته و در نتیجه انعقاد قراردادها و مشارکت‌های چینی مثل مشارکت جامع استراتژیک، ابتکار کمربند جاده، موافقتنامه چارچوب همکاری اقتصادی، تجاری، سرمایه‌گذاری و فناوری 2004، مذاکرات ایجاد توافقنامه تجارت آزاد، الگوی همکاری 3+2+1 و... همگرایی بین کشورهای شورای همکاری خلیج فارس تقویت شده است.

تحلیل سناریوی روابط ایران و رژیم صهیونیستی(۲۰۲۵-۲۰۳۵) : شناسایی عوامل کلیدی، طراحی سناریوهای آینده، و ارائه پاسخ‌های استراتژیک.

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245620

امین صادقی بکیانی

چکیده این پژوهش با هدف شناسایی عوامل کلیدی مؤثر در روابط ایران و رژیم‌صهیونیستی، طراحی سناریوهای احتمالی آینده (۲۰۲۵-۲۰۳۵)، ارزیابی احتمال وقوع و پیامدهای‌آنها، وارائه راهکارهای‌استراتژیک انجام شد. این مطالعه توصیفی-تحلیلی از نوع آینده‌پژوهی باروش تحلیل سناریو است. جامعه آماری منابع علمی مرتبط بود و نمونه‌گیری هدفمند انجام گرفت. یافته‌ها نشان داد که عوامل کلیدی شامل ایدئولوژی، برنامه هسته‌ای، ژئوپلیتیک، امنیت، اقتصاد، جنگ سایبری و نقش قدرت‌های بزرگ هستند که با تلفیق متغیر تعدیل‌کننده «تحولات سیاسی داخلی در ایران، آمریکا و رژیم صهیونیستی» چهار سناریو طراحی شد: ۱) جهان موازنه قدرت، ۲) جهان دیپلماسی و تنش محدود، ۳) جهان جنگ پنهان، و ۴) جهان درگیری مستقیم. ارزیابی احتمالات نشان می‌دهد که سناریوی «جنگ پنهان» با احتمال بسیار بالا به‌عنوان حالت تعادل پویا و مقاوم در برابر شوک‌های سیاسی عمل می‌کند. سناریوی «دیپلماسی و تنش محدود» در کوتاه‌مدت محتمل است اما در بلندمدت ناپایدار است. سناریوی «موازنه قدرت» احتمال پایین تا متوسط و سناریوی «درگیری مستقیم» احتمال کم دارد، هرچند به‌عنوان یک ریسک دنباله‌دار با پیامدهای فاجعه‌بار قابل توجه است. نتیجه‌گیری حاکی از آن است که احتمال جنگ گسترده پایین است، اما تنش‌های غیرمستقیم ادامه خواهد داشت. استراتژی‌های واکنشی برای ایران پیشنهاد گردید.

جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران؛ تحلیل پیامدهای ژئوپلیتیک- امنیت منطقه‌ای بر اساس رویکرد شبکه‌ای و انتقادی در روابط بین‌الملل.

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.245934

مرتضی بندری، حسن محمدی منفرد، عبدالرضا عالیشاهی

چکیده هدف پژوهش حاضر، تحلیل پیامدهای جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران بر امنیت منطقه‌ای، تعادل قدرت در غرب آسیا و واکنش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است. سوال اصلی پژوهش عبارت است از: «چگونه جنگ ۱۲ روزه رژیم صهیونیستی علیه ایران را می‌توان از منظر ژئوپلیتیک شبکه‌ای و امنیت انتقادی تحلیل نمود؟ و پیامدهای امنیتی و ژئوپلیتیکی آن چه خواهد بود؟» فرضیه پژوهش دلالت بر این موضوع دارد که جنگ کوتاه‌مدت رژیم صهیونیستی علیه ایران، با ایجاد اختلال در شبکه‌های سیاسی، اقتصادی و امنیتی منطقه، پیامدهای بلندمدت ژئوپلیتیکی و تهدیدات امنیت انسانی و منطقه‌ای را تشدید می‌کند. یافته‌های پژوهش با بهره‌گیری از ترکیب نظریه ژئوپلیتیک شبکه‌ای (برای تحلیل روابط پیچیده بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای) و رویکرد امنیت انتقادی (برای بررسی پیامدهای انسانی، اجتماعی و فراتر از تهدیدات نظامی) و با استفاده از روش تحلیل کیفی مبتنی بر مطالعات موردی، منابع ثانویه و تحلیل محتوای داده‌های سیاسی و امنیتی نشان داد که جنگ ۱۲ روزه، شبکه‌های منطقه‌ای را مختل کرده، امنیت جمعی و همکاری‌های منطقه‌ای را تضعیف و ثبات ژئوپلیتیکی غرب آسیا را تهدید می‌کند. این مطالعه بر اهمیت تحلیل شبکه‌ای و رویکرد انتقادی در فهم بحران‌های منطقه‌ای تأکید دارد و راهکارهایی برای تقویت امنیت جمعی و دیپلماسی پیشگیرانه ارائه می‌کند.

جهان اسلام

راهبرد های جرم‌ شناختی و سیاست‌ گذاری پیشگیری از خشونت دیجیتال علیه زنان و کودکان در جهان اسلام.

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.255016

فریبا فرشته متین، مهدی اسماعیلی، عباس تدین

چکیده هدف پژوهش مورد نظر بررسی راهبردهای جرم‌شناختی و سیاست‌گذاری پیشگیری از خشونت دیجیتال علیه زنان و کودکان در جهان اسلام می باشد : این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث ماهیت و روش، توصیفی–تحلیلی است که با رویکرد کیفی انجام شده است. داده‌های پژوهش از طریق مطالعه و تحلیل منابع مکتوب و الکترونیکی گردآوری شده است که شامل: کتب، مقالات علمی-پژوهشی داخلی و خارجی در حوزه حقوق کیفری، جرم‌شناسی و حقوق سایبری؛ قوانین و مقررات و اسناد مربوطه در این زمینه استفاده شده است . بر این اساس، ابزار اصلی تجزیه و تحلیل داده‌ها، فیش‌برداری پژوهشی، طبقه‌بندی مفاهیم و تحلیل نظام‌مند متون و اسناد است یافته‌های پژوهش: یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که خشونت دیجیتال علیه زنان و کودکان، به‌دلیل گسترش فناوری‌های ارتباطی و شبکه‌های اجتماعی، به یکی از مهم‌ترین اشکال بزه‌دیدگی نوین تبدیل شده است. نتایج حاکی از آن است که اتخاذ راهبردهای جرم‌شناختی پیشگیرانه، مشتمل بر آموزش و ارتقای سواد دیجیتال، تقویت حمایت‌های قانونی و قضایی، توسعه سازوکارهای گزارش‌دهی و حمایت از بزه‌دیدگان، مسئولیت‌پذیری پلتفرم‌های دیجیتال و تقویت همکاری میان نهادهای دولتی، قضایی و مدنی، نقش مؤثری در کاهش وقوع خشونت دیجیتال و محدودسازی آثار زیان‌بار آن دارد. همچنین، حمایت‌های ویژه و متناسب با نیازهای زنان و کودکان، از طریق مداخلات پیشگیرانه اجتماعی و وضعی، موجب افزایش امنیت سایبری، کاهش آسیب‌پذیری این گروه‌ها و ارتقای کارآمدی سیاست جنایی در مقابله با جرایم دیجیتال خواهد شد.

آوردگاه نوعثمان‌گرایی و محور مقاومت: تأثیر امنیتی رقابت ترکیه و ایران بر عراق.

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.250750

حسین رفیع

چکیده تحولات عراق پس از ۲۰۰۳، این کشور را به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت قدرت‌های منطقه‌ای تبدیل کرده است؛ رقابتی که در آن، ایران و ترکیه با اتکا به راهبردهای متفاوت، درصدد بازتعریف جایگاه خود در معماری امنیتی عراق و منطقه هستند. در این میان، نوعثمان‌گرایی ترکیه و محور مقاومت ایران، دو الگوی رقیب قدرت‌ورزی و نظم‌سازی منطقه‌ای را نمایندگی می‌کنند که پیامدهای امنیتی قابل‌توجهی برای حاکمیت، ثبات و امنیت عراق به همراه داشته‌اند. مسئله اصلی پژوهش حاضر، تبیین تأثیر رقابت این دو رویکرد بر محیط امنیتی عراق است. بر این اساس، سؤال اصلی پژوهش آن است که «رقابت نوعثمان‌گرایی و محور مقاومت چگونه بر محیط امنیتی عراق تأثیر گذاشته است؟». فرضیه پژوهش بر این مبنا استوار است که «ایران و ترکیه، هرکدام بسته به سکتور و زمینه خاص، میان راهبردهای امنیتی‌سازی و غیرامنیتی‌سازی در نوسان بوده‌اند و این رقابت دوسویه، صرف‌نظر از اینکه کدام بازیگر در کدام مقطع، کنشگر غالب امنیتی‌سازی بوده، به بازتولید وضعیت‌های امنیتی چندلایه و ناپایدار در عراق منجر شده است». پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده‌ها به شیوه اسنادی و کتابخانه‌ای گردآوری و با استفاده از تحلیل مضمون، در چارچوب نظریه امنیتی‌سازی مکتب کپنهاگ بررسی شده‌اند. یافته‌ها نشان می‌دهد که رقابت ایران و ترکیه در حوزه‌های سیاسی، نظامی، اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی، محیط امنیتی عراق را به فضایی چندلایه و متعارض تبدیل کرده و با تشدید منطق تهدید، مداخلات منطقه‌ای و محدودیت ظرفیت حاکمیت مستقل عراق، شکنندگی امنیتی این کشور را افزایش داده است.

الگوی رفتاری رژیم صهیونیستی علیه آوارگان فلسطینی ( با تاکید برآنروا)..

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.247036

ناصر پورحسن

چکیده رژیم صهیونیستی پس از عملیات طوفان الاقصی، مجموعه اقداماتی علیه فلسطینی‌ها انجام داده که یکی از شاخص‌ترین آنها، تلاش برای انحلال «آنروا» بوده است. هدف این مقاله، واکاوی بنیان‌های مخالفت این رژیم با نهاد آنروا است. مساله اصلی این نوشتار، مجموعه اقدامات رژیم صهیونیستی عیله آنروا از جمله نابودسازی زیرساخت‌ها و امکانات آنروا، اتهام همکاری با حماس، کشتار اعضای آن و در نهایت مصوبه کنست مبنی بر ممنوعیت فعالیت این کارگزاری در سرزمین‌های اشغالی از 7 اکتبر2023 تا ژانویه 2025، است. سوال اصلی مقاله عبارتست از: «مهمترین الگوهای رفتاری رژیم صهیونیستی علیه آوارگان فلسطینی کدامند و دلیل اصلی مخالفت این رژیم با فعالیت‌های آنروا در مساله فلسطین و بویژه در نوار غزه چیست؟» فرضیه مقاله اینگونه صورت‌بندی شده است : « با توجه به اینکه آنروا موجب استمرار مساله آوارگان فلسطینی و حفظ هویت آنها برای پیگیری حق بازگشت شده، رژیم صهیونیستی می‌کوشد با حذف نهاد آنروا، حق بازگشت را منتفی کند». یافته‌های مقاله نشان می‌دهد رژیم صهیونیستی طی 77 سال اخیر برای حذف مساله آوارگان فلسطینی، اقداماتی چون روایت‌‌سازی جعلی، پرداخت غرامت، انتقال و استقرار در کشورهای ثالث، مبادله با آوارگان یهودی، کوچ اجباری، گرسنگی دادن و سرانجام انحلال آنروا را پیگیری کرده‌است. فرضیه این مقاله با تحلیل داده‌های معتبر، با روش کیفی و رویکرد توصیفی- تحلیلی پردازش شده و روش گردآوری داده‌ها نیز، کتابخانه‌ای بوده است.

تبیین مؤلفه‌ها و اصول تربیت سیاسی از منظر مقام معظم رهبری.

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.247953

متین زاج زاد، احمد آذین، سید حسن ملائکه

چکیده تربیت سیاسی نقش کلیدی در شکل‌دهی کنشگران و جهت‌گیری‌های جامعه دارد. در اندیشه مقام معظم رهبری، این مفهوم علاوه بر تعریف در چارچوب نظری اسلام انقلابی، به‌عنوان ابزاری راهبردی برای تحقق «تمدن نوین اسلامی» و مواجهه با چالش‌های معاصر مطرح است. این پژوهش با استفاده از تحلیل مضمون، اصول و مؤلفه‌های تربیت سیاسی در اندیشه ایشان را شناسایی و تبیین می‌کند و هدف آن ارائه مدلی سیاست‌گذاری برای نهادهای آموزشی و سیاسی ایران است. شش الزام کلیدی تربیت سیاسی از متون رهبری استخراج و در قالب مدلی سه‌بعدی شامل مبانی نظری، اصول بنیادین و رویکردهای روش‌شناختی بررسی شد. مؤلفه‌های اصلی تربیت سیاسی شامل: عدالت‌محوری و تربیت اخلاقی-قانونی، تربیت عقلانی-معنوی، مسئولیت حکومت در آموزش و ریشه‌کنی بی‌سوادی نقش خانواده و تربیت خانوادگی، مقاومت و تربیت سیاسی-اجتماعی، تربیت معنوی و تزکیه نفس در راستای ظهور این مطالعه نشان می‌دهد تربیت سیاسی در اندیشه رهبری یک پروژه جامع و چندوجهی است که ابعاد فردی، اجتماعی، حکومتی و معنوی را در بر می‌گیرد و هدف آن ایجاد جامعه‌ای مبتنی بر ارزش‌های اسلامی و انقلابی است.

جهان اسلام

اعتماد سازی مخاطب در رسانه ی BBC فارسی و مقایسه آن با صدا و سیما

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.248344

عباسعلی دردشتی، فرحناز مصطفوی کهنگی، مجتبی شاهنوشی، مهربان هادی پیکانی

چکیده هدف از مطالعه حاضر، تبیین الگوی اعتماد سازی مخاطب در رسانه‌ BBC فارسی و مقایسه آن با رسانه ملی بوده است. پژوهش حاضر یک مطالعه آمیخته (کیفی- کمی) و از نوع تحقیقات کاربردی است. جامعه آماری شامل کلیه‌ی مخاطبان رسانه BBC فارسی در ایران در سال 1404 است برابر با 10 میلیون نفر که از طریق رسانه‌های دیجیتال (تلویزیون، وبسایت و شبکه‌های اجتماعی) به این شبکه دسترسی دارند. برای بخش کیفی، نمونه گیری هدفمند انجام شد و تعداد 72 نفر از مخاطبان کلیدی که به طور منظم برنامه‌های BBC فارسی را تماشا می‌کردند. در بخش کمی، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی در دسترس، 384 نفر با فرمول نمونه گیری کوکران از مخاطبان شبکه BBC فارسی انتخاب شدند. برای بخش کمی، پرسشنامه‌ا‌ی جامع با 20 سوال بسته در مقیاس لیکرت 5 درجه‌ای طراحی شد که میزان اعتماد مخاطبان به رسانه BBC فارسی و عوامل مؤثر بر آن (شامل شفافیت، بی‌طرفی، و تعامل) را می‌سنجید. برای بخش کیفی، مصاحبه‌های نیمه ساختار یافته با پرسش‌های باز با 72 نفر از مخاطبان انجام شد زمان هر مصاحبه بین 45 الی 60 دقیقه بود و تمام مصاحبه‌ها ضبط، پیاده‌سازی و کدگذاری شدند. یافته‌های پژوهش نشان داد، عوامل اعتماد سازی مخاطبان در رسانه ملی شامل شفافیت و صداقت، بی‌طرفی در اخبار، تعامل و پاسخگویی و تحلیل‌های معتبر خبری می‌باشد.

خشونت خاموش، بی‌عدالتی هرمنوتیکی و مقاومت معرفتی در جهان اسلام.

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.248351

امید شفیعی قهفرخی

چکیده عدالت در جهان اسلام، تنها به توزیع عادلانه منابع مادی محدود نمی‌شود، بلکه بنیانی عمیق‌تر در سامان‌دهی عادلانه معرفت و معنا دارد. بی‌عدالتی در عرصه معرفت، با خاموش‌سازی صداها و حذف روایت‌های اصیل، نه‌تنها فهم تجربیات جوامع اسلامی را ناممکن می‌سازد، بلکه آنان را از عاملیت تاریخی و توانایی تصور آینده‌ای روشن محروم می‌کند. این پژوهش به بررسی «خشونت خاموش» در جهان اسلام می‌پردازد؛ شکلی غیرفیزیکی اما عمیق از سلطه که در ساحت معنا، زبان و بازنمایی عمل می‌کند و با ایجاد «بی‌عدالتی هرمنوتیکی»، امکان بیان و تفسیر رنج‌های جوامع را سلب می‌نماید. در این پژوهش، با به‌کارگیری روش تحلیلی-انتقادی و تلفیق چارچوب‌های معرفت‌شناسی اجتماعی، مطالعات پسااستعماری و نظریه انتقادی، دو شکل اصلی این خشونت تحلیل شده‌اند: نخست، «استعمار گفتمانی غرب» که با کنترل نهادهای تولید دانش، روایت‌های اسلامی را تحریف یا محو می‌کند؛ و دوم، «خشونت رادیکالیسم تکفیری» که با مصادره مفاهیم دینی، زبان ایمان را به ابزار خاموش‌سازی صداهای درونی اسلام تبدیل می‌نماید. یافته‌ها نشان می‌دهند این دو شکل، از طریق سه سازِکار مشترک «تحریف معنا»، «تخریب زمان» و «محو امید» به هم می‌پیوندند و شبکه‌ای از بی‌عدالتی هرمنوتیکی تمدنی را ایجاد می‌کنند که هم به درگیری‌ها دامن می‌زند و هم توان تصور و اقدام برای تغییر را تضعیف می‌کند. مقاله در پایان، راهبردهای «عدالت ترمیمی معرفتی» را از طریق «رزونانس تاریخی»، «استعمارزدایی مفهومی»، «عدالت طراحی» و «بازپس‌گیری فضای دلایل» پیشنهاد می‌دهد.

منطقه گرایی نوین و نقش آفرینی شبکه ای مناطق آزاد خلیج فارس با تاکید بر قشم و دبی..

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.248423

روح الله حسینی، روپاک ملاکه، معراج جعفری

چکیده در جهانی شدن معاصر، شرکت‌ها با دورسپاری و برون سپاری بخش‌های متفاوت خود اقدام به ایجاد شیوه تولید جدید پست فوردیستی می‌کنند که باعث به وجود آمدن جهان جدیدی به نام جهانی شدن شرکتی شده است. در این سبک از جهانی شدن، شرکت‌ها برای تولید، اقدام به ایجاد ارتباطات با شرکت‌های دیگر و با شعبه‌های خود در سطح جهانی می‌کنند که جهان شبکه‌ای را به وجود می‌آورد. جهان شبکه‌ای خود مبتنی بر فضای مکان‌ها و فضای جریان‌ها است و با ایجاد خطوط ارتباطی میان شرکت‌ها بر روی نقشه‌های جغرافیایی مشخص می‌شود. با ترسیم این خطوط مشخص می‌شود که در مناطق خاصی تراکم ارتباطات و جریان ها بیشتر است و این خود نشان دهنده این است که مکان گزینی و استقرار شعبه‌های مختلف شرکت‌ها در یک منطقه برجسته‌تر است که خود باعث به وجود آمدن منطقه گرایی نوینی با مرزهای متخلل و متشکل از شرکت‌های مختلف جهانی شده است که با منطقه‌گرایی سنتی، دارای مرزهای مشخص و ثابت متفاوت است. نمونه‌های متفاوت این منطقه گرایی را می توان در اتحادیه هانسایی در گذشته و اتحادیه شهرهای دریای مدیترانه دید. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی شکل جدید منطقه گرایی نوین را به عنوان الگوی مناسبی برای مناطق آزاد خلیج فارس در بستر جهانی شدن می‌باشد، مورد بررسی قرار داده است. در این مقاله به دنبال پاسخ به این سوال هستیم که پیوندهای فراملی منطقه آزاد قشم در مقایسه با منطقه آزاد دبی و سایر کشورهای خلیج فارس چگونه است؟ بنظر می رسد که منطقه آزاد قشم دارای پیوندهای مناسبی نیست.

بازشناسی راهبرد ضدتروریستی سازمان همکاری شانگهای در چارچوب نظریۀ مجموعۀ امنیتی منطقه‌ای.

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.254373

احمد رشیدی، پیمان نمامیان

چکیده این مقاله به بررسی روند شکل‌گیری، تحولات و رویکرد سازمان همکاری شانگهای در مبارزه با تروریسم می‌پردازد. سازمان مزبور که ابتدا با هدف حل اختلافات مرزی و ارتقای امنیت منطقه‌ای میان کشورهای عضو تأسیس شد، به تدریج به نهادی چندوجهی با فعالیت در حوزه‌های امنیتی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی تبدیل شده است. با این حال، تمرکز اصلی سازمان همچنان بر همکاری‌های امنیتی، به ویژه مبارزه با تهدیدات تروریسم، افراط‌گرایی و تجزیه‌طلبی باقی مانده است. در این میان، ساختار منطقه‌ای ضدتروریستی این سازمان نقش کلیدی در هماهنگی اطلاعات امنیتی و اجرای عملیات‌های مشترک دارد. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی و استفاده از نظریه «مجموعه امنیتی منطقه‌ای» باری بوزان به تحلیل رویکرد ضدتروریستی سازمان می‌پردازد و در این راستا به این سوال پاسخ می‌گوید که راهبرد سازمان همکاری شانگهای در مبارزه با تروریسم بر مبنای چه مولفه-هایی قوام یافته است؟ با کاربست نظریه مجموعه امنیتی منطقه‌ای، یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد راهبرد ضد تروریستی سازمان همکاری شانگاهی دربرگیرندۀ مولفه‌های زیر است: صورتبندی الگوی دوستی و دشمنی در نظام بین الملل، شناسایی تهدیدهای مشترک، وابستگی متقابل امنیتی کشورها، ضرورت همکاری منطقه‌ای برای مقابله با تهدیدها، نقش هژمونیک قدرتهای چین و روسیه، توجه به ابعاد غیرنظامی امنیت (مفهوم چندبعدی امنیت) و تلاش برای ایجاد قواعد حقوقی و هنجارهای مشترک. با این وجود، عملکرد این سازمان عمدتاً مقابله‌ای و عملیاتی بوده و بر حفظ حاکمیت دولت‌های عضو در برابر تجزیه‌طلبی و افراط‌گرایی تمرکز دارد. این در حالی است که در برنامه‌های سازمان به جنبه‌های پیشگیرانه و ملاحظات حقوق بشری توجه کافی نشده است.

جهان اسلام

تحلیل تطبیقی تحولات حقوق و نهاد های اداری و پیامد های آن بر توسعه اقتصادی ایران در دوره مشروطه و جمهوری اسلامی.

https://doi.org/10.22034/fasiw.2026.255015

ابوطالب اصغری جیرهنده، یدالله عسگری، سیدمحمد مهدی غمامی

چکیده حقوق اداری تبیین کننده و تنظیم کنندهی روابط بین مردم و دولت و ناظر بر فعالیت‌های مربوط به خدمات عمومی و حفظ نظم عمومی سازمان‌های اداری است و به دلیل عدم درک تاریخی از مفهوم «اداره» و حقوق ناظر بر آن، امکان شکل‌گیریِ حقوق اداری کارآمد و منسجم در ایران را با چالش مواجه ساخته است. بررسی سیر تحولات نظام اداری طی صد سال اخیر نشان می‌دهد که برنامههای متعددی در راستای بهبود آن چه قبل و چه بعد از انقلاب اجرا شده است. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به بررسی مبانی تحول حقوق اداری در ایران از دوران قاجار و پهلوی تا تحولات پس از انقلاب 1357 پرداخت. با بررسی سیر تاریخی تحولات حقوق اداری ایران، مشاهده می‌شود که دوره مشروطه نقطه عطفی در آغاز مدرن‌سازی ساختار اداری کشور بوده است. در این دوره، اصول تفکیک قوا، مسئولیت دولت در برابر ملت و تلاش برای ایجاد نظام پاسخگو و شفاف مطرح، اما همچنان تمرکزگرایی و اقتدار غیرپاسخگو و غیرقابل نظارت قضائی حاکمیت در اداره امور عمومی حاکم بود. پس از انقلاب اسلامی، با ایجاد ساختار سیاسی و اجتماعی نوین، نظام جدیدی در حقوق اداری مطرح شد. تأکید بر شفافیت، پاسخگویی دولت، نظارت قضائی و حمایت از حقوق شهروندی در قانونگذاری و رویه‌های اجرایی مشاهده می‌شود، اما اجرای کامل این اصول در عمل با چالش‌های متعددی مواجه است.